۴۷ سال پشت یک تریبون؛ از ابراهیم یزدی تا مسعود پزشکیان/ ایران چگونه از تریبون سازمان ملل با جهان سخن گفت؟
سفر ایران در نیویورک از جنگ ایران و عراق تا گفتوگوی تمدنها، بحران هستهای، برجام و جنگ ۲۰۲۶؛
تحریریه آوش/ میان این دو تصویر یعنی از ابراهیم یزدی در ۱۹۷۹ تا مسعود پزشکیان در ۲۰۲۶ ؛ تقریباً تمام تاریخ سیاست خارجی جمهوری اسلامی را میتوان از پشت یک تریبون تماشا کرد؛ از انقلاب، گروگانگیری، جنگ با عراق، بازسازی، تنشزدایی، گفتوگوی تمدنها، ظهور پرونده هستهای، تحریمهای شورای امنیت، برجام، خروج آمریکا از توافق، فشار حداکثری، بنبست مذاکرات و سرانجام جنگ همه در این نما به خوبی دیده می شود
پاییز ۱۹۷۹ است و مردی پشت تریبون سبزرنگ مجمع عمومی سازمان ملل ایستاد که چند ماه پیش از آن، حکومت کشورش در یک انقلاب سرنگون شده بود. ابراهیم یزدی به نمایندگان جهان گفت زمانی اعتراضش را از پیادهروهای بیرون همین ساختمان فریاد میزد و حالا برای نخستین بار صدای ایرانِ پس از انقلاب از داخل آن شنیده میشود و اکنون ۴۷ سال از آن تاریخ گذشته است.
حالا در پاییز ۲۰۲۶، مسعود پزشکیان راهی همان ساختمان شده؛ اما ایرانی که او نمایندگی میکند نه ایران نخستین ماههای انقلاب است، نه ایران جنگ هشتساله، نه ایران «گفتوگوی تمدنها»، نه ایران در آستانه برجام و حتی نه ایرانی که پزشکیان فقط دو سال پیش با وعده تعامل دوباره از جانب آن سخن گفت. او از دل یک جنگ به نیویورک رسیده است.
میان این دو تصویر یعنی از ابراهیم یزدی در ۱۹۷۹ تا مسعود پزشکیان در ۲۰۲۶ ؛ تقریباً تمام تاریخ سیاست خارجی جمهوری اسلامی را میتوان از پشت یک تریبون تماشا کرد؛ از انقلاب، گروگانگیری، جنگ با عراق، بازسازی، تنشزدایی، گفتوگوی تمدنها، ظهور پرونده هستهای، تحریمهای شورای امنیت، برجام، خروج آمریکا از توافق، فشار حداکثری، بنبست مذاکرات و سرانجام جنگ همه در این نما به خوبی دیده می شود.
اسناد رسمی سازمان ملل نشان میدهند نخستین سخنرانی ایران پس از انقلاب مجمع عمومی سازمان ملل ( Genera Debate) را ابراهیم یزدی انجام داد؛ صورتجلسه ۴ اکتبر ۱۹۷۹ این سازمان صریحاً «Speech by Mr. Yazdi (Iran)» را ثبت کرده است. از آن روز شاید بتوان گفت که نامها تغییر کردهاند؛ اما تریبون همان تریبون مانده است.

۱۹۷۹؛ انقلاب وارد ساختمان سازمان ملل شد
هنوز شش ماه بیشتر از تأسیس جمهوری اسلامی نگذشته بود که ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه دولت موقت، پشت تریبون مجمع عمومی قرار گرفت. بحران گروگانگیری هنوز آغاز نشده بود. دولت موقت هنوز بر سر کار بود و ایران تازه میخواست به جهان توضیح دهد چه اتفاقی افتاده است. یزدی از استقلال، استعمار، مداخله قدرتهای بزرگ و حمایت غرب از حکومت شاه گفت. برای او سازمان ملل فقط یک نهاد دیپلماتیک نبود؛ صحنهای بود برای اعلام اینکه ایران میخواهد جای خود را در نظم بینالمللی تغییر دهد. اما تنها یک ماه بعد سفارت آمریکا در تهران اشغال شد، دولت موقت سقوط کرد و رابطه تهران و واشنگتن وارد بحرانی شد که بیش از چهار دهه ادامه یافت. نخستین سخنرانی ایران پس از انقلاب، در واقع آخرین سخنرانی ایران پیش از آغاز یکی از طولانیترین خصومتهای سیاسی معاصر نیز بود.
