قلعهنویی؛ وقت وعده نیست، وقت تغییر است
امیر قلعهنویی بعد از نتایج اخیر تیم ملی، این بار با ادبیاتی متفاوت از گذشته صحبت کرده است؛ از پذیرفتن انتقادات گفته، مسئولیت نتایج را بر عهده گرفته و وعده داده تیم ملی را برای جام ملتهای آسیا دوباره بسازد؛ حتی بهتر از گذشته.
این جملات در ظاهر امیدوارکنندهاند، اما یک سؤال اساسی همچنان بیپاسخ مانده است: قرار است این تغییر دقیقاً با چه تفکری و با کدام ابزار اتفاق بیفتد؟
صحبت از تغییر زمانی معنا پیدا میکند که نشانههای آن در تصمیمات فنی دیده شود. تیم ملی در سالهای اخیر بارها با مشکلات مشابهی روبهرو شده؛ از نحوه انتخاب بازیکنان و کندی تغییر نسل گرفته تا شکل بازی، تاکتیک، کیفیت مسابقات و تصمیمات کادر فنی. بنابراین نمیتوان انتظار داشت صرفاً با تغییر چند اسم یا چند جلسه تمرینی، همان تیم به نسخهای متفاوت تبدیل شود.
قلعهنویی در صحبتهای جدیدش از جوانگرایی، ایجاد تعادل میان نسلها، اصلاح تاکتیک و تغییر در ساختار فنی سخن گفته است. اما این دقیقاً همان نقطهای است که باید منتظر ماند و عمل را با حرف مقایسه کرد.
تیم ملی برای جام ملتهای ۲۰۲۷ زمان چندانی ندارد. این فرصت نه آنقدر طولانی است که بتوان همهچیز را از صفر ساخت و نه آنقدر کوتاه که بتوان با تصمیمات مقطعی از کنار مشکلات عبور کرد. هر انتخاب از اینجا به بعد باید بخشی از یک برنامه مشخص باشد؛ برنامهای که در آن فلسفه بازی، انتخاب نفرات، آمادهسازی بدنی، هماهنگی تاکتیکی و حتی ترکیب کادر فنی تعریف شده باشد.
یکی از نکات قابل توجه در صحبتهای اخیر سرمربی تیم ملی، اشاره به افت شاخصهای بدنی بازیکنان در مقایسه با مسابقات جام جهانی است. این موضوع میتواند یکی از عوامل قابل بررسی باشد، اما نباید به یک توضیح ساده برای تمام مشکلات تیم ملی تبدیل شود. فوتبال مجموعهای از عوامل فنی، تاکتیکی، ذهنی، بدنی و مدیریتی است و شکست را نمیتوان با یک عدد یا یک متغیر توضیح داد.
از سوی دیگر، اگر قرار است نسل جدیدی وارد تیم ملی شود، این اتفاق باید واقعی باشد، نه صرفاً در حد چند دعوت و چند دقیقه بازی. جوانگرایی زمانی معنا دارد که بازیکن جوان در یک ساختار مشخص قرار بگیرد، مسئولیت بپذیرد و فرصت پیدا کند تا در کنار بازیکنان باتجربه رشد کند.
مسئله مهمتر اما شاید تفکر حاکم بر تیم ملی باشد. اگر قرار باشد همان شیوه گذشته، همان نگاه به بازی، همان مدل انتخاب بازیکن و همان ساختار کادر فنی ادامه پیدا کند، انتظار برای دیدن یک تیم کاملاً متفاوت، چندان منطقی به نظر نمیرسد.
قلعهنویی حالا میگوید مسئولیت نتایج را میپذیرد و آماده اصلاح اشتباهات است. این حرف باید در زمین فوتبال دیده شود؛ نه در مصاحبه بعدی.
هوادار تیم ملی از سرمربی وعده نمیخواهد؛ او میخواهد نشانههای تغییر را ببیند. در ترکیب، در سبک بازی، در شجاعت برای کنار گذاشتن برخی انتخابهای تکراری، در میدان دادن واقعی به نیروهای تازه و در کیفیت تیمی که وارد زمین میشود.
جام ملتهای آسیا فرصت دیگری برای آزمون و خطای بیپایان نیست. اگر قرار است بازسازی اتفاق بیفتد، نقطه شروع آن باید همین امروز باشد.
و شاید مهمترین سؤال این روزهای تیم ملی همین باشد:
آیا قرار است فقط نتیجهها تغییر کنند یا واقعاً تفکری که تیم ملی را میسازد؟