منفعت اقتصادی ایران در بحران تنگه هرمز
اتفاقات نظامی اخیر در تنگه هرمز که شرایط عبور کشتی های نفتکش بین المللی را از این آبراه دشوار کرده، موجب منفعت اقتصادی ایران شده است.
روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت:
اتفاقات نظامی اخیر در تنگه هرمز که شرایط عبور کشتی های نفتکش بین المللی را از این آبراه دشوار کرده، موجب منفعت اقتصادی ایران شده است.
ظرف یک ماهه گذشته با تشدید جنگ ناعادلانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، قوای نظامی ایران (به جز مواردی محدود و خاص) مانع عبور و مرور کشتیهای نفتکش سایر کشورها از تنگه هرمز شده و همین مساله سود صادرکنندگان نفت از اطراف خلیج فارس را به شدت کاهش داده است. در عین حال تردد امن و راحت برای نفتکش های ایرانی از این آبراهه، درآمدهای صادراتی ایران را بالا برده است.
ایران پردرآمدترین کشور نفتی
با وجود جنگ علیه ایران، بیشترین درآمد نفتی در ماه گذشته در منطقه خلیج فارس مربوط به ایران بوده است .
به گزارش تسنیم، با تشدید درگیریهای نظامی در خلیج فارس و بسته شدن تنگه هرمز بر روی تردد نفتکشهای کشورهای عربی، دادههای جدید از ثبت یک تحول بیسابقه در بازار انرژی منطقه حکایت دارد: ایران نه تنها صادرات نفت خود را حفظ کرده، بلکه با افزایش ۳۷ درصدی درآمد ماهانه، عنوان پردرآمدترین کشور نفتی منطقه را در ماه مارس به خود اختصاص داده است.
بر اساس دادههای مؤسسات رهگیری نفتکش (از جملهKpler Vortexa)) صادرات نفت ایران در ماه مارس ۲۰۲۶ به طور میانگین به ۱.۵ تا ۲ میلیون بشکه در روز رسیده است. این میزان نه تنها تحت تأثیر جنگ کاهش نیافته، بلکه نسبت به ماه قبل هم افزایش نشان میدهد.
در مقابل، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با افت فاجعهبار تولید و صادرات مواجه شدهاند. بر اساس این آمارها، درآمد نفتی ایران در این مدت ۳۷ درصد و درآمد عمان ۲۶ درصد رشد داشته ولی درآمد عربستان تنها ۴.۳ درصد افزایش اسمی داشته که عمدتاً ناشی از جهش قیمت جهانی نفت بوده و در عمل حجم صادرات این کشور به شدت کاهش یافته است.
از سوی دیگر عراق، کویت و قطر بدترین شرایط را تجربه میکنند. صادرات نفت عراق حدود ۷۰ درصد سقوط کرده و کویت هم وضعیت فورس ماژور اعلام کرده است.
کارشناسان معتقدند تا زمانی که تنگه هرمز بازگشایی نشود، این الگو ادامه خواهد یافت. ایران به عنوان تنها کشوری که کنترل عملیاتی بر این آبراه حیاتی دارد، هم از نظر امنیت صادرات و هم از نظر بهرهمندی از قیمتهای بالا، در موقعیت انحصاری قرار گرفته است .
زمان بازیابی قدرت ریال
بحران تنگه هرمز باعث شده تا ایران عملاً مدیریت و کنترل عبور ۲۰ درصد نفت جهان را در اختیار بگیرد و به نظر می رسد حالا ایده پتروریال می تواند عملیاتی شود.
در میانه جنگی که از ۴۰ روز قبل تنگه هرمز به کانون اصلی درگیری تبدیل شده، یکی از بحثبرانگیزترین مفاهیم مطرحشده در محافل اقتصادی ایران، گذار از پترودلار به پترویوان بود. این ایده که قرار بود دلار آمریکا را در معاملات نفتی کنار بزند و یوان چین را جایگزین کند، در شرایط فعلی با واقعیتهای میدانی تلاقی پیدا کرده است.
تحلیل روابط راهبردی نشان میدهد اگرچه چین با ایران روابط دوستانه و اقتصادی دارد، اما منافع کلان خود را در ارتباط با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس – از جمله عربستان، امارات و قطر – هم به صورت همزمان تعریف کرده است. برخی از این کشورها، برخلاف ایران، با رژیم صهیونیستی روابط عادیسازی شده یا حداقل همکاریهای پنهان دارند. از همین رو، آنگونه که در برخی محافل از «پترویوان» صحبت شد، حمایت عملی پکن از این ایده به خصوص در جنگ اخیر دیده نشد.
واقعیت تلخ برای دشمنان و شیرین برای طرفداران ایران این است که ایران عملاً مدیریت و کنترل عبور ۲۰ درصد نفت جهان را در اختیار گرفته است. این موقعیت با صرف هزینههای بسیار سنگین – اعم از نظامی، اقتصادی و جانی – برای کشورمان به دست آمده است. اما نکته کلیدی آنکه این قدرت، بدون یک ارز پشتیبان در معاملات نفتی نمیتواند به «قدرت اقتصادی پایدار» تبدیل شود. همان نقطهای که پترویوان میتوانست نقش خود را ایفا کند، اما ظاهرا چین هنوز تمام قد در میدان حاضر نشده است.