۱۹۸۰؛ شمس اردکانی و ایرانی که ناگهان درگیر جنگ شده بود
سال بعد همهچیز تغییر کرده بود.۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ عراق به ایران حمله کرد و زمانی که علی شمس اردکانی در سمت مشاور وزیر خارجه وقت در روز ۱۰ اکتبر در سیوپنجمین مجمع عمومی سخن گفت، کمتر از سه هفته از آغاز جنگ گذشته بود. سند رسمی A/35/PV.33 او را به عنوان سخنران ایران در مجمع عمومی سازمان ملل ثبت کرده است.
از اینجا واژگان تازهای وارد سخنرانیهای ایران شد؛ واژگانی چون تجاوز، جنگ، مقاومت و اعتراض به شورای امنیت. جمهوری اسلامی که یک سال پیش برای معرفی انقلابش به نیویورک آمده بود، حالا میخواست جهان را متقاعد کند که قربانی تجاوز خارجی شده اما سال ۱۹۸۰ یک حضور دیگر نیز داشت؛ حضوری که بعدها آنقدر مشهور شد که حتی جای وقوع آن نیز در حافظه عمومی تغییر کرد.
رجایی؛ با پاهای زخمی در شورای امنیت
نام محمدعلی رجایی را در بسیاری از روایتهای تاریخی میتوان در کنار عبارت «سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل» دید؛ گاهی حتی نوشته شده که نخستوزیر ایران هنگام سخنرانی در مجمع عمومی پای خود را روی میز گذاشت و آثار شکنجه ساواک را نشان داد.اما این روایت دقیق نیست. شهید محمد علی رجایی به واقع در اکتبر ۱۹۸۰ به مقر سازمان ملل رفت و واقعاً یکی از مهمترین حضورهای یک مقام جمهوری اسلامی در نیویورک را رقم زد؛ اما سخنرانی مهم او در شورای امنیت بود، نه مجمع عمومی سازمان ملل.در واقع روایت ایران در سازمان ملل در سال ۱۹۸۰ به سخنرانی علی شمس اردکانی در مجمع عمومی ختم نشد. تنها یک هفته بعد، محمدعلی رجایی، نخستوزیر وقت ایران، وارد مقر سازمان ملل شد و حضوری را رقم زد که تصویر آن بیش از چهار دهه بعد همچنان یکی از مشهورترین تصاویر سفر یک مقام جمهوری اسلامی به نیویورک است.
این حضور در روایتهای تاریخی بارها به عنوان «سخنرانی رجایی در مجمع عمومی سازمان ملل» بازگو شده است که درست نیست.
محمد علی رجایی، نخست وزیر وقت ایران در ۱۷ اکتبر ۱۹۸۰ در جلسه ۲۲۵۱ شورای امنیت سازمان ملل سخنرانی کرد؛ نه در مناظره عمومی مجمع عمومی.

صورتجلسه رسمی شورای امنیت با شماره S/PV.2251 این موضوع را ثبت کرده است. جلسه به جنگ تازهآغازشده ایران و عراق اختصاص داشت و رئیس شورا در آغاز از «نخستوزیر ایران، آقای محمدعلی رجایی» استقبال کرد و از او خواست بیانیه خود را ارائه کند.
این تمایز از آن جهت مهم است که سخنران رسمی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل همان سال، علی شمس اردکانی بود که ۱۰ اکتبر سخنرانی کرده بود؛ رجایی هفت روز بعد برای طرح موضع ایران درباره جنگ به شورای امنیت رفته بود اما آنچه سفر رجایی را در حافظه تاریخی ماندگار کرد، تنها سخنرانی او درباره جنگ نبود.
رجایی در جریان حضورش در نیویورک و در برابر خبرنگاران، کف پای خود را نشان داد و گفت آثار باقیمانده روی آن نتیجه شکنجه در زندانهای ساواک در دوران حکومت پهلوی است. تصویر نخستوزیر جمهوری اسلامی که پای برهنه خود را روی میز گذاشته بود، به سرعت به یکی از تصاویر نمادین آن سفر تبدیل شد؛ حرکتی که رجایی با آن میخواست روایت انقلاب ایران را نه فقط با کلمات، بلکه با بدن خود به رسانههای جهان منتقل کند.
