EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۲۹۹۳

پایان یک سمفونی در فوتبال ایران؛ در سوگ حمید علیدوستی

بدرقه یکی از متفاوت‌ترین چهره‌های فوتبال ایران؛ به یاد مهاجمی که در زمین می‌درخشید و بیرون از آن، دنیای خودش را داشت.

پایان یک سمفونی در فوتبال ایران؛ در سوگ حمید علیدوستی

بعضی آدم‌ها را با گل‌هایشان به یاد می‌آوریم، بعضی‌ها را با پیراهنی که سال‌ها بر تن کردند و بعضی‌ها را با انتخاب‌هایی که شبیه دیگران نبود. حمید علیدوستی از آن دسته آدم‌هایی بود که نمی‌شد تمام وجودش را در قاب فوتبال خلاصه کرد؛ مهاجمی که نامش با تیم هما و تیم ملی ایران گره خورده بود، اما علاقه‌اش به کتاب، ادبیات، موسیقی و سینما، تصویری فراتر از یک فوتبالیست از او ساخته بود. حالا با رفتن او، فوتبال ایران یکی از چهره‌های متمایز نسل خود را از دست داده است.

قصه مردی که راه خودش را رفت

حمید علیدوستی در ۲۱ اسفند ۱۳۳۴ در تهران به دنیا آمد؛ در دورانی که فوتبال هنوز شکل و شمایل امروز را نداشت و پیوند بازیکنان با تیم‌هایشان، برای بسیاری از هواداران معنایی فراتر از یک قرارداد حرفه‌ای داشت. او فوتبال را از تهران‌جوان آغاز کرد و خیلی زود به هما رسید؛ باشگاهی که بخش مهمی از هویت فوتبالی‌اش را ساخت و در سال‌های بعد، نام این مهاجم را با خود همراه کرد.

در روزگاری که استقلال و پرسپولیس بخش بزرگی از توجه فوتبال ایران را به خود اختصاص داده بودند، علیدوستی مسیر دیگری را انتخاب کرد. او سال‌های زیادی در هما ماند و به یکی از چهره‌های شاخص این باشگاه تبدیل شد؛ انتخابی که در فوتبال ایران، با آن همه کشش و جذابیت دو قطب بزرگ پایتخت، چندان معمول نبود. شاید همین وفاداری به مسیر شخصی بود که او را از بسیاری از هم‌نسلانش متمایز می‌کرد؛ بازیکنی که برای شناخته‌شدن، لزوماً به پرطرفدارترین پیراهن‌ها احتیاج نداشت.

علیدوستی در زمین، مهاجمی توانمند و گلزن بود؛ بازیکنی که در سال‌های حضورش در تیم ملی ایران، بارها فرصت درخشش پیدا کرد و در ۲۷ بازی ملی، ۱۵ گل به ثمر رساند. حضور در جام ملت‌های آسیا در سال‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۸۴ و بازی‌های آسیایی ۱۹۸۲ و ۱۹۸۶، بخش مهمی از کارنامه ملی او را شکل داد. نام او به نسلی تعلق داشت که فوتبال ایران را در سال‌هایی متفاوت نمایندگی می‌کرد؛ نسلی که بسیاری از اعضایش، با امکانات و شرایطی بسیار دور از فوتبال حرفه‌ای امروز، برای ساختن جایگاه خود تلاش می‌کردند. 

29d3b96eZTp3ZWJwfGY6MjE2MzAyLmpwZ3xmdWk6MjExMzE4fGw6ZmF8djox

از تهران تا فوتبال آلمان

مسیر علیدوستی به مرزهای فوتبال ایران محدود نماند. او در سال ۱۹۸۶ راهی آلمان شد و پیراهن تیم زالم‌رور را در لیگ دسته دوم این کشور بر تن کرد؛ تجربه‌ای کم‌سابقه در دوره‌ای که حضور بازیکنان ایرانی در فوتبال اروپا هنوز به اتفاقی معمول تبدیل نشده بود. او در آن فصل ۳۰ بازی انجام داد و ۱۰ گل به ثمر رساند؛ آماری که در کنار اهمیت تجربه حضورش در فوتبال آلمان، بخش دیگری از کارنامه حرفه‌ای او را شکل می‌دهد.

البته فوتبال برای علیدوستی همیشه به معنای دنبال‌کردن مسیرهای پرزرق‌وبرق نبود. بازگشت به ایران و ادامه فعالیت در باشگاه‌هایی مانند دارایی، کشاورز و سایپا، بخشی دیگر از مسیر او را ساخت. او بعد از دوران بازیگری هم از فوتبال فاصله نگرفت و به مربیگری روی آورد؛ از هدایت تیم‌هایی مانند هما، پیکان، سایپا و تراکتور گرفته تا کار با تیم‌های ملی زیر ۲۰ و زیر ۱۷ سال ایران. در سال‌های پایانی فعالیتش نیز با چادرملو اردکان همکاری داشت و در جایگاه مدیر فنی و مسئولیت‌های مرتبط با فوتبال پایه، همچنان در این ورزش حضور پیدا می‌کرد. 

