باهنر برای تایید صلاحیت برخی چهرههای اصلاحطلب پادرمیانی کرده است
علیرضا خجستهپور، قائم مقام جامعه اسلامی مهندسین، در گفتوگو با خبرنگار آوش به بحث اعتراضات دی ماه، انتخابات شوراها و ردصلاحیت برخی کاندیداها اشاره کرد. تاکید میشود، این مصاحبه پیش از «جنگ رمضان» گرفته شده است.
گفتوگوی تفصیلی علیرضا خجستهپور، قائم مقام جامعه اسلامی مهندسین، با آوش به شرح ذیل است:
*فضای سیاسی کشور را برای برگزاری انتخابات شورای شهر چگونه میبینید؟
انتخابات در کشور تجلی رقابتهای سیاسی است؛ آن چیزی که از حضور و مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خودشان انتظار داریم، قاعدتاً در صحنه انتخابات بروز و ظهور پیدا میکند. سال ۱۴۰۵، انتخابات شوراهای شهر را در پیش خواهیم داشت و این انتخابات بهصورت مستقل برگزار میشود.
موضوع دیگر درباره اتفاقاتی است که اخیراً افتاد. در سال ۱۴۰۴، جنگ ناجوانمردانه ۱۲روزه را داشتیم که رژیمصهیونیستی و آمریکا، علیه ملت و مملکت ما وارد میدان شدند، خساراتی به وجود آوردند و سرداران نظامی، دانشمندان هستهای و مردم بیگناه را به شهادت رساندند. این حمله در داخل کشور انسجام ایجاد کرد. سپس اعتراضی که مردم به گرانی و کسبوکار داشتند ناگهان تبدیل به موجسواری سرویسها و موجسواری کسانیکه برای آنها منفعت این مملکت خیلی مهم نیست، شد. در نهایت اتفاقات بسیار ناخوشایندی افتاد و جمعی از هموطنانمان را از دست دادیم.
آمریکا دنبال تسلیم ما است نه مذاکره
در کنار این موارد با تهدیدهای آمریکا مواجه هستیم و اینکه تعریف دیگری از مذاکرات ارائه میدهند. آنها بهدنبال تسلیم ایران هستند. این فضا مقداری مختصات را خاص کرده است.
هرچه به انتخابات نزدیک شویم شور انتخاباتی بیشتر میشود. الان در احزاب، گروهها و جریانهای سیاسی این فضا به وجود آمده است. همچنین درگیریهای سیاسی، بحثها و رقابتها را کموبیش داریم اما اینکه این موارد بدنه اجتماعی را به افزایش مشارکت ترغیب کند یا نه، نیاز به کار بیشتری دارد.
به موضوع ردصلاحیتها نباید صفر و یکی نگاه کرد. نمیشود گفت ردصلاحیتها صرفاً خوب است یا بَد. اگر ردصلاحیتها بر مبنای قانون صورت بگیرد و نگاههای شخصی، قومیتی، قبیلهای و حزبی در آن حاکم نباشد، ممکن است برخی افراد صلاحیت حضور در میدان بسیار بزرگ به نام انتخابات را نداشته باشند. این چیز عجیب و غریبی نیست و قانون این موارد را مشخص کرده است.
ورود سلیقهها به انتخابات پسندیده نیست. نمیخواهم بهصورت مصداقی درباره افراد صحبت کنم یا وارد نامها شوم، یک خط کلی را عرض میکنم، هم برای کسانی که صلاحیتها را بررسی میکنند و هم برای کسانیکه در معرض بررسی و تأیید صلاحیت قرار دارند. اول اینکه انتخابات براساس قانون باشد و دوم اینکه سلیقهها در آن دخالت نداشته باشد.

جایی که سلیقه دخالت نداشته باشد، ردصلاحیت یا تأیید صلاحیت اتفاق عجیبی نیست. اگر در صلاحیتها سلایق شخصی، قومی، قبیلهای و حزبی دخالت کند آنوقت دو ضرر بزرگ ایجاد میکند. اول اینکه کشور را از گردش نخبگانی دور میکند که نکته بسیار مهمی است، دوم اینکه میزان مشارکت مردم را کاهش میدهد که هر دو این موارد به کشور ضربه میزند.
