تراژدی سینما در میان جنگ و تورم/ گیشههای زخمی از خمپارههای ناپیدای جنگ
تحریریه آوش/ حال سینمای ایران در میانه تعطیلات ناشی از جنگ و عزای عمومی و کنارهگیری کردن مردم از سینما آن هم به خاطر بهای بالای بلیت دست و پا میزند. خالی شدن جیب مردم و کوچک شدن سفرهها و ترکیب با شرایط اضطرار جنگی اکنون باعث شده تا سینمای ایران بیش از گذشته تنها شود
این روزها سینمای ایران دیگر رمق ندارد. تعطیلات، جنگ، عزاداری و کوچک شدن سبد تفریح ضربههای محکمی بود که بر پیکر سینما اصابت کرد و سینما دیگر مثل سابق طرفدار ندارد و فیلمها آنطور که باید فروش نمیکنند. تا همین چند وقت پیش حرف از طرحهایی میشد که قرار بود سینما را نجات دهد و دغدغه سینماداران این بود که چگونه با بلیتهای شناور و طرحهای حمایتی، خانوادهها را به سالنها برگردانند؛ اما حالا همه چیز عوض شده است. دیگر دغدغه سینماداران قیمت بلیتها نیست؛ بلکه حالا حرف از نجات دادن صنعت سینماست.
حال سینمای ایران در میانه تعطیلات ناشی از جنگ و عزای عمومی و کنارهگیری کردن مردم از سینما آن هم به خاطر بهای بالای بلیت دست و پا میزند. خالی شدن جیب مردم و کوچک شدن سفرهها و ترکیب با شرایط اضطرار جنگی اکنون باعث شده تا سینمای ایران بیش از گذشته تنها شود. در چنین شرایطی که سایه سنگین تحولات سیاسی و نظامی بر تمامی ارکان اقتصادی کشور سنگینی میکند، خبر بازگشایی محدود برخی از سینماهای کشور از روز جمعه ۲۲ اسفندماه، بار دیگر پرسشهای جدی را درباره بقای «اقتصاد فرهنگ» در دوران بحران بر سر زبانها انداخته است. طبق پیگیریها، فعلاً چراغ سالنهای مجموعه «بهمن سبز» (وابسته به حوزه هنری) روشن خواهد شد؛ اما آیا باز شدن درهای سالنها به معنای بازگشت رونق به صنعتی است که این روزها بیش از هر زمان دیگری از «اولویت سبد خرید مردم» خارج شده است؟
نگاهی به آمارهای فروش در ماههای پایانی سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که سینمای ایران یکی از سختترین دورانهای خود را سپری میکند. بر اساس دادههای سامانه سمفا، در هفتههای گذشته و همزمان با اوجگیری تنوع تنشهای منطقهای، میزان فروش فیلمها با ریزشهای دراماتیک ۸۰ درصدی مواجه شده است.
واقعیت این است که در شرایط «شبهجنگی»، سینما اولین قربانی تغییر رفتار مصرفکننده است. وقتی جامعه درگیر اخبار لحظهای، نگرانی از نرخ ارز و امنیت عمومی است، نیازهای ثانویه مانند تماشای فیلم در سالنهای تاریک، جای خود را به پیگیری اخبار در پناهگاهها یا خانهها میدهد. اقتصاد سینما در ایران که پیش از این نیز با تورم ۵۰ درصدی تولید دستوپنجه نرم میکرد، حالا با پدیده «قهر مخاطب نه از سر بیعلاقگی، بلکه از سر اضطرار» روبروست.
از سفرههای کوچک تا کم شدن میل به تفریح
دادههای موجود، حاکی از آن هستند که سینمای ایران با بحرانی بسیار جدی روبهروست. مطابق با آخرین خبرها، سینمای ایران ۳۰ تا ۵۰ درصد مخاطبینش را از دست داده است. نگاهی به آمارهای فروش در ماههای پایانی سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که سینمای ایران یکی از سختترین دورانهای خود را سپری میکند. بر اساس دادههای سامانه سمفا، در هفتههای گذشته و همزمان با اوجگیری تنوع تنشهای منطقهای، میزان فروش فیلمها با ریزشهای دراماتیک ۸۰ درصدی مواجه شده است.
