EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۱۵۵۵
«آوش« در گفت و گو با یک ناشر بررسی کرد

سوگ‌نامه‌ای برای اندیشه/ سقوط صنعت نشر ایران از تیراژ هزار نسخه‌ای تا چاپ ۳۰ جلد

چگونه گرانی کاغذ و بحران‌های اقتصادی صنعت نشر ایران را به زانو درآورد؟

تحریریه آوش/ بحران اقتصادی و تورم افسارگسیخته در سال‌های اخیر، بخش‌های مختلف تولیدی را در ایران متاثر کرده است، اما در این میان، فرهنگ و مشخصا صنعت نشر با یکی از عمیق‌ترین و هولناک‌ترین دوران‌های حیات خود مواجه شده است.

سوگ‌نامه‌ای برای اندیشه/ سقوط صنعت نشر ایران از تیراژ هزار نسخه‌ای تا چاپ ۳۰ جلد

بحران اقتصادی و تورم افسارگسیخته در سال‌های اخیر، بخش‌های مختلف تولیدی را در ایران متاثر کرده است، اما در این میان، فرهنگ و مشخصا صنعت نشر با یکی از عمیق‌ترین و هولناک‌ترین دوران‌های حیات خود مواجه شده است.  افزایش لحظه‌ای قیمت مواد اولیه به ویژه کاغذ، زینک و ملزومات چاپ، هزینه‌های سرسام‌آور لیتوگرافی و صحافی، و کاهش شدید قدرت خرید مردم، دست به دست هم داده‌اند تا کتاب تولیدی در کشور گام‌به‌گام از سبد کالاهای اساسی و حتی فرهنگی خانواده‌ها حذف شود.

گزارش‌های میدانی و آمارهای رسمی نشان می‌دهند که تعادل میان هزینه و فایده در زنجیره تولید کتاب به طور کامل از بین رفته و ناشران مستقل و کوچک، بیش از هر زمان دیگری در تاریخ معاصر، در آستانه ورشکستگی، تغییر کاربری یا تعطیلی مطلق قرار گرفته‌اند. در این وضعیت، نه‌ تنها چرخه اقتصادی کتاب فلج شده، بلکه ویترین کتاب ‌فروشی‌ها نیز تحت تاثیر پدیده تخفیف‌های نجومی و قاچاق کتاب، اصالت خود را از دست داده است.

صنعت نشر2


سقوط آزاد تیراژ کتاب و بحران تناسب هزینه و فایده

نگاهی به آمارهای رسمی حوزه نشر در سال‌های اخیر عمق فاجعه را بیشتر نمایان می‌کند. در حالی که در دهه‌های گذشته تیراژ کتاب‌های عمومی در ایران عددی بین دو تا پنج هزار نسخه را ثبت می‌کرد، امروزه این رقم در روندی نزولی و نگران ‌کننده به متوسط ۲۰۰ تا ۵۰۰ نسخه رسیده است. حتی در موارد متعددی، ناشران ناچار می‌شوند برای سنجش بازار یا کاهش ریسک سرمایه ‌گذاری، اثر را با تیراژهای خنده‌دار دو رقمی یعنی حدود ۳۰ تا ۵۰ نسخه و به صورت دیجیتال چاپ کنند. این سقوط آزاد شمارگان کتاب، مستقیما به ناترازی شدید میان هزینه‌های تولید و درآمد حاصل از فروش بازمی‌گردد.

هزینه‌های ثابت پیش از چاپ مانند ترجمه، ویراستاری، نمونه‌ خوانی و طراحی جلد، به طور ثابت بار مالی سنگینی را به ناشر تحمیل می‌کنند. زمانی که این هزینه‌ها بر تعداد تیراژ پایینی نظیر ۲۰۰ نسخه تقسیم می‌شود، قیمت تمام‌ شده هر جلد کتاب به شکلی سرسام‌آور افزایش می‌یابد. در نتیجه، ناشر ناچار است قیمتی روی پشت جلد درج کند که برای مخاطب عمومی تکان ‌دهنده و غیرقابل ‌تحمل است. این مارپیچ نزولی سبب می‌شود که قیمت بالا، خریدار را فراری دهد و فرار خریدار، تیراژ نوبت‌های بعدی را پایین‌تر بیاورد تا جایی که عملا تولید اثر جدید یا بازنشر آثار گذشته، توجیه اقتصادی خود را به کلی از دست می‌دهد.
 

گرانی روزافزون مواد اولیه و کوچ اجباری ناشران

موتور محرک این بحران بی‌سابقه، قیمت کاغذ نوسانی و وابسته به ارز است که به عنوان اصلی‌ترین رکن ملزومات چاپ، هر روز رکوردی جدید ثبت می‌کند. وابستگی شدید صنعت نشر ایران به کاغذهای وارداتی باعث شده است که هرگونه تکان ارزی در بازار آزاد، فورا قیمت بند کاغذ را جابه‌جا کند. ناشران می‌گویند ثبات قیمت در این حرفه به یک رویای دست ‌نیافتنی تبدیل شده است؛ به طوری که قیمت ملزومات چاپ صبح با عصر تفاوت دارد و امکان هرگونه برنامه‌ ریزی میان ‌مدت را از مدیریت بنگاه‌های نشر سلب کرده است.