*اعلام شد برخی از افرادی که ردصلاحیت شدند، از منتقدان علیرضا زاکانی بودهاند. به نظر شما ردصلاحیتها سلیقهای بوده یا خیر؟
اگر بخواهیم مصداقی و نفر به نفر بررسی کنیم، نیاز به دسترسی به پروندهها و اطلاعات خاص آنها داریم که در اختیار ما نیست. براساس گفته دوستان، اگر مراجع چهارگانه صلاحیتها را تأیید کرده باشند و سپس رد صلاحیت بر مبنای سلیقه و خدای ناکرده حذف رقیب یا دشمنی و اینگونه مسائل صورت گرفته باشد، پسندیده نیست.
باید از کسانی که ردصلاحیت انجام دادهاند، سؤال کرد که مبنای ردصلاحیت این افراد چه بوده است. قانون تا حدی اجازه طرح این موضوع را داده و حداقل به خود فرد اطلاع داده میشود.
*آیا میتوان نشانههایی از خالصسازی را در ردصلاحیتها مشاهده کرد؟
بعید میدانم کسی که دل در گرو انسجام ملی داشته باشد، چنین اقدامی انجام دهد. همواره میزان مشارکت بالا را یکی از افتخارات خود در انتخابات میدانستیم و این اعداد در سطح جهانی و در بحث سرمایه اجتماعی برای ما اهمیت دارد.
حذف رقیب به این بهانه که او نباشد تا من رأی بیاورم یا برای تسویهحساب، کار پسندیدهای نیست. باز هم تأکید میکنم باید دید، هر یک از ردصلاحیتها بر چه مبنایی بوده است.
*زمانی که اصلاحطلبان ردصلاحیت میشدند، شاید جریان اصولگرا تا این اندازه نسبت به این موضوع حساس نمیشد، اما اکنون که نوبت به خودشان رسیده، صدای انتقادات اصولگرایان بلند شده است.
این انتقاد را همیشه اصلاحطلبان نسبت به اصولگرایان دارند. من در جریان اصولگرا افرادی را میشناسم که اگر فردی را میشناختند و میدانستند مشکل خاصی ندارد، از او حمایت کردند.
باهنر برای تایید صلاحیت برخی چهرههای اصلاحطلب پادرمیانی کرده است
*یعنی برای تائید صلاحیت اصلاحطلبان پادرمیانی کردند؟
بله، بالاخره تلاش کردند، صحبت کردند و استدلال آوردند.
*مصداقی در این زمینه دارید؟
میتوانم به آقای مهندس باهنر اشاره کنم؛ ایشان سعی میکرد اگر فردی شایستگی تأیید صلاحیت را دارد و ردصلاحیتش مبتنی بر تخلفات جدی نیست، پادرمیانی کند.
*شما به فضای سیاسی کشور و اتفاقات دیماه اشاره کردید. دیدگاههای مختلفی درباره این موضوع وجود دارد. برخی منشأ این اعتراضات را داخلی و ناشی از تحریکات داخلی میدانند و برخی آن را خارجی ارزیابی میکنند. ارزیابی شما به چه صورت است؟
به نظر من برای تحلیل اتفاقات دیماه باید زمان بگذرد و بهصورت دقیق، ابعاد مختلف آن را بررسی کرد. شایسته است با کسانیکه بازداشت شدند، روانشناسان و جامعهشناسان ارتباط برقرار کنند. اعتراضات کسبه و بازاریان ناگهان به سمتی رفت که شاهد برخورد مسلحانه و نبرد خیابانی بودیم. نمیتوان گفت این اقدام صرفاً تحریک داخلی یا اعتراض عادی بوده است. صحنه بهقدری شفاف شد که شاهد آتش زدن مسجد، قرآن و امثال این موارد بودیم. اینگونه رفتارها فاصله زیادی با فضای اعتراض معمولی دارد؛ جریان رسانهای معاند هم بر این موضوع سوار شد.
