اگر جنگ ادامه پیدا کند، ایران دیگر نمیتواند از اهرم تنگه هرمز استفاده کند
کارشناس مسائل بینالملل گفت: اهرم تنگه هرمز باید در چارچوب دیپلماسی مورد استفاده قرار بگیرد یعنی باید تبدیل به آورده مشخص و معین شود که این اتفاق در روند یادداشت تفاهم اسلامآباد مطرح بود. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، موضوع را به سمت جنگ فرسایشی هدایت میکند و میزان تابآوری مسئله میشود و این کار را دشوار میکند.
رحمان قهرمانپور، تحلیلگر مسائل بینالملل، در گفتوگو با آوش بااشاره به افزایش تنش میان ایران و آمریکا و سفر مقامات عراق و لبنان به آمریکا گفت: بخشی از این سفرها به ایران مرتبط است. در قضیه لبنان توافقی که میان لبنان و اسرائیل انجام شد، با میانجیگری روبیو بود و آن روند، مسیر خود را طی میکند. گفته میشود که این توافق در برخی بخشها با یادداشت تفاهم اسلامآباد و توافق موقت ایران و آمریکا در تعارض قرار گرفته است. در مورد عراق هم وضعیت به همین ترتیب است. براساس اخباری که به بیرون درز شده، الزیدی در این سفر درباره موضوعات مهمی گفتوگو کرده که طبیعتاً یکی از آنها نفوذ ایران در عراق است. بنابراین میتوان گفت یکی از محورهای اصلی هر یک از این سفرها، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم مربوط به ایران است.
او افزود: اینکه این کشورها بتوانند گره فعلی را باز کنند یا نه فعلاً نمیتوان با قطعیت اظهارنظر کرد. علائم نشان میدهد که میانجیگری و مذاکرات پشتپرده وجود دارد اما اینکه این تلاشها به نتیجه برسد یا نه، هنوز روشن نیست.
اگر توافقی میان ایران و آمریکا انجام شود، موقت خواهد بود
قهرمانپور در پاسخ به اینکه آیا تلاش میانجیگران به نتیجه میرسد، گفت: این تفاهمنامه در ایران و آمریکا موافقین و مخالفینی دارد. باید بپذیریم اگر توافقی هم انجام شود، موقت خواهد بود. از طرف دیگر، هر دوطرف میدانند همین توافق موقت نیز ممکن است دوباره اجرا نشود چرا این را میگویم؟ چون در نظریه بازیها، مدلی وجود دارد که به آن «بازی بزدلی» (Chicken Game) گفته میشود. در این مدل دو طرف وارد جنگ تمامعیار نمیشوند، چون آن را به سود خود نمیدانند و بهراحتی هم وارد صلح نمیشوند، چون درگیر رقابت حیثیتی شدهاند و عقبنشینی را هم به سود خود نمیبینند.
ایران و آمریکا جنگ تمامعیار را به نفع خود نمیدانند
او اظهار کرد: شرایط فعلی ایران و آمریکا تا حد زیادی شبیه همین نظریه بازیها است؛ یعنی نه جنگ تمامعیار را به نفع خود میدانند و نه امتیاز دادن را. ممکن است این وضعیت فعلی با کش و قوس ادامه پیدا کند تا زمانی که یکی از دو طرف به این جمعبندی برسد که باید به این بازی پایان دهد. بنابراین حتی اگر توافقی هم حاصل شود که من احتمال آن را متوسط میدانم، باز هم امکان دارد این توافق همانند یادداشت تفاهم اسلامآباد در معرض تهدید قرار بگیرد.
قهرمانپور ادامه داد: براساس نظریه بازیها در این بازی فقط دو بازیگر وجود ندارد به این معنی که فقط ایران و آمریکا نیستند و یک بازیگر اخلالگر سیستمی به نام اسرائیل هم وجود دارد که تقریباً با هر نوع توافقی مخالف است و شدت این مخالفت تا جایی است که حتی آقای ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، نیز بهصورت علنی در یک مصاحبه به آن اشاره میکند. این مهم نشان میدهد، اخلالگری اسرائیل در این روند جدی است و همین موضوع نیز تردیدها درباره پایداری هرگونه توافق احتمالی را افزایش میدهد.
اگر قرار باشد توافق شود، آمریکا باید ایران را پای میز مذاکره بیاورد
این کارشناس مسائل بینالملل درباره سهم عوامل داخلی و خارجی در نرسیدن به تفاهم میان ایران و آمریکا گفت: نمیتوان با اطمینان گفت در این زمینه فضای داخلی ایران اهمیت دارد یا فضای داخلی آمریکا. براساس نظریه دیپلماسی، طرفی که قدرت بیشتری دارد، اجبار میکند و زور میگوید یعنی آمریکا. امتیازاتی که او میدهد نقش تعیینکنندهتری در شکلگیری توافق ایفا میکند. این یک قاعده ثابت شده است.
