بنزین در آتش شایعات/ یک ماه پس از آغاز جنگ آرامش بر جایگاههای سوخت حکمفرماست
تحریریه آوش/ در جنوب شهر، وضعیت حتی آرامتر است. جایگاه سوخت آنجا، خلوتتر از همیشه به نظر میرسد. راننده یک وانتبار که در حال سوختگیری است، میگوید: «شنیده بودم بنزین تمام شده و آمریکا پالایشگاهها را زده. ترسیدم و آمدم، اما میبینم که همه پمپها باز هستند. واقعیت این است که ۳۰ لیتر برای ما که در شهر میچرخیم کافی است. اگر هم تمام شود، خب دوباره میزنیم. مهم این است که بنزین هست.»
یک ماه از آغاز نبردی میگذرد که بسیاری تصور میکردند نخستین ترکشهای آن، شریان سوخترسانی کشور را قطع خواهد کرد. جنگ رمضان در حالی وارد دومین ماه خود میشود که وضعیت در جایگاههای بنزین، فرسنگها با برخی ادعاها و اخبار مبتنی بر تصاویر سیاه و بحرانی کمبود سوخت فاصله دارد. در حالی که رسانههای بیگانه و کانالهای غیررسمی طی هفتههای اخیر مدام از بحران ذخایر و کمبود بنزین در ایران میگفتند، گشتوگذار در جایگاههای سطح شهر و بین شهری و بررسی وضعیت نازلها، واقعیت دیگری را پیش چشم میگذارد: بنزین هست، صف نیست و سیستم توزیع همچنان با نظم در حال مدیریت تقاضاست.
عبور پنهان از بحران روانی
همه میدانیم که در ایران، بنزین فقط یک کالای مصرفی نیست؛ بنزین دماسنج امنیت روانی و البته اقتصادی است. کوچکترین شایعهای در دهههای گذشته کافی بود تا ترافیک تهران و کلانشهرها به گره کوری تبدیل شود که در راس آن، صفهای چند کیلومتری پمپبنزینها خودنمایی میکرد. اما این بار در شرایطی که سایه موشک و پهپاد بر سر شهرها و مناطق مسکونی سنگینی میکند، سهمیهبندی هوشمند (۳۰ لیتر در هر نوبت، ۲ نوبت در ۲۴ ساعت)، آبی بود بر آتش هیجانات کاذب. بررسیهای میدانی ما نشان میدهد که این فرمول ساده نه تنها محدودیتی فلجکننده نبوده، بلکه دست دلالان و گالنبهدستان را از چرخه توزیع کوتاه کرده است تا رانندگان و شهروندان حتی در نیمهشب، باک خود را پر ببینند، رانندگان به کار خود برسند و شهروندان بدون دغدغه سوخت به مسافرتهای نوروزی بروند.
شبگردی در سطح شهر؛ جایی که نازلها نمیخوابند
ساعت از یک بامداد گذشته است. جایگاه سوختی که معمولا در روزهای عادی شلوغ است، اکنون میزبان چند خودروی لوکس و تعدادی تاکسی اینترنتی است. خبری از داد و فریاد، قفل شدن خیابان یا حضور نیروهای امنیتی برای کنترل صف نیست.
متصدی جایگاه که پیراهن فرمش از شدت کار چروک شده، با لبخندی تلخ میگوید: «هفته اول جنگ، جهنم بود. مردم گالنهای خالی همراه خود میآوردند. فکر میکردند فردا صبح بنزینی در کار نیست. اما وقتی دیدند مخزنها هر روز پر میشود و کارتها هم کار میکند، کمکم آرام شدند.» او به مانیتور پمپ اشاره میکند و ادامه میدهد: «الان سیستم اجازه نمیدهد کسی بیشتر از ۳۰ لیتر در یک نوبت بزند. اگر کسی سفر طولانی داشته باشد، میتواند در این جایگاه یا در جایگاه دیگری ۳۰ لیتر دومش را بزند. همین باعث شده کسی بیهوده باک را لبالب پر نکند و بنزین به همه برسد.»
