کلاسهای آنلاین در روزهای بحران
آموزش مجازی پدیده دنیای مدرن است که پس از رشد روزافزون علم و فناوری، دیگر گریزی از آن نیست.
روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت:
آموزش مجازی پدیده دنیای مدرن است که پس از رشد روزافزون علم و فناوری، دیگر گریزی از آن نیست. در سالهای اخیر هم با پیدایش و رشد سریع هوش مصنوعی در جهان، آموزش مجازی بسیار پیشرو شده است. اما این نوع آموزش در ساختار رسمی آموزش و پرورش در ایران عمر چندانی ندارد و تقریباً از زمان همهگیری کرونا بود که لزوم شکلگیری آموزش مجازی بیشتر احساس شد.
فضای آموزشی و مشاورهای جامعه لبریز از سخنانی است که خانوادهها و دانشآموزان را به یادگیری مجازی دعوت و امیدوار میکند. برای مثال گفته میشود که دانشآموز از هر جایی میتواند در کلاس دبیران برتر کشور شرکت کند البته این شامل وضعیت کنونی آموزش نمیشود زیرا از دانشآموزان انتظار میرود که در کلاس دبیران مدرسه خود شرکت کنند.
گاهی میگویند که دانشآموز میتواند محتوای آموزشی را هر زمانی که میخواهد یاد بگیرد. این نکته هم شامل وضعیت کنونی آموزش نمیشود زیرا قرار است که دانشآموز طبق زمانبندی مدرسه و صبحها در کلاس درس حاضر شود.یکی دیگر از مواردی که مطرح میشود، این است که جزوهها و محتوای آموزشی سریعتر به دست دانشآموزان میرسد و هزینه چاپ کتابهای کمک آموزشی و جزوهها کمتر میشود که شاید تا حدودی این مورد قابل قبول باشد، اما با توجه به اینکه مطالعه از روی کتاب، خط کشیدن زیر نکات مهم، مشخص کردن کلید واژهها و پاسخ دادن به سؤالات بخش مهمی از یادگیری است، بیشتر مواقع دانشآموزان همین جزوهها را پرینت میگیرند که هزینه بیشتری هم برای آنها دارد.
شاید تنها فایده مشخص کلاسهای مجازی، نبود ترافیک، صرفهجویی در زمان و کمتر شدن هزینه رفت و آمد باشد. در این شرایط معمولاً بخش اندکی از دانشآموزان از فواید آموزش مجازی بهره میبرند. متأسفانه بیشتر آنها این وضعیت را تعطیلی زودهنگام فرض میکنند، تلاشی برای یادگیری ندارند و دچار افت تحصیلی میشوند.
آموزش در زمان جنگ
جنگ در ایران بار دیگر آموزش را به سمت مجازی شدن برده است گرچه این وضعیت از تعطیلی کامل آموزش بهتر است اما متأسفانه آموزش مجازی و آنلاین مشکلاتی هم دارد.
زمانی که از آموزش مجازی صحبت میکنیم، مهمترین نکتهای که باید مد نظر داشت این است که آموزش مجازی وابسته به زیرساختهایی است که روی کیفیت کلاسهای آنلاین تأثیر میگذارد. بدون داشتن اینترنت، اپلیکیشنهای مناسب، دستگاه دیجیتال مانند گوشی یا تبلت، آموزش آنلاین وجود ندارد. وقتی به آمار دانشآموزانی که ترک تحصیل کردند یا کسانی که نتوانستند هزینه لازم برای کتاب درسی را پرداخت کنند نگاه میکنیم، درمییابیم که خیلی از دانشآموزان ابزار لازم برای ورود به کلاسها، دانلود محتوای آموزشی، تماشا و یادگیری آن را ندارند.
محدودیت زیرساختی شبکه در ایران عامل بسیار مهم و تأثیرگذار در این نوع آموزش است. اینترنتی که سالی چند بار گران میشود، محدودیتهایی که روی اینترنت اعمال میشود، پلتفرمهای آموزشی آنلاین که با شتابزدگی به وجود آمدند، اینترنت ضعیف و ناپایدار و قطعیهای مکرر، همگی کار کردن در این زمینه را بسیار سخت میکند.
