صرفهجویی از دل چاهها/ تجربه خواف برای مدیریت ناترازی برق
پروژههای نوآورانه شرکت سرمایعهگذاری سیمان تامین (سیتا) در راستای مدیریت ناترازی انرژی
تحریریه آوش/ مسئله ناترازی برق، تنها با افزایش تولید حل نمیشود. کاهش مصرف غیرضروری، اصلاح تجهیزات، افزایش راندمان و ایجاد بازار برای صرفهجویی، بخش دیگری از این معادله است. پروژه شرکت سرمایهگذاری سیمان تامین (سیتا) در دشت خواف نشان میدهد که مدیریت مصرف اگر با ارزیابی فنی و سازوکار اقتصادی همراه شود
در روزهایی که ناترازی برق به یکی از جدیترین مسائل اقتصاد ایران تبدیل شده، پروژه اصلاح منصوبات چاههای کشاورزی دشت خواف نشان میدهد همه راهحلها الزاما از مسیر ساخت نیروگاههای جدید نمیگذرد. گاهی میتوان با اصلاح یکی از تجهیزات فرسوده، بخشی از مصرف اضافی را حذف کرد و ظرفیت ازدسترفته شبکه را دوباره به مدار بازگرداند. شرکت سرمایهگذاری سیمان تأمین (سیتا)، پروژه اصلاح منصوبات چاههای کشاورزی دشت خواف را با هدف کاهش مصرف برق، افزایش راندمان تجهیزات الکتروپمپاژ و آزادسازی ظرفیت شبکه اجرا کرده است. شرکتهای سیمان قائن و سیمان شاهرود در اجرای این طرح مشارکت داشتهاند و شرکت زیستآب پرآب نیز بهعنوان مشاور پروژه فعالیت کرده است.
یک مساله قدیمی در چاههای کشاورزی
چاههای کشاورزی، بهویژه در مناطق خشک و کمآب، برای استخراج و انتقال آب به تجهیزات الکتروپمپاژ وابستهاند. این تجهیزات در صورت فرسودگی یا انتخاب نادرست، ممکن است برای تامین دبی و فشار مورد نیاز، برق بسیار بیشتری از حد واقعی مصرف کنند.
تغییر شرایط بهرهبرداری چاه، افت آبدهی، استهلاک پمپ و عدم تناسب میان الکتروپمپ و مشخصات فنی چاه از عواملی هستند که به افزایش مصرف برق منجر میشوند. در چنین وضعیتی، هزینه اضافی تنها متوجه کشاورز نیست؛ شبکه برق نیز باید بار بیشتری را تحمل کند و تجهیزات با سرعت بالاتری فرسوده میشوند. اصلاح منصوبات برای حل همین مشکل طراحی شده است. در این فرآیند، وضعیت چاه و تجهیزات موجود بررسی میشود و الکتروپمپ یا سایر اجزای سامانه، متناسب با نیاز واقعی اصلاح یا جایگزین میشوند. هدف، رساندن آب مورد نیاز با مصرف برق کمتر و راندمان بالاتر است.
آغاز طرح از حاجیآباد
شرکت سرمایهگذاری سیمان تامین(سیتا) برای ارزیابی عملیاتی این مدل، یک حلقه چاه در روستای حاجیآباد شهرستان خواف را بهعنوان پایلوت انتخاب کرد. این چاه با مشکلاتی مانند کاهش آبدهی، عملکرد نامناسب الکتروپمپ و ناهماهنگی تجهیزات روبهرو بود و به همین دلیل، گزینه مناسبی برای اجرای طرح به شمار میرفت.
در مرحله نخست، الکتروپمپ قدیمی با یک الکتروپمپ شناور جدید و متناسب با شرایط بهرهبرداری چاه جایگزین شد. پس از آن، عملکرد سیستم پیش و پس از اصلاح مورد اندازهگیری قرار گرفت تا میزان واقعی تغییر در توان مصرفی مشخص شود.
نتایج بهدستآمده قابل توجه بود. در بازه دبی ۱۲ تا ۱۶.۵ لیتر بر ثانیه، توان مصرفی از حدود ۶۹.۹ کیلووات به ۳۷ کیلووات کاهش یافت. به این ترتیب، توان مورد نیاز برای عملکرد پمپ حدود ۴۷درصد کمتر شد. در شرایطی که دبی پایه ۱۱ لیتر بر ثانیه بود نیز توان مصرفی از ۶۹.۹ کیلووات به حدود ۳۲ کیلووات رسید. این تغییر معادل ۵۴.۲درصد کاهش توان مصرفی بود که نشان میدهد انتخاب و تنظیم صحیح تجهیزات میتواند در چاههای کشاورزی، صرفهجویی قابل ملاحظهای ایجاد کند.
اصلاح ۱۰ حلقه چاه
پس از بررسی نتایج پایلوت، چاههایی که ظرفیت بیشتری برای کاهش مصرف داشتند شناسایی شدند. در فاز نخست توسعه، ۱۰ حلقه چاه کشاورزی تحت عملیات اصلاحی قرار گرفت. بر اساس برآوردهای انجامشده تا پایان بهار ۱۴۰۵، مجموع صرفهجویی حاصل از این اقدامات حدود یک میلیون کیلوواتساعت بوده است. این رقم پس از انجام مراحل اندازهگیری، صحهگذاری و تایید، میتواند مبنای صدور گواهی صرفهجویی انرژی قرار گیرد. اهمیت این موضوع در آن است که صرفهجویی برق در این پروژه فقط یک نتیجه فنی نیست. انرژی کاهشیافته میتواند پس از تایید در قالب یک گواهی ثبت شود و ارزش اقتصادی پیدا کند. در واقع، سیتا تلاش کرده است میان اصلاح تجهیزات، کاهش مصرف و ایجاد یک دارایی قابل معامله ارتباط برقرار کند.
