EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۵۷۶۶

سهم انرژی در کارنامه پاستورِ پزشکیان

مسعود پزشکیان دولت را در شرایطی تحویل گرفت که تحریم همچنان یکی از محدودیت‌های اصلی اقتصاد ایران بود و نفت و پتروشیمی سهم مهمی در تأمین منابع ارزی کشور داشتند.

سایز ویدئو: 75.26M | مدت زمان: 00:01:01 | دانلود ویدئو

مسعود پزشکیان دولت را در شرایطی تحویل گرفت که تحریم همچنان یکی از محدودیت‌های اصلی اقتصاد ایران بود و نفت و پتروشیمی سهم مهمی در تأمین منابع ارزی کشور داشتند. آنچه در ادامه رخ داد، معادله اداره اقتصاد را پیچیده‌تر کرد؛ جنگ ۱۲روزه، فشار بر مسیرهای تجارت انرژی و پس از آن تحولات جنوب و نقض آتش‌بس، در شرایطی اتفاق افتاد که آمریکا نیز محاصره دریایی بنادر ایران را در دستور کار قرار داده است. اکنون نفت برای دولت فقط یک پرونده تولیدی نیست و آنچه بر سر صادرات، گاز یا تأمین سوخت می‌آید خیلی زود اثر خود را در بخش‌های دیگر اقتصاد نشان می‌دهد. محاصره دریایی تردد به مقصد و مبدأ بنادر ایران نیز به‌صورت رسمی از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام شده است.    

برای قضاوت درباره دو سال نخست دولت چهاردهم، البته نمی‌توان همه آنچه امروز در صنعت نفت وجود دارد به حساب این دولت گذاشت. پروژه‌های بزرگ نفت و گاز معمولاً از یک دولت عبور می‌کنند و بخشی از ظرفیت‌هایی که امروز در مدارند، سال‌ها قبل طراحی یا اجرا شده‌اند. سهم دولت پزشکیان را باید جای دیگری جست‌وجو کرد؛ در اینکه چه چیزی را تحویل گرفته، کدام پروژه را جلو برده، چه تصمیمی برای ادامه مسیر گرفته و در دوره‌ای که شرایط از روال معمول خارج شده، چه نتیجه‌ای ثبت کرده است.    

یکی از مهم‌ترین آزمون‌ها در روزهای جنگ بود. فروش نفت ایران ادامه پیدا کرد و درآمدهای صادراتی نیز وصول شد، در حالی که در داخل کشور متوسط تولید بنزین در سطح ۱۱۰ میلیون لیتر در روز باقی ماند. واردات نفت‌گاز از شهریور ۱۴۰۴ به صفر رسید و ذخیره نفت‌گاز نیروگاهی در آبان همان سال رکورد ۳.۴ میلیارد لیتر را ثبت کرد.    

اهمیت این اعداد برای دولت فقط در میزان تولید سوخت خلاصه نمی‌شود. نفت همچنان یکی از منابع مهم درآمد ارزی ایران است و محدود شدن فروش آن قدرت مانور دولت را در اقتصادی که با محدودیت منابع روبه‌روست کاهش می‌دهد. در داخل کشور نیز مسئله بنزین و نفت‌گاز به پالایشگاه محدود نمی‌ماند؛ حمل‌ونقل، نیروگاه‌ها، جابه‌جایی کالا و بخشی از تولید صنعتی مستقیماً به استمرار عرضه فرآورده وابسته‌اند. اینکه در دوره جنگ جریان فروش نفت ادامه داشت و بازار داخلی نیز با کمبود سراسری سوخت روبه‌رو نشد، برای سنجش عملکرد دولت معنایی فراتر از چند عدد عملیاتی دارد.    

آزمون صادرات نیز تمام نشده است. فشار دریایی آمریکا بر بنادر و مسیرهای تجارت ایران شرایط فروش نفت را دشوارتر کرده و این بار مسئله بیش از گذشته به توان دولت برای حفظ دسترسی به منابع ارزی گره خورده است. نتیجه این رویارویی هنوز قابل داوری نیست، اما روشن است که یکی از مهم‌ترین پرونده‌های اقتصادی دولت در ادامه مسیر، حفظ تجارت انرژی در شرایطی خواهد بود که فشار خارجی شکل مستقیم‌تری به خود گرفته است.

گاز؛ عددهایی که باید در متن اقتصاد خواند

در بخش گاز، متوسط تولید کشور تا پایان ۱۴۰۴ حدود ۴۱ میلیون مترمکعب در روز نسبت به ابتدای دولت افزایش پیدا کرد و در زمستان همان سال تولید روزانه به رکورد یک میلیارد و ۱۱۷ میلیون مترمکعب رسید. میزان ذخیره‌سازی زیرزمینی نیز به ۳.۱۶ میلیارد مترمکعب افزایش یافت    .

