ناگویا؛ کاروانی برای مدال یا سفرهای برای همراهان؟
بازیهای آسیایی آیچی ـ ناگویا هنوز آغاز نشده، اما فهرست نهایی کاروان ایران برای حضور در این رقابتها، پیش از آنکه پای ورزشکاران به میدان مسابقه باز شود، یک پرسش جدی را پیش روی ورزش ایران گذاشته است؛ اینکه در شرایطی که مسئولان بارها از محدودیت منابع مالی، ضرورت صرفهجویی و اعزام حداقلی ورزشکاران سخن گفتهاند، این محدودیتها دقیقاً شامل چه کسانی میشود؟
فهرست ۵۲۲ نفرهای که کمیته ملی المپیک منتشر کرده، نشان میدهد ۳۰۵ نفر از اعضای کاروان ورزشکار هستند و ۲۱۷ نفر دیگر را مدیران، مسئولان، سرپرستان، کادرهای فنی و پزشکی، حراست، رسانه و سایر عوامل تشکیل میدهند. حضور بخشی از این افراد در یک کاروان بزرگ و چندرشتهای کاملاً طبیعی و ضروری است، اما وقتی تعداد آنها به بیش از ۴۱ درصد کل کاروان میرسد، دیگر نمیتوان صرفاً از کنار این عدد عبور کرد؛ بهخصوص وقتی همزمان به ورزشکاران گفته میشود منابع محدود است و فقط نفراتی باید راهی ناگویا شوند که شانس واقعی کسب مدال دارند.
صرفهجویی از جیب ورزشکار آغاز میشود
مسئولان ورزش ایران در ماههای گذشته بارها تأکید کردهاند که بازیهای آسیایی جای آزمون و خطا نیست و با توجه به محدودیت بودجه، باید از اعزام نفراتی که شانس مدالآوری پایینی دارند خودداری کرد. این منطق، دستکم روی کاغذ، قابل دفاع است؛ چرا که حضور در بازیهای آسیایی هزینه دارد و طبیعتاً اولویت باید با ورزشکارانی باشد که امکان کسب مدال و ارتقای جایگاه ایران در جدول ردهبندی را دارند. مشکل از جایی شروع میشود که همین منطق فقط هنگام تصمیمگیری درباره ورزشکاران به یاد آورده میشود و در بخشهای دیگر کاروان، خبری از همان سختگیری نیست.
در ابتدای فهرست ۵۲۲ نفره، ۱۵ نفر از مدیران و مسئولان مختلف قرار گرفتهاند؛ احمد دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان، محمود خسروی وفا، رییس کمیته ملی المپیک، مهدی علی نژاد دبیرکل کمیته ملی المپیک، کیومرث هاشمی رئیس کمیسیون امور بین الملل کمیته ملی المپیک، ثریا آقایى عضو کمیته بین المللى المپیک (IOC)، مهدی گودرزی عضو هیات اجرایی کمیته ملی المپیک، محمد رضا داورزنی عضو هیات اجرایی کمیته ملی المپیک، سید شروین اسبقیان معاون توسعه ورزش قهرمانی و حرفهای وزارت ورزش و جوانان، محمدرضا عابدی محزون مدیرکل دفتر برنامهریزی و نظارت ورزش قهرمانی وزارت ورزش و جوانان، محسن معتمدکیا مدیر روابطعمومی و اطلاعرسانی وزارت ورزش و جوانان، احمد راستینه رئیس کمیته ورزش مجلس، لقمان کیاپاشا نماینده سازمان بازرسی کل کشور، محمدعلی اعوانی نماینده دیوان محاسبات، حسین چراغی، مدیرکل حوزه وزارتی وزارت ورزش و جوانان و علیرضا هدایتپور، نماینده وزارتامور خارجه.
