EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۲۳۴۴

کریمی: اقدام اروپا علیه سپاه بدون در نظر گرفتن عواقب آن بود

کاردار سفارت ایران در رومانی در واکنش به اقدام اروپا علیه سپاه پاسداران بیان کرد که این اقدام عقلانی نبود.

کریمی: اقدام اروپا علیه سپاه بدون در نظر گرفتن عواقب آن بود

جواد کریمی، کاردار جمهوری اسلامی ایران در رومانی در مصاحبه با «فایننشیال اینتلیجنس» در واکنش به اقدام خصمانه اتحادیه اروپا علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاکید کرد: به نظر من، این تصمیم شورای وزیران اتحادیه اروپا برای قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست تروریستی، بیشتر  تصمیم واکنشی ناشی از فشار برخی گروه‌های لابی‌گر بر مقامات کشورهای عضو بود.

وی افزود: همچنین، اطلاعات نادرست و گمراه‌کننده رسانه‌های جریان اصلی در سوق دادن آنها به این واکنش مؤثر بود. این تصمیم در فضایی احساسی‌ گرفته شد و کمتر عقلانی و متمرکز بر بررسی جنبه‌ها و پیامدهای مخرب آن بوده است.

متن این مصاحبه به شرح زیر است:

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، روز یکشنبه اعلام کرد ایران ارتش‌های کشورهای عضو اتحادیه اروپا را که سپاه پاسداران را در فهرست «سازمان‌های تروریستی» خود قرار داده‌اند، به عنوان «گروه‌های تروریستی» قلمداد می‌کند. قالیباف با بیان اینکه سپاه بزرگترین مانع برابر گسترش تروریسم در اروپا بوده است، تأکید کرد: «اروپایی‌ها با تلاش برای ضربه زدن به سپاه، در واقع به پای خود شلیک کردند و بار دیگر با تبعیت کورکورانه از آمریکایی‌ها، بر خلاف منافع مردم خود تصمیم گرفتند.» پرسش‌ها: 1- پیامدهای این تصمیم بر روابط ایران و اتحادیه اروپا و به‌ویژه روابط میان ایران و رومانی چه خواهد بود؟ 2- چه اقدامات عملی دیپلماتیکی برای مدیریت این شکاف و تنش در نظر دارید؟ 3- در شرایط کنونی، خطر گسترش تروریسم در اروپا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟»

کریمی: اولاً، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تأسیس شده و یک نهاد دفاعی و حاکمیتی ایران است. قانونی که اتحادیه اروپا علیه یک نهاد و عنصر حاکمیتی ایرانی تصویب کرد و آن را نامشروع اعلام کرد، خلاف قواعد حقوق بین‌الملل است. ثانیاً، به نظر من، این تصمیم شورای وزیران اتحادیه اروپا برای قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست تروریستی، بیشتر  تصمیم واکنشی ناشی از فشار برخی گروه‌های لابی‌گر بر مقامات کشورهای عضو بود. همچنین، اطلاعات نادرست و گمراه‌کننده رسانه‌های جریان اصلی در سوق دادن آنها به این واکنش مؤثر بود. این تصمیم در فضایی احساسی‌ گرفته شد و کمتر عقلانی و متمرکز بر بررسی جنبه‌ها و پیامدهای مخرب آن بوده است.

به همین دلیل، فکر می‌کنم این تصمیم از ابتدا  معیوب متولد شده است. فکر نمی‌کنم تصمیمی با ژن‌های معیوب بتواند از سطح شعار و نماد به سطح اجرا برسد. از آنجایی که اجرای یک تصمیم نیازمند دستورالعمل‌های اجرایی قانونی دقیق است، کشورهای اروپایی چگونه می‌خواهند میلیون‌ها نفر از اعضای داوطلب سازمان بسیج مستضعفین، نهاد تحت فرماندهی سپاه پاسداران، را که همگی افراد عادی و میهن‌پرست هستند، شناسایی، فهرست‌بندی کند؟ میلیون‌ها ایرانی خدمت سربازی خود را با افتخار در سپاه پاسداران گذرانده‌اند.

