کمیته فنی استقلال؛ انتخابها بدون منطق یا استراتژی؟
استقلال در سکوت خبری صاحب یک کمیته فنی شد؛
حلقهای مشورتی با چهار پیشکسوت که قرار است بر روند فنی تیم نظارت داشته باشند. اما اگر کمی دقیقتر نگاه کنیم، این انتخابها نه تنها شفاف و منطقی نیست، بلکه پرسشهای جدی درباره استراتژی مدیریتی باشگاه ایجاد میکند.
بهتاش فریبا، مجید نامجومطلق و رضا حسنزاده، هر کدام چهرههای شناختهشده و باتجربه استقلال هستند و حضورشان در کمیته فنی، حداقل روی کاغذ، قابل دفاع است. اما نکتهای که بیش از همه جلب توجه میکند، حضور جهانگیر کوثری است؛ پیشکسوتی که سابقهای محدود در بازی برای تاج دارد و سالهاست بیشتر به عنوان گزارشگر و تحلیلگر رسانهای شناخته میشود تا یک چهره فنی و مربی.
این انتخاب، در کنار شیوه بیسروصدای تشکیل کمیته، پرسش بزرگی را پیش روی فوتبالدوستان و پیشکسوتان باشگاه قرار میدهد: انتخابها بر چه مبنایی صورت گرفتهاند؟ آیا استقلال مسیر فنی خود را با برنامه و منطق پیش میبرد یا صرفاً بر اساس روابط و اعتماد شخصی؟
مشخص نیست کمیته تا چه حد اختیار تصمیمگیری دارد و تا چه حد نقش مشورتی صرف خواهد داشت، اما تجربه نشان داده که وقتی تصمیمهای کلیدی بدون شفافیت و پشتوانه منطقی گرفته میشوند، احتمال اثرگذاری مثبت آنها بسیار محدود است. حضور یک چهره رسانهای به جای یک مربی یا متخصص فنی، انتخابی است که بیش از آنکه به تقویت ساختار فنی کمک کند، رنگ و بوی تصمیمات سلیقهای را به همراه دارد.
ریسک اصلی، فراتر از یک انتخاب خاص است؛ پیامد این رفتار مدیریتی میتواند عدم اعتماد پیشکسوتان واقعی، سردرگمی کادرفنی و تضعیف مسیر فنی تیم باشد. استقلال امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد تصمیمهایش با برنامه و شفافیت گرفته شود، نه بر اساس روابط و عادتهای مدیریتی کوتاهمدت.
کمیته فنی، به جای آنکه نماد نظم و برنامهریزی باشد، میتواند به نماد تصمیمات پشت پرده و انتخابهای بدون منطق تبدیل شود، مگر آنکه باشگاه شفافیت، سازوکار و نقش واقعی اعضای کمیته را مشخص کند. در غیر این صورت، این حلقه مشورتی، نه فنی خواهد بود و نه پیشکسوتانه، بلکه صرفاً یک اقدام نمایشی است؛ تماشایی اما بیاثر...