کاش این یک ماه، فقط یک دروغ سیزده بود…
در حالی که سنت April Fools' Day با شوخی و فریبهای بیضرر شناخته میشود، این روزها برای ما معنایی متفاوت پیدا کرده؛ جایی که واقعیت آنقدر تلخ است که آدم آرزو میکند همه آنچه گذشته، فقط یک «دروغ سیزده» طولانی بوده باشد.
میگویند سنت April Fools' Day از قرن شانزدهم و تغییر تقویم در فرانسه شکل گرفت؛ جایی که عدهای هنوز اول آوریل را سال نو میدانستند و همین شد بهانهای برای شوخی، برای خندیدن، برای فریبهای بیضرر. بعدها هم جشنهایی مثل Hilaria در روم باستان و Holi در هند، رنگ و بوی شادی و بازی را به این سنت اضافه کردند. این سنت طی سال ها به ایران هم رسید.
همهچیز درباره خندیدن بود.
درباره یک «دروغ» که تهش لبخند دارد. سالها با این دروغ ها ساختیم و کنار آمدیم اما حالا دست به گریبان یکی از دروغ های بزرگ سیزده هستیم.
کاش میشد این روزها را هم در همان قاب جا داد.
کاش میشد بگوییم همه این یک ماه، فقط یک شوخی بزرگ بوده؛ یک دروغ سیزده طولانی که قرار است امروز صبح با یک لبخند جمع شود.
کاش میشد بیدار شویم و ببینیم هیچ مدرسهای ویران نشده، هیچ کودکی زیر آوار نمانده، هیچ مادری سیاهپوش نشده…
کاش میشد بگوییم همه این تصاویر، فقط بخشی از یک بازی رسانهای بوده؛ همان دروغهایی که در اول آوریل میگویند تا لحظهای غافلگیرت کنند، نه اینکه دلت را خالی کنند.
در فلسفه این روز، فریب دادن برای شادی است؛
اما این روزها، حقیقتها آنقدر تلخاند که آدم آرزو میکند ای کاش دروغ بودند.
ای کاش میشد زمان را برگرداند،
به قبل از این روزهای سنگین،
به قبل از این زخمها،
به قبل از این هجوم ناجوانمردانه.
ای کاش میشد بگوییم:
«شوخی بود… تموم شد.»
اما واقعیت، بیرحمتر از آن است که با یک خنده کنار برود.
واقعیت، هر روز خودش را تکرار میکند.
و ما…
در میان تمام دروغهای بیخطری که دنیا امروز میسازد،
فقط یک آرزو داریم:
کاش این یکی،
کاش این درد،
کاش این روزها…
فقط یک «دروغ سیزده» بود.