جانشین قلعهنویی روی نیمکت امیدها؛ چرا یحیی را از همین حالا به تیم ملی نمیآوریم؟
تعویق ۱۱ ماهه جام ملتهای آسیا، معادلات نیمکت تیم ملی را تغییر داده است؛ حالا فدراسیون میتواند بهجای انتظار برای پایان همکاری امیر قلعهنویی، از همین امروز برای آینده نیمکت تیم ملی برنامهریزی کند. آیا یحیی گلمحمدی گزینهای نیست که باید فرصت شناخت و آمادهسازی برای هدایت تیم بزرگسالان را از همین حالا به دست بیاورد؟
تغییر زمان برگزاری جام ملتهای آسیا، نباید تنها یک جابهجایی در تقویم مسابقات تلقی کرد بلکه این اتفاق میتواند فرصتی برای بازنگری در برنامههای آینده فوتبال ایران باشد. رقابتی که قرار بود در دیماه ۱۴۰۵ برگزار شود، حالا به سال ۲۰۲۸ موکول شده و همین تغییر، یک فاصله زمانی قابل توجه در برنامه تیم ملی ایجاد کرده است. فاصلهای که میتواند به فرصتی برای تصمیمگیری درباره آینده نیمکت تیم ملی تبدیل شود.
قرارداد امیر قلعهنویی پس از جام جهانی ۲۰۲۶ به پایان میرسید، اما نزدیکی جام ملتهای آسیا باعث شد بحث ادامه همکاری او تا پایان این رقابتها مطرح شود. حالا با عقب افتادن مسابقات، پرسش مهمتری به وجود آمده است: آیا فدراسیون باید همچنان بدون تغییر مسیر، منتظر پایان جام ملتها بماند یا میتواند از این فرصت برای آمادهسازی نسل بعدی تیم ملی و تعیین تکلیف نیمکت استفاده کند؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که نام یحیی گلمحمدی بهعنوان سرمربی تیم ملی امید مطرح شده است؛ مربیای که میتواند در یک سناریوی بلندمدت، یکی از گزینههای جانشینی قلعهنویی باشد. اگر قرار است پس از جام ملتهای ۲۰۲۸ تغییراتی در کادر فنی تیم بزرگسالان ایجاد شود، چرا نباید از همین حالا مقدمات این انتقال احتمالی را فراهم کرد؟
یک سال فرصت برای جوانگرایی و خانهتکانی
تیم ملی ایران در سالهای اخیر با انتقادهایی درباره میانگین سنی بالا، کندی روند جوانگرایی و تکرار نامهای آشنا در ترکیب مواجه بوده است. بخشی از این انتقادها به این موضوع برمیگردد که فرصت کافی برای ورود تدریجی بازیکنان جوان به تیم بزرگسالان فراهم نشده و در برخی پستها همچنان وابستگی به نسل قبلی دیده میشود.
در چنین شرایطی، فاصله ایجادشده تا جام ملتهای آسیا میتواند فرصتی برای یک بازنگری جدی باشد. اگر قرار باشد یحیی گلمحمدی در آینده هدایت تیم بزرگسالان را برعهده بگیرد، حضور او در این مقطع میتواند امکان طراحی یک برنامه مشخص برای جوانگرایی را فراهم کند؛ برنامهای که صرفاً به دعوت چند بازیکن جوان محدود نباشد و به تغییر تدریجی ساختار تیم منجر شود.
گلمحمدی میتواند در این مدت بازیکنان مستعد لیگ برتر و تیم امید را زیر نظر بگیرد، به ترکیب تیم ملی فرصت ورود چهرههای تازه بدهد و در مسابقات تدارکاتی، ایدههای فنی خود را آزمایش کند. این مسیر البته نیازمند زمان، اختیار و حمایت فدراسیون است؛ اما مزیت آن روشن است: سرمربی احتمالی آینده، بدون آنکه در آستانه یک تورنمنت بزرگ با فشار نتیجهگیری فوری روبهرو شود، فرصت شناخت بازیکنان و ساختن تیم موردنظرش را خواهد داشت.
از سوی دیگر، چنین تصمیمی میتواند زمینه یک خانهتکانی اساسی در تیم ملی را فراهم کند. خانهتکانیای که نه با کنار گذاشتن شتابزده بازیکنان باتجربه، بلکه با تعریف یک نقشه راه برای پایان تدریجی وابستگی به نسل گذشته و میدان دادن به نیروهای تازه انجام شود. تیم ملی برای رقابت در جام ملتهای بعدی و جام جهانی آینده، به ترکیبی نیاز دارد که از همین امروز برای فردای فوتبال ایران ساخته شود.
چرا یحیی باید از تیم امید به بزرگسالان نزدیک شود؟
انتخاب گلمحمدی برای تیم امید، در صورتی که بخشی از یک برنامه بلندمدت باشد، میتواند معنای بیشتری پیدا کند. تیم امید محل شناسایی و پرورش استعدادهای آینده فوتبال ایران است و ارتباط نزدیک سرمربی این تیم با کادر فنی بزرگسالان میتواند به انتقال بازیکنان مستعد به سطح بالاتر کمک کند.
