غرولند روی نیمکت، سکوت در زمین؛ استقلال چرا نمیبَرد؟
استقلال باز هم لغزید؛ آنهم درست در شبی که جدول برای آبیها چراغ سبز نشان میداد.
شکست یک بر صفر برابر پیکان، نه فقط یک باخت ساده، بلکه از دست رفتن فرصتی طلایی برای تثبیت جایگاه دومی و ادامه تعقیب تراکتورِ صدرنشین بود. تیمی که فصل را با ادعای قهرمانی آغاز کرد، حالا دوباره مقابل یکی از تیمهای نیمه پایین جدول متوقف شد تا سؤالات قدیمی، با صدایی بلندتر بازگردند.
آبیپوشان که در بازی رفت برابر پیکان به تساوی رسیده بودند، اینبار حتی به یک امتیاز هم نرسیدند تا از دو بازی رفتوبرگشت، تنها یک امتیاز نصیبشان شود. نتیجهای که بیش از هر چیز، تناقض بزرگ استقلالِ این فصل را عیان میکند؛ تیمی که برابر مدعیان قد علم میکند اما مقابل تیمهای کمادعا، زمینگیر میشود.
تناقضی به نام استقلال
استقلال در این فصل، چهرهای دوگانه از خود نشان داده است. درخشش برابر تیمهای بالانشین، در کنار ناکامیهای پیاپی مقابل تیمهای نیمه پایین جدول. آمار هم بیرحمانه حقیقت را فریاد میزند؛ از دست رفتن ۱۴ امتیاز در ۷ بازی برابر ذوبآهن، استقلال خوزستان، شمسآذر و پیکان، آماری است که هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد. بدتر از آن، نمایش بیرمق و کمجان آبیها در دیدار اخیر بود؛ نمایشی که حتی هواداران صبور استقلال را هم به مرز انتقاد رساند.
ساپینتو؛ از محبوبیت تا تردید
ریکاردو ساپینتو زمانی با فوتبال هجومی و شخصیت پرشورش، خیلی زود دل سکوهای آبی را به دست آورد. بازگشت او به استقلال، با خاطره همان روزها همراه بود؛ اما این خاطره، رفتهرفته رنگ باخت. شعارهایی که زمانی تصورش هم سخت بود، علیه سرمربی پرتغالی شنیده شد تا مشخص شود سرمایه اجتماعی سا پینتو در استقلال رو به کاهش است.
برد بزرگ برابر سپاهان در اصفهان، موقتاً فشارها را کم کرد اما نیمفصل دوم، دوباره چهره واقعی تیم را نشان داد. استقلال از ۱۲ امتیاز ممکن، فقط ۵ امتیاز گرفته و حالا حتی خطر سقوط به رده پنجم هم بیخ گوش آبیهاست؛ موضوعی که دامنه انتقادات را گستردهتر کرده است.
سا پینتو، وعده قهرمانی و واقعیت تلخ جدول
در هفتههای اخیر، ساپینتو بیش از آنکه روی نیمکت دیده شود، در نشستهای خبری خبرساز بوده است. گلایه از مدیریت، شرایط زمین، فسخ قراردادها و حتی بیتوجهی مدیران، بخشی از ادبیات جدید سرمربی پرتغالی است؛ ادبیاتی که پیشتر از او کمتر دیده میشد.
این تغییر موضع، حتی برای بخشی از هواداران هم قابل هضم نیست. بسیاری معتقدند ساپینتو با طرح این مسائل، در حال انتقال فشار از زمین مسابقه به اتاق مدیریت است؛ تلاشی برای کمرنگ کردن نقش خودش در نتایج ضعیف اخیر. نتیجه اما معکوس بوده؛ چرا که نه مدیریت و نه سکوها، همراهی کاملی با این ژست اعتراضی نشان ندادهاند.
استقلالِ بدون راه دوم
شکست برابر پیکان، بار دیگر ضعف بزرگ استقلالِ ساپینتو را عیان کرد: نبود پلن «B». تغییر آرایش به ۲-۴-۴ و ورود همزمان نازون و سحرخیزان، نهتنها گرهای باز نکرد، بلکه استقلال را از نظم همیشگیاش خارج کرد. آبیها در دقایق پایانی، حتی یک موقعیت جدی هم خلق نکردند و حاصل تلاششان تنها یک ضربه در چارچوب بود؛ آماری نگرانکننده برای تیمی که مدعی قهرمانی است.
استقلال در نیمفصل دوم فقط یک گل زده و این آمار، بیش از هر نقدی، ضعف ساختار هجومی تیم را نشان میدهد. تیمی با مهرههای هجومی پرتعداد، اما بدون برنامه جایگزین در روزهای سخت.
آمار علیه سرمربی
مقایسه دو دوره حضور ساپینتو در استقلال، تصویر روشنی ارائه میدهد. در دوره نخست، استقلال تا هفته نوزدهم ۳۶ امتیاز گرفته بود؛ حالا این عدد به ۳۲ رسیده است. این افت، در شرایطی رخ داده که استقلال این فصل در آسیا هم حضور داشته و نتایج پرنوسانی را تجربه کرده؛ از شکست سنگین برابر الوصل تا باخت ناباورانه مقابل المحرق در تهران.
پایان وعده یا آغاز پاسخگویی؟
ساپینتو با وعده تکمیل پروژه نیمهتمام قهرمانی به استقلال بازگشت؛ وعدهای که حالا بیش از همیشه زیر ذرهبین است. استقلال هنوز در سه جام شانس دارد، اما پیشنیاز هر موفقیتی، پذیرش مسئولیت است. سرمربی پرتغالی، پیش از آنکه در قامت اپوزیسیون ظاهر شود، باید به پرسشهای فنی پاسخ دهد؛ به افت بازیکنان، به سبک بازی نهچندان تماشاگرپسند و به تیمی که راه دومی برای فرار از بحران ندارد. پروژه هنوز نیمهتمام است؛ اما اینبار، زمان به سود ساپینتو حرکت نمیکند.