EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۷۴۶۵
گزارش روز

مقایسه عقاب سیاه و فتاح-۲؛ جنگ مافوق صوت در زمین واقعیت/ هزینه موشک هایپرسونیک آمریکایی ۷۵ برابر مدل ایرانی

تحریریه آوش/ مشکل بزرگ‌تر اما، نه عقب افتادن از رقبای استراتژیک سنتی، بلکه در این موضوع نهفته که «دارک ایگل» سامانه‌ای آزمایش شده و عملیاتی نیست. پنتاگون خود تأیید کرده که این برنامه نظامی، سابقه‌ای آشفته داشته است. اگرچه در سال ۲۰۲۴ برخی گزارش‌ها از موفقیت‌آمیز بودن آزمایش‌های این نوع موشک داشت، اما بارها در آزمایش‌های دیگر به دلیل مشکلات مکانیکی پرتابگر و کیفیت نامناسب تولید از شلیک موفق باز ماند

مقایسه عقاب سیاه و فتاح-۲؛ جنگ مافوق صوت در زمین واقعیت/ هزینه موشک هایپرسونیک آمریکایی ۷۵ برابر مدل ایرانی

 خبرها اکنون حکایت از آن دارد که آمریکا برای اولین بار می‌خواهد سلاح مافوق‌صوت خود را در جنگ ایران به کار ببرد اما این سلاح هنوز در زمین نبرد آزمایش نشده، از برنامه‌ریزی‌های پنتاگون عقب افتاده و در مقابل ایران پیش از آن نمونه خودی‌اش -فتاح۲ - را در میدان جنگ واقعی آزمایش و استفاده کرده است. 
این در حالی است که روسیه چهار سال است موشک‌های مافوق‌صوت خود را به سوی اوکراین شلیک می‌کند، چین، DF-17 را به‌عنوان ستون فقرات استراتژی جنگی مدرن‌اش معرفی کرده، و ایران از اواخر فوریه ۲۰۲۶ نسخه تأییدشده‌ای از این فناوری را در میدان جنگ واقعی آزموده، اما واشنگتن هنوز یک موشک مافوق‌صوت هم در میدان نبرد شلیک نکرده است. حالا فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) می‌خواهد استراتژی خود را عوض کند. درخواست استقرار عقاب سیاه یا «دارک ایگل» در خاورمیانه روی میز پنتاگون است. اما پرسش اصلی این نیست که آیا این موشک می‌تواند به اهداف عمیق داخل ایران برسد، بلکه موضوع اصلی توانایی پرتاب آن است. 

«دارک ایگل» چیست؟ 

«دارک ایگل» نام عملیاتی سلاح مافوق‌صوت بردِ بلند آمریکا (LRHW) است؛ سامانه‌ای زمین‌پایه از نوع «بوست-گلاید» که در دو مرحله عمل می‌کند. در مرحله اول، یک موشک دومرحله‌ای با سوخت جامد، وسیله لغزشی مشترک مافوق‌صوت (C-HGB) را به لایه‌های بالایی جو پرتاب می‌کند. در مرحله دوم، این وسیله گوه‌ای‌شکل با سرعتی بیش از ۵ ماخ (پنج برابر سرعت صوت) به سمت هدف پرواز می‌کند. 

 موشک عقاب سیاه از نوع دوربرد  Long-Range Hypersonic Weapon طبقه بندی می‌شود که توسط توسط نیروهای ویژه چند دامنه‌ای ارتش ایالات متحده (MDTF) و نیروی دریایی ایالات متحده برای حمله سریع متعارف خود مستقر خواهد شد. این پروژه، کاری مشترک از نیروی دریایی و ارتش آمریکا است. نیروی دریایی با همکاری Dynetics (شرکت تابعه Leidos LDOS) و طرحی از آزمایشگاه ملی ساندیا، توسعه بدنه گلاید هایپرسونیک مشترک را رهبری کرد. بوستر و تریلر پرتاب توسط لاکهید مارتین ساخته شده است که به عنوان یکپارچه‌ساز موشک نیز عمل می‌کند و در حالی که گزارش‌های قبلی برد این موشک را ۲۷۷۵ کیلومتر اعلام می‌کردند، حالا گفته شده که برد آن در واقع ۳۵۰۰ کیلومتر است.
هم چنین برخلاف موشک‌های بالستیک متعارف که مسیر قوسی قابل پیش‌بینی دارند، «دارک ایگل» می‌تواند در حین پرواز مانور جانبی و عمودی انجام دهد. این ویژگی، رهگیری آن را برای سامانه‌های پدافندی دشوار می‌کند. برد این موشک نیز حدود ۲.۷۰۰ کیلومتر گزارش شده است. سامانه این موشک روی خودروهای تاکتیکی سنگین (HEMTT) نصب شده و هر پرتابگر توانایی حمل دو موشک دارد. هزینه هر موشک حداقل ۱۵ میلیون دلار و هزینه یک باتری کامل حدود ۲.۷ میلیارد دلار برآورد شده است. 

