EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۴۴۸۶
تاریخ تقابل با دیپلماسی از ترکمانچای تا «پاره می کنم»

بازگشت به ژنو و صف آرایی مخالفان همیشگی پشت در اتاق مذاکره/ دو سر طبل مخالف برای یک میز مذاکره

تحریریه آوش/ از اجرای برجام تا خروج آمریکا و سپس تلاش‌های احیا، یک الگوی مشترک تکرار شد: هر بار که مذاکره به مرحله‌ای حساس رسید، مخالفان در داخل ایران با ابزارهایی چون نطق‌های تند، قانون‌گذاری محدودکننده و کنش‌های نمادین به میدان آمدند و در خارج، مخالفان با تهدید به تحریم، نامه‌های رسمی و وعده لغو توافق، پیام بی‌ثباتی ارسال کردند. نتیجه این فشار دوطرفه، افزایش هزینه سیاسی مذاکره برای دولت‌های مستقر بود؛ چه در تهران و چه در واشنگتن.

بازگشت به ژنو و صف آرایی مخالفان همیشگی پشت در اتاق مذاکره/ دو سر طبل مخالف برای یک میز مذاکره

ژنو بار دیگر به کانون خبرهای دیپلماتیک تبدیل شده است. در حالی که گفت‌وگوهای تازه‌ای برای کاهش تنش و باز کردن گره‌های قدیمی آغاز شده، یک الگوی تکرارشونده دوباره خود را نشان می‌دهد؛ هر زمان که ایران به میز مذاکره نزدیک شده، در داخل و خارج کشور جریان‌هایی با صدای بلندتر از همیشه بر طبل مخالفت کوبیده‌اند. این الگو نه محصول یک دولت خاص بوده و نه محدود به یک جناح سیاسی در خارج از ایران؛ از مذاکرات سعدآباد در سال ۱۳۸۲ تا برجام ۱۳۹۴ و از خروج آمریکا در سال ۲۰۱۸ تا گفت‌وگوهای احیای توافق در دوره ابراهیم رئیسی و فضای سیاسی دوره مسعود پزشکیان، همواره گروهی از تندروها کوشیده‌اند روند دیپلماسی را یا متوقف کنند یا هزینه سیاسی آن را بالا ببرند. 

سعدآباد؛ آغاز یک دوگانه قدیمی

مهر ۱۳۸۲، توافق سعدآباد میان ایران و سه کشور اروپایی– آلمان، فرانسه و بریتانیا– امضا شد. ایران پذیرفت به طور داوطلبانه غنی‌سازی اورانیوم را تعلیق کند. در آن مقطع، فضای سیاسی داخلی دوگانه شد. دولت وقت این اقدام را «اعتمادسازی موقت» می‌نامید، اما مخالفان آن را «عقب‌نشینی» می‌دانستند.  چنان که در مجلس هفتم، برخی نمایندگان اصولگرا تعلیق را «تعطیلی صنعت هسته‌ای» توصیف کردند. گرچه نام‌ها به اندازه دوره‌های بعد برجسته نشد، اما ادبیات «امتیازدهی یک‌طرفه» از همان زمان شکل گرفت. این گفتمان اما بعدها در دوره برجام به اوج رسید. 

در همان سال‌ها، در واشنگتن نیز فضای بدبینی نسبت به هرگونه توافق با ایران پررنگ بود. چهره‌های محافظه‌کار در کنگره آمریکا استدلال می‌کردند که تعلیق داوطلبانه کافی نیست و ایران باید تحت فشار بیشتر قرار گیرد. این رویکرد زمینه‌ساز تصویب تحریم‌های گسترده‌تری در سال‌های بعد شد. 

بازگشت پرونده به شورای امنیت و تقویت گفتمان تقابل

با روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۴ و از سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای، پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل رفت.  در داخل، گفتمان مقاومت تقویت شد و هرگونه مصالحه با غرب با سوءظن بیشتری نگریسته می‌شد. در خارج نیز، جریان‌های تندرو در آمریکا و اسرائیل بر طبل تحریم و تهدید می‌کوبیدند. این فضای دوقطبی زمینه را برای تقابل شدیدتر در دوره بعد، یعنی مذاکرات منتهی به برجام، فراهم کرد. 