آیا اتحادیه اروپا می‌خواهد خود را درگیر تک تک ایرانیان کند؟ آیا این تصمیمی عاقلانه‌ و ضامن منافع مردم کشورهای اروپایی است؟ یا مقامات اروپایی با تصمیم اشتباه و احساسی سعی دارند یک نیروی دفاعی با چنین کارکردهای مشخص و همسو با منافع مردم خود را غیرقانونی جلوه دهند؟ من از اندیشکده‌های حوزه روابط بین‌الملل و مطالعات حقوق بین‌الملل در رومانی دعوت می‌کنم تا در این مورد تأمل و بررسی کرده و به دولت‌های خود مشاوره دهند، زیرا در غیاب مشاوره‌های علمی استراتژیک و عمیق، روایت‌های نادرست رسانه‌ای و احساسات سطحی ناشی از آن، خود را بر تصمیم‌گیرندگان تحمیل می‌کنند. به نظر می‌رسد در سطح تصمیم‌گیرندگان اتحادیه اروپا، درک عمیق و درستی از نقش سازنده و بازدارنده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مبارزه گسترده و بی‌وقفه با باندهای مافیایی قاچاق و ترانزیت مواد مخدر از افغانستان به اروپا وجود ندارد. اگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مانع ترانزیت مواد مخدر از افغانستان به اروپا نشود، مشخص نیست که باندهای جنایتکار قاچاق مواد مخدر چه حجم عظیمی از مواد مخدر را به جوامع اروپایی سرازیر خواهند کرد.

به نظر می‌رسد درک درستی از نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مبارزه قهرمانانه با شبه‌نظامیان داعش در عراق وجود ندارد. اگر فداکاری، از خودگذشتگی و شجاعت سربازان سپاه نبود، داعش ساختار دولتی، نظامی و امنیتی خود را تا جایی تثبیت و گسترش می‌داد که نیروهای امنیتی و انتظامی اروپا مجبور به مبارزه با حامیان داعش در خیابان‌های پایتخت‌های اروپایی می‌شدند. مردم اروپا این واقعیت آشکار را فراموش نکرده‌اند و داستان‌های تلخ اقدامات تروریستی داعش در پاریس، برلین و بروکسل را به خاطر دارند. بنابراین سؤال من این است که چرا اتحادیه اروپا نباید قبل از تصویب یک تصمیم مهم، عواقب، پیامدها و واکنش‌های منفی و مضر آن را ارزیابی کند؟

می‌خواهم بگویم آنچه جمهوری اسلامی ایران در چارچوب اصل عمل متقابل در حقوق بین‌الملل در مورد اعلام تروریست بودن ارتش‌های اروپایی اعلام کرده، دقیقاً یکی از پیامدهای منفی این تصمیم احساسی، نسنجیده و مطالعه نشده اتحادیه اروپا است، نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر! بنابراین پاسخ سؤال شما در اینجا روشن خواهد شد اینکه می‌پرسید «پیامدهای این تصمیم بر روابط ایران و اتحادیه اروپا و روابط ایران و رومانی چه خواهد بود؟ چه گام‌های دیپلماتیک عملی برای مدیریت این شکاف در نظر دارید؟ خطر گسترش تروریسم در اروپا در این شرایط چیست؟» این سؤال و سؤالاتی از این دست را  باید از تصمیم‌گیرندگان اتحادیه اروپا بپرسید که  با این پیامدهای منفی و مبهم چه باید کرد؟

ایران به کشورهای منطقه هشدار داده است که در صورت وقوع هرگونه حمله، پایگاه‌های آمریکایی را هدف قرار خواهد داد. با توجه به حضور پایگاه‌های نظامی در رومانی و استقرار سپر موشکی «دِوِسِلو» (Deveselu)، آیا خطر حمله احتمالی ایران به رومانی وجود دارد؟ شایان ذکر است که سپر دِوِسِلو (سیستم دفاع موشکی Aegis Ashore) نقشی کلیدی در منازعات میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده ایفا می‌کند؛ چراکه این سامانه با هدف دفاع از اروپا در برابر موشک‌های بالستیک ایران طراحی شده و چتر حفاظتی خود را بر فراز اسرائیل و نیروهای آمریکایی نیز می‌گستراند؟

کریمی: واقعاً جای سؤال و تعجب دارد که چرا رسانه‌های اینجا دوست دارند برای ملت و کشور خودشان تهدید وجودی ایجاد کنند، یعنی یک دشمن خیالی بسازند. اصول سیاست دفاعی جمهوری اسلامی ایران کاملاً مشخص است. این اصول مبتنی بر «بازدارندگی فعال» و «عقلانیت منطقی» است. هدف نهایی این سیاست حفظ استقلال، تمامیت ارضی و جلوگیری از هرگونه تجاوز است. ایران هرگز آغازگر هیچ جنگی نخواهد بود، اما در صورت حمله، ضربه متقابل و پشیمان کننده خواهد زد. منظوراز پایگاهها، آن  پایگاه‌های آمریکایی است که در منطقه غرب آسیا واقع شده اند. اگر ثابت شود که از این پایگاه‌ها حمله نظامی به تمامیت ارضی ایران انجام شده است، در چارچوب سیاست دفاعی روشن ما، اقدامات متقابل دفاعی انجام خواهد شد. بنابراین، جمله‌ای که شما در قالب سوال مطرح کردید، نادرست است.