پنج نفر از این افراد با عنوان میهمان شورای المپیک آسیا در فهرست قرار گرفتهاند. پس از آن هم ۱۱ نفر در کادر سرپرستی، دو نفر در حراست و ۱۰ نفر در کادر پزشکی و فیزیوتراپی حضور دارند. هیچکس نمیگوید کاروانی با بیش از ۳۰۰ ورزشکار به پزشک، فیزیوتراپیست یا کادر اجرایی احتیاج ندارد؛ بحث بر سر این است که وقتی بودجه آنقدر محدود است که حتی برخی ورزشکاران از رسیدن به بازیهای آسیایی بازمیمانند، آیا ساختار مدیریتی و اجرایی کاروان نیز با همان حساسیت اقتصادی بسته شده است یا نه؟
اگر پاسخ این است که همه این افراد برای حضور در ناگویا ضرورت دارند، انتظار چندان زیادی نیست که معیار این ضرورت هم برای افکار عمومی توضیح داده شود. چرا باید یک ورزشکار برای اثبات شایستگی خود از فیلتر شانس مدال عبور کند اما درباره تعداد مدیران، مسئولان و همراهان، چنین معیار سختگیرانهای وجود نداشته باشد؟ اگر هزینه اعزام یک ورزشکار غیرمدعی مدال غیرضروری است، باید بتوان توضیح داد که هزینه اعزام هر یک از افراد غیرورزشکار حاضر در کاروان چه ارزش افزودهای برای عملکرد ایران ایجاد میکند.
۲۱۷ نفر غیرورزشکار؛ عددی که نمیشود نادیده گرفت
عدد ۲۱۷ شاید در نگاه اول صرفاً یک آمار باشد، اما وقتی آن را کنار عدد ۳۰۵ قرار میدهیم، تصویر متفاوتی شکل میگیرد. از ۵۲۲ نفر حاضر در فهرست، تنها ۳۰۵ نفر قرار است برای ایران در میدان مسابقه رقابت کنند و ۲۱۷ نفر در نقشهای دیگر حضور دارند. این یعنی به ازای تقریباً هر سه ورزشکار، بیش از دو نفر دیگر در قالب کادر و همراه در کاروان حضور دارند. البته این نسبت را نباید به معنای غیرضروری بودن تمام همراهان تفسیر کرد، اما به اندازه کافی بزرگ هست که کمیته ملی المپیک را با یک مطالبه روشن مواجه کند: توضیح درباره فلسفه این ترکیب و نحوه تعیین سهم هر بخش از کاروان.
کشتی؛ ۱۲ کشتیگیر و ۱۳ همراه و کادر
شاید روشنترین نمونه این تناقض را بتوان در فهرست کشتی دید؛ رشتهای که بدون تردید یکی از مهمترین امیدهای ایران برای کسب مدال در بازیهای آسیایی است. در فهرست اعزامی کشتی، ۱۲ ورزشکار حضور دارند و در کنار آنها علیرضا دبیر، رئیس فدراسیون، ابراهیم مهربان به عنوان سرپرست و 10 عضو کادر فنی قرار گرفتهاند. یعنی در مجموع، تعداد افرادی که برای کشتی به عنوان ورزشکار اعزام نمیشوند، از تعداد کشتیگیران بیشتر است.
ممکن است فدراسیون کشتی برای حضور همزمان تیمهای آزاد و فرنگی و با توجه به حساسیت مسابقات، برای هر کدام از این مربیان و عوامل فنی وظیفه مشخصی تعریف کرده باشد. اما حتی با پذیرفتن این احتمال، باز هم یک سؤال باقی میماند: آیا واقعاً برای ۱۲ ورزشکار، ۱۱ عضو کادر فنی ضروری است؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا همین سطح از پشتیبانی برای تمام رشتهها امکانپذیر نیست و اگر پاسخ منفی است، چرا در شرایطی که مسئولان از کمبود بودجه حرف میزنند، چنین ساختاری در فهرست نهایی باقی مانده است؟
نکته مهم این است که بحث درباره کشتی، بحث درباره حذف مربی یا کم کردن کادر فنی به هر قیمت نیست؛ بحث درباره وجود یک معیار واحد است. اگر یک رشته میتواند برای ۱۲ ورزشکار ۱۱ مربی و کادر فنی داشته باشد، باید روشن شود این تعداد بر اساس چه ضابطهای تعیین شده و آیا سایر فدراسیونها نیز امکان استفاده از چنین سهمی را داشتهاند یا خیر.