نشست سعدآباد

آغاز مذاکرات دولت روحانی؛ صف‌آرایی منتقدان داخلی

اما با انتخاب حسن روحانی در خرداد ۱۳۹۲ و آغاز مذاکرات مستقیم و فشرده با گروه ۱+۵، مخالفت‌ها وارد فاز جدیدی شد.  در مجلس نهم، چهره‌هایی چون حمید رسایی از نخستین منتقدان جدی توافق بودند. او در یکی از نطق‌های خود در سال ۱۳۹۳ گفت: «قرار است امتیاز نقد بدهیم و وعده نسیه بگیریم.» این جمله به سرعت به یکی از کلیدواژه‌های مخالفان تبدیل شد. رسایی در سخنرانی‌های دیگر توافق احتمالی را «ترکمانچای دوم» خواند؛ عبارتی که بار تاریخی سنگینی داشت و به‌وضوح تلاش می‌کرد توافق هسته‌ای را در ذهن افکار عمومی معادل یک قرارداد تحقیرآمیز جلوه دهد. 

همزمان مهدی کوچک‌زاده در صحن مجلس بارها با لحنی تند به روند بررسی توافق اعتراض کرد. او در یکی از جلسات علنی گفت: «این توافق تحقیرآمیز است و ما را به سازش می‌کشاند.» در جریان بررسی برجام در مهر ۱۳۹۴، تنش‌های لفظی او با ریاست مجلس به یکی از صحنه‌های پرحاشیه آن دوره تبدیل شد. 

کیهان و عملیات رسانه‌ای علیه توافق

در بیرون از مجلس، روزنامه روزنامه کیهان به مدیریت حسین شریعتمداری نقش محوری در شکل‌دهی به گفتمان ضدبرجام داشت. کیهان در تیر ۱۳۹۴ نوشت: «امتیاز نقد دادیم، وعده نسیه گرفتیم.» شریعتمداری در یادداشتی دیگر تصریح کرد: «آمریکا قابل اعتماد نیست و تحریم‌ها لغو نخواهد شد.» کیهان همچنین بارها از تعبیر «خسارت محض» برای توصیف برجام استفاده کرد؛ عبارتی که بعدها به یکی از پرتکرارترین توصیف‌های جریان منتقد تبدیل شد. 

جبهه پایداری و هشدار درباره «نفوذ» 

در همان مقطع، مرتضی آقاتهرانی دبیرکل جبهه پایداری انقلاب اسلامی هشدار می‌داد که توافق نباید «به هر قیمتی» امضا شود. او در یکی از سخنرانی‌هایش در سال ۱۳۹۴ گفت: «اگر قرار باشد از خطوط قرمز عبور کنیم، این توافق ارزشی ندارد.» این ادبیات در کنار هشدار درباره «نفوذ پسابرجام» به یکی از محورهای ثابت مخالفت تبدیل شد. 

فشار خارجی؛ نامه ۴۷ سناتور

در سوی دیگر، در مارس ۲۰۱۵.۴۷ سناتور جمهوری‌خواه آمریکا به رهبری تام کاتن نامه‌ای سرگشاده به مقامات ایران نوشتند و اعلام کردند هر توافقی که بدون تصویب کنگره باشد، می‌تواند توسط رئیس‌جمهور بعدی لغو شود. در این نامه آمده بود: «توافقی که صرفاً یک توافق اجرایی باشد، با یک امضا قابل لغو است.» این اقدام در میانه مذاکرات وین، پیامی روشن از شکاف داخلی آمریکا درباره توافق ارسال کرد و در تهران به عنوان شاهدی بر بی‌اعتمادی به واشنگتن مورد استناد قرار گرفت. 

سخنرانی نتانیاهو در کنگره و وعده ترامپ برای پاره کردن برجام

چند روز پیش از انتشار آن نامه، بنیامین نتانیاهو در کنگره آمریکا سخنرانی کرد و گفت: «این توافق بد، راه ایران به سوی بمب را هموار می‌کند.» او هشدار داد که برجام «تهدیدی برای بقای اسرائیل» است. این سخنرانی در اوج مذاکرات انجام شد و به‌روشنی نشان داد که دولت اسرائیل با تمام توان در برابر توافق صف‌آرایی کرده است. هم چنین در جریان رقابت‌های انتخاباتی ۲۰۱۶ آمریکا، دونالد ترامپ گفت: «این بدترین توافق تاریخ آمریکاست و اولین کاری که می‌کنم، پاره کردن آن است.» این جمله در حالی بیان شد که برجام تازه وارد مرحله اجرا شده بود. وعده او در سال ۲۰۱۸ عملی شد و آمریکا از توافق خارج شد. 

به نظر می‌رسد که از سعدآباد تا برجام، هر بار که مذاکره‌ای به نقطه حساس رسیده، مخالفان داخلی با تعابیری چون «ترکمانچای»، «تحقیر»، «خسارت محض» و «نفوذ» به میدان آمده‌اند و مخالفان خارجی با ابزارهایی چون نامه رسمی، سخنرانی در کنگره، تهدید به تحریم تازه و وعده لغو توافق، هزینه سیاسی دیپلماسی را بالا برده‌اند. 