بعد از اعتراضات دی ماه فروش سینماها از قبل هم کمتر شد. آن طور که مهدی سجادهچی، فیلمنامهنویس و رئیس دو دوره کانون فیلمنامهنویسان سینمای ایران میگوید «این که بهناگاه بگوییم کیفیت فیلمها کم شده، معنا ندارد و نمیشود که تعداد زیادی فیلم ناگهان بد بشوند. من با اینکه فیلمها بد هستند یا خوبند کار ندارم، ولی این که بگوییم فیلمهایی که الان هستند، ناگهان با استاندارد قبل از دیماه بهکلی تغییر کردهاند، حرف بدون مبنایی است.»
او همچنین بر این باور است که تهدیدهای نظامی آمریکا علیه ایران، در این بیثباتی بیتاثیر نیست. در کنار همه اینها، ماجرای دیماه، فارغ از اینکه چه تعداد کشته بر جا گذاشته است، یکی از مهمترین دلایل مردم برای دوری از سینما است. او میگوید: نمیشود که اتفاقات دیماه را دستکم گرفت و مسئولیت آن را نپذیرفت. این وقایع بزرگ، میل مردم را به تفریح آشکار کاهش میدهد. علاوهبر این، اقتصاد ما پیشاز این هم دچار مشکل بود. نمیتوانم بگویم که اقتصاد در بدترین شرایط موجود است چون من نمیدانم شرایط در گذشته چطور بوده است، اما من در طول ۶۴ سال زندگیام به یاد ندارم که شرایط اقتصادی تا این حد مردم را نسبت به معاش خود نگران کرده باشد. در شرایط فعلی، موضوع این فقط این نیست که قیمت دلار چقدر باشد، موضوع اصلی این است که این قیمتها چقدر ثبات داشته باشند.

حاکمیت باید از سینما جدا شود
این فیلمنامهنویس همچنین بر این باور است که سینما باید استقلال خودش را حفظ کند و دولت خود را از سینما کنار بکشد. او میگوید: کاری با عده قلیلی از اهالی سینما که کارشان با دولت گره خورده و بلدند از دولت خوب پول بگیرند ندارم، اما بهنظر من حاکمیت باید بهتدریج خودش را از پدیدهها مدنیای که اصولا ذات مردمی دارند، کنار بکشد.
موضوع این است که تعطیلی سینماها، اما لزوما مربوط به شرایط جنگی نیست و در ماههای اخیر به صورت گاه و بیگاه تجربه شده است؛ از جنگ گرفته تا روزهای عزای عمومی یا آلودگی هوا. این وضعیت چنان است که حتی چندی قبل صدای فعالان این حوزه را درآورد و هشدارهای تندی را روانه مدیریت دولتی کرد.
شکاف عمیق میان هزینه تولید و قیمت بلیت
البته که بسیاری از صاحبان سینما میگویند که کمرمق شدن سینما تنها مختص به اتفاقت اخیر نیست و گاه و بیگاه رخ میداده. مثلا مدیران پردیسهای بزرگی نظیر «مگامال» در ماههای اخیر به صراحت از سیاستهای تعطیلی سلیقهای انتقاد کردهاند. آنها معتقدند در حالی که مراکز خرید و رستورانها باز هستند، تعطیلی سینماها به بهانههای امنیتی یا عزای عمومی، تنها تیر خلاصی به پیکر نیمهجان این صنف است.
همایون اسعدیان، دبیر شورای صنفی نمایش، نیز پیشتر در گفتوگوهایی تاکید کرده که «مردم ممکن است هنوز به کافه بروند، اما سینما از اولویت آنها خارج شده است». او به شکاف عمیق میان هزینه تولید و قیمت بلیت اشاره دارد؛ جایی که بلیت ۱۰۰ تا ۱۱۰ هزار تومانی (حدود یک دلار) حتی هزینه برق و پرسنل سالن را در روزهای کممخاطب پوشش نمیدهد، چه رسد به بازگشت سرمایه فیلمهایی که تولیدشان بالای ۵۰ میلیارد تومان هزینه برداشته است.