هایپرسونیک

چرا پنتاگون حالا «دارک ایگل» را عملیاتی کرده است؟ 

درخواست سنتکام برای عملیاتی کردن «دارک ایگل» مستقیما برآمده از مشکل تاکتیکی آمریکا در جنگ با ایران است. سلاح اصلی زمین‌پایه آمریکا در منطقه جنگی خاورمیانه، موشک PrSM است که برد آن حدودا ۴۸۳ کیلومتر است، اما ایران پرتابگرهای موشک بالستیک خود را از این محدوده دور و در نتیجه از دسترس آمریکا خارج کرده است. 

«دارک ایگل» به عقیده مشاوران نظامی پنتاگون و نزدیک به حلقه تصمیم‌گیر ترامپ، می‌تواند این شکاف را پر کند. این سلاح بدون آنکه هواپیماهای سوخت‌رسان و جنگنده‌ها را در معرض سامانه‌های ضدهوایی ایران قرار دهد، گزینه‌های جدیدی برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های نظامی در عمق خاک ایران فراهم می‌کند. 

آوردن این سامانه موشکی جدید، پیامی علنی برای رقیبان استراتژیک آمریکا نیز دارد. روسیه تاکنون نزدیک به ۱۰۰ موشک مافوق‌صوت کینژال را در اوکراین شلیک کرده، چین، DF-17 را به شکلی رسمی عملیاتی و ایران فتاح-۲ را در میدان نبرد واقعی به کار برده است. چنین شکافی محافل دفاعی واشنگتن را سال‌هست که مشغول به خود کرده است. 
 

مشکل اصلی، شاید سلاحی که شاید آماده نباشد

مشکل بزرگ‌تر اما، نه عقب افتادن از رقبای استراتژیک سنتی، بلکه در این موضوع نهفته که «دارک ایگل» سامانه‌ای آزمایش شده و عملیاتی نیست. پنتاگون خود تأیید کرده که این برنامه نظامی، سابقه‌ای آشفته داشته است. اگرچه در سال ۲۰۲۴ برخی گزارش‌ها از موفقیت‌آمیز بودن آزمایش‌های این نوع موشک داشت، اما بارها در آزمایش‌های دیگر به دلیل مشکلات مکانیکی پرتابگر و کیفیت نامناسب تولید از شلیک موفق باز ماند. دفتر مستقل آزمایش پنتاگون رسماً اعلام کرده که تا اوایل ۲۰۲۷ داده کافی برای ارزیابی اثربخشی رزمی این موشک در اختیار نخواهد داشت. 
استقرار این سامانه به تازگی و از دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شده و یک مقام پنتاگون به فاکس‌نیوز گفته که موشک به «توانایی عملیاتی اولیه» رسیده، اما این حرف در داخل خود پنتاگون نیز بر سرش اجماع نیست. 

کِلی گریکو، پژوهشگر ارشد مرکز استیمسون در همین رابطه نوشت: «از کجا می‌فهمید فصل بودجه دفاعی در واشنگتن فرا رسیده؟ از تقاضای استقرار موشق مافوق‌صوتی که هنوز کاملاً عملیاتی نشده، آنهم علیه ایران. هیچ‌چیز مثل اولین استفاده در میدان جنگ بودجه نمی‌آورد.» اشاره گریکو احتمالا به این موضوع است که اصل ماجرا احتمالا درخواست برای تأمین بودجه آینده برنامه موشک‌های مافوق‌صوت آمریکاست و نه ضرورت عملیاتی واقعی. اما باید توجه داشت که خطر استقرار سامانه‌ای آزمایش نشده در میدان نبرد واقعی که آمریکا هم‌اکنون زیر فشار زیاد منتقدان جنگ قرار دارد، بسیار زیاد و جدی است. در نظر بگیرید که موشک به درستی پرتاب نشود و یا به هدف برخورد نکند و شکست بخورد. در چنین تصویری، ایران امتیاز تبلیغاتی قابل توجهی کسب می‌کند و در لحظه‌ای حساس از جنگ، ایران را جسورتر کند. 
 