از اجرای برجام تا آتش زدن متن توافق در مجلس

کمی بعدتر با امضای برجام در تیر ۱۳۹۴، تصور غالب در فضای عمومی این بود که پرتنش‌ترین مرحله پشت سر گذاشته شده است. اما تجربه نشان داد که مخالفت با توافق نه‌تنها فروکش نکرد، بلکه وارد مرحله تازه‌ای شد؛ مرحله‌ای که در آن مخالفان کوشیدند اجرای توافق را بی‌اعتبار یا متوقف کنند و هر گشایش اقتصادی یا دیپلماتیک را موقت و فریبنده جلوه دهند. در مهر ۱۳۹۴، هنگام بررسی «طرح اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» در مجلس نهم، صحن علنی به یکی از پرتنش‌ترین جلسات تاریخ پارلمان بدل شد. 

مهدی کوچک‌زاده نزدیک به جبهه پایداری در جریان بررسی طرح، با لحنی تند خطاب به ریاست مجلس گفت این روند «تحمیل یک توافق تحقیرآمیز» است. او توافق را «سازش» نامید و نسبت به «خطر نفوذ» هشدار داد. تنش‌های لفظی او با دیگر نمایندگان و هیأت‌رئیسه، به تیتر اول رسانه‌ها تبدیل شد. 
در همان مقطع، حمید رسایی دیگر عضو نزدیک به جبهه پایداری نیز در نطق‌های علنی تأکید می‌کرد که «تحریم‌ها روی کاغذ لغو می‌شود اما در عمل باقی می‌ماند». او بارها از تعبیر «امتیاز نقد در برابر وعده نسیه» استفاده کرد و مدعی شد تیم مذاکره‌کننده «بیش از حد خوش‌بین» بوده است. این جملات در فضای رسانه‌ای اصولگرا بازنشر می‌شد و به شکل‌گیری نوعی انتظار بدبینانه نسبت به نتایج اقتصادی برجام کمک می‌کرد. 

در بیرون از مجلس، روزنامه روزنامه کیهان به مدیریت حسین شریعتمداری تقریباً هر روز با تیتر و یادداشت‌هایی علیه برجام منتشر می‌شد. شریعتمداری در یکی از سرمقاله‌هایش در پاییز ۱۳۹۴ نوشت: «آمریکا تحریم‌ها را برنمی‌دارد؛ هدف، مهار توان دفاعی ایران است.» او در یادداشتی دیگر توافق را «خسارت محض» خواند و استدلال کرد که دستاورد هسته‌ای ایران «به امید وعده‌های غیرقابل اعتماد» واگذار شده است. 
این ادبیات تنها به سطح تحلیل رسانه‌ای محدود نماند. در دی‌ماه ۱۳۹۶ و به‌ویژه پس از تشدید اختلافات میان ایران و اروپا بر سر اجرای تعهدات، فضای سیاسی داخلی علیه برجام دوباره ملتهب شد. اوج این نمادسازی در اردیبهشت ۱۳۹۷ رخ داد؛ زمانی که آمریکا از توافق خارج شد. 

پایداری تندروها مجلس

تحقق وعده «پاره کردن توافق» این بار از طرف آمریکایی‌ها

۸ مه ۲۰۱۸ بود که دونالد ترامپ که حالا در کاخ سفید مستقر شده بود، اعلام کرد که ایالات متحده از برجام خارج می‌شود. او گفت: «این یک توافق وحشتناک و یک‌طرفه بود.» این تصمیم، تحقق وعده‌ای بود که در کارزار انتخاباتی ۲۰۱۶ داده بود؛ همان‌جا که گفته بود «اولین کاری که می‌کنم، پاره کردن این توافق فاجعه‌بار است.» خروج آمریکا نقطه عطفی در تاریخ برجام بود. در تهران، مخالفان توافق آن را شاهدی بر درستی هشدارهای پیشین خود دانستند. روزنامه کیهان با تیتر «گفتیم اعتماد نکنید» منتشر شد و حسین شریعتمداری نوشت: «نتیجه اعتماد به آمریکا همین است.» در مجلس دهم، مجتبی ذوالنور در اقدامی نمادین نسخه‌ای از برجام را در صحن علنی آتش زد و گفت «اگر اروپا تضمین ندهد، این توافق ارزشی ندارد.» تصویر آتش زدن متن توافق، به یکی از ماندگارترین صحنه‌های تاریخ سیاسی معاصر ایران تبدیل شد و نشان داد که مخالفت از سطح نقد لفظی به کنش نمادین رسیده است. در همان دوره، مرتضی آقاتهرانی و دیگر چهره‌های نزدیک به جبهه پایداری انقلاب اسلامی تأکید می‌کردند ادامه اجرای محدودیت‌های هسته‌ای «بدون انتفاع اقتصادی» توجیه ندارد. این ادبیات به‌تدریج زمینه را برای تصویب قانون تازه‌ای در مجلس یازدهم فراهم کرد. 