این تصویر بعدها آنقدر با «سازمان ملل» پیوند خورد که در بسیاری از بازگوییها، محل آن با صحن مجمع عمومی اشتباه گرفته شد اما تصویر مشهور مربوط به حضور رسانهای رجایی در جریان همان سفر نیویورک است، در حالی که سخنرانی رسمی و مهم او در سازمان ملل در شورای امنیت انجام شد.
سفر رجایی در یکی از پیچیدهترین لحظات روابط ایران با جهان صورت گرفت. کمتر از یک ماه از آغاز حمله عراق گذشته بود، گروگانهای آمریکایی همچنان در تهران نگهداری میشدند و رابطه ایران و آمریکا در عمیقترین بحران خود پس از انقلاب قرار داشت. رجایی به نیویورک آمده بود تا از یک سو روایت ایران از تجاوز عراق را مستقیماً در شورای امنیت مطرح کند و از سوی دیگر جمهوری اسلامی را به عنوان نظامی معرفی کند که خود را محصول مقاومت در برابر حکومت شاه و حامیان خارجی آن میدانست.
به همین دلیل، آن پای برهنه روی میز را شاید بتوان خلاصهای تصویری از دیپلماسی جمهوری اسلامی در نخستین سالهای پس از انقلاب دانست: دیپلماسیای که هنوز فاصله زیادی با زبان متعارف و تشریفاتی سازمان ملل داشت و میخواست تجربه انقلاب، زندان، شکنجه و جنگ را مستقیماً وارد اتاقهای رسمی سیاست بینالملل کند.
اما یک سال بعد، وقتی نوبت سخنرانی ایران در سیوششمین مجمع عمومی رسید، چهره دیگری پشت تریبون قرار گرفت و نوبت به میرحسین موسوی، وزیر امور خارجه وقت رسید. کسی که تنها چند هفته بعد نخستوزیر ایران شد.

۱۹۸۱؛ میرحسین موسوی واقعاً پشت تریبون بود
به این ترتیب بود که یک سال بعد نوبت میرحسین موسوی رسید. این مورد نیز سالها در روایتهای پراکنده گم شده است، اما سند رسمی هیچ ابهامی باقی نمیگذارد.
۵ اکتبر ۱۹۸۱، در بیستوششمین جلسه عمومی سیوششمین دوره مجمع عمومی، متن رسمی با عبارت «Mr. MOUSSAVI (Iran)» آغاز میشود. سند حتی توضیح میدهد موسوی به فارسی سخن گفته و ترجمه انگلیسی را هیأت ایرانی ارائه کرده است. میرحسین موسوی در آن زمان وزیر امور خارجه بود؛ هنوز نخستوزیر نشده بود. آن روزها ایران یکی از خونینترین سالهای پس از انقلاب را پشت سر میگذاشت. محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر چند هفته قبل در انفجار دفتر نخستوزیری کشته شده بودند و جنگ با عراق نیز ادامه داشت. موسوی در همان سخنرانی از رئیسجمهور و نخستوزیر کشتهشده ایران یاد کرد. تریبون ایران حالا دیگر فقط تریبون انقلاب نبود؛ تریبون کشوری بود که همزمان جنگ خارجی و بحران شدید داخلی را تجربه میکرد.
۱۹۸۲ تا ۱۹۸۶؛ ولایتی و پنج پاییز جنگ
اما از ۱۹۸۲، علیاکبر ولایتی به چهره اصلی ایران در مجمع عمومی تبدیل شد. او در ۱۲ اکتبر ۱۹۸۲ در سیوهفتمین مجمع عمومی سخنرانی کرد؛ درست در سالی که ایران خرمشهر را آزاد کرده و نیروهای عراقی از بخش بزرگی از خاک ایران عقب رانده شده بودند. ولایتی پرسید چرا نهادهای بینالمللی در دو سال نخست جنگ در برابر آنچه ایران تجاوز عراق میخواند، واکنش مؤثری نشان ندادهاند. سند جلسه A/37/PV.27 حضور او را ثبت کرده است.
در ۱۹۸۳، ۱۹۸۴، ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶ نیز ولایتی سخنران ایران بود. هرچه جنگ طولانیتر شد، لحن تهران علیه شورای امنیت تندتر شد. موضوع استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی به یکی از محورهای اصلی تبدیل شد. در سخنرانی ۱۹۸۵، ولایتی مستقیماً پرسید چرا شورای امنیت در محکومیت استفاده از سلاح شیمیایی تأخیر کرده و حتی نام عراق را صریحاً ذکر نکرده است.