دارک ایگل در برابر فتاح-۲ و مقایسه دو سلاح

مشکل اصلی دارک ایگل در اینجا خود را نشان می‌دهد که درست زمانی که واشنگتن در حال بررسی استقرار اولین سلاح مافوق‌صوت خود است، ایران نمونه داخلی و بومی خود را از اواخر فوریه ۲۰۲۶ بارها در میدان جنگ، با موفقیت استفاده و شلیک کرده است. فتاح-۲ در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ برای اولین بار به‌کار رفت و به یک مرکز فرماندهی ارتش اسرائیل اصابت و هفت افسر ارشد اسرائیلی را به هلاکت رساند. چنین موقعیتی، مقایسه مستقیم دو سامانه را ضروری می‌کند. 

برجسته‌ترین تفاوت این دو سامانه، تجربه رزمی است. فتاح-۲ در شرایط واقعی و علیه اهداف مورد نظرش شلیک شده، از سامانه‌های THAAD و پدافند لایه‌ای اسرائیل عبور کرده، و این موضوع دست‌کم بر اساس گزارش‌های ایرانی و برخی منابع مستقل تأیید شده است، درحالیکه «دارک ایگل» هنوز منتظر اولین شلیک جنگی خود است. 
از سوی دیگر باید به تفاوت هزینه ساخت این دو موشک هایپرسونیک نیز توجه کرد. موشک‌هایی که ایران اکنون با آن عملیات نظامی انجام داده است هزینه‌ای حدود ۲۰۰ هزار دلار دارد و این در حالی است که هزینه ساخت هر فروند موشک عقاب سیاه اکنون تا ۱۵ میلیون دلار برآورد شده و این بدان معناست که آمریکایی‌ها برای ساخت هر موشک باید تا ۷۵ برابر ایران هزینه کند.
این در حالی است که هزینه انهدام هر موشک هایپرسونیک ایرانی نیز برای متجاوزان نیز رقمی حدود ۱۲ میلیون دلار است.

مقایسه هایپرسونیک

هم چنین در شاخص‌های خام عملکردی نیز، فتاح-۲ برتری سرعت قابل توجهی دارد: ۱۳ تا ۱۵ ماخ در برابر ۵ ماخ دارک ایگل. همچنین براساس منابع ایرانی رهگیری فتاح-۲ به مراتب سخت‌تر است. یک مقام ارشد شرکت دفاعی رافائل اسرائیل این معادله را صریحا چنین توصیف کرد: «هر سامانه پدافندی امروز بر اساس این اصل طراحی شده که سریع‌تر از هدف حرکت کند. اما این اصل برای موشک‌های مافوق‌صوت صدق نمی‌کند. برای رهگیری یک جسم با سرعت ۱۰ماخ به دفاعی با سرعت ۳۰ ماخ نیاز داری که در جو زمین به خاطر اصطکاک غیرممکن است.»
«دارک ایگل» اما در یک حوزه برتری روشن دارد و آن نیز برد ۲.۷۰۰ کیلومتری‌اش تقریباً دو برابر بُرد فتاح-۲ است، بدین معنا که می‌تواند از فاصله‌ای امن‌تر، اهداف عمیق‌تری را در ایران نشانه بگیرد. 
اما برد روی کاغذ، در مقابل سلاحی که در واقعیت پرواز کرده و دشمن را زمین گیر کرده است، اینجا اهمیت ثانویه پیدا می‌کند. یک سلاح (فتاح-۲) در میدان نبرد آزموده شده، اما دیگری (دارک ایگل) هنوز در انتظار تأیید پنتاگون است. این تفاوت، خلاصه وضعیت دو قدرت در لبه فناوری نظامی قرن بیست‌ویکم و درسی است که واشنگتن، دیر یا زود باید با آن کنار بیاید.

ارسال نظر

آخرین اخبار