احتمال ازسرگیری جنگ بالا نیست
دیپلمات پیشین گفت: حتی در صورت شکست مذاکرات نیز احتمال اقدام نظامی بالا نیست. اگرچه هر چیزی ممکن است، اما من در آن صورت احتمال تداوم محاصره دریایی و فشار اقتصادی را بالاتر از احتمال آغاز مجدد جنگ میدانم.
کووروش احمدی، دیپلمات سابق، در گفتگویی به روند مذاکرات ایران و آمریکا و احتمال شروع دوباره جنگ پرداخت.
کوروش احمدی گفت: حتی در صورت شکست مذاکرات نیز احتمال اقدام نظامی بالا نیست. اگرچه هر چیزی ممکن است، اما من در آن صورت احتمال تداوم محاصره دریایی و فشار اقتصادی را بالاتر از احتمال آغاز مجدد جنگ میدانم.
دیپلمات پیشین با اشاره به ابراز خوشبینی رسانهها نسبت به احتمال حصول توافق میان ایران و آمریکا، اظهار کرد: اولا واقعیت این است که ما اطلاع چندانی جز شایعات ضدونقیض منتشرشده در رسانههای غربی نداریم و مقامات ما نیز به جز کلیگوییهای ناروشن، مطلب دیگری نمیگویند که ایدهای در مورد آنچه در جریان است، به ما بدهد. لذا طبعا بر اساس شایعات و حرفهای ضدونقیض رسانههای آمریکایی نمیتوان تحلیل کرد.
وی اضافه کرد: ثانیا، آن جنگی که همه سعی در اجتناب از آن داشتند، متأسفانه اتفاق افتاد و شاید اگر پیشتر آمریکا تصور میکرد میتواند به جای مذاکره، با توسل به جنگ به اهداف خود برسد، اکنون فهمیده چنین چیزی ممکن نیست و نمیتوان از طریق حملات نظامی هوایی و از راه دور، یک حکومت را سرنگون کرد. به علاوه، ایران سرزمینی بزرگ و پرجمعیتی است و هر چه قدر هم که یک کشور به لحاظ نظامی ابرقدرت باشد و بتواند تمام وسعت ایران را مورد حمله قرار دهد، اما تغییر سیاسی در کشور از راه دور برایش ممکن نیست.
این دیپلمات سابق با بیان اینکه اکنون طرفین متوجه شدهاند که باید به هر شکل ممکن، با یکدیگر توافق کنند و این امر مستلزم شکلگیری انعطاف در مواضع دو طرف و عقبنشینی از خواستههای حداکثری است، افزود: بزرگترین شکست آمریکا در جنگ اخیر، همین بود که نتوانست به اهداف و خواستههای سیاسی مشخصشده توسط ترامپ برسد و اگر مجددا هم جنگ را از سر بگیرد، باز هم نمیتواند به اهداف سیاسی مد نظر خود از طریق جنگ دست یابد. در چنین شرایطی، احتمالا آمریکا نیز باید تا حدّی از مواضع مذاکراتی خود کوتاه آمده باشد. از طرف دیگر، با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور ما، قاعدتا مقامات ایران نیز باید قدری انعطاف از خود نشان داده باشند تا توافق حاصل شود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه به غیر از دو سناریوی نیل به توافق و از سرگیری جنگ، سناریوی سومی نیز وجود دارد، عنوان کرد: این سناریوی سوم عبارت است از تداوم محاصره دریایی و افزایش فشار اقتصادی بر ایران به همراه یک سری برخوردهای محدود و مقطعی نظامی، مانند همین هدف قراردادن برخی تجهیزات و اماکن در در هرمزگان که اخیرا رخ داده است. این سناریو که طبیعتا ادامه انسداد تنگه هرمز را نیز در پی دارد، برای هر دو طرف خسارتبار محسوب میشود، اما با توجه به شرایط اقتصادی ایران، طبیعتا برای ما ضرر بیشتری دارد تا برای آمریکا که GDP آن ۳۲ تریلیون دلاری است. لذا قاعدتا ما بیشتر باید علاقهمند به حصول توافق باشیم.