این پنج پاییز را میتوان یک فصل واحد در تاریخ حضور ایران در سازمان ملل دانست که ایران تقریباً هر سال به نیویورک میرفت تا بگوید جهان در برابر جنگی که بر آن تحمیل شده، عدالت را رعایت نکرده است.

۱۹۸۷؛ این بار رئیسجمهور آمد
از سوی دیگر در ۱۹۸۷ اتفاق متفاوتی افتاد. این بار به جای وزیر خارجه، شهید آیت الله علی خامنهای، رئیسجمهور وقت ایران شخصاً به نیویورک رفت. جنگ وارد هفتمین سال شده بود. در خلیج فارس، ایران و آمریکا بیش از هر زمان دیگری به برخورد مستقیم نزدیک شده بودند و چند ماه قبل شورای امنیت قطعنامه ۵۹۸ را تصویب کرده بود.
به این ترتیب بود که رئیسجمهور وقت ایران بخش بزرگی از سخنانش را به جنگ اختصاص داد و روایت تهران از حمله عراق، حمایت قدرتهای خارجی از بغداد و عملکرد شورای امنیت را مطرح کرد. این یکی از مهمترین نقاط در تاریخ حضور جمهوری اسلامی در مجمع عمومی بود: برای نخستین بار پس از انقلاب، رئیسجمهور ایران شخصاً در مجمع عمومی سازمان ملل سخن میگفت.

۱۹۸۸؛ پایان جنگ، اما نه پایان پرونده آن
این حضور رییس جمهور اما موقت بود و یک سال بعد علی اکبر ولایتی دوباره برگشت. اما این بار ایران قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته و آتشبس برقرار شده بود. برای نخستین بار پس از هشت پاییز، نماینده ایران از کشوری سخن میگفت که دیگر در حال جنگ با عراق نبود.
جنگ تمام شده بود، اما تجربه آن برای سالها در زبان سیاست خارجی ایران باقی ماند: اعتراض به دوگانگی قدرتهای بزرگ، مسئله سلاح شیمیایی، حمایت غرب و شوروی از عراق و انتقاد از شورای امنیت.
۱۹۸۹ تا ۱۹۹۶؛ هشت سال ولایتی و ایران پس از جنگ
در سالهای ۱۹۸۹، ۱۹۹۰، ۱۹۹۱، ۱۹۹۲، ۱۹۹۳، ۱۹۹۴، ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶ و دوران ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی (از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶)، همواره علیاکبر ولایتی چهره اصلی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل باقی ماند.
اما جهان عوض شده بود. جنگ سرد تمام شد، اتحاد شوروی فروپاشید، عراق به کویت حمله کرد، آمریکا وارد خلیج فارس شد، جنگ بوسنی آغاز شد و نظم دوقطبی جای خود را به جهانی داد که هنوز قواعد تازهاش مشخص نبود.
در ۱۹۸۹ ولایتی سخنانش را در فضایی آغاز کرد که آیتالله خمینی (ره) چند ماه قبل درگذشته بود. یک سال بعد بحران کویت در مرکز سیاست جهانی قرار داشت.
در ۱۹۹۳ او از ضرورت اعتمادسازی پس از جنگ سرد سخن گفت و هشدار داد که پایان رقابت شرق و غرب به خودی خود عدالت و امنیت ایجاد نکرده است.
اما دوران هاشمی رفسنجانی از این جهت قابل توجه است که رئیسجمهور ایران خود به سنت حضور سالانه در نیویورک تبدیل نشد؛ این وزیر خارجه بود که تقریباً هر پاییز پیام تهران را به مجمع عمومی میبرد.
۱۹۹۷؛ عوض شدن زبان ایران
انتخابات دوم خرداد و ریاستجمهوری محمد خاتمی فقط سیاست داخلی ایران را تغییر نداد؛ زبان سیاست خارجی نیز به سرعت عوض شد.
کمال خرازی وزیر امور خارجه شد و واژههایی چون تنشزدایی، گفتوگو، همکاری و اعتمادسازی بیشتر وارد ادبیات ایران شدند. اما یکی از مهم ترین دوره های ایران در مجمع عمومی سازمان ملل با دولت اصلاحات رقم خورد و یک سال بعد، این خود سید محمد خاتمی بود که به نیویورک رفت و یکی از ماندگارترین سخنرانیهای تاریخ جمهوری اسلامی را انجام داد.
