اتحاد ملت: شکاف حاکمیت و ملت خطرناکترین بحران امروز ایران است
سخنران کنگره حزب اتحاد شکاف عمیق و روبهگسترش میان حاکمیت و ملت را «بزرگترین و خطرناکترین بحران امروز ایران» دانست و گفت اگر این شکاف ترمیم نشود، هیچ سیاست اقتصادی، امنیتی یا خارجی قادر به جبران آن نخواهد بود.
یازدهمین کنگره حزب اتحاد در شرایطی برگزار شد که بهگفته سخنران اصلی این کنگره، ایران با مجموعهای از بحرانهای درهمتنیده اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حکمرانی مواجه است و «ادامه این وضعیت، بدون اصلاحات بنیادین، آینده کشور و انسجام ملی را با مخاطرات جدی روبهرو خواهد کرد».
در این سخنرانی تأکید شد آنچه امروز ایران با آن مواجه است، صرفاً یک بحران اقتصادی نیست، بلکه بحرانی چندلایه است که از تورم ساختاری، رکود تولید، کاهش ارزش پول ملی و بیکاری گسترده عبور کرده و به بحران اعتماد عمومی، عقلانیت تصمیمگیری و شکاف میان حاکمیت و جامعه رسیده است.
اعتراضات؛ مطالبه زندگی آبرومند
سخنران کنگره با اشاره به اعتراضات اخیر، تصریح کرد که مطالبه «زندگی معمولی و آبرومند» دیگر یک خواسته صنفی یا مقطعی نیست، بلکه به مسئلهای بنیادین تبدیل شده که مستقیماً با امنیت ملی، ثبات سیاسی و سرمایه اجتماعی گره خورده است.
وی تأکید کرد هرگونه مواجهه سلبی با اعتراضات محکوم است و شنیدن صدای معترضان، آزادی بازداشتشدگان و تضمین حق اعتراض، حداقل اقداماتی است که میتواند از تشدید تنشها جلوگیری کند.
همچنین نسبت به برخوردهای خودسرانه و حضور نیروهای غیررسمی در مواجهه با معترضان هشدار داده شد و از رئیسجمهور خواسته شد مانع تکرار تجربههای تلخی چون اعتراضات سال ۱۴۰۱ شود. بهگفته وی، محدودسازی اینترنت نیز به تشدید بیاعتمادی عمومی دامن میزند.
بحران حکمرانی و افول عقلانیت جمعی
در بخش دیگری از این سخنرانی، «بحران حکمرانی» بهعنوان ریشه بسیاری از مشکلات کشور معرفی شد. کنار گذاشتن کارشناسان مستقل، بیاعتنایی به دانش تخصصی و غلبه تصمیمهای کوتاهمدت و ایدئولوژیک، از جمله عواملی دانسته شد که کشور را از امکان یادگیری و اصلاح محروم کرده است.
سخنران تأکید کرد هیچ کشوری بدون گفتوگوی ملی، پذیرش تنوع دیدگاهها و بهرهگیری از خرد جمعی، قادر به عبور از بحرانهای ساختاری نیست و حذف گفتوگو، به انباشت بحرانها میانجامد.
سیاست خارجی پرهزینه و فشار بر مردم
در تحلیل سیاست خارجی نیز گفته شد تحریمهای بینالمللی، بهویژه پس از خروج آمریکا از برجام و فعال شدن سازوکار اسنپبک، نقش تعیینکنندهای در تشدید مشکلات اقتصادی و اجتماعی داشتهاند.
با این حال، تأکید شد که بار اصلی تحریمها نه بر ساختار قدرت، بلکه بر زندگی روزمره مردم وارد شده است؛ از کاهش قدرت خرید و امنیت شغلی گرفته تا فرسایش امید اجتماعی.