اما اگر قرار است گلمحمدی در آینده هدایت تیم بزرگسالان را برعهده بگیرد، شاید بهتر باشد این ارتباط از یک همکاری معمول میان دو تیم ملی فراتر برود. فدراسیون میتواند با تعریف یک برنامه مرحلهای، به او فرصت دهد تا در کنار شناخت بازیکنان جوان، با ساختار فوتبال ملی، شرایط اردوها، ظرفیتهای موجود و نیازهای تیم بزرگسالان نیز آشنا شود.
البته این موضوع به معنای نادیده گرفتن مسئولیت فعلی قلعهنویی نیست. سرمربی فعلی تیم ملی همچنان مسئول آمادهسازی تیم برای جام جهانی است و هرگونه تغییر در ساختار فنی باید با شفافیت و برنامه انجام شود. اما میتوان میان احترام به قرارداد و برنامهریزی برای آینده تفاوت قائل شد. فدراسیون مجبور نیست تا پایان جام ملتها برای فکر کردن به جانشین احتمالی سرمربی تیم ملی صبر کند.
قلعهنویی تا جام ملتها؛ یا آغاز یک انتقال تدریجی؟
یکی از پرسشهای مهم درباره آینده نیمکت تیم ملی، نحوه پایان همکاری با قلعهنویی است. اگر قرار باشد پس از جام ملتهای آسیا دوره حضور او به پایان برسد، فدراسیون باید از حالا درباره گزینه بعدی و شرایط تحویل تیم تصمیمگیری کند. در غیر این صورت، ممکن است فوتبال ایران بار دیگر در پایان یک تورنمنت مهم، بدون برنامه مشخص برای آینده نیمکت قرار بگیرد.
از طرف دیگر، ادامه همکاری با قلعهنویی تا جام ملتها نیز میتواند یک انتخاب باشد؛ اما در این صورت باید روشن شود که فدراسیون برای دوره پس از او چه برنامهای دارد. نمیتوان صرفاً به دلیل عقب افتادن مسابقات، تصمیمگیری درباره آینده را به تعویق انداخت و چند ماه بعد دوباره با همان پرسشهای تکراری مواجه شد.
نکته مهم اینجاست که تیم ملی در این مقطع به یک برنامه روشن برای جوانگرایی نیاز دارد؛ برنامهای که با تغییر سرمربی یا بدون آن باید اجرا شود. اگر گلمحمدی گزینه آینده است، باید فرصت شناخت و آمادهسازی داشته باشد و اگر فدراسیون گزینه دیگری را مدنظر دارد، بهتر است هرچه زودتر آن را مشخص کند. بلاتکلیفی نه به سود سرمربی فعلی است و نه به سود جانشین احتمالی.
وقتی جانشین احتمالی مشخص است، چرا باید صبر کنیم؟
بحث اصلی دیگر فقط ماندن یا رفتن امیر قلعهنویی نیست. مسئله این است که فوتبال ایران تا جام ملتهای ۲۰۲۸ یک فرصت زمانی مهم در اختیار دارد؛ فرصتی برای بازسازی ترکیب، جوانگرایی، شناسایی استعدادها و آماده کردن تیمی که قرار است در سالهای آینده نماینده فوتبال ایران باشد.
اگر فدراسیون به این جمعبندی رسیده که یحیی گلمحمدی میتواند گزینه آینده نیمکت تیم ملی باشد، چرا باید فرصت آمادهسازی او را به بعد از جام ملتها موکول کند؟ چرا نباید از همین حالا مسیری طراحی شود که در آن، گلمحمدی فرصت شناخت بیشتر بازیکنان، آزمودن ایدههای فنی و ایجاد تغییرات تدریجی در تیم را داشته باشد؟
طبیعی است که چنین تصمیمی نیازمند بررسی دقیق قراردادها، اختیارات فنی و برنامه مشترک تیم امید و بزرگسالان است. اما اصل موضوع قابل تأمل است: فوتبال ایران نباید هر بار پس از پایان یک تورنمنت بزرگ به فکر ساختن تیم جدید بیفتد. اگر قرار است تغییر نسلی اتفاق بیفتد، باید از امروز آغاز شود، نه زمانی که دوباره برای رسیدن به یک رقابت مهم، زمان کم بیاوریم.
شاید مهمترین تصمیم فدراسیون در این مقطع، انتخاب میان قلعهنویی و گلمحمدی نباشد؛ بلکه تعیین تکلیف آینده تیم ملی و استفاده از فرصتی باشد که تعویق جام ملتها در اختیار فوتبال ایران قرار داده است. وقتی جانشین احتمالی مشخص است، چرا فرصت آمادهسازی او را به آینده موکول کنیم؟