متنی متوازن روی میز ایران و آمریکا
هادی محمدی
در دو روز اخیر شنیدههای داخلی و خارجی و گمانهزنیهای رسانهای همگی دلالت بر نهایی شدن متن تفاهمنامهای میان ایران و امریکا دارد که حدود 50 روز برای تدوین آن وقت صرف شده و تا لحظه تنظیم این یادداشت همچنان در انتظار تاییدات نهایی است. از پنجم اردیبهشت امسال که مذاکرات اسلامآباد با حضور قالیباف و جی دی ونس برگزار شد تاکنون حداقل سه متن به مرحله نهایی رسیده اما در آخرین لحظات، توافق حاصل نشده و گروههای داخلی در ایران و امریکا یا رژیم صهیونیستی باعث کنار گذاشتن آنها شدند و حالا متن آخری که روز چهارشنبه با تلاش طرف قطری به مراحل نهایی رسید در انتظار تایید نهایی است. متنی که بر اساس شنیدهها میتواند تا حد زیادی خواستههای منطقی ایران را پاسخ داده و البته قابلیت قبول شدن از سوی طرف مقابل را هم داشته باشد . بر اساس آنچه گفته شده متن تفاهمنامه ایران و امریکا که با میانجیگری پاکستان و حضور موثر قطر به این مرحله رسیده 14بند دارد و در دو صفحه تدوین شده و همچون هر تفاهمنامه دیگری حاوی دادهها و ستاندههایی بر هر طرف است که باید با وزن خود مورد تحلیل قرار گیرد اما آنچه میتوان به عنوان ستاندههای ایران از این تفاهم از آن یاد کرد موضوعاتی است که در صورت تحقق میتوان گفت منافع ملی ایران پس از یک جنگ بزرگ و پر افتخار که با دفاع ملی ایرانیان و نیروهای مسلح قهرمان آنها میسر شده را محقق سازد. البته واضح است که صرف امضای تفاهمنامه پایان جنگ به معنای رعایت آن از سوی طرفهای امریکایی و به ویژه اسراییلی نیست. امریکا در تمام دورههای قبل مذاکرات، به شکل واضحی تعهدات خود را نقض کرده و حتی جنگ را در میانه مذاکرات تحمیل کرده اما همین پیروزیهای نظامی در دو جنگ اخیر و حمایت مردمی در خیابان میتواند تضمین اصلی باشد که دیگر دشمنان به فکر تجاوز و نقض عهد خود نیفتند و اگر بیفتند نتیجهاش مشخص است. بر این اساس میتوان به بررسی متن فعلی پرداخت . اولین نکته اینکه این تفاهمنامه 14بندی گام اول بوده و اصل ماجرا به مذاکرات 60روزه برمیگردد که جزییات و اختلافات اصلی را آنجا باید جستوجو کرد . ایران تاکید کرده موضوع پرونده هستهای، تحریمها و نحوه جبران خسارتها و بازسازی ناشی از جنگ سه محور اصلی در مذاکرات 60روزه خواهد بود و لذا موضوعاتی همچون موشکی و منطقه، محلی از اعراب نداشته و روی میز نخواهند آمد . در موضوع پرونده هستهای در این تفاهمنامه هیچ صحبتی نشده و همهچیز شامل اصل غنیسازی در خاک ایران، تعیین تکلیف مواد غنی شده 60درصد و میزان مواد مورد نیاز ایران در آینده به مذاکرات توافق نهایی موکول شده است. با این توضیح که بر اساس شنیدههای موثق امریکاییها قبول کردهاند در کنار خروج مواد 60درصد به امریکا یا کشور ثالث، گزینه رقیقسازی در ایران نیز پذیرفته شده که به موضع ایران نزدیک است. در موضوع تنگه هرمز اگرچه ایران ادعایی برای دریافت عوارض ندارد اما تصریح شده ترتیبات مدیریت تنگه با گفتوگوی ایران و عمان و سایر کشورهای ساحلی مشخص خواهد شد و به نوعی نقش محوری و مدیریتی ایران بر ترتیبات آینده تنگههرمز پذیرفته شده ضمن اینکه ایران، زمانی تنگه را باز خواهد کرد که امریکا نیز دست از محاصره دریایی بردارد. همچنین امریکا نهتنها هیچ حق و حضوری در خصوص آینده تنگه هرمز نخواهد داشت بلکه اصولا همانطور که گفته شد موضوع تنگه در سه محور مذاکرات 60روزه که شامل تحریمها، هستهای و خسارات بود نیز بررسی نمیشود. مساله مهم دیگر در این تفاهمنامه تعیین تکلیف جنگ فعلی و وضعیت آینده جنگ است . در این تفاهم تاکید شده ایران و متحدانش و امریکا و متحدانش جنگ را به صورت فوری و همهجانبه در همه جبههها به ویژه لبنان متوقف و خاتمه میدهند. امریکا تعهد میدهد که رژیم اسراییل را وادار به پایان جنگ در لبنان و عبارت تمدید آتشبس در متن فعلی ذکر نشده و متن تفاهمنامه خواهان پایان قاطع جنگ در تمام جبههها میشود. در کنار اینها تصریح شده ایران و امریکا از دخالت در امور داخلی یکدیگر پرهیز کرده و حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر را به رسمیت بشناسند و این یعنی امریکا و متحدانش با موضوع اشغال ایران یا تغییر رژیم خداحافظی میکنند. ایران حدود 24 میلیارد دلار پول بلوکه شده در کشورهای دیگر دارد . طبق خواسته ایران این پول باید در ابتدای مذاکرات رفع مسدودی میشد و امریکا گفته بود این پول در طول مذاکرات 60روزه آزاد میشود. این اختلاف با حضور قطر رفع شد و حالا قرار است نیمی از این پول در ابتدای مذاکرات و به دو شیوه از سوی قطر در اختیار ایران قرار گیرد. تهران تضمینهای روشنی برای آزادی این داراییها بر اساس ساز و کارهای مشخص و مورد نظر تهران دریافت کرده و قرار است.