قهرمانپور تصریح کرد: زمانی ایران و آمریکا در اواخر خردادماه به یادداشت تفاهم اسلامآباد رسیدند که آمریکا حاضر شد امتیازاتی بدهد به این معنی که تحریمهای مرتبط با پتروشیمی، فروش نفت و برخی محدودیتهای اقتصادی را بردارد. این امتیازات قابل توجه و تا حد زیادی کمسابقه بودند زیرا اساساً ترامپ رویکردی مبتنی بر «دیپلماسی معاملاتی» دارد. آنچه نظریهها نشان میدهند این است که نقش آمریکا خیلی مهم است. اگر قرار باشد توافقی شکل بگیرد، آمریکا باید هم با ارائه امتیازات لازم، ایران را پای میز مذاکره بیاورد و بتواند از اخلالگری اسرائیل جلوگیری کند.
او اظهار کرد: از سوی دیگر، آقای ترامپ باید ملاحظات داخلی آمریکا را در نظر بگیرد و همزمان حواسش به دموکراتها و حتی بخشی از جمهوریخواهان رقیب باشد. بنابراین از این منظر، بازی ترامپ هم واقعاً بازی سخت و دشواری است.
قهرمانپور در پاسخ به اینکه برخی کارشناسان معتقدند، کارت هرمز نیز به مرور اعتبار خود را از دست میدهد؟ ادامه داد: کارشناسان حقوق بینالملل در این زمینه نکات مهمی را مطرح کردهاند. موضوع تنگه هرمز صرفاً یک مسئله دوجانبه میان ایران و آمریکا نیست. اگر این بحران ادامه پیدا کند، امکان دارد کشورهایی که ذینفع هستند از جمله کشورهای آسیایی و اروپایی به اشکال مختلف وارد ماجرا شوند که ما نشانههای اولیه این موضوع را هم دیدهایم؛ برای نمونه بریتانیا و فرانسه در برخی حوزهها از جمله امنیت دریانوردی و مینروبی ائتلاف تشکیل دادند.
اگر جنگ ادامه پیدا کند، ایران دیگر نمیتواند از اهرم تنگه هرمز استفاده کند
این تحلیلگر مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: اهرم تنگه هرمز باید در چارچوب دیپلماسی مورد استفاده قرار بگیرد یعنی باید تبدیل به آورده مشخص و معین شود که این اتفاق در روند یادداشت تفاهم اسلامآباد مطرح بود. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، موضوع را به سمت جنگ فرسایشی هدایت میکند و میزان تابآوری مسئله میشود و این کار را دشوار میکند. طبیعی است در چنین جنگی بازیگری که منابع اقتصادی، نظامی و لجستیکی بیشتری دارد، توان تابآوری بیشتری هم خواهد داشت. بنابراین این بازی، بازی حساسی است که متغیر «زمان» در اینجا اهمیت زیادی دارد. ما نمیتوانیم همیشه از اهرم تنگه هرمز به همان شیوهای که مدنظرمان است، استفاده کنیم. اگر این روند ادامه پیدا کند، امکان دارد ایران دیگر نتواند از اهرم تنگه هرمز به شکلی که مدنظر آن است، استفاده کند.
معلوم نیست میانجیگریها کی به نتیجه برسد
قهرمانپور یادآور شد: تعیین یک بازه زمانی برای مذاکرات واقعاً کار دشواری است. مذاکرات، میانجیگریها و تصمیمگیریها در تهران و واشنگتن به مجموعهای از عوامل وابسته است. برخی تحلیلها فقط بر یک متغیر تکیه میکنند؛ برای نمونه نمیتوان همه چیز را به قیمت نفت یا یک عامل خاص ربط داد، سیاستگذاری اینگونه نیست. تصمیمگیران مجموعهای از متغیرهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و بینالمللی را همزمان در نظر میگیرند و بر اساس آن تصمیم میگیرند. ما اساساً به بخشی از این متغیرها دسترسی نداریم؛ برای مثال میزان واقعی ذخایر نفت استراتژیک آمریکا چه اندازه است یا حجم دقیق صادرات نفت سایر تولیدکنندگان مانند ونزوئلا، گویان و دیگر کشورها چقدر است، یا بسیاری از اطلاعات پشتپرده برای ما روشن نیست. بنابراین تعیین دقیق زمان بسیار سخت است. باتوجه به اینکه به اطلاعات کامل دسترسی نداریم، میزان خطا قابل توجه است. آنچه فعلاً احساس میشود این است که نشانههایی از تشدید میانجیگریها وجود دارد اما اینکه این روند پنج روز دیگر، یک هفته دیگر یا دو هفته دیگر به نتیجه برسد، واقعاً قابل پیشبینی نیست.