سخنران خاطرنشان کرد اگرچه تهدیدات امنیتی علیه ایران واقعیاند، اما پاسخ به این تهدیدها نمیتواند در قالب سیاست خارجی پرهزینه، غیرعقلانی و مبتنی بر تقابل دائمی تعریف شود. بهگفته وی، امنیت پایدار از مسیر اقتصاد قوی، انسجام اجتماعی و مشروعیت داخلی حاصل میشود.
در همین چارچوب، دستیابی به یک توافق دیپلماتیک پایدار در پرونده هستهای «نه از سر خوشخیالی یا تسلیم»، بلکه ضرورتی راهبردی برای کاهش فشار بر مردم و بازگرداندن کشور به مسیر توسعه توصیف شد.
شکاف دولت–ملت؛ بزرگترین خطر
سخنران کنگره حزب اتحاد شکاف عمیق و روبهگسترش میان حاکمیت و ملت را «بزرگترین و خطرناکترین بحران امروز ایران» دانست و گفت اگر این شکاف ترمیم نشود، هیچ سیاست اقتصادی، امنیتی یا خارجی قادر به جبران آن نخواهد بود.
کاهش مشارکت سیاسی، بیاعتمادی فراگیر، بیتفاوتی اجتماعی و خشم فروخورده، از نشانههای این گسست عنوان شد؛ خشمی که اعتراضات اخیر ظرفیت انفجار آن را نشان داد. در این زمینه تأکید شد سرکوب اعتراضات، غیرعقلانیترین شیوه مواجهه با جامعهای است که در مقاطع حساس، از جمله جنگ ۱۲روزه، صبوری و ایراندوستی خود را اثبات کرده است.
جامعه خسته، نابرابر و بیامید
در بخش تحلیل وضعیت اجتماعی، جامعه ایران «خسته، فرسوده و سرخورده» توصیف شد. علاوه بر فشارهای اقتصادی و فساد ساختاری، نابرابری درآمدی فزاینده بهعنوان عامل کلیدی تضعیف طبقه متوسط و افزایش نارضایتی اجتماعی معرفی شد.
بهگفته سخنران، سقوط طبقه متوسط و حرکت جامعه بهسوی دوقطبی «برخوردار–محروم»، پیامدهایی بهمراتب سنگینتر از بحرانهای اقتصادی خواهد داشت. مهاجرت گسترده جوانان و نخبگان نیز نشانهای از بحران امید و بیباوری به آینده در داخل کشور دانسته شد.
همچنین به وضعیت دشوار کارگران، معلمان، پرستاران و بازنشستگان اشاره شد که علیرغم نقش حیاتیشان در جامعه، بیشترین فشارها را تحمل میکنند و کمترین سهم را در تصمیمسازی دارند.
تبعیض علیه زنان و شکاف نسلی
در ادامه، تبعیضهای ساختاری علیه زنان یکی از عمیقترین ابعاد بحران اجتماعی معرفی شد. بهگفته سخنران، محدودسازی مشارکت زنان نهتنها ناعادلانه، بلکه اتلاف منابع انسانی و مانعی جدی برای توسعه ملی است.
همچنین شکاف عمیق میان نسلها، نبود سازوکارهای گفتوگو و نادیدهگرفتهشدن نسل جوان، از عوامل فرسایش سرمایه اجتماعی و افزایش بیاعتمادی عنوان شد.
اصلاحطلبی؛ بازسازی پیوند با جامعه
در جمعبندی این سخنرانی تأکید شد «ایران بدون مردم، چیزی جز نامی بر نقشه نیست» و قدرت واقعی کشور نه صرفاً در منابع طبیعی یا ابزارهای سخت، بلکه در اعتماد مردم، احساس تعلق شهروندان و امید به شنیدهشدن نهفته است.
سخنران با تأکید بر اصل «ایران برای همه ایرانیان» گفت اصلاحطلبی امروز، بیش از هر چیز، بهمعنای ایستادن در کنار مردم برای بازسازی پیوند گسسته میان جامعه و حاکمیت است؛ پیوندی که بدون آن، آیندهای پایدار برای ایران متصور نخواهد بود.