ریشه اتفاقات دی ماه عامل خارجی بود
وقتی درباره اعتراض صحبت میکنیم؛ یعنی بیان مطالبه تا صدای فرد شنیده شود اما اینکه ناگهان پیام داده شود که به ساختمانهای دولتی حمله کنید، این دیگر متفاوت است. در چنین فضایی مشخص بود جریانهای خارج از کشور که هیچگاه خیر و صلاح این کشور را نخواستهاند، نقشآفرینی کردند. اگر به تاریخ نگاه کنیم، میبینیم هرجا که ایران دارای قدرت و توان بوده و توانسته از حقوق خود دفاع کند کشورهای غربی ناچار به عقبنشینی و پذیرش آن شدهاند. این صرفاً مربوط به امروز نیست بلکه روند تاریخی است.
اکنون نیز پس از سال ۱۳۵۷ و شکلگیری جمهوری اسلامی به دلیل تفاوت در آرمانها و ایدئولوژیها با آنچه آنها دنبال میکنند، طبیعی است که این نظام را برنتابند. بنابراین هر زمان که فرصت ضربه زدن پیدا کنند، اقدام میکنند؛ اگر هم امکان اقدام نظامی داشته باشند، اقدام نظامی میکنند و اگر بتوانند از مسیرهای دیگر وارد شوند از همان مسیرها بهره میگیرند. کمااینکه در سال 1359 همه کشورهای غربی از فرانسه و آلمان و انگلیس و آمریکا و حتی دلارهای عربی وارد جنگ علیه شدند.
به خاک و خون کشیده شدن مردم ایران برای غرب اهمیت ندارد
اگر امروز هم فرصت پیدا کنند در داخل ما را دچار هرجومرج و آسیب میکنند و برای آنها تجزیه ایران و به خاک و خون کشیده شدن مردم مهم نیست.
*بنابراین شما تحرکات خارجی را علت اصلی وقوع اتفاقات دی ماه سال 1404 میدانید؟
آنچه سوار بر ماجرا شد و برخی افراد را به سمت فضای رادیکال و خشن بُرد و منجر به از دست رفتن جوانان شد، عوامل خارجی بود. هرچند با حضور مردم، این وضعیت کنترل شد.
مشکلاتی که منجر به وقوع اتفاقات دی ماه 1404 شد، هنوز حل نشده است
*البته مردم عادی که در این حوادث وارد میدان شدند، نسبت به برخی مسائل اعتراض دارند. به نظر شما آیا آن مسائل برطرف و حل شده است؟
در اغتشاشاتی که در سال ۱۴۰۱ رخ داد ما همین موضوع را مطرح کردیم و حتی جامعه اسلامی مهندسین بیانیهای صادر کرد. عوامل و زمینههای اعتراض مردم یعنی موضوعاتی که موجب نارضایتی میشود، باید برطرف شود. نمیشود اتفاقی رخ دهد سپس با حضور مردم آن ماجرا جمع شود و بعد دوباره فراموش کنیم که چه مسائلی باعث شکلگیری آن شده بود.
دولت در این زمینه در حال تلاش است. برخی سختیها و اصلاحات ساختاری نیز اجتنابناپذیر است اما اگر مسائل باصداقت با مردم در میان گذاشته شود، میتوان مسیر را پیش برد.
وقتی میگوییم منشأ هنوز بهطور کامل برطرف نشده، به این معنا نیست که هیچ اقدامی انجام نشده بلکه برخی مسائل بهویژه مشکلات ساختاری و اقتصادی در کوتاهمدت قابل حل نیستند. اینها زمانبر هستند و نیاز به برنامهریزی و استمرار دارند. نکته مهم این است که اراده برای حل این مشکلات در میان مسئولان وجود دارد و این مسئله ارزشمند است. برخی جریانها اینگونه القا میکنند که کشور به بنبست رسیده درحالیکه چنین نیست.