محدودسازی دولت در مذاکرات

آذر ۱۳۹۹ و در بحبوحه بن‌بست در روابط ایران و آمریکا، مجلس یازدهم «قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها» را تصویب کرد. این قانون دولت را ملزم می‌کرد در صورت‌عدم رفع تحریم‌ها، سطح غنی‌سازی را افزایش دهد و اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف کند. 
مرتضی آقاتهرانی از حامیان این قانون بود و اعلام کرد: «اگر تحریم‌ها عملاً برداشته نشود، ادامه محدودیت‌های هسته‌ای معنا ندارد.» این قانون عملاً دست دولت حسن روحانی را در ماه‌های پایانی کارش در مذاکرات احیای برجام بست و پیام روشنی به طرف‌های خارجی فرستاد: صبر سیاسی در تهران رو به پایان است. 

فشار جمهوری‌خواهان در دوره بایدن

در واشنگتن نیز، با روی کار آمدن جو بایدن و اعلام تمایل او برای بازگشت به برجام، جمهوری‌خواهان بار دیگر فعال شدند. سناتورهایی چون تد کروز هشدار دادند هر توافق جدیدی «اشتباه فاجعه‌بار» خواهد بود. آن‌ها استدلال می‌کردند بازگشت به توافق، «اهرم فشار تحریم‌ها» را از بین می‌برد. 

دوره ابراهیم رئیسی؛ مذاکره زیر سایه بدبینی

با آغاز به کار ابراهیم رئیسی در سال ۱۴۰۰، مذاکرات احیای برجام ادامه یافت اما با ادبیاتی متفاوت. دولت جدید اعلام کرد «اقتصاد کشور را به برجام گره نمی‌زند» و «مذاکره برای رفع تحریم است، نه مذاکره برای مذاکره.» 
در همین دوره، جریان‌های تندرو داخلی هشدار می‌دادند که نباید «اشتباه دولت قبل» تکرار شود. کیهان بار دیگر نسبت به «عجله برای توافق» هشدار داد و نوشت: «توافقی که تضمین نداشته باشد، تکرار خسارت گذشته است.»
در آمریکا نیز جمهوری‌خواهان تهدید می‌کردند در صورت بازگشت به قدرت، هر توافق تازه‌ای را لغو خواهند کرد. این فضای تهدید دوطرفه، عملاً امکان احیای کامل توافق را کاهش داد. 

از «احیای برجام» تا «ژنو ۲۰۲۶»؛ تندروها چگونه هر بار میز را لرزاندند؟ 

گفت‌وگوهای امروز ژنو، اما دیگر صرفا یک رفت‌وآمد دیپلماتیک دیگر نیست؛ بازگشت به همان نقطه‌ای است که در یک دهه گذشته بارها محل امید و هراس بوده: وقتی مذاکره به نقطه تصمیم نزدیک می‌شود، همزمان دو صدا بلند می‌شود؛ یکی از داخل ایران که می‌گوید «این مسیر، تکرار فریب است»، و یکی از بیرون که می‌گوید «این توافق، بیش از حد نرم است و باید سخت‌تر شد». نتیجه این هم‌آوایی ناخواسته، اغلب یک چیز بوده و آن افزایش هزینه سیاسی دیپلماسی و باریک‌تر شدن پنجره توافق است. 