این عدم امنیت اقتصادی، ناشران کوچک و مستقل را که فاقد رانت‌های دولتی یا سرمایه‌های کلان انباشته هستند، به شدت در تنگنا قرار داده است. بسیاری از فعالان قدیمی این عرصه که سال‌ها عمر خود را صرف اشاعه فرهنگ و اندیشه کرده‌اند، اکنون یا ناچار به تعدیل گسترده نیروهای متخصص خود شده‌اند یا کرکره دکان‌های خود را پایین کشیده‌اند. مغازه‌ها و دفاتر نشری که روزگاری محل رفت ‌و آمد اهل قلم بود، این روزها تغییر کاربری داده و به کافه، صرافی، یا فروشگاه‌های لوازم لوکس تبدیل می‌شوند. کوچ اجباری سرمایه‌ها از بخش فرهنگ به بخش‌های غیرفرهنگی و دلالی، آشکارا نشان می‌دهد که در فضای اقتصادی کنونی، سرمایه ‌گذاری بر روی اندیشه و آگاهی، به فعالیتی زیان‌ده و انتحاری بدل شده است.
 

صنعت نشر

فروپاشی صنف نشر گفت‌وگو با یک ناشر

برای درک ملموس‌تر این واقعیت تلخ، «مریم بیانی»، از ناشران باسابقه و فعال حوزه کتاب، در گفت‌وگو با «آوش»، تصویری واقع‌گرایانه و بدون رتوش از وضعیت فعلی ارائه می‌دهد. او معتقد است که وضعیت صنعت نشر در ایران از مرحله بحران‌های معمول اقتصادی عبور کرده و به مرز فروپاشی کامل و بی‌بازگشت رسیده است.

بیانی با اشاره به هزینه‌های نجومی تولید می‌گوید که گرانی سرسام‌آور کاغذ و مواد اولیه که به صورت روزانه و بدون هیچ ضابطه‌ای در حال تغییر است، کمر ناشران مستقل را شکسته است. او تاکید می‌کند که وقتی تیراژ کتاب به عددهای خنده‌دار دو رقمی می‌رسد، یعنی ما عملا تولید صنعتی کتاب را متوقف کرده‌ایم و به سمت تولید دستی و سفارشی رفته‌ایم.

این اتفاق تلخ باعث می‌شود قیمت هر جلد کتاب به حدی بالا برود که کتاب به صورت اتوماتیک از سبد خرید خانواده‌ها حذف شود، چرا که در شرایط دشوار معیشتی، نان و ملزومات اولیه زندگی همواره بر خرید کالای فرهنگی اولویت دارند.

این ناشر در ادامه با ابراز تاسف از وضعیت همکاران خود می‌افزاید که در این چرخه ویرانگر و بی‌رحم، تعداد زیادی از ناشران خوش‌نام ناچار به تعدیل نیروهای باسابقه خود شدند تا هزینه‌های جاری را کاهش دهند. اما برای بسیاری، این راهکار هم جواب نداد و در نهایت برای بقای مادی خود، کسب‌وکار فرهنگی‌شان را به طور کامل تعطیل کردند و به سمت مشاغل غیرفرهنگی و تجاری رفتند.
بیانی معتقد است این یک حقیقت عریان و بسیار تلخ است که نشان می‌دهد تولید اندیشه، ترجمه سره از ناسره و تالیف کتاب در کشور ما دیگر کمترین توجیه اقتصادی ندارد و ناشران ترجیح می‌دهند طلا، آهن یا کالاهای مصرفی بخرند و بفروشند تا چرخ اقتصادی زندگی‌شان بچرخه، نه اینکه سرمایه خود را در فرآیند طولانی و پرریسک نشر کتاب به مخاطره بیندازند.
 

پدیده حراج کتاب و تخفیف‌های نجومی

یکی دیگر از چالش‌های عمیق و ساختاری که در سال‌های اخیر نظام توزیع و فروش کتاب را به شدت مخدوش کرده، رواج پدیده حراج کتاب با تخفیف‌های نجومی ۵۰ تا ۷۰ درصدی در پلتفرم‌های آنلاین، ایستگاه‌های مترو و پیاده‌روهای پرتردد شهر است. در نگاه اول، شاید این تخفیف‌ها فرصتی مناسب برای کتاب‌خوان شدن جامعه به نظر برسد، اما کارشناسان و صنف نشر معتقدند این جریان نه‌تنها کمکی به فرهنگ نمی‌کند، بلکه بوی مرگ صنعت نشر رسمی را با خود به همراه دارد.

بخش عمده‌ای از کتاب‌هایی که در این حراجی‌های بزرگ و دائمی عرضه می‌شوند، آثار قاچاق، افست غیرقانونی یا کتاب‌های با ترجمه‌های سرقتی و کپی‌پیست هستند. سودجویان بدون پرداخت دستمزد به مترجم، نویسنده، ویراستار و بدون پذیرش هزینه‌های قانونی مجوز و پروانه نشر، آثار پرفروش ناشران اصلی را با کیفیتی بسیار پایین و کاغذی نامرغوب به صورت انبوه چاپ می‌کنند و با درج قیمت‌های ساختگی و نجومی پشت جلد، تخفیف‌های فریبنده ۵۰ درصدی به مشتری ارائه می‌دهند.