فوتبال؛ وقتی کادر فنی هم سهم خودش را دارد
در فوتبال نیز ۱۲ نفر به عنوان سرپرست و کادر فنی در فهرست حضور دارند و در کنار آنها ۲۳ ورزشکار قرار گرفتهاند. ماهیت فوتبال به عنوان یک رشته تیمی، طبیعتاً نیاز به تعداد بیشتری از اعضای کادر فنی نسبت به بسیاری از رشتههای انفرادی دارد و نمیتوان تعداد مربیان فوتبال را با مثلاً یک ورزشکار رشته انفرادی مقایسه کرد. با این حال، این مورد نیز یک سؤال کلیتر را به وجود میآورد: آیا تعداد کادرهای فنی در تمام رشتهها بر اساس یک دستورالعمل مشخص تعیین شده یا فدراسیونها در عمل بر اساس نیاز و ساختار خود، تعداد همراهانشان را مشخص کردهاند؟
اگر دستورالعمل مشخصی وجود دارد، چرا این دستورالعمل و سقفهای تعیینشده برای هر رشته منتشر نمیشود؟ و اگر چنین دستورالعملی وجود ندارد، پس کمیته ملی المپیک دقیقاً بر چه اساسی درباره تعداد افراد اعزامی تصمیم گرفته است؟ این همان بخشی است که جای شفافیت در آن خالی به نظر میرسد.
رسانه؛ سهم خبرنگاران هر دوره آب میرود
ماجرای رسانه اما از جنس دیگری است. بر اساس فهرست نهایی، ۱۱ خبرنگار و ۹ عکاس برای پوشش بازیهای آسیایی ناگویا در نظر گرفته شدهاند و در مجموع ۲۰ نفر در بخش خبری و تصویری حضور دارند. این تعداد در مقایسه با بازیهای آسیایی هانگژو کاهش محسوسی را نشان میدهد؛ در دوره قبل ۲۰ خبرنگار و ۱۰ عکاس اعزام شده بودند، در حالی که در ناگویا تعداد خبرنگاران تقریباً نصف شده و سهم عکاسان نیز کاهش پیدا کرده است.
کاهش تعداد رسانههای اعزامی در شرایط محدودیت بودجه قابل درک است، اما آنچه قابل بحث بوده، شیوه انتخاب همین سهمیه محدود است. وقتی قرار است تعداد خبرنگاران کاهش پیدا کند، طبیعی است که حساسیت نسبت به معیار انتخاب باید بیشتر شود. سابقه پوشش رویدادهای بینالمللی، تخصص خبرنگار، سابقه فعالیت در حوزههای مختلف ورزشی، توانایی پوشش میدانی و حتی ضرورت ایجاد فرصت برای نسل جدید خبرنگاران میتواند بخشی از این معیارها باشد. اما اگر در هر دوره بخش قابل توجهی از سهمیهها در اختیار همان افراد و رسانههای همیشگی قرار بگیرد، اعزام رسانهای از یک فرصت حرفهای به سهمیهای تقریباً انحصاری تبدیل میشود. این دوره هم برخلاف قول و قرارهایی که رییس و دبیرکل کمیته ملی المپیک در نشست های مختلف با سردبیران و خبرنگاران دادند نگاه سلیقه ای عمل شد و به همان شیوه سنتی، رسانههایی انتخاب شدند که پیش از این هم بودند. در این دوره هم به نقش رسانههای فعال و تاثیرگذار توجهی نشده و باز هم بلیت یکی از مهمترین رویدادهای ورزشی برای افرادی صادر شد که حتی نای راه رفتن معمولی را هم ندارند چه رسد به اینکه برای پوشش خبری رویدادهای مختلف به این ورزشگاه و آن ورزشگاه بروند. در کل ثابت شد در اعزام نمایندگان رسانه ها هیچ ساز و کار اصولی وجود ندارد و کماکان باید شاهد اعزام افرادی باشیم که رکورددار اعزام به المپیک، جامجهانی و بازیهای آسیایی هستند و هیچ کس هم حق اعتراض ندارد چون رییس و آقای دبیرکل تصمیم گیرنده نهایی هستند و اینگونه دلشان میخواهد!