این شرایط در حالی برای سینما داران هر روز سختتر میشود که وقتی طرحهایی مانند «زنگ سینما» برای آوردن دانشآموزان مناطق کمبرخوردار اجرا میشود، یک حقیقت دیگر نیز آشکار میشود که بخش بزرگی از نسل جدید، برای نخستین بار است که قدم در سالن سینما میگذارد. این یعنی سینما در ایران، حتی پیش از شرایط جنگی، به دلیل فشارهای اقتصادی به یک «تجربه دور از دسترس» برای طبقات پایین و متوسط تبدیل شده بود. حالا با اضافه شدن سایه جنگ، این شکاف عمیقتر شده و سینما رسماً از اولویتهای حیاتی مردم خارج شده است.

تهران، تبریز و اصفهان اکران فیلم ندارند
در کنار تمام این موارد شرایط جنگی و عزاداریهای اخیر و درآمد پایین مردم صنعت سینما را بیش از گذشته با مشکل روبهرو کرده است. فیلمهای کمدی در بسیاری از شهرها و سینماها امکان اکران ندارند و آنهایی هم که اکران میشوند در شهرهای بزرگ مثل تهران، تبریز و اصفهان مجاز نیستند و سینماهای سایر شهرها میتوانند با هماهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به نمایش اقدام کنند.
بر این اساس، فیلمهایی که پیش از تعطیلات اخیر و پیش از جنگ روی پرده بودند، همچنان به اکران خود ادامه میدهند و فیلمهای «احمد»، «یوز»، «افسانه سپهر»، «رخ نیلو»، «ژولیت و شاه»، «دختر برقی»، «ملکه آلیشون» و «مجنون» از جمله آثاری هستند که در چرخه اکران باقی ماندهاند.
تکلیف اکران فیلمهای نوروزی مشخص نیست
شرایط بحرانی فعلی برای سینمای ایران و گیشهها نیز در حالی رخ میدهد که هرساله با نزدیک شدن به نوروز شاهد اکران فیلمهای نوروزی بودهایم و حال به نظر میرسد که نوروز امسال متفاوت است و احتمالا تمام فیلمهایی که برای نوروز نوبت اکران داشتند نتوانند روی پرده سینما بروند. چنان که گفته میشود که سازمان سینمایی در حال رایزنی است تا یکی دو فیلم دیگر به چرخه اکران اضافه شوند.
طبق اعلام مجتبی بهزادیان، مدیرکل دفتر عرضه و نمایش فیلم سازمان سینمایی شورای صنفی نمایش مصوب کرده است که فیلمهایی که به چرخه اکران اضافه میشوند، از بستههای تشویقی ویژهای بهرهمند شوند. به عنوان نمونه مدت اکران این فیلمها افزایش خواهد یافت و محدودیت سانس و روز که در آئیننامه پیشبینی شده بود، برای این آثار حذف میشود.
این تصمیم در حالی اتخاذ شده است که سینماداران و اهالی سینما امیدوارند با شروع مجدد اکرانها و استفاده از مشوقهای در نظر گرفته شده، رونق به سالنهای سینما بازگردد.
اما در این میان بخش خصوصی سینمانیز به درستی هشدار میدهد که بدون حمایت ساختاری، شفافیت مالی و از همه مهمتر، بازگرداندن احساس امنیت به جامعه، چراغهای سینما حتی اگر روشن شوند، گرمایی به اقتصاد فرهنگ نخواهند بخشید. سینمای ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به تدبیر در اکران همراه با بسته کمک فوری به سینماداران نیاز دارد تا در هیاهوی آژیرهای قرمز، خاموشی سهم آن نباشد.