فوتبالیستی که بیرون از زمین هم زندگی می‌کرد

اما آنچه حمید علیدوستی را برای بسیاری از علاقه‌مندان فوتبال به چهره‌ای متفاوت تبدیل می‌کرد، فقط گل‌ها، بازی‌ها و تیم‌هایی نبود که در آن‌ها حضور داشت. او به کتاب و ادبیات علاقه داشت، سینما را دنبال می‌کرد و موسیقی بخشی از جهان شخصی‌اش بود؛ علایقی که در میان فوتبالیست‌های نسل او کمتر به این اندازه در روایت زندگی یک بازیکن دیده می‌شد.

شاید برای همین بود که وقتی صحبت از علیدوستی به میان می‌آمد، تصویر یک مهاجم سابق تیم ملی، تمام چیزی نبود که به ذهن می‌رسید. او از آن آدم‌هایی بود که انگار بیرون از زمین هم به دنبال کشف جهان دیگری می‌گشتند؛ جهانی که در آن، فوتبال تنها یکی از راه‌های تجربه زندگی بود، نه تمام آن.

مستند «سمفونی حمید» به کارگردانی جعفر صادقی، تلاشی برای نزدیک‌شدن به همین جهان بود؛ روایتی از زندگی و شخصیت مردی که در کنار فوتبال، به هنر و فرهنگ هم علاقه داشت. خود عنوان مستند هم یادآور این است که برای شناختن بعضی آدم‌ها، باید از آمار و نتیجه مسابقه‌ها فراتر رفت و به صداها، خاطره‌ها و علاقه‌هایی گوش داد که در طول سال‌ها، شخصیت آن‌ها را ساخته‌اند. 

file

زندگی، فراتر از فوتبال

زندگی علیدوستی تنها با روزهای خوب و خاطرات فوتبالی تعریف نمی‌شد. او مانند بسیاری از آدم‌ها، تلخی‌هایی را هم تجربه کرد که هیچ ارتباطی با نتیجه یک مسابقه یا جایگاه یک تیم در جدول نداشت. اما شاید همین واقعیت است که یادآوری زندگی یک چهره ورزشی را از مرور ساده افتخاراتش جدا می‌کند؛ پشت نام‌هایی که روی پیراهن‌ها و در آرشیو مسابقات باقی می‌مانند، آدم‌هایی با تجربه‌ها، علاقه‌ها، دلبستگی‌ها و رنج‌های شخصی زندگی می‌کنند.

حمید علیدوستی برای فوتبال ایران فقط یک نام در فهرست مهاجمان سابق تیم ملی نبود. او به نسلی تعلق داشت که هنوز بخش‌هایی از تاریخ فوتبال ایران را در خاطره خود زنده نگه داشته است؛ نسلی که بازیکنانش با انتخاب‌های متفاوت، وفاداری به باشگاه‌ها و شیوه خاص خودشان در فوتبال، مسیرهایی ساختند که امروز مرورشان می‌تواند تصویری روشن‌تر از گذشته این ورزش به دست بدهد.

81758552_2793308507358433_2045495891460096000_n-1024x825

بدرقه یک چهره ماندگار

حمید علیدوستی پس از مدتی مبارزه با سرطان پروستات و استخوان، روز یکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵ در تهران درگذشت. خبر رفتن او، پایان زندگی مردی بود که بخش بزرگی از عمرش را در فوتبال گذراند، اما هویتش هیچ‌وقت به فوتبال محدود نماند.

حالا از او، گل‌های ملی، خاطره بازی‌هایش با پیراهن هما و تیم ملی، تجربه حضورش در فوتبال آلمان، سال‌های مربیگری و تصویری از یک فوتبالیست اهل کتاب و هنر باقی مانده است. شاید برای بعضی‌ها، علیدوستی همان مهاجمی باشد که در سال‌های دور برای ایران گل می‌زد؛ برای بعضی دیگر، مردی که ترجیح داد راه خودش را برود و به جای انتخاب مسیرهای معمول، به انتخاب‌هایش وفادار بماند.

اما در نهایت، یاد آدم‌ها فقط با آنچه در کارنامه‌شان ثبت شده زنده نمی‌ماند. گاهی آنچه باقی می‌ماند، حس متفاوتی است که از حضورشان به جا گذاشته‌اند؛ اینکه در میان همه هیاهوی فوتبال، می‌شود جهان دیگری هم داشت، به چیزهای دیگری هم علاقه‌مند بود و زندگی را به یک نقش، یک عنوان یا یک موفقیت محدود نکرد.

حمید علیدوستی رفت، اما نامش در خاطره فوتبال ایران باقی خواهد ماند؛ نه فقط به‌عنوان مهاجمی که گل زد، بلکه به‌عنوان مردی که در زمین فوتبال زندگی کرد و بیرون از آن، جهان خودش را داشت.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار
اینستاگرام آوش