۱۹۹۸؛ خاتمی و جملهای که جهانی شد
۲۱ سپتامبر ۱۹۹۸، محمد خاتمی پشت تریبون مجمع عمومی ایستاد، در حالی که مفهوم محوری او سخنرانیش «گفتوگوی تمدنها» بود. در جهانی که نظریه «برخورد تمدنها» از ساموئل هانتینگتون شهرت یافته بود، سید محمد خاتمی پیشنهاد میکرد به جای برخورد، از گفتوگو سخن گفته شود. پیشنهاد ایران چنان بازتابی پیدا کرد که سازمان ملل سال ۲۰۰۱ را «سال گفتوگوی تمدنها» نامید. اما روابط تهران و واشنگتن همچنان قطع بود و تحریمها نیز وجود داشتند، اما فاصله ادبیات ایران با سالهای جنگ چشمگیر بود. یزدی در ۱۹۷۹ از انقلاب گفته بود؛ ولایتی در دهه ۱۹۸۰ از جنگ؛ خاتمی حالا از گفتوگو حرف میزد.

۱۹۹۹ و ۲۰۰۰؛ خرازی و ادامه تنشزدایی
در دو سال بعد کمال خرازی نمایندگی ایران را بر عهده گرفت. گفتوگوی تمدنها، چندجانبهگرایی، همکاری منطقهای و مخالفت با یکجانبهگرایی محور اصلی بودند. صورتجلسات سازمان ملل حضور خرازی را در این دوره ثبت کردهاند و در سند سال ۲۰۰۰ نیز به سخنان او درباره مشارکت و حفظ هویت فرهنگی اشاره شده است.
۲۰۰۱؛ خاتمی در جهان پس از ۱۱ سپتامبر
اما وقتی خاتمی دوباره در نوامبر ۲۰۰۱ دوباره به سازمان ملل آمد، جهان فقط چند هفته بود که حملات ۱۱ سپتامبر را تجربه کرده بود. او تروریسم را محکوم کرد و تلاش کرد «گفتوگوی تمدنها» را به پاسخی در برابر خشونت و افراطگرایی تبدیل کند. سند رسمی A/56/PV.44 حضور خاتمی را ثبت کرده اما این پنجره چندان دوام نیاورد.
چند ماه بعد جورج دبلیو بوش ایران را در کنار عراق و کره شمالی در «محور شرارت» قرار داد.
سه سال خرازی و ظهور پروندهای که همهچیز را بلعید
درسال های ۲۰۰۲، ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ کمال خرازی دوباره سخنران ایران بود. اسناد سازمان ملل حضور او را در هر سه دوره ثبت کردهاند. اما این بار یک موضوع تازه آرامآرام بر همه چیز سایه انداخت و آن نیز پرونده هستهای ایران بود. نطنز و اراک به مسالهای جهانی تبدیل شده بودند، مذاکرات ایران و سه کشور اروپایی آغاز شده بود و آمریکا نیز عراق را اشغال کرده بود و دورهای که با گفتوگوی تمدنها آغاز شده بود، با ظهور یکی از پیچیدهترین بحرانهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی به پایان میرسید.

احمدینژاد و هشت پاییز پرتنش
اما محمود احمدینژاد که بازی انتخابات در ایران را برد. سنت تازهای ایجاد کرد و آن این بود که رئیسجمهور تقریباً هر سال شخصاً به نیویورک رفت. از ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۲، هشت دوره پیاپی، احمدینژاد سخنران ایران در مجمع عمومی سازمان ملل بود.
پرونده هستهای از آژانس به شورای امنیت رفت، قطعنامههای تحریمی یکی پس از دیگری تصویب شدند و رابطه ایران و غرب وارد یکی از پرتنشترین دورههای پس از انقلاب شد.
تریبون سازمان ملل نیز بخشی از همین منازعه شد. احمدینژاد از حق ایران برای فناوری هستهای، ساختار ناعادلانه شورای امنیت، فلسطین، اسرائیل و سلطه قدرتهای بزرگ سخن میگفت. در مقابل، برخی هیأتهای غربی در بعضی سالها هنگام سخنان او سالن را ترک کردند.