احمدی با بیان اینکه اکنون میتوان نسبت به دستیابی به توافق امیدوار بود، اضافه کرد: البته اگر تمام مسائل مورد اختلاف در قالب یک بسته مطرح و در مورد آنها گفتوگو میشد، با ریسکها و مشکلات کمتری مواجه بودیم. طبق فرمول جاری، قرار است طرفین ابتدا بر سر مسائلی مانند برداشتن محاصره دریایی، بازگشایی تنگه هرمز، پایان کامل جنگ در تمام جبههها و شاید رفع برخی از تحریمها و آزادسازی بخشی از داراییهای ایران تفاهم کنند و سپس ظرف ۶۰ روز، گفتوگو بر سر مسأله هستهای آغاز شود.
حتی اگر تفاهم اولیه حاصل و این نکات اجرایی گردد، همواره ریسکعدم توافق در دور دوم بر سر تفاهمات حاصله و اقتصاد کشور سنگینی خواهد کرد، زیرا این احتمال مطرح است که در مرحله دوم، طرفین بر سر مسأله هستهای به توافق نهایی نرسند و مجددا به همین شرایط فعلی، یعنی از سرگیری محاصره دریایی و انسداد تنگه هرمز برگردیم و حتی درگیریها نیز مجددا آغاز شود.
وی ادامه داد: بنابراین، حتی در صورت موفقیت مرحله اول مذاکرات و حصول تفاهم اولیه، باز هم این وضعیت تعلیق و بلاتکلیفی رفع نمیشود؛ خصوصا که با توجه به بیاعتمادی مفرط طرفین به یکدیگر، تحرکات جناحهای مخالف توافق در ایران و آمریکا و همچنین خرابکاریهای اسرائیل، امکان حصول توافق بر سر موضوع هستهای در بازه زمانی ۶۰ روزه، جای سوال دارد.
تا زمانی که تمام مسائل و مخصوصا هستهای حلوفصل نشود، وضعیت به ثبات نخواهد رسید و لذا من فکر میکنم اگر کل مذاکرات در یک مرحله انجام میشد و دو طرف با چند هفته مذاکرات حضوری در یک کشور ثالث، کار را تمام میکردند، هم به نتیجه بهتری میرسیدند و هم به نفع شرایط داخلی ما بود.
این دیپلمات سابق با بیان اینکه طبق اخبار منتشرشده، این ۶۰ روز قابل تمدید است و لذا این احتمال وجود دارد که این مدت بسیار کش پیدا کند و حتی تبدیل به ۶ ماه شود، گفت: البته حتی در صورت شکست مذاکرات نیز احتمال اقدام نظامی بالا نیست. اگرچه هر چیزی ممکن است، اما من در آن صورت احتمال تداوم محاصره دریایی و فشار اقتصادی را بالاتر از احتمال آغاز مجدد جنگ میدانم، زیرا ترامپ جنگ را امتحان کرد و نتیجهای نگرفت و لذا فکر میکنم در صورت طولانی شدن مذکرات، او احتمالا بیشتر به تداوم فشار اقتصادی تمایل خواهد داشت تا ازسرگیری جنگ.
احمدی با اشاره به اینکه ترامپ به دنبال توافقی بهتر از برجام برای آمریکاست، بیان کرد: اگر ترامپ به توافقی تن دهد که بهتر از برجام نباشد، در داخل آمریکا و در سطح بینالملل مضحکه خواهد شد. لذا او ترجیح میدهد که کلا به توافقی نرسد، تا اینکه توافقی را امضاء کند که بهتر از برجام نباشد. بنابراین، ایران باید با توجه به این موضوع مهم مذاکره و راهی را پیشنهاد کند که برای آمریکا در ظاهر بهتر از برجام به نظر آید؛ در غیر این صورت توافق بسیار بعید خواهد بود.
وی ادامه داد: در برجام ما عملا امتیاز کیفی مهمی ندادیم و توانسته بودیم به خواسته مهم خود که تداوم غنیسازی بود، برسیم. اگر ترامپ نیز با حفظ توان هستهای و تداوم غنیسازی ایران موافقت کند، معنیاش این است که مجددا به همان برجام برگشته که این یک خط قرمز برای اوست.
اکنون ظاهرا ترامپ انعطافی نشان داده و به تعلیق غنیسازی در ایران برای مدتی رسیده است و ظاهرا اختلاف بر سر ۱۵ تا ۲۰ سال یا کمتر از ۱۰ سال است. پذیرش یاعدم پذیرش این شرط از سمت ایران، آینده توافق را مشخص میکند.