درباره مستند «طجرشت»/ بار دیگر شهری که دوست میدارم
مستند «طجرشت» ساخته شهرام درخشان بر اساس کاوشی دقیق و جزئینگر، همراه با متنی دلنشین و اجرایی درست، ساخته شده و تماشاگر را با خود همراه میکند.
محمدعلی حیدری در میان مستندهایی که به ایران و مختصات فرهنگی یا جغرافیایی آن می پردازند، آثاری وجود دارند که با نگاهی کارشناسانه و دقیق، موضوع را بررسی کرده و می کوشند تصویری همه جانبه و چند وجهی از آن ارائه دهند. «طجرشت» فیلم تازه شهرام درخشان این گونه است، پژوهشی دقیق و درست درباره تجریش (یکی از مناطق قدیمی تهران) دارد، متنی دلنشین و شیرین و تصاویری که با سلیقه انتخاب شدهاند. فیلم درخشان در روزگاری که بسیاری از مستندسازان، فیلمسازی درباره تاریخ و ایران و فرهنگش را فراموش کرده یا جذب فیلمسازی سفارشی با موضوعهای روز دارند، روایتی دیدنی از تهران است، محور فیلم منطقه تجریش، گذشته آن، بناهای مهم و رویدادهای خاص این منطقه از پایتخت است.
شهرام درخشان فیلمش را با یک اتفاق و ضربه شروع می کند، به نظر می رسد ماجرا درباره سیل تجریش در سال 1366 است، اما هر چه فیلم پیش می رود، تماشاگر با بخش های مختلفی از این محله، تاریخ جذاب آن و ساختمان ها و مکان های متنوع آن آشنا می شود. «طجرشت» پس از مدتها، در حالی که فضای مستند ایران به سمت آثار سفارشی و ارگانی رفته، یک تنفس است، فیلمی درباره یک لوکیشن مهم از ایران، که نه تنها جغرافیا، چند خیابان و بناست که بسیاری از زیبایی ها و تاریخ و فرهنگ این سرزمین مثل گورستان ظهیرالدوله، موزه سینما، مجموعه کاخ های سعد آباد و ... در آن اهمیت دارد و برجسته است. یک فیلم شهری که با سلیقه و بدون شتاب درست شده، تاریخ مصرف ندارد و از آرشیو درست استفاده کرده، مجموعه تصاویر از سیل سال 1366 عالیست.
تماشای «طجرشت» به یادمان می آورد که سینمای شهری، (نه به مفهوم سینمای اجتماعی و نمایش بزه کاری و تیره روزی طبقه فرودست) سینمایی که معماری و هویت و تاریخ را در شهر بررسی می کند، در این سال ها چقدر ضعیف شده است، سینمایی که گذشته را به یاد بیاورد و از بحران های پیش رو بگوید، اما اندازه نگه دارد و به دام تلخی نمی افتد. جای فیلمی مثل «طجرشت» در سینمای مستند ایران خالی بود. یک فیلم سرحال و منسجم، با روایتی شنیدنی و به یادماندنی.
«طجرشت» را شهرام درخشان کارگردانی کرده، این فیلم تولید مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی است.