روابط سیاسی و اقتصادی بین ایران و رومانی در شرایط ژئوپلیتیکی فعلی چگونه تغییر خواهد کرد؟ آیا با مقامات رومانی در حال مذاکره هستید؟

کریمی: برای رسیدن به پاسخی منطقی، لازم است مقدمه کوتاهی ارائه کنم: پیوندهای فرهنگی و تاریخی ایران و رومانی به قرن هفدهم بازمی‌گردد؛ زمانی که دیمیتری کانتیمیر، شاهزاده مولداوی و شرق‌شناس برجسته، با ستایش حکمت سعدی شیرازی، اشعار گلستان را در آثار خود نقل کرد. او که سعدی را به زبان اصلی خوانده بود، نخستین حلقه اتصال مستقیم و بدون واسطه میان ادبیات رومانی و پارسی محسوب می‌شود. در ادوار بعد، نسل‌های متمادی از ایران‌شناسان رومانیایی با ترجمه آثار بزرگانی چون خیام، حافظ، فردوسی و مولانا این مسیر را تداوم بخشیدند. در مقابل، ایرانیان نیز با ترجمه آثار اندیشمندانی نظیر میرچا الیاده و میهای امینسکو، جامعه نخبگانی خود را با فرهنگ رومانی آشنا کردند.

روابط دیپلماتیک دو کشور که از سال 1902 آغاز شده، اکنون در آستانه 125 سالگی قرار دارد. این مناسبات دارای هویت عمیق تاریخی-فرهنگی بوده و بر پایه منافع و اشتراکات دو ملت متمدن بنا شده است. معتقدم این ریشه‌های ژرف فرهنگی همواره مانند سپری از بنای باشکوه روابط دوجانبه محافظت کرده و اجازه نداده است فراز و نشیب‌های سیاسی تاریخ، این پیوند را به سستی یا رکود بکشاند.

بر این اساس، باور دارم که متغیرها و شرایط ژئوپلیتیک کنونی نمی‌توانند خدشه‌ای به این ساختار مستحکم که بر بنیادهای فرهنگی استوار است، وارد کنند. ما در سفارت جمهوری اسلامی ایران در بخارست، با چنین رویکردی به چشم‌انداز روابط می‌نگریم و معتقدیم گفتگوهای میان‌فرهنگی میان نخبگان، اندیشمندان و رهبران دینی، ضامن تقویت و صیانت از این مناسبات در شرایط حساس کنونی است. این دیدگاه مورد استقبال مقامات وزارت امور خارجه رومانی نیز قرار گرفته که تداوم پرقدرت 9 دور گفت‌وگوی دینی میان تشیع و ارتدوکس، گواهی روشن بر این مدعاست.

موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران در مورد آخرین اظهارات رئیس جمهور آمریکا در مورد احتمال اقدام نظامی و حضور "ارتش" در خلیج فارس چیست؟

کریمی: همانطور که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت و آن را در حساب رسمی ایکس  خود منتشر کرد: نیروهای مسلح شجاع ما با آمادگی کامل و انگشت بر ماشه، آماده‌اند تا به‌ طور سریع و قاطع به هرگونه تجاوز علیه خاک، حریم هوایی و آب‌های سرزمینی کشور عزیزمان پاسخ دهند. درس‌های ارزشمند آموخته‌شده از جنگ 12روزه این توان را به ما داده است که اکنون با قدرت، سرعت و شدت بیشتری واکنش نشان دهیم

در عین حال، ایران همواره از یک توافق هسته‌ای منصفانه، عادلانه و مبتنی بر منافع متقابل استقبال کرده است؛ توافقی که از موضع برابر و عاری از هرگونه اجبار، تهدید و ارعاب باشد. توافقی که نسبت به تامین حقوق ایران برای برخورداری از فناوری صلح آمیز هسته‌ای اطمینان دهد و عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای را تضمین نماید

چنین سلاح‌هایی هیچ جایگاهی در محاسبات امنیتی ما ندارند و ما هرگز در پی دستیابی به آن‌ها نبوده‌ایم.

ایران و ایالات متحده، در بحبوحه افزایش تنش‌ها در خلیج فارس و تشدید تلاش‌های دیپلماتیک قدرت‌های منطقه‌ای برای جلوگیری از درگیری، افتتاح کانال‌های ارتباطی برای دستیابی به توافق و اجتناب از اقدام نظامی را تأیید کرده‌اند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، روز شنبه به خبرنگاران گفت که ایران در حال «مذاکرات جدی» با واشنگتن است، ساعاتی پس از آنکه رئیس شورای امنیت ملی ایران گفت که مقدمات مذاکرات در حال پیشرفت است. با توجه به اینکه پیام‌های متناقضی بین گشودگی و امتناع از مذاکره تحت "تهدید" وجود دارد، وضعیت واقعی این تلاش‌های دیپلماتیک چیست؟

کریمی: همان‌طور که بارها در مواضع وزیر امور خارجه به‌وضوح تبیین شده است، جمهوری اسلامی ایران همواره به مسیر دیپلماسی و مذاکره پایبند بوده است. با این حال، این ترامپ بود که در سال 2018 به‌طور یک‌جانبه از برجام- که ثمره دیپلماسی چندجانبه و سال‌ها مذاکره بود- خارج شد و اروپا نیز در این مسیر از او پیروی کرد.