این اعداد زمانی وزن پیدا می‌کنند که در کنار ناترازی گاز و مصرف زمستانی قرار گیرند. هر کاهش جدی در عرضه، ابتدا خود را در محدودیت صنایع و نیروگاه‌ها نشان می‌دهد و در مراحل بعد فشار بیشتری به شبکه خانگی وارد می‌کند. افزایش تولید و ذخیره‌سازی به این معنا نیست که مسئله ناترازی حل شده، اما نشان می‌دهد دولت در زمستان گذشته با ظرفیت بیشتری نسبت به ابتدای دوره خود وارد ماه‌های اوج مصرف شده است.    

زمستان پیش رو البته پرونده دیگری است و هنوز زود است درباره آن حکم داد. آنچه امروز می‌توان سنجید عملکرد ثبت‌شده تا پایان ۱۴۰۴ است، نه نتیجه فصلی که هنوز از راه نرسیده است.

پارس جنوبی؛ تصمیم امروز و حساب فردا

پارس جنوبی جایی است که عملکرد جاری و مسئولیت آینده دولت به هم می‌رسند. تولید گاز غنی این میدان به رکورد ۷۳۰ میلیون مترمکعب در روز رسیده و در همین دوره هفت قرارداد فشارافزایی با ارزش حدود ۱۷ میلیارد دلار امضا شده است.    

این دو عدد را نباید در یک ردیف قرار داد. ۷۳۰ میلیون مترمکعب یک نتیجه ثبت‌شده در تولید است، اما قراردادهای فشارافزایی هنوز باید در میدان نتیجه بدهند. اهمیت ماجرا هم از رقم قرارداد بزرگ‌تر است؛ افت فشار پارس جنوبی در سال‌های آینده می‌تواند تولید گاز را کاهش دهد و اثر آن به نیروگاه، مصرف خانگی و خوراک پتروشیمی برسد.    

دولت در این پرونده تصمیمی گرفته که اجرای آن بخشی از قضاوت درباره همین دولت خواهد بود. اگر پروژه‌های فشارافزایی با سرعت مناسب جلو بروند، می‌توان از تصمیمی حرف زد که برای حفظ مهم‌ترین منبع گازی کشور در زمان مناسب گرفته شده است؛ اگر اجرا عقب بماند، عدد ۱۷ میلیارد دلار به خودی خود امتیازی ایجاد نمی‌کند.    

در کنار این موضوع، بندهای اصلی قرارداد واردات گاز از روسیه نهایی شده و همکاری‌های انرژی با عراق، آذربایجان و تاجیکستان ادامه یافته است. در شرایطی که تجارت انرژی ایران بیش از گذشته تحت فشار قرار دارد، باز ماندن مسیرهای همکاری منطقه‌ای برای دولت فقط یک موضوع دیپلماتیک نیست و می‌تواند به بخشی از سیاست اقتصادی کشور تبدیل شود.

پتروشیمی؛ عددی که مستقیم به ارز می‌رسد

ظرفیت نصب‌شده صنعت پتروشیمی در این دوره به ۱۰۱.۴ میلیون تن در سال رسید و در سال ۱۴۰۴ هشت طرح با ظرفیت سالانه ۴.۸۲ میلیون تن وارد مدار شد، اما از منظر دولت شاید مهم‌ترین عدد این بخش صادرات ۱۱.۹ میلیارد دلاری محصولات پتروشیمی باشد. در همان سال ۲۹.۷ میلیون تن محصول نیز به بازارهای خارجی رفت.    

اهمیت این رقم در شرایط امروز روشن‌تر است. وقتی صادرات نفت خام با محدودیت بیشتری روبه‌رو می‌شود، پتروشیمی همچنان یکی از مسیرهای مهم درآمد ارزی کشور باقی می‌ماند و به همین دلیل عملکرد آن را نمی‌توان صرفاً با افزایش ظرفیت تولید سنجید.

هنوز برای صدور حکم نهایی درباره نفت در دولت پزشکیان زود است. فشارافزایی پارس جنوبی باید به مرحله اجرا برسد، وضعیت تجارت نفت در برابر فشار دریایی آمریکا هنوز در حال تغییر است و آزمون زمستان آینده نیز پیش روی دولت قرار دارد. با این حال در ارزیابی دو سال گذشته چند نتیجه را می‌توان روی میز گذاشت؛ فروش نفت در دوره جنگ متوقف نشد، تأمین سوخت با کمبود سراسری مواجه نشد، تولید گاز رکورد تازه‌ای ثبت کرد و پتروشیمی همچنان درآمد ارزی قابل توجهی برای کشور داشت.    

این اعداد به‌تنهایی حکم نهایی درباره کارنامه دولت نمی‌دهند، اما یک مزیت روشن دارند؛ بخشی از عملکرد دولت در حوزه انرژی را می‌توان با نتیجه‌ای که تا امروز ثبت شده سنجید، نه فقط با برنامه‌ها و وعده‌هایی که تحقق آنها به سال‌های بعد موکول شده است.

ارسال نظر

آخرین اخبار