این ماجرا، مدارس را هم دچار چالش کرده است. برای مثال سالهای قبل برخی مدارس از برنامههای رایگان و کارآمد مانند گوگلمیت برای آموزش استفاده میکردند اما این روزها که چنین برنامهای وجود ندارد، مدارس هم باید با صرف هزینه بیشتر، پلتفرمهای داخلی را خریداری کنند.
یکی دیگر از مشکلات این است که والدین و اطرافیان دانشآموز باید نقش معلم و ناظم را برای بچهها داشته باشند و تا جایی که میتوانند در آموزش دروس به آنهاکمک کنند که این نقش در دوره دبستان بسیار پررنگ است. یا بچهها را ملزم به بودن در کلاس، یادگیری و حل تکلیف کنند که این امر باعث درگیری در خانه و احتمالاً پرخاشگری دانشآموز میشود که باز هم تأثیر منفی بر روحیه آنها دارد.
چرا حضور در مدرسه بهتر است؟
این جمله همیشه ملکه ذهن من است که «مدرسه خانه دوم ماست». حضور در مدرسه، دیدار با کادر مدرسه و دبیران و دوستان و غیره تأثیر بسیار زیادی بر آموزش و پرورش ما دارد. مدرسه به دانشآموز نظم را هم یاد میدهد. همکاران من در خاطر دارند که بعد از دوران کرونا دانشآموزان نظم و دیسیپلین مدرسه را فراموش کرده بودند؛ آراستگی ظاهر، شیوایی کلام و رعایت احترام در بچهها کمتر دیده میشد. حتی دانشآموزان با نشستن در کلاس به مدت هفتاد و پنج دقیقه، صاف نشستن روی صندلی و گذاشتن کتاب روی میز در هنگام نوشتن هم مشکل داشتند.
با وجود فراگیری مراکز ورزشی و هنری، هنوز هم مدرسه جایی است که ما گروههای دوستی خود را شکل میدهیم؛ مکانی امن که خانوادهها با خیال راحت اجازه حضور در آن را میدهند. جایی که در کنار آموزش، تفریح، بازی، شوخی و خنده هم وجود دارد اما عدم حضور در کلاس درس باعث کاهش روابط اجتماعی، عدم برقراری ارتباط با همسالان شده و تأثیر منفی بر ذهن و روان دانشآموزان دارد. همچنین تنهایی و اضطراب را در آنها تشدید میکند. این موضوع تأثیر زیادی بر انگیزه آنها برای یادگیری دارد.
تلاشهای معلمان برای حفظ کیفیت آموزش
به عنوان یک دبیر در دوره دوم دبیرستان، سالهاست که از نزدیک شاهد روند آموزش در مدارس هستم. شاید در ابتدای دوره کرونا بیشتر دبیران آماده تدریس آنلاین نبودند اما در چند سال اخیر تلاش کردند تا توانمندیهای خود را افزایش دهند.
معلمان هر چند از همان زمان کرونا هم از روشهای خلاقانه برای آموزش استفاده میکردند، اما بهتدریج یاد گرفتند که از روشهایی مثل بحث گروهی، پرسیدن نظر بچهها، پرسش و پاسخ در هنگام تدریس، تختههای دیجیتال که درون برنامهها هستند یا به آن اضافه میشوند و از یادگیریهای معکوس استفاده کنند تا آموزش را برای بچهها متنوع و راحتتر کنند. بعضی از دبیران امکان استفاده از واقعیت افزوده و نمایش مدلهای سه بعدی یا تورهای دیجیتال (مثلاً در درس تاریخ) را دارند.
برخی هم کتاب، فیلم یا پادکستهایی را به بچهها معرفی میکنند. همچنین آنها سعی میکنند علاوه بر پرسش شفاهی و کتبی، سنجش دانشآموزان را به سمت ارائه خلاصهنویسی یا انجام پروژههایی مثل انجام گزارش یا درست کردن کاردستی پیش ببرند و مطمئن شوند که دانشآموز به مطالب درسی گوش میکنند.