جنگ کنونی نشان داد که کنترل فیزیکی بر آبراههای انرژی (تنگه هرمز) با کنترل مالی بر ارز مبادلات انرژی (پترودلار یا پترویوان) دو بازی متفاوت هستند. از این منظر، تئوری پترویوان در شرایط فعلی جنگ، بیش از آنکه یک راهکار عملیاتی باشد، یک سیگنال راهبردی به غرب بوده است.
در این بین پتروریال میتواند از یک ایده نظری به یک فرصت عملی تبدیل شود. اگر در چارچوب توافقات احتمالی، تمامی پرداختها، عوارض، بیمه، حملونقل و قراردادهای انرژی بر مبنای سازوکارهای غیردلاری و ریال پایه تعریف شوند، آن توافق صرفاً یک سند سیاسی نخواهد بود، بلکه به یک سند اقتصادی-راهبردی تبدیل میشود.
به زعم کارشناسان، پتروریال بهعنوان یک سازوکار پولی و مالی مبتنی بر پشتوانه انرژی تعریف میشود که اتکای آن بر داراییهای راهبردی، بهویژه نفت و گاز است.
آشفتگی بازار نفت
به موازات این رویدادها، فاتح بیرول رئیس آژانس بینالمللی انرژی با اشاره به تداوم کاهش تردد در تنگه هرمز نسبت به «آوریل سیاه» هشدار داد.
وی در مصاحبه با روزنامه فرانسوی لوفیگارو اعلام کرد اگر تنگه هرمز در طول ماه آوریل بسته بماند، میزان نفت خام و فرآوردههای نفتی از دست رفته دو برابر مارس خواهد بود و جهان با «آوریل سیاه» در زمینه انرژی مواجه میشود.
بیرول بحران کنونی را «بدترین بحران انرژی تاریخ جهان» توصیف کرد و گفت این بحران از مجموع بحرانهای نفتی سالهای ۱۹۷۳، ۱۹۷۹ و بحران اوکراین در سال ۲۰۲۲ شدیدتر است.
وی توضیح داد که در ماه مارس، بخشی از محمولههای نفتی و گازی که پیش از آغاز جنگ ۲۸ فوریه بارگیری شده بودند، همچنان به مقاصد خود رسیدند. اما «در ماه آوریل دیگر هیچ محمولهای در راه نیست» و خلأ انرژی به طور کامل نمایان خواهد شد.
بر اساس آمار آژانس بینالمللی انرژی، پیش از بحران، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت (معادل ۲۵ درصد تجارت دریایی نفت جهان) از تنگه هرمز عبور میکرد که هماکنون این میزان به کمتر از ۱۰ درصد کاهش یافته است.
رئیس آژانس بینالمللی انرژی در ادامه هشدار داد بزرگترین مشکل فعلی، کمبود سوخت هواپیما (جتفیول) و گازوئیل (دیزل) است. این کمبود هماکنون در آسیا به شدت احساس میشود و به زودی دامن گیر اروپا هم خواهد شد.
وی پیشبینی کرد: این کمبود در آسیا بسیار جدی است، اما به زودی، فکر میکنم در اواسط ماه آوریل یا اوایل مه، آن را در اروپا هم خواهیم دید.
پس از آزادسازی تاریخی ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک کشورهای عضو در اوایل مارس، بیرول اعلام کرد که آژانس بینالمللی انرژی در حال بررسی دور دوم آزادسازی است.
بیرول تأکید کرد: ما شبانهروز و حتی ساعتی بازار را رصد میکنیم و اگر لازم بدانیم، پیشنهاد آزادسازی بیشتر را ارائه خواهیم داد. با این حال بیرول هشدار داد که این اقدام صرفاً «مسکن» است و راهحل اساسی، بازگشایی تنگه هرمز است.
بحرانی فراتر از نفت
به گفته وی، بحران کنونی تنها محدود به نفت نیست. محصولات پتروشیمی، کودهای شیمیایی و گاز طبیعی مایع ( LNG) هم با اختلال شدید مواجه شدهاند. صادرات LNGاز قطر و امارات حدود ۲۰ درصد کاهش یافته که ضربه سنگینی به بازارهای آسیایی وارد کرده است.
رئیس آژانس بینالمللی انرژی در ادامه با اشاره به ابعاد فاجعهبار بحران گفت: در بحرانهای نفتی ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ روزانه حدود ۵ میلیون بشکه نفت از دست میرفت. در بحران اوکراین هم شاهد کمبود گاز بودیم. اما در بحران فعلی، روزانه بیش از ۱۲ میلیون بشکه نفت و حجم عظیمی گاز از دست میرود و این بحران از مجموع آن سه بحران بزرگتر است.