باوجود تلاش رسانههای معاند برای نمایش وضعیت بحرانی در ایران، به نظر میرسد در مجموعه حاکمیت ارادهای جدی برای حل ریشهای مشکلات وجود دارد. البته این روند باید با سرعت بیشتری دنبال و حتماً از نظرات صاحبنظران استفاده شود. همچنین رسانهها نیز در این زمینه وظیفه مهمی و بسیار سنگین برعهده دارند، صحبت کردن با اصحاب سیاست، علم و فرهنگ کمک میکند که راهکارها برای کسانیکه میخواهند سیاستگذاری و اجرای سیاستها را برعهده داشته باشند، دقیقتر و روشنتر مشخص شود.
*آیا آسیبشناسی شده است؟
در برخی حوزهها قطعاً نیاز به اصلاح داریم. برای مثال معیشت موضوعی است که همه مردم هر روز با آن درگیر هستند و نمیتوان آن را نادیده گرفت. نمیتوان چشم را بست و گفت همهچیز مطلوب است. در حوزه معیشتی لازم است اقدامات جدیتر و مؤثرتری انجام شود تا دغدغههای مردم کاهش یابد. از سوی دیگر، مسائل مربوط به سیاست داخلی، سیاست خارجی و همچنین موضوعات فرهنگی وجود دارد که باید بیشتر و بهتر به آنها پرداخته شود. در مراکز تصمیمگیری بحثهای مفصلی در جریان است تا آسیبشناسی دقیق و علمی صورت بگیرد و در کنار آن، اقداماتی برای تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش انسجام ملی انجام شود. امیدوارم این برنامهها در قالب زمانبندیهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت بهدرستی تعریف شوند تا مردم آثار این اصلاحات را در عمل مشاهده کنند.
*یعنی بازنگری در ساختارها و قوانین صورت بگیرد؟
بله، میتواند باشد. وقتی یک موضوع حل نشود بهمرور حواشی پیرامون آن افزایش پیدا میکند. نمیتوان مسائل را بهصورت معلق نگه داشت. اینگونه موضوعات مانند فیلترینگ که از سرفصلهای مهم هستند باید به نتیجه برسند.
حل این مسائل چند بُعد دارد. اول نیازمند تصمیمگیری است؛ دوم به زیرساختها و فناوریهای سختافزاری مرتبط است و سوم، دارای ابعاد فرهنگی است که باید به آن توجه شود. بنابراین برای جایگزینها نیز باید برنامهریزی شود. در مجموع حل این مسائل نیازمند تصمیمگیری دقیق، توجه به زیرساختهای فنی و در نظر گرفتن پیوست فرهنگی بهصورت همزمان است.
*باتوجه به اینکه شما قائممقام جامعه اسلامی مهندسین و یکی از چهرههای نزدیک به محمدرضا باهنر هستید، به نظر میرسد او ظهور و بروز کمتری در مسائل سیاسی دارد. علت خاصی دارد؟
آقای مهندس باهنر از چهرههای باسابقه هستند؛ ایشان طولانیترین دوره نمایندگی را داشته، هفت دوره نماینده بوده و از دورههای ابتدایی در مجلس حضور داشته است. یعنی فردی با چنین سابقهای که چند دوره رئیس کمیسیون برنامه و بودجه بوده و بودجه کشور را بررسی کرده و چند دوره هم نایبرئیس مجلس بوده، در جایگاههای مختلف ظهور و بروز متفاوتی داشته و وقتی به عنوان دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین یا عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام صحبت میکند، ظهور و بروز دیگری دارد. بنابراین هنگام صحبت درباره ظهور و بروز افراد باید به این جایگاهها توجه شود. روزی را ندیدهام که آقای باهنر از ساعت ۶ صبح در جامعه اسلامی مهندسین حضور نداشته باشد و یا جلسه برگزار نکند.