این پدیده شوم، خریدار بی‌خبر از همه جا را به سمت خود می‌کشد و ویترین کتاب‌فروشی‌های محلی و مستقل را که ناچارند کتاب را به قیمت واقعی و با تخفیف‌های مرسوم و محدود بفروشند، کاملا خالی از مشتری می‌کند.

کتاب‌فروشانی که بار سنگین اجاره‌بها، مالیات و هزینه‌های آب و برق را به دوش می‌کشند، توان رقابت با این شبکه‌های زیرزمینی و بیلبوردهای تخفیف را ندارند. در نتیجه، پدیده حراج‌های کاذب عملا به زنجیره نهایی فروش کتاب یعنی کتاب‌فروشی‌ها ضربه نهایی را وارد می‌کند و چرخه اقتصادی نشر را از بنیان نابود می‌کند.
 

از خرید کتاب تا بازار دست‌دوم‌ها و امانت‌سپاری

شوک قیمت‌ها در بازار کتاب، به شکلی ناگزیر رفتار مصرف ‌کننده و مخاطبان سنتی کتاب را نیز دستخوش تغییرات اساسی کرده است. جامعه‌ای که هنوز کورسویی از علاقه به مطالعه در آن زنده است، وقتی توان پرداخت مبالغ گزاف برای خرید یک رمان یا کتاب فلسفی جدید را ندارد، استراتژی‌های جایگزینی را برای تامین نیاز فکری خود انتخاب می‌کند. یکی از این راه‌ها، رونق بی‌سابقه بازار دست‌دوم‌ فروشی‌ها و دستفروش‌های کنار خیابان است. مخاطبان ترجیح می‌دهند نسخه‌های قدیمی، کهنه و کاهی کتاب‌ها را با قیمت‌هایی به مراتب کمتر تهیه کنند، حتی اگر آن کتاب‌ها سانسورنشده یا با ویرایش‌های قدیمی باشند.

علاوه بر این، فرهنگ امانت گرفتن کتاب در میان دوستان و حلقه‌های مطالعاتی یا مراجعه دوباره به کتابخانه‌های عمومی که سال‌ها متروک مانده بودند، دوباره جان گرفته است. اگرچه این رویدادها در ذات خود از منظر ترویج اشتراک‌گذاری فرهنگی مثبت ارزیابی می‌شوند، اما در مختصات اقتصادی صنعت نشر، یک سیگنال خطر بزرگ محسوب می‌شوند. وقتی یک نسخه کتاب به جای یک نفر، توسط ده نفر خوانده می‌شود بدون آنکه نسخه‌های جدیدی از آن خریداری شود، به این معناست که جریان ورود نقدینگی به سیستم نشر به یک‌دهم کاهش یافته است. نتیجه مستقیم این فرآیند، فروپاشی اقتصادی بیشتر ناشر و به دنبال آن کاهش تولید آثار جدید خواهد بود.

صنعت نشر4

نمایشگاه‌های مجازی و طرح‌های حمایتی

در مواجهه با این سقوط آزاد، متولیان فرهنگی و نهادهای دولتی تلاش کرده‌اند با تکیه بر مسکن‌هایی مانند برگزاری نمایشگاه‌های مجازی کتاب، سامانه خرید از کتاب‌فروشی‌ها یا تخصیص یارانه‌های فصلی خرید کتاب، تا حدی جلوی این ریزش را بگیرند.

اگرچه این طرح‌ها در کوتاه‌ مدت نقدینگی محدودی را به بدنه نشر تزریق می‌کنند، اما منتقدان و فعالان صنف بر این باورند که صنعت نشر ایران بیش از آنکه به نمایشگاه‌های پرزرق‌وبرق یا سامانه‌های توزیع یارانه‌ای نیاز داشته باشد، نیازمند یک طرح نجات ملی و ساختاری است.تا زمانی که زیرساخت‌های کلان اقتصادی اصلاح نشوند، تورم مواد اولیه مهار نشوند، نرخ ارز تثبیت نشود و مهم‌تر از همه، قاچاق کتاب و بساط تخفیف‌های فریبنده و غیرقانونی برچیده نشود، هیچ نمایشگاه مجازی و یارانه مقطعی نمی‌تواند این پیکر نیمه‌جان را از مرگ حتمی نجات دهد.صنعت نشر ایران اکنون در نقطه‌ای ایستاده است که تصمیم‌گیری‌های کلان، دقیق و فوری را می‌طلبد؛ چرا که خاموش شدن چراغ هر نشر و بسته ‌شدن در هر کتاب‌ فروشی، گامی است بزرگ به سوی تاریکی فرهنگی و نابودی سرمایه‌های فکری جامعه‌ای که روزگاری به تاریخ و فرهنگ خود می‌بالید.

ارسال نظر

آخرین اخبار