در ۲۰۱۰ نیز اظهارات او درباره حملات ۱۱ سپتامبر جنجال گستردهای ایجاد کرد. وقتی احمدینژاد در ۲۰۱۲ برای آخرین بار از آن تریبون پایین آمد، ایران زیر تحریمهای گسترده بینالمللی قرار داشت و پرونده هستهای از یک اختلاف فنی بسیار فراتر رفته بود.

۲۰۱۳؛ روحانی و بازگشت کلمه «صلح»
یک سال بعد، از اخرین سال حضور احمدی نژاد اما همان تریبون شاهد تغییر لحن چشمگیری بود. حسن روحانی با وعده حل بحران هستهای انتخابات را برده بود و نخستین سفرش به نیویورک با توجهی کمسابقه همراه شد.
پیام اصلی این بود که ایران آماده مذاکره است. پس از سفر نیز تماس تلفنی باراک اوباما و حسن روحانی انجام شد؛ نخستین گفتوگوی مستقیم رؤسایجمهور ایران و آمریکا پس از انقلاب. تریبونی که تا یک سال پیش یکی از صحنههای تقابل ایران و غرب بود، ناگهان به سکوی اعلام امکان دیپلماسی تبدیل شده بود.
۲۰۱۴؛ مذاکره زیر سایه داعش
درسال ۲۰۱۴ مذاکرات هستهای ادامه داشت، اما داعش بخشهای بزرگی از عراق و سوریه را تصرف کرده بود. ایران و آمریکا همچنان روابط دیپلماتیک نداشتند، اما وزرای خارجه دو کشور مرتب مذاکره میکردند؛ وضعیتی که چند سال قبل تصور آن دشوار بود.
۲۰۱۵؛ وقتی توافق جای جنگ را گرفت
پاییز ۲۰۱۵ حسن روحانی، رییس جمهور وقت ایران در شرایطی به نیویورک رفت که برجام چند ماه قبل به دست آمده بود. این شاید خوشبینانهترین مقطع روابط ایران و غرب پس از انقلاب بود. پروندهای که بیش از یک دهه تهدیدی امنیتی تلقی شده بود، از مسیر مذاکره به توافق رسیده بود و تهران امیدوار بود با رفع تحریمها فصل تازهای آغاز شود. برای لحظهای کوتاه، مسیر تاریخ چنین به نظر میرسید که از «بحران» به «توافق» رسیده است.

۲۰۱۶؛ دفاع از توافقی که تازه متولد شده بود
یک سال بعد مساله دیگر رسیدن به برجام نبود؛ موضوع اجرای آن بود. تهران از باقی ماندن موانع بانکی ناراضی بود و در آمریکا انتخاباتی در جریان بود که نتیجه آن سرنوشت توافق را تغییر داد.
۲۰۱۷؛ و ترامپی که وارد داستان شد
سال بعد اما برای ایران عجیب بود وقتی که دونالد ترامپ نخستین سخنرانی خود در سازمان ملل را به حمله شدید به سیاست ایران و توافق هستهای تبدیل کرد. روحانی در پاسخ از برجام دفاع کرد. دو رئیسجمهور از یک تریبون واحد، دو روایت کاملاً متضاد از توافقی ارائه میکردند که تنها دو سال از عمر آن گذشته بود.
۲۰۱۸؛ فروپاشی رؤیای ۲۰۱۵
ترامپ در مه ۲۰۱۸ آمریکا را از برجام خارج کرد. روحانی آن پاییز به نیویورک رفت، اما دیگر خبری از خوشبینی ۲۰۱۵ نبود. تحریمها در حال بازگشت بودند و سیاست «فشار حداکثری» شکل میگرفت. سند رسمی مجمع عمومی حضور روحانی در General Debate سال ۲۰۱۸ را ثبت کرده است. سه سال کافی بود تا فضای «توافق» دوباره به فضای «تقابل» تبدیل شود.
۲۰۱۹؛ آخرین فرصتهای از دسترفته
در ۲۰۱۹ فرانسه تلاش میکرد میان تهران و واشنگتن میانجیگری کند. حتی احتمال ملاقات روحانی و ترامپ مطرح شد، اما اتفاق نیفتاد. روحانی طرح «ائتلاف امید» را برای امنیت خلیج فارس مطرح کرد اما چند ماه بعد قاسم سلیمانی در بغداد در حمله آمریکا کشته شد و ایران پایگاه عینالاسد را هدف قرار داد.
