کاپیتان استقلال دور از سومین جامجهانی؟
در میان حواشی و اخبار گمشده در سایه وقفه ۴۰ روزه فوتبال، یک نکته مهم از آخرین فهرست تیم ملی کمتر دیده شد؛ غیبت نام روزبه چشمی.
کاپیتان استقلال که در دو جام جهانی اخیر، دوران کارلوس کیروش، یکی از چهرههای حاضر در ترکیب تیم ملی بود، حالا در موقعیتی قرار گرفته که شاید رؤیای حضور در سومین جام جهانی پیاپی برایش رنگ ببازد. اتفاقی که برای یک بازیکن ۳۲ ساله، آن هم در مقطع حساسی از دوران حرفهای، میتواند ضربهای جدی و تعیینکننده باشد.
مصدومیت؛ عامل پنهان عقبماندن از رقبا
فصل بیستوپنجم برای چشمی، فصل ثبات نبود. او لیگ را با عملکردی نهچندان درخشان آغاز کرد، اما در فیفادی شهریور و رقابتهای کافا، فرصت بازی در سه دیدار ملی را به دست آورد و حتی در یکی از مسابقات بازوبند کاپیتانی را هم بر بازو بست. با این حال، تداوم مصدومیتهای مقطعی، مسیر او را مختل کرد. چشمی دو فیفادی مهم در مهر و آبان را از دست داد؛ اردوهایی که تیم ملی در آنها چهار دیدار تدارکاتی مقابل روسیه، تانزانیا، کیپورد و ازبکستان برگزار کرد. غیبت در این مقطع، فاصله او با ترکیب اصلی را بیشتر از همیشه کرد.
بازگشت به فرم؛ اما نه به تیم ملی
با پایان مصدومیتها، چشمی در لیگ برتر دوباره به شرایط مطلوب نزدیک شد. حتی در مقاطعی، نقش او در ترکیب استقلال کاملاً تعیینکننده بود. دو بازی مقابل سپاهان و فجرسپاسی نمونهای روشن از تأثیرگذاری او هستند؛ جایی که استقلال با درخشش چشمی ۶ امتیاز حیاتی کسب کرد و به صدر جدول رسید. گل سرنوشتساز او مقابل فجر، یکی از لحظات کلیدی این فصل استقلال محسوب میشود.
با این حال، بازگشت به فرم خوب، تضمینی برای بازگشت به تیم ملی نبود. در فیفادی فروردین، در شرایطی که چشمی آماده نشان میداد، نامش در فهرست تیم ملی دیده نشد؛ غیبتی که بیش از یک تصمیم فنی ساده به نظر میرسد و میتواند حامل پیامی جدی درباره آینده او در تیم ملی باشد.
چالش سن؛ دغدغهای فراتر از عملکرد
چشمی در دوران امیر قلعهنویی همچنان یکی از گزینههای مورد اعتماد محسوب میشد، اما آمار نشان میدهد جایگاهش دیگر تثبیتشده نیست. در ۴۲ مسابقهای که تیم ملی پس از جام جهانی زیر نظر قلعهنویی برگزار کرده، او تنها در ۱۷ بازی به میدان رفته؛ آماری که با توجه به مصدومیتها قابل درک است، اما در عین حال نشانهای از کاهش نقش او در ترکیب هم به شمار میرود.
در این میان، مسئله مهمتری هم وجود دارد؛ میانگین سنی تیم ملی. کادر فنی در تلاش است ترکیب را جوانتر کند و همین موضوع میتواند به ضرر بازیکنانی مانند چشمی تمام شود. حضور گزینههای جوانتری مثل محمد قربانی و امیرمحمد رزاقینیا، رقابت را برای او دشوارتر کرده است؛ بازیکنانی که شاید از نظر تجربه با چشمی قابل مقایسه نباشند، اما از نظر فیزیکی و برنامههای بلندمدت، انتخابهای منطقیتری برای آینده تیم ملی به نظر میرسند.
بین تجربه و جوانی؛ تصمیمی سرنوشتساز
با تمام این شرایط، چشمی هنوز یک برگ برنده دارد؛ تجربه. او در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، در قلب خط دفاعی مقابل مراکش به میدان رفت و بخشی از یکی از مهمترین پیروزیهای تاریخ فوتبال ایران بود. در جام جهانی قطر هم با گلی تماشایی مقابل ولز، یکی از لحظات ماندگار فوتبال ملی را رقم زد. این سابقه میتواند همچنان نظر کادر فنی را تغییر دهد.
با این حال، نشانهها چندان امیدوارکننده نیستند. غیبت در سه اردوی اخیر و محدود بودن فرصتهای باقیمانده برای نمایش تواناییها، وضعیت چشمی را در آستانه یک تصمیم بزرگ قرار داده است. حالا همهچیز به انتخاب نهایی امیر قلعهنویی بستگی دارد؛ انتخابی که مشخص میکند تجربه، همچنان در تیم ملی جایگاه دارد یا پروژه جوانسازی، قربانیان جدید خود را پیدا کرده است.