جام جهانی را دو دستی ندهید؛ این فرصت تکرار نمیشود
در حالی که کمتر از سه ماه تا جام جهانی باقی مانده، بازگشت دوباره بحث کنارهگیری ایران، بیشتر از آنکه یک احتمال واقعی باشد، یک شوک روانی به بدنه فوتبال کشور است؛ شوکی که میتواند تمرکز تیم ملی را نشانه بگیرد.
گاهی یک جمله کافی است تا آرامش یک مجموعه بههم بریزد. اظهارنظر اخیر درباره احتمال کنارهگیری ایران از جام جهانی، دقیقاً چنین کارکردی داشت؛ موضوعی که تصور میشد برای همیشه بسته شده، دوباره به صدر اخبار برگشت و ذهن فوتبال ایران را درگیر کرد.
اما واقعیت، سادهتر و در عین حال جدیتر از این حرفهاست. جام جهانی، ویترین فوتبال دنیاست؛ تورنمنتی که بسیاری از تیمها سالها برای رسیدن به آن تلاش میکنند و بعضی حتی نسلها فرصت حضور در آن را پیدا نمیکنند. ایران این سهمیه را در زمین مسابقه به دست آورده، نه پشت میز. همین یک جمله، وزن تصمیم احتمالی را چند برابر میکند.
در چنین شرایطی، طرح دوباره موضوع انصراف، بیش از آنکه یک سناریوی اجرایی باشد، یک فشار ذهنی ناخواسته است. تیم ملی در حال برنامهریزی، برگزاری اردو و بازیهای تدارکاتی است؛ بازیکنان درگیر آمادهسازی هستند و کادرفنی به دنبال تثبیت ترکیب. ورود چنین بحثی به فضای عمومی، تمرکز را از زمین بازی به فضای بیرونی منتقل میکند؛ اتفاقی که در فوتبال حرفهای، یک آسیب جدی محسوب میشود.
از زاویهای دیگر، این ماجرا فقط یک تصمیم فوتبالی نیست. کنارهگیری از جام جهانی، یک زنجیره از تبعات مالی، حقوقی و حتی اعتباری را به همراه دارد. جریمههای فیفا، بازگشت هزینههای آمادهسازی و مهمتر از همه، احتمال محرومیتهای بعدی، میتواند فوتبال ایران را وارد دورهای از انزوا کند. این یعنی آسیب نه فقط به امروز، بلکه به آینده.
اما شاید مهمترین بخش ماجرا، رقابتی باشد که خارج از زمین در جریان است. هر بار که این بحث مطرح میشود، بلافاصله نگاهها به سمت «جایگزین ایران» میرود. تیمهایی که از صعود بازماندهاند، حالا چشم به چنین فرصتی دارند. برای ساختار اقتصادی و رسانهای فوتبال جهان هم، حضور تیمهای پرمخاطب همیشه جذابتر است؛ همین موضوع باعث میشود این شایعات، خوراک رسانهای پیدا کنند و بزرگتر شوند.
با این حال، واقعیت حقوقی ماجرا هم روشن است. طبق مقررات فیفا، انتخاب تیم جایگزین الزام مشخصی ندارد، اما تجربه نشان میدهد حفظ توازن قارهای اهمیت بالایی دارد. به همین دلیل، در صورت وقوع چنین سناریویی، احتمالاً یک تیم آسیایی بیش از سایر گزینهها شانس خواهد داشت؛ موضوعی که نشان میدهد حتی در این سطح هم معادلات، پیچیدهتر از گمانهزنیهای رسانهای است.
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که «آیا ایران انصراف میدهد یا نه؟»؛ بلکه این است که چرا باید چنین بحثی در این مقطع زمانی مطرح شود؟ وقتی تیمی مسیر صعود را طی کرده، برنامهریزیاش را آغاز کرده و اجماع عمومی هم پشت حضورش است، ادامه دادن این بحثها بیشتر شبیه حرکت در زمینی است که دیگران طراحی کردهاند.
جام جهانی، جایی نیست که تیمها بهراحتی از آن عبور کنند. اینجا مقصدی است که برایش جنگیده میشود، نه فرصتی که به سادگی کنار گذاشته شود. شاید حالا بیش از هر زمان دیگری، فوتبال ایران به یک چیز نیاز دارد: ثبات در تصمیم، و آرامش در مسیر.