صرفهجویی در بازار انرژی
بر اساس گزارش پروژه، طرح بهینهسازی مصرف انرژی از طریق اصلاح منصوبات ۱۵۰۰ حلقه چاه کشاورزی در کارگروه نهادهای تخصصی بازار بهینهسازی انرژی و محیط زیست به تصویب رسیده است. گواهیهای صرفهجویی حاصل از این طرح نیز پس از طی مراحل قانونی و فنی، قابلیت معامله در تابلوی سفید بورس انرژی را خواهند داشت. در این مدل، ابتدا تجهیزات اصلاح میشوند، سپس کاهش مصرف بهطور دقیق اندازهگیری و توسط مراجع ذیصلاح صحهگذاری میشود. در ادامه، گواهی صرفهجویی صادر میشود و امکان ارزشگذاری و معامله آن به وجود میآید.
این سازوکار میتواند انگیزه سرمایهگذاران را برای ورود به پروژههای بهرهوری انرژی افزایش دهد. تا زمانی که صرفهجویی قابل اندازهگیری و قابل تبدیل به ارزش اقتصادی نباشد، اجرای بسیاری از طرحهای کاهش مصرف برای سرمایهگذاران جذابیت کافی ندارد.
ظرفیتی بزرگ در مقیاس ملی
اهمیت پروژه خواف، زمانی بیشتر روشن میشود که تعداد چاههای برقدار کشاورزی کشور مورد توجه قرار گیرد. طبق دادههای مورد استفاده در گزارش، حدود ۳۳۵ هزار حلقه چاه برقدار کشاورزی در کشور وجود دارد و نزدیک به ۱۲۰ هزار حلقه از آنها در گروه چاههای پرمصرف قرار میگیرند. اصلاح بخشی از این چاهها میتواند به کاهش مصرف برق، کاهش هزینههای بهرهبرداری و افزایش عمر تجهیزات منجر شود. البته توسعه چنین طرحی در مقیاس ملی، نیازمند شناسایی دقیق چاههای پرمصرف، ارزیابی فنی، تامین مالی و ایجاد سازوکاری شفاف برای اندازهگیری صرفهجویی است.
تجربه دشت خواف از این منظر اهمیت دارد که یک مدل اجرایی مشخص ارائه میدهد؛ مدلی که میتواند در مناطق دیگر، متناسب با وضعیت چاهها و شرایط شبکه برق، تکرار شود.
بهرهوری در کنار انرژی خورشیدی
در مطالعه فنی پروژه، ظرفیت صرفهجویی ناشی از اصلاح منصوبات با تولید برق یک نیروگاه خورشیدی نیز مقایسه شده است. بر اساس این محاسبات، اصلاح ۲۰ حلقه چاه با متوسط صرفهجویی ۳۵ کیلووات برای هر چاه، میتواند سالانه حدود ۲.۸ میلیون کیلوواتساعت صرفهجویی ایجاد کند. در سناریوی مقایسه، نیروگاه خورشیدی مورد بررسی سالانه حدود ۱.۸ میلیون کیلوواتساعت برق تولید میکند. بنابراین انرژی صرفهجوییشده در سناریوی اصلاح چاهها، حدود ۱.۵۵ برابر برق تولیدی نیروگاه خورشیدی برآورد شده است.
این مقایسه به معنای کماهمیتبودن انرژی خورشیدی نیست. توسعه تجدیدپذیرها همچنان یکی از مسیرهای مهم تامین برق به شمار میرود، اما کاهش مصرف و افزایش راندمان نیز باید همزمان در کانون سیاستگذاری انرژی قرار گیرد.
چشمانداز ۱۵ میلیون کیلوواتساعت
در برنامه توسعه اولیه پروژه، اصلاح ۶۰ حلقه چاه پیشبینی شده است. برآوردهای انجامشده نشان میدهد اجرای این مرحله میتواند حدود ۱۵ میلیون کیلوواتساعت صرفهجویی انرژی ایجاد کند. ارزش اقتصادی این میزان صرفهجویی در سال جاری حدود ۷۵۰ میلیارد ریال محاسبه شده است. در صورت تکمیل فرآیندهای اندازهگیری، تایید و صدور گواهی، این پروژه میتواند از یک طرح فنی در دشت خواف فراتر رود و به الگویی برای سرمایهگذاری در مدیریت سمت تقاضا تبدیل شود.
خلاصه که مسئله ناترازی برق، تنها با افزایش تولید حل نمیشود. کاهش مصرف غیرضروری، اصلاح تجهیزات، افزایش راندمان و ایجاد بازار برای صرفهجویی، بخش دیگری از این معادله است. پروژه شرکت سرمایهگذاری سیمان تامین (سیتا) در دشت خواف نشان میدهد که مدیریت مصرف اگر با ارزیابی فنی و سازوکار اقتصادی همراه شود، میتواند هم برای کشاورز منفعت داشته باشد، هم فشار بر شبکه را کاهش دهد و هم زمینهای برای خلق ارزش اقتصادی فراهم کند.