دبیران با هر مشکلی که شده با خرید چند نوع نت مختلف تلاش میکنند همیشه در کلاس حاضر باشند و تقریباً غیبت و تأخیری از طرف دبیر صورت نمیگیرد. آنها علاوه بر استفاده از روشهای خلاقانه تدریس، برای دانشآموزان فایلهای متنی، صوتی یا فیلم میفرستند تا دانشآموزان آنها را ببینند و از روی آنها تمرین کنند اما بیشتر دانشآموزان حتی این فایلها را دانلود نمیکنند.
کمکاریهای دانشآموزان
در یک ماه گذشته کلاسهای من تقریباً با نصف جمعیت برگزار شد. تعدادی از دانشآموزانی که حاضر بودند هم فقط نام خود را نوشته بودند و فعالیتی در کلاس ندارشتند. مثلاً وقتی آنها را برای حضور و غیاب صدا میکنیم یا از آنها سوال درسی میپرسیم، هیچ واکنشی ندارند. تعاملی بین دبیر و بیشتر دانشآموزان شکل نمیگیرد. از یک کلاس بیست نفره، شاید دو یا سه نفر با دبیر همکاری کنند.
حتی دانشآموزان نمیتوانند سؤالات خود را بپرسند و اشکالات خود را رفع کنند. نظمی در ورود و خروج کلاسها ندارند. مشاورین و ناظمها، هر زنگ مشغول بررسی حضور و غیاب دانشآموزان هستند.
پیگیری از طرف مدرسه انجام میشود اما متأسفانه حضور دانشآموزان کم است. بچهها میگویند در شهرستان یا روستا هستند و دسترسی به نت ندارند یا نت محلی یا محدوده آنها ضعیف یا قطع شده است. در این صورت ما حرفی برای گفتن نداریم.
نتیجه این اختلالها آن است که انگیزه و الزام یادگیری و تمرکز بچهها در کلاس آنلاین کاهش مییابد. آنهایا خواب هستند یا با دوستانشون مشغول صحبت هستند یا کار دیگری انجام میدهند. گاهی به دلیل حضور افراد دیگر در خانه، دچار حواسپرتی میشوند. بنابراین توانایی آنها در ارتباط گرفتن با همکلاسیها و دبیر ضعیف میشود.
معلمان همیشه این ترس را دارند که دانشآموز درس را یاد نگیرد زیرا با تمام تلاشی که برای آموزش به بچهها از طریق ارسال فایلهای مختلف پرسش و پاسخ انجام میشود، دانشآموزان از روی کتاب درسی جواب میدهند و تلاش نمیکنند که چیزی را حفظ کنند، یاد بگیرند، تحلیل کنند یا تکالیف را انجام دهند. در کلاس حضوری دبیر بین بچهها راه میرود، از آنها درس میپرسد، نظر میخواهد، جواب میگیرد، کتاب درسی و نوشتن آنها را بررسی میکند. اما در محیط آنلاین دانشآموز الزامی برای همراهی در کلاس نمیبیند، پس رشته کلام از دست معلم خارج میشود.
در واقع دبیران تمام تلاش خود را میکنند که با روشهای کاربردی، کلاس را مفید و پربار برگزار کند اما باید قبول کنیم که یادگیری آنلاین بیشتر مبتکی بر انگیزه دانشآموز برای یادگیری است. همانطور که گفتم، ارتباط چهره به چهره در کلاس درس تا حد زیادی دانشآموزان را با تدریس همراه میکند اما در کلاسهای آنلاین صمیمیت و گرمی کلاس کاهش مییابد، تمرکز دانشآموزان کم است، محرکهای محیطی زیاد است، بچهها به بازیگوشی میپردازند یا اصلاً در کلاس حضور ندارند و فقط اسم خود را مینویسند و میخوابند، تکالیف کامل انجام نمیشود یا رونویسی میشود و حتی پرسش شفاهی و کتبی هم از روی کتاب پاسخ داده میشود و دبیر هیچ امکانی برای جلوگیری از این اتفاقات ندارد.
در دوره همهگیری کرونا، آموزش و پرورش حذفیاتی را اعلام کرد که در آزمون نهایی و کنکور اعمال شد. تقریباً از هر کتاب درسی یک فصل بخش یا درس حذف شد. بهتر است امسال هم زودتر این حذفیات مشخص شود که زمان باقیمانده را به تکرار مطالب تدریس شده بپردازیم. به امید آنکه دانش آموزان این درسها را بهتر یاد بگیرند.