۲۰۲۰؛ روحانی دیگر پشت تریبون نبود؛ تصویرش بود
کرونا اما رسید و حتی سنت سالانه مجمع عمومی را تغییر داد. حسن روحانی در ۲۰۲۰ به نیویورک نرفت. سخنرانی او از پیش ضبط شد و در مجمع پخش شد. صورتجلسه رسمی آن را با عنوان «Address by Mr. Hassan Rouhani, President, Islamic Republic of Iran» ثبت کرده است. این تمایز کوچک اما مهم است که رییس جمهور ایران سخنران بود، اما برخلاف سالهای قبل شخصاً پشت تریبون سازمان ملل نایستاد. دوره او با یک تناقض بزرگ تمام میشد که رئیسجمهوری که در ۲۰۱۳ با امید به حل مناقشه هستهای آمده و در ۲۰۱۵ توافق را جشن گرفته بود، در پایان دوره دوباره با تحریم و بحران روبهرو بود.
۲۰۲۱؛ اولین دوره رییسی با ویدیو کال
ابراهیم رئیسی نیز نخستین سخنرانی خود را در ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۱ به صورت از پیش ضبطشده ارائه کرد. سند رسمی سازمان ملل متن کامل «Address by Mr. Seyyed Ebrahim Raisi» را در ضمیمه صورتجلسه ثبت کرده است.
در این دوره زبان تهران بار دیگر تغییر کرده بود و بیاعتمادی عمیقتر به آمریکا، تأکید بر رفع واقعی تحریمها و این استدلال که واشنگتن باید ابتدا آثار خروج خود از برجام را جبران کند.
۲۰۲۲؛ رئیسی این بار در سالن
یک سال بعد رئیسی شخصاً وارد سالن مجمع عمومی شد. صورتجلسه رسمی ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۲ ثبت کرده که رئیسجمهور ایران به سالن همراهی شد و سپس سخنانش را با این جمله آغاز کرد که «بنیان جهانی بهتر، عدالت است.»
اما سفر او تقریباً همزمان با آغاز اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی بود؛ بحرانی که خیلی زود بر روابط ایران با غرب نیز سایه انداخت.

۲۰۲۳؛ آخرین حضور رئیسی
۱۹ سپتامبر ۲۰۲۳ رئیسی بار دیگر در در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد. سند رسمی سازمان ملل نام او را به عنوان رئیسجمهور ایران و سخنران هفتادوهشتمین دوره ثبت کرده است. مذاکرات احیای برجام عملاً متوقف شده بود و روابط ایران با اروپا نیز تحت تأثیر مجموعهای از اختلافات قرار داشت.
هشت ماه بعد از این سخنرانی بود که سید ابراهیم رئیسی در سانحه سقوط بالگرد جان باخت.
۲۰۲۴؛ پزشکیان و تلاش برای باز کردن دوباره پنجره
اما مسعود پزشکیان که در یک انتخابات زودهنگام به ریاست جمهوری رسیده بود، در نخستین حضور خود در مجمع عمومی با ادبیاتی متفاوت وارد شد. صورتجلسه رسمی سازمان ملل ثبت میکند که رئیسجمهور ایران از همکاری بر پایه «عدالت و صداقت» سخن گفت و خواستار ساختن آیندهای عادلانهتر شد. او در شرایطی به نیویورک رفته بود که جنگ غزه و افزایش تنش مستقیم ایران و اسرائیل منطقه را به مرز خطرناکی رسانده بود. هنوز امیدی وجود داشت که سیاست خارجی دولت جدید بتواند دستکم بخشی از بنبست دیپلماتیک را بشکند اما اتفاقات بعدی مسیر را عوض کرد.
۲۰۲۵؛ تریبون پس از عبور از یک مرز
در مجمع هشتادم، پزشکیان دیگر رئیسجمهوری نبود که فقط از احتمال تعامل سخن بگوید. فضای روابط ایران، آمریکا و اسرائیل پس از درگیریهای نظامی سال ۲۰۲۵ دگرگون شده بود.
دیپلماسی هنوز در ادبیات تهران حضور داشت، اما مساله اصلی دیگر صرفاً بازگشت به مذاکرات هستهای نبود؛ تجربه حملات نظامی نیز وارد روایت ایران از رابطه با غرب شده بود.