بلافاصله پس از امضای تفاهمنامه استفاده ایران از 12 میلیارد دلارآغاز شود و بقیه به تدریج در طول مذاکرات، آزاد خواهند شد.یکی از شروط اعلام در بیانیه شورای عالی امنیت ملی، مساله خسارات وارده به ایران بود . در این تفاهمنامه و با توجه به عرف و قوانین بینالمللی و آنچه در واقعیت جریان دارد دوطرف به این نتیجه رسیدند که سازوکاری با عنوان صندوق بازسازی و توسعه اقتصادی ایران ایجاد و حداقل 300 میلیارد دلار خط اعتباری در آن برای سرمایهگذاری در ایران دیده شود. از هماکنون کشورهای مختلف از جمله قطر، امارات، عربستان، ترکیه و ... آماده میشوند تا از این صندوق برای حضور در بازار پرسود ایران استفاده کنند و گفته شده قطر حداقل 150 میلیارد دلار پروژه آماده تدوین کرده است. ساز و کار اجرایی این صندوق یکی از همان سه محوری است که در مذاکرات ۶۰ روزه مورد توافق قرار خواهد گرفت. یکی از مهمترین موضوعات در هر توافقی میان ایران و امریکا موضوع تحریمهاست که شامل تحریمهای شورای امنیت، شورای حکام آژانس و تحریمهای یکجانبه اولیه و ثانویه امریکا میشود. تحریمها نیز همچون هستهای و صندوق بازسازی در 60روز مذاکرات و در توافق نهایی مشخص خواهند شد. در واقع همانگونه که در تفاهمنامه پایان جنگ، ایران تعهد جدیدی در مورد پرونده هستهای نمیدهد، طرف مقابل هم در تفاهمنامه در مورد پایان تحریمها تعهد قطعی نمیدهد و تعیین تکلیف تحریمها به پس از امضای تفاهم و مذاکرات ۶۰ روزه احاله شده است. ایران اگر بتواند در این توافق نهایی همه تحریمهای فوق را به هر شکلی لغو کند بزرگترین امتیاز را گرفته و میتواند امیدوار شود حداقل تا پایان دوره ترامپ از آزار تحریمهای قبلی و جدید در امان بماند. البته در توافق اولیه تصریح شده از روز امضای تفاهمنامه، امریکا تحریمهای نفتی و پتروشیمی ایران و تحریمهای مرتبط با انتقال و فروش آنها را متوقف و از اعمال تحریمهای جدید اجتناب میکند و ایران نیز برنامه هستهای خود را گسترش نمیدهد. یکی از خواستههای اصلی طرف مقابل که مانور تبلیغاتی زیادی روی آن میدهد تعهد ایران مبنی بر عدم ساخت سلاح هستهای است . در این تفاهم یکی از تفاوتهای مهم با گذشته در همین موضوع است . اینجا ایران اعلام میکند در صورت موفقیتآمیز بودن مذاکرات برای توافق نهایی، حاضر است بار دیگر تعهد دهد به سمت تولید بمب اتم نخواهد رفت.مشروط کردن عدم ساخت سلاح توسط ایران به موفق بودن توافق، رفتاری است که ایران برخلاف دو دهه گذشته و در واکنش به تحولات یک سال اخیر در پی گرفته است. در پایان نیز دوطرف توافق کردهاند توافق نهایی به صورت قطعنامه شورای امنیت مصوب شود و در عین حال همه قطعنامههای ششگانه و قطعنامه 2231 و قطعنامه اخیر 2718 نیز ملغی گردند. همانطور که در ابتدا نیز گفته شد اولا هنوز این تفاهمنامه در ایران به تاییدات نهایی نرسیده و ثانیا در صورت تایید شدن و اعلام آن نیز همچنان جو بیاعتمادی میان ایران و امریکا به حدی است که باید مراقب بود و هوشمندانه آماده، تا هرگونه اقدام خلاف توافق یا سنگاندازیهای رژیم صهیونیستی را به صورت متناسب و مناسب پاسخ داد. اما در مجموع میتوان گفت متنی متوازن امروز روی میزان ایران و امریکاست و دوطرف بهتر است از این فرصت که در برابر ادامه جنگ ایجاد شده بهترین استفاده را داشته باشند.
منبع: اعتماد