رهبر شهید انقلاب چند بار عمل جراحی داشتند؟/ جزئیات تازه از زندگی و سلامت آیتالله خامنهای
رئیس تیم پزشکی رهبر شهید انقلاب با بازگویی خاطراتی از سالها همراهی با ایشان، روایتی نقل کرد که نشاندهنده اوج سادهزیستی آن رهبر فقید است.
سیدعلیرضا مرندی، رئیس تیم پزشکی رهبر شهید انقلاب، در یک برنامه تلویزیونی با بازگویی خاطراتی از سالها همراهی با ایشان، روایتی نقل کرد که نشاندهنده اوج سادهزیستی آن رهبر فقید است.
مرندی در این برنامه گفت: «آقای رفیقدوست روزی گوسفندی قربانی کرد و مقداری از گوشت آن را برای آقا فرستاد. ایشان آن گوشت را پس فرستادند. آقای رفیقدوست کمی ناراحت شد و گفت به آقا بگویید از پول خودم است و خمس آن را هم دادهام.»
وی افزود: «آقا کمی از گوشت را گرفتند و بقیه را پس فرستادند. وقتی آقای رفیقدوست علت این کار را پرسوجو کرد، به او گفتند آقا یخچال ندارد و این مقدار گوشت را کجا نگه دارد؟»
رئیس تیم پزشکی رهبر شهید انقلاب با اشاره به باورناپذیر بودن این سبک زندگی برای بالاترین مقام کشور تأکید کرد: «اگر خودم از نزدیک ندیده بودم و این موضوع را به من میگفتند، باورم نمیشد. البته این اواخر یخچال در خانهشان بود، اما ایشان سالها در خانه یخچال نداشتند.»
رئیس تیم پزشکی رهبر شهید انقلاب مطرح کرد: به محض ساختهشدن واکسن کرونا در دیگر کشورها ما گفتیم برویم از طریقی آن را برای آقا تهیه کنیم اما ایشان گفتند من فقط واکسن ایرانی میزنم و منتظر ماندند تا واکسن ایرانی ساخته شود.
وی در ادامه افزود: در ۳۰-۴۰ سال اخیر آقا فقط ۲ عمل جراحی داشتند؛ یکی عمل آب مروارید و دیگری عمل پروستات.
خاطرهٔ رئیس تیم پزشکی رهبر شهید انقلاب از ایستادن همسر رهبر شهید انقلاب در صف مطب
وی خاطرنشان کرد: «یک روز یکی از این مادرها بچهاش را آورده بود پیش من. مثل هر کسی معاینه کردم. معاینه که تمام شد، ایشان به من فرمود: "وقت گرفتن از شما خیلی سخت است. به ما میگویند ساعت یک زنگ بزنیم. من ساعت یک زنگ میزنم دو دقیقه، سه دقیقه تلفن اشغال است. وقتی دیگر اشغال نیست پر شده. نوبت من نمیشود."»
مرندی افزود: «گفتم متأسفانه همینطور است که میگویید. من دو ساعت بیشتر مهلت ندارم، سرم خیلی شلوغ است. شرمندهام. در همین بحث کوتاه که داشتیم، فقط گوشه عینکشان که بیرون بود. یک شاخصه خاص داشت - یک نقطه (خال گونه) - که توجه من را جلب کرد.. ایشان از در رفت بیرون. بیمار بعدی که آمد گفت: "خانم خامنهای هم بچهاش را اینجا میآورد." گفتم خانم حسینی بودند؛ خانم خامنهای نبودند. گفت: "من ایشان را میشناسم، ما با هم رفت و آمد داریم." ایشان اصرار میکرد، من انکار میکردم. اصرار ایشان ذهن من را مشغول کرد حتما یکچیزی هست که اصرار میکند.»
تأکید بر عدم استفاده از پارتی بازی
وی ادامه داد: «چند هفته بعد همان خانم با آن عینک آمد. بچه را معاینه میکردم، گفتم: "ببخشید شما خانم خامنهای هستید؟" ایشان یک خورده جا خورد و گفت: "بله، چطور؟" گفتم: "شما دفعه قبل میگفتید از وقت گرفتن مشکل دارید." گفتند: "نه من برای پارتی بازی نگفتم. گفتم شاید غیر از این راهی که من میدانم راه دیگری هم باشد. نه، من از این به بعد هم مثل گذشته زنگ میزنم. اگر وقت گیرم آمد میآیم، اگر نیامد پشت در مطب مینشینم، تا نوبتم شود." تمام آن دو سالی که من آنجا بودم، ایشان به همین ترتیب گذراند. هیچ وقت از من نخواست خارج از نوبت بچههایش را ببینم.»
شرح سادهزیستی در خانه رهبر انقلاب
وی با اشاره به دیدارهای درمانی در منزل رهبر شهید انقلاب گفت: «در خانهشان وقتی بچهها مریض بودند، راهی جز اینکه بروم خانهشان معاینه کنم نبود. وقتی میرفتم همان جایی که زندگی میکردند، وارد اتاق که میشدم موکت بود و نه صندلی، نه مبل، نه نیمکت، نه هیچی. گوشه اتاق سماوری بود. همینطور معاینه میکردم.»
مرندی افزود: «خود آقا و یا خانم چایی میریختند و میاوردند برای من. من باور نمیکردم. آن موقع شوکه میشدم. ولی این قدر تکرار شد که دیگر برای من عجیب نبود. ولی خب مردم نمیدانستند، فکر میکردند آقا چیزهای خاص دارند، امکانات خاص دارند. در حالی که خیلی چیزهایی که ضروری بود و اشکالی نداشت تهیه کنند - نه چیز لوکس - ایشان اعتراض میکردند و نمیگرفتند. »
منبع: همشهری