این ایالات متحده بود که درست در میانه تلاش‌های دیپلماتیک، در حالی که استیو ویتکوف، نماینده ویژه آمریکا، برای برگزاری دور ششم مذاکرات در مسقط با وزیر امور خارجه ما هماهنگی‌های لازم را انجام داده بود، در 13 ژوئن 2025 با حمایت نظامی اسرائیل به کشور ما حمله کرد. این تهاجم شبانه، مردم عادی و دانشمندان ما را هدف قرار داد و در یک شب منجر به شهادت بیش از هزار نفر از شهروندانمان شد. اکنون به‌روشنی عیان است که چه کسی در جبهه دیپلماسی و صلح ایستاده و چه کسی مسیر جنگ و ویرانی را برگزیده است!

جمهوری اسلامی ایران همچنان بر عهد خود در مسیر دیپلماسی و مذاکره استوار است و از هرگونه ابتکاری برای بازگشت به این مسیر استقبال می‌کند. بدیهی است که باید میان «دیپلماسی و مذاکره» -که ماهیت آن چانه‌زنی و اقناع برای دستیابی به تفاهم است- با «دیکته کردن و تحمیل اراده» از طریق زور و تهدید برای تسلیم و تحقیر طرف مقابل، تمایز قائل شد. آنچه شما تحت عنوان «رویکرد امتناع» از آن یاد می‌کنید، در واقع همین روشِ مبتنی بر زور و اجبار برای تسلیم است که در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران کاملاً مردود و غیرقابل قبول است.

رهبر معظم ایران به ایالات متحده هشدار داده است که اگر «جنگی را آغاز کنند، این بار یک جنگ منطقه‌ای خواهد بود.» اگر تنش‌ها به درگیری گسترده‌تری با ایالات متحده یا متحدانش تبدیل شود، استراتژی ایران چیست؟ آیا کانال‌های باز برای ارتباطات نظامی اضطراری وجود دارد؟ محرک‌های اصلی چنین جنگی چه خواهد بود؟

کریمی: فکر می‌کنم هیچ پاسخی واضح‌تر، مستدل‌تر و قانع‌کننده‌تر از پاسخی که وزیر امور خارجه ایران دیروز در حساب کاربری X خود منتشر کرد، وجود ندارد: ایالات متحده در نیم‌کره غربی با رنگ زرد مشخص شده است.

چندین اقیانوس آن‌سوتر، در طرف دیگر کرهٔ زمین، مرزهای ایران نیز با رنگ زرد مشخص شده‌اند. دایره کوچک قرمز، تنگه هرمز را نشان می‌دهد. نیروی نظامی ایالات متحده که در سواحل ما عمل می‌کند، اکنون می‌خواهد برای ما تعیین کند که نیروهای مسلح قدرتمند ما چگونه باید در قلمرو خود مانورهای نظامی انجام دهند!

فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) از یک نیروی نظامی ملی که دولت ایالات متحده آن را «سازمان تروریستی» معرفی کرده، درخواست کرده «حرفه‌ای‌» عمل کند؛ و هم‌زمان حق انجام رزمایش‌های نظامی را برای همان «سازمان تروریستی» به رسمیت می‌شناسد! این سطح از تناقض، واقعیتی است که جهان امروز با آن مواجه است و جالب که دولت‌های اروپایی هم فعالانه تصمیم گرفته‌اند همین مسیر را بروند.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همواره و همچنان حافظ صلح و ثبات در خلیج فارس و تنگه هرمز بوده و هست. در منطقهٔ ما، سپاه به‌درستی به‌عنوان نیرویی مقتدر شناخته می‌شود که توانمندی خود را در میدان نبرد، هم برابر گروه‌های تروریستی و هم برابر ارتش‌های متجاوز، به اثبات رسانده است. آزادی ناوبری و عبور امن کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز برای ایران به همان اندازه حیاتی است که برای همسایگان ما. حضور نیروهای فرامنطقه‌ای در منطقهٔ ما همواره نتیجه‌ای برخلاف ادعاهای آنها داشته است: تشدید تنش به‌جای کاهش تنش..

ایران در حال برنامه‌ریزی یک رزمایش نظامی در تنگه هرمز، یک مسیر حیاتی کشتیرانی جهانی، است