۲۰۲۶؛ پزشکیان از دل جنگ به نیویورک رسید
این بار و امروز دیگر تفاوت فقط در لحن سخنرانی نیست. ایران و آمریکا درگیر جنگی شدهاند که بیش از شش ماه ادامه یافته و مساله تنگه هرمز، انرژی، تحریمها و امنیت خلیج فارس را نیز به قلب بحران کشانده است. دولت آمریکا با وجود جنگ، برای پزشکیان و عباس عراقچی ویزای حضور در نشست سازمان ملل صادر کرد.
پزشکیان پیش از حرکت به نیویورک گفت ایران در سازمان ملل از آنچه بر مردم کشور گذشته و از بیاعتمادی ایجادشده سخن خواهد گفت اما اتفاقی که سفر امسال را متفاوت کرده، همزمانی تهدید و مذاکره است.
دونالد ترامپ روز سهشنبه در سخنرانی خود در سازمان ملل ضمن دفاع از عملکرد آمریکا در جنگ، ایران را در صورت نرسیدن به توافق به تشدید حملات تهدید کرد؛ در همان حال گفت تصور میکند امکان رسیدن به توافق وجود دارد. رویترز نیز گزارش داده نخستین گفتوگوهای میانجیگرانه ایران و آمریکا پس از ماهها در حاشیه نشست نیویورک انجام شده است.
ترامپ بعدتر گفت طرفین همان روز نیز در حال گفتوگو بودهاند و او فکر میکند در نهایت توافقی حاصل خواهد شد؛ البته همزمان شرط آمریکا درباره برنامه هستهای ایران را تکرار کرد.
در سوی دیگر، پزشکیان پیش از سفر گفت تجربه حمله در جریان مذاکرات قبلی، اعتماد ایران به دور تازه گفتوگو را بهشدت آسیب زده و بنابراین وقتی پزشکیان این بار پشت تریبون سبزرنگ قرار بگیرد، یکی از عجیبترین موقعیتهای تمام این ۴۷ سال شکل خواهد گرفت و دو کشوری که در حال جنگاند، در همان شهری که رهبرانشان یکدیگر را تهدید میکنند، همزمان در جستوجوی راهی برای مذاکره هست.
مهمترین جمله سخنرانی ۲۰۲۶ هنوز نوشته نشده و تا زمان تنظیم این گزارش، پزشکیان هنوز سخنرانی نکرده و قرار است چهارشنبه در مجمع عمومی حاضر شود اما جایگاه تاریخی این سخنرانی از همین حالا مشخص است.
اما شاید مهمترین تصویر نه متعلق به یک فرد، که متعلق به خود آن تریبون باشد.
همانجا ابراهیم یزدی از انقلابی سخن گفت که تازه پیروز شده بود.همانجا ایران در سالهای جنگ از عراق و شورای امنیت گفت.همانجا محمد خاتمی جهان را به گفتوگوی تمدنها فراخواند.همانجا محمود احمدینژاد از برنامه هستهای دفاع کرد. همانجا حسن روحانی از امکان دیپلماسی گفت و دو سال بعد ایران و قدرتهای جهانی به برجام رسیده بودند و حالا مسعود پزشکیان قرار است از کشوری سخن بگوید که از مرحله تهدید جنگ عبور کرده و خود جنگ را تجربه کرده است.
از ۱۹۷۹ تا ۲۰۲۶، مساله ایران بارها تغییر کرده و انقلاب، جنگ، بازسازی، گفتوگو، هستهای، تحریم، توافق و دوباره جنگ.
حال ۴۷ سال گذشته؛ آدمها عوض شدهاند، دولتها آمده و رفتهاند و حتی نظم جهان تغییر کرده اما تریبون هنوز همانجاست و شاید برای همین، وقتی پزشکیان امشب مقابل نشان طلایی سازمان ملل میایستد، فقط رئیسجمهوری نیست که نطق سالانه ایران را میخواند. او در انتهای خطی ایستاده که یک سر آن به ابراهیم یزدی در پاییز ۱۹۷۹ میرسد؛ مردی که گفت زمانی صدایش از پیادهروی بیرون این ساختمان شنیده میشد و حالا از داخل آن سخن میگوید.
۴۷ سال بعد، سؤال دیگر این نیست که آیا صدای ایران از داخل ساختمان شنیده میشود.سؤال این است که این بار جهان از صدای ایران چه خواهد شنید؛ روایت ادامه جنگ، یا نخستین کلمات برای فصل بعد از آن؟