EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۸۵۸۱

آشیانه‌ای نیست، آن گاه که گردباد آغاز شده باشد

زهرا مشتاق

آشیانه‌ای نیست، آن گاه که گردباد آغاز شده باشد

گل سنگ؛ روایتی از یک خانواده طبقه متوسط که در میانسالی داشتن سقف را با هزار قرض و قوله تجربه می کند. محبوبه و ایرج، پا به پای هم کار کرده‌اند. هر چه درآورده‌اند، سکه و دلار و طلا کرده‌اند تا روزی تبدیل به آجر و خانه شود. زن، دل و جرات بیشتری دارد. اوست که حلقه را از دست خودش و شوهرش درمی آورد. گرچه همین سکانس کوتاه، می‌تواند بخشی از نشانه‌هایی باشد، که غیر مستقیم، کنار هم قرار داده می‌شوند. دل محبوبه بعد از ۲۵ سال، از ازدواجش قرص است. برای همین است که فکر می‌کند، اگر حلقه هم نباشد، در چارچوب مستحکمی که دارند، خللی پیش نمی‌آید. اما ایرج می‌خواهد، گرم پایین همان حلقه‌ها را دوباره بخرند. آنها دارند، صاحب خانه می‌شوند. اما خواهر و مادر محبوبه که سال‌ها در خانه خاله‌ای زندگی می کردند که حالا مرده است و خانه‌اش به انحصار وراثت گذاشته شده، نگران بی جا و مکان شدن هستند. خانه‌ای که محبوبه و ایرج هم می خرند، اگر اینقدر داغان نبود، با این پول ها نمی‌شد آن را خرید. نه در و پیکر درست و حسابی دارد و نه کابینت نو نوار. خانواده خودش شروع به تعمیر و روبراه کردن خانه می کند تا قابل سکونت شود؛ فارغ از آنکه از همان سکانس اول و چیدمان های بعدی، می‌خواهد بگوید، فاجعه‌ای رخ خواهد داد، آماده باشید.

ویژگی بارز دیگر، حضور نسل جوان در گل سنگ است. شاید حتی بشود گفت نسل Z. این نقطه قوت سریال است. جوان هایش را درست درآورده، دیالوگ ها خوب به دهان نشسته. خودشان هستند. پرهام با یک کلاف موی وز و تی شرت ب ت چ. کل کل پدر و پسری که فراتر رفته، تبدیل به جر و بحث می شود. بحث‌هایی که تبدیل به بیانیه می‌شود. پیامی نمایشی از جوان‌ها به والدین نسل پسین، با عقاید رفت و روب نشده، گاردهای محکم نفوذ ناپذیر. زندگی خودم است، نداریم. هیچ جوانی اجازه ندارد، گوه بزند به زندگی‌اش، همین است که دفترچه خدمت، بدون رضایت پسر، پست می‌شود و قشقرق درست می‌کند. جوان دیگر، پروانه است. از پرهام بزرگ‌تر است و مثل «موی عاقل» در یک انیمه قدیمی، خردمندانه رفتار می‌کند. در کافه کار می‌کند. با اسکوتر رفت و آمد می‌کند. نمی‌خواهد زیر بار ازدواج زود برود، چون به نظرش پسرهای دانشکده، در دوره کارشناسی، هنوز بلاتکلیفند. کار و بار و آینده مشخصی ندارند. باز در دوره ارشد، بیشتر قابل اطمینان هستند. 

جوان دیگر، دوست پرهام است. در شهر بازی کار می‌کند. پدرش جدا شده و رفته و با مادرش تنها زندگی می‌کنند و مادرش، اگر پرهام به سربازی نرود، دختر به او نمی‌دهد. پس شاید، نه توبیخ‌های پدر نسل گذشته و نگران، که عشق و عاشقی و نگرانی از نرسیدن است که پرهام را تسلیم سلمانی محل می‌کند.

اما چیزهای ناگهانی، اسمش، رویش است؛ ناگهانی می‌آیند. مثل سیل، زلزله، تومورهای بدخیم، تصادف های یک باره و همه چیز با هم بلعیده می‌شود. بی‌هیچ فرصتی برای برگشت به عقب‌تر. برای گذاشتن انگشت به درون حفره دهان گشوده. سوراخ دهان گشوده به ایرج نهیب می‌زند که اصلا غلط کردی دست زن و بچه‌هایت را گرفتی و آوردی در این خانه که معلوم نیست، پشت کاغذ دیواری گل سرخ آن، چه رازهای عاشقانه یا حتی پست‌تر، چه هوس‌هایی فروکش کرده و تن را عرق کرده، روی تشکی که شاید بوی مردهای دیگری می‌داده، رها کرده. غلط کرده سوتی داده و جای مستراح را گفته و بعد خودش را جمع و جور کرده و به محبوبه گفته، خب، توالت، این ور خانه نباشد، آن طرف است دیگر. اما چیزی باید، شک محبوبه را قوی کند. یا نه؛ نباید شک فراموشش شود. باید چیزی در ظن خاکستر شده او، دمیده شود تا صاف برسد به فریبا که کسب و کارش به دست آوردن دل مردان برای پول بوده است و شهرتی هم داشته انگار که از لب و لوچه نصاب هم آب آویزان کرده و یک راست در حمام می‌رود سراغ اصل مطلب و به شدت یادآور و شاید حتی ادای دین به فروشنده اصغر فرهادی است. حالا است که محبوبه، در خواب بودن ایرج، زل می‌زند به سینه لخت و صورت تتو کرده خودش بر پیکر شوهرش. شاید در ذهنش از خود می‌پرسد، کدام عذاب وجدان، او را واداشته که چهره همسرش را بر سینه اش خالکوبی کند؟ آیا آنقدر عاشقش بوده، یا از سر ناچاری و به یاد یک عشق قدیمی دیگر که فریبا نامی تن فروش بوده، این خالکوبی تخت سینه اش نشسته و صورت محبوبه، یادآور صورت فریباست؟

توفان ریز ریز می‌آید و سرعتش هی بیشتر می‌شود و می‌زند به کاشانه و آدم‌هایش، آنقدر که یک صدای دینگ ساده، می‌تواند تبدیل به پیامکی برای جدایی باشد.

و عاشق قدیمی که انتقامش را یک کاسه می‌کند و صاف می‌کوبد بر فرق زندگی له شده محبوبه و شوهر و بچه‌هایش، بعد از ۲۵ سال که حالا معلوم نیست، چند سالش و چقدرش در خیانت و بی وفایی گذشته است. آشیانه‌ای نیست، آن گاه که گردباد آغاز شده باشد.

ارسال نظر

آخرین اخبار