در جنوب شهر، وضعیت حتی آرامتر است. جایگاه سوخت آنجا، خلوتتر از همیشه به نظر میرسد. راننده یک وانتبار که در حال سوختگیری است، میگوید: «شنیده بودم بنزین تمام شده و آمریکا پالایشگاهها را زده. ترسیدم و آمدم، اما میبینم که همه پمپها باز هستند. واقعیت این است که ۳۰ لیتر برای ما که در شهر میچرخیم کافی است. اگر هم تمام شود، خب دوباره میزنیم. مهم این است که بنزین هست.»

لجستیک در سایه؛ نفتکشهایی که نمیایستند
اما این بنزین از کجا میآید؟ در حالی که دشمن مدعی ضربه به زیرساختها بود، جادههای منتهی به انبارهای نفت نشاندهنده یک عملیات لجستیکی عظیم و بیسروصداست. رانندگان نفتکش، قهرمانان گمنام این روزها هستند. یکی از آنها که در استراحتگاه بینراهی توقف کرده، میگوید: «فشار کار بالاست، اما امنیت مسیرها عالی است. ما از جنوب به شمال و از پالایشگاهها به انبارها، بنزین جابهجا میکنیم. ذخایر بنزین کشور خیلی بیشتر از آن چیزی است که مردم فکر میکنند. ما حتی یک ساعت هم توقف نداشتهایم.»
تحلیلگران حوزه انرژی معتقدند که تصمیم برای محدود کردن مقدار سوختگیری در هر نوبت، حرکتی هوشمندانه برای کنترل مصرف بود. در جنگهای دیگری در نقاط مختلف دنیا، دیدهدشده است که بزرگترین مشکل نه کمبود تولید، بلکه هجوم برای ذخیرهسازی بوده است. با قانون دو ظرفیت ۳۰ لیتری، عملا امکان انبار کردن بنزین برای قاچاق یا فروش آزاد غیرممکن شده و سوخت دقیقا به مقصد اصلی یعنی باک خودروها هدایت میشود.

شکست پروژه بنزینهراسی
اگرچه شایعات و اخبار غیررسمی حاکی از کمبود سوخت و صفههای طولانی مقابل جایگاهها بود، اما طبق بررسی ما حتی یک مورد جایگاه تعطیل به دلیل نبود سوخت مشاهده و گزارش نشده است. نکته جالب اینجاست که حتی در نقاط مرزی که همواره بیم قاچاق میرود، نشانی از کمبود گزارش نشده است.
مدیریت تقاضا؛ درسی برای آینده
این تجربه نشان میدهد که مدیریت تقاضا بسیار موثرتر از افزایش تولید در زمان بحران است. کنترل قیمت و اعمال محدودیت در دفعات سوختگیری، توانسته است تراز بنزین را مثبت نگه دارد. هیچکس در این یک ماه با باک خالی در خیابان و جاده نمانده، مگر کسانی که به شایعات بیش از نشانگر بنزین خودرویشان اهمیت دادند.
شاید بزرگترین پیروزی در این یک ماه، نه در عرصه نظامی، بلکه در عرصه روانشناسی اجتماعی بود. وقتی شهروند میبیند که میتواند ۲۴ ساعته به سوخت دسترسی داشته باشد، انگیزه خود را برای رفتار تودهوار و هجومی از دست میدهد. محدودیت ۳۰ لیتری، نوعی سهمیهبندی روانی بود که به مردم اطمینان داد ذخایر برای همه وجود دارد.
باکهای پر، امنیت پایدار
خلاصه که بنزین در رگهای شهرها جاری است و صدای موتور وسایل نقلیه در خیابانها، گویاتر از هر بیانیهای است. یک ماه پس از آغاز جنگ، ایران نشان داد که نه تنها زیرساختهایش را سرپا نگه داشته، بلکه یاد گرفته است چگونه در اوج بحران، آرامش را به سفره و باکهای مردم تزریق کند. گزارش میدانی ما از جایگاههای سوخت یک پیام روشن دارد: در میدان نبرد ارادهها، این واقعیت خیابان و جایگاههای سوخت بود که بر شایعات پیروز شد. بنزین هست، امنیت برقرار است و زندگی با تمام توان، علیرغم تهدیدها به پیش میرود.