اعزام به المپیک و بازیهای آسیایی نباید سهمیه دائمی باشد
پوشش المپیک، جام جهانی و بازیهای آسیایی برای هر خبرنگار ورزشی یک تجربه حرفهای مهم است و طبیعتاً خبرنگاری که سالها برای یک رسانه فعالیت کرده و تجربه پوشش رویدادهای بزرگ را دارد، باید از این سابقه بهره ببرد. اما سابقه نباید به معنای مالکیت دائمی یک صندلی در کاروان باشد. اگر هر بار همان خبرنگاران و عکاسان به رویدادهای بزرگ اعزام شوند، خبرنگارانی که سالها در داخل کشور فعالیت کردهاند اما فرصت حضور در چنین مسابقاتی را پیدا نکردهاند، اساساً چه زمانی باید تجربه بینالمللی به دست بیاورند؟
این موضوع زمانی جدیتر میشود که سهمیه رسانهای هر دوره کمتر و کمتر میشود. کاهش تعداد نفرات باید به معنای افزایش شفافیت باشد، نه اینکه رقابت برای چند صندلی محدودتر، به شکل غیرشفافتری انجام شود. کمیته ملی المپیک میتواند به سادگی با اعلام معیارهای انتخاب و حتی امتیازدهی بر اساس سابقه، تخصص و عملکرد رسانهای، بخش قابل توجهی از این ابهام را برطرف کند. اما وقتی معیارها اعلام نمیشوند، طبیعی است که شائبه سلیقهای بودن انتخابها شکل بگیرد.
اگر بودجه محدود است، چرا محدودیت برای همه یکسان نیست؟
تمام بحث در نهایت به یک سؤال ساده برمیگردد: اگر واقعاً بودجه محدود است، چرا محدودیتها برای همه یکسان اعمال نمیشود؟ ورزشکار باید ثابت کند شانس مدال دارد؛ فدراسیون باید در انتخاب نفراتش صرفهجویی کند؛ رشتهای که احتمال مدالآوریاش پایینتر است باید با تعداد محدودتری اعزام شود و حتی برخی ورزشکاران از حضور در بازیهای آسیایی بازبمانند. اما در طرف دیگر، مجموعهای از مدیران، مسئولان، سرپرستان و همراهان در فهرست قرار میگیرند که درباره ضرورت حضور تکتک آنها توضیح روشنی ارائه نشده است.
این دوگانگی است که مسئله را به وجود میآورد، نه اصل حضور یک مدیر یا مربی در کاروان. هیچ کاروان ورزشی بدون مدیریت، کادر فنی، پزشکی و اجرایی امکان فعالیت ندارد؛ اما وقتی شعار «صرفهجویی» مطرح میشود، صرفهجویی باید از بالای کاروان تا پایینترین بخش آن یک معنا داشته باشد.
بازیهای آسیایی برای ورزشکاران یک تور تفریحی نیست؛ حاصل سالها تمرین، هزینه، فشار و رقابت برای رسیدن به یک میدان بزرگ است. بنابراین کاروان اعزامی هم باید پیش از هر چیز بر اساس همین هدف بسته شود. اگر منابع محدود است، اولویت باید با کسی باشد که قرار است برای ایران مسابقه بدهد و برای مدال بجنگد، نه کسی که صرفاً قرار است در ساختار اداری کاروان حضور داشته باشد.
در نهایت، کسی مخالف حضور مربی، پزشک، فیزیوتراپیست، سرپرست یا خبرنگار در کنار ورزشکاران نیست. سؤال بسیار سادهتر از این حرفهاست: چرا وقتی صحبت از هزینه میشود، همیشه ابتدا نام ورزشکار به میان میآید؟
فهرست ۵۲۲ نفره ناگویا نشان میدهد ۳۰۵ نفر ورزشکار و ۲۱۷ نفر غیرورزشکار هستند. همین عدد به تنهایی برای طرح سؤال کافی است. کمیته ملی المپیک اگر معتقد است تمام این ۲۱۷ نفر برای موفقیت کاروان ضروریاند، باید معیار و منطق خود را شفاف کند. اگر هم قرار است همچنان از محدودیت بودجه و ضرورت صرفهجویی سخن گفته شود، این صرفهجویی نباید فقط زمانی به یاد آورده شود که قرار است یک ورزشکار از فهرست اعزام خط بخورد.
چون در نهایت، مسئله فقط تعداد نفرات کاروان نیست؛ مسئله این است که چه کسی هزینه محدود ورزش ایران را میپردازد و چه کسی از آن استفاده میکند. و این پرسشی است که فهرست کاروان ناگویا، به جای آنکه به آن پاسخ بدهد، جدیترش کرده است.