در تهران، همزمان با حرکت هیأت مذاکره‌کننده به ژنو، صحن مجلس و رسانه‌های اصولگرا بار دیگر به ایستگاه فشار تبدیل شد. 
حمید رسایی که حالا دوباره در مجلس نقش پررنگی در روایت‌سازی علیه «بازگشت به مسیر توافق» دارد، صراحتاً وارد جزئیات فنیِ حساس شد و گفت اینکه «آژانس هر وقت بخواهد بتواند از تأسیسات هسته‌ای ایران بازرسی کند»، درست نیست. او همچنین تأکید کرد هرگونه اجازه بازرسی و همکاری، باید ذیل شروط قانونی مجلس باشد؛ همان خطی که در عمل دست مذاکره‌کننده را در ژنو محدود می‌کند، چون طرف مقابل می‌فهمد هر توافقی نهایتاً باید از میدان مینِ شروط داخلی عبور کند.
چنان چه در همین فضا، مرتضی آقاتهرانی نیز بارها از زاویه «امنیتی‌سازی نظارت» وارد شد و نسبت به رفت‌وآمد بازرسان و پیامدهای امنیتی آن هشدار داد؛ ادبیاتی که در عمل هر سازوکار نظارتیِ توافق را از پیش زیر سؤال می‌برد و به طرف خارجی می‌فهماند توافق بدون دعوای داخلی شدید، قابل اجرا نیست. 

کوچک‌زاده و تبدیل مذاکره به «تهدید علیه امنیت» 

از سوی دیگر اگر کیهان محور روایت‌سازی رسانه‌ای باشد، برخی نمایندگان تندرو نقش «تولید شوک سیاسی» را بازی می‌کنند؛ یعنی با یک جمله یا نطق، فضای کشور را از بحث فنی و حقوقی به هیجان امنیتی می‌برند. 
چنان چه که مهدی کوچک‌زاده در یکی از نطق‌هایش در ۳ دی ۱۴۰۴ جمله‌ای گفت که دقیقاً همین کارکرد را دارد: «می‌خواهیم یک بار دیگر مذاکره کنیم که بمباران شویم». این جمله، مذاکره را نه ابزار دفع جنگ، بلکه علت جنگ تصویر می‌کند؛ و وقتی چنین گزاره‌ای در افکار عمومی جا بیفتد، دست هر دولتی برای دیپلماسی بسته‌تر می‌شود.
این همان نسخه به‌روز شده همان اتهام قدیمی است که از سعدآباد تا برجام مدام تکرار می‌شد: مذاکره یعنی دعوت به فشار؛ و فشار یعنی ناگزیر شدن به عقب‌نشینی. در چنین روایتی، حتی اگر مذاکره بخواهد «کاهش خطر جنگ» باشد، مخالفان آن را «مسیر جنگ» می‌نامند. 

کیهان در عصر پزشکیان از «خسارت محض» تا «توهین مستقیم» 

روزنامه کیهان نیز در دوره‌های مختلف یک نقش ثابت داشته و آن بازتولید این گزاره که مذاکره، جز «آسیب» و «نفوذ» دستاوردی ندارد. در ماه‌های اخیر نیز گزارش‌ها و واکنش‌های تند این روزنامه نسبت به مواضع و سبک گفتار پزشکیان، نشان می‌دهد کیهان همچنان می‌کوشد دولت را از نظر سیاسی در موضع دفاعی نگه دارد؛ یعنی اگر مذاکره کند، «ساده‌لوح» خوانده شود و اگر مذاکره نکند، مسئول بن‌بست معرفی نشود. بازتاب «حمله لفظی/توهین‌آمیز» کیهان به دولت پس از برخی سخنان پزشکیان، دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است: مهار کردن روایت دولت پیش از آنکه به «دستاورد» تبدیل شود. 

چرا این چرخه مدام تکرار می‌شود؟ 

از سعدآباد تا برجام و از احیای برجام در سال‌های بعد تا ژنو ۲۰۲۶، یک چرخه مدام بازتولید شده که در داخل ایران، تندروها با «شرط‌گذاری حقوقی»، «امنیتی‌سازی نظارت»، و «اتهام‌زنی به مذاکره به عنوان سازش یا دعوت به جنگ» کار را پیش می‌برند؛ در خارج، تندروها با «تهدید همزمان»، «افزایش سقف مطالبات» و «ایجاد فضای بی‌ثباتی سیاسی برای دوام توافق» عمل می‌کنند. 
نقطه تلاقی این دو، همان جایی است که دیپلماسی را شکننده می‌کند که وقتی مذاکره‌کننده در ژنو نه فقط با طرف مقابل، بلکه با مخالفانِ پشت سرش هم مذاکره می‌کند.
این الگو نه‌تنها زنده است، بلکه به دلیل انباشته شدن تجربه‌های شکست و زخم‌های سیاسی، تیزتر و پرهزینه‌تر شده است؛ تا جایی که یک جمله در مجلس (مذاکره کنیم که بمباران شویم) یا یک شرط درباره بازرسی آژانس، می‌تواند وزن مذاکرات را تغییر دهد، حتی پیش از آن که مذاکره‌کنندگان از اتاق گفت‌وگو بیرون بیایند.

ارسال نظر

آخرین اخبار