پرسپولیس و چالش تارتار
سالهاست که نام مهدی تارتار در فوتبال ایران با یک ویژگی گره خورده است؛ مربیای که از تیمهای کمامکانات، تیمهایی منظم، جنگنده و قابل احترام میسازد.
او بارها ثابت کرده که میتواند با بودجهای محدود، مقابل مدعیان قد علم کند و تیمهایش را فراتر از انتظار به پایان فصل برساند. اما سؤال اصلی اینجاست؛ آیا موفقیت در تیمهای متوسط، الزاماً به معنای موفقیت روی نیمکت پرسپولیس است؟
پرسپولیس مقصدی نیست که تنها به دانش فنی نیاز داشته باشد. اینجا هر مسابقه حکم یک فینال را دارد، هر تساوی بحران تلقی میشود و هر شکست میتواند آینده یک سرمربی را زیر سؤال ببرد. تفاوت اصلی هدایت پرسپولیس با سایر تیمها، نه در کیفیت بازیکنان، بلکه در حجم انتظارات است.
شاید بسیاری از هواداران از اینکه پس از مطرح شدن نام گزینههایی مانند دراگان اسکوچیچ، در نهایت مهدی تارتار انتخاب شد، ناامید باشند. این واکنش قابل درک است؛ چرا که هواداران پرسپولیس به مربیانی عادت کردهاند که یا سابقه قهرمانی دارند یا با رزومهای پرزرقوبرق روی نیمکت این تیم مینشینند. تارتار اما نه جام بزرگی در کارنامه دارد و نه تجربه هدایت یک باشگاه مدعی قهرمانی را.
با این حال، فوتبال بارها ثابت کرده که اعتبار، همیشه روی کاغذ تعیینکننده نیست. گاهی انگیزه، شناخت از فوتبال ایران و فرصتطلبی، فاصله میان یک مربی معمولی و یک سرمربی موفق را از بین میبرد. شاید بزرگترین سرمایه تارتار همین باشد؛ اینکه سالها منتظر چنین فرصتی مانده و حالا میداند احتمالاً دیگر فرصت دومی در اختیارش قرار نخواهد گرفت.
اما او باید یک تغییر بزرگ هم در ذهنیت فوتبالی خود ایجاد کند. تیمهای تارتار معمولاً با ساختار دفاعی منظم شناخته میشوند؛ تیمهایی که کمتر گل میخورند، اما معمولاً فوتبال تهاجمی و چشمنواز ارائه نمیکنند. این سبک شاید برای تیمی که هدفش بقا یا کسب سهمیه است کافی باشد، اما در پرسپولیس، تنها نتیجه اهمیت ندارد؛ هواداران از تیمشان فوتبال هجومی، مالکانه و جسورانه میخواهند.
از سوی دیگر، پرسپولیس امروز تنها به یک مربی نیاز ندارد؛ این تیم وارد مرحلهای از بازسازی شده است. تغییر نسل، استفاده از بازیکنان جوان، مدیریت ستارهها و ایجاد تعادل میان تجربه و انگیزه، مأموریتی است که موفقیت یا شکست تارتار را رقم خواهد زد.
نکته مهم دیگر، زمان است؛ کالایی که روی نیمکت پرسپولیس همیشه کمیاب بوده است. تجربه فصلهای اخیر نشان داده مدیران و هواداران این باشگاه برای آزمون و خطا صبر زیادی ندارند. اگر نتایج ابتدایی مطابق انتظار نباشد، فشار سکوها و فضای رسانهای میتواند هر پروژهای را پیش از شکلگیری متوقف کند.
شاید به همین دلیل، موفقیت یا ناکامی تارتار بیش از هر چیز به چند هفته نخست فصل وابسته باشد. اگر شروعی مقتدرانه داشته باشد، میتواند نگاههای تردیدآمیز را به حمایت تبدیل کند؛ اما اگر امتیازهای ابتدایی از دست برود، همان رؤیایی که سالها برایش انتظار کشیده بود، ممکن است خیلی زود به کابوسی کوتاه تبدیل شود.
پرسپولیس برای مهدی تارتار فقط یک مقصد جدید نیست؛ این بزرگترین آزمون زندگی حرفهای اوست. آزمونی که نه با گذشته، بلکه با نتایج امروز و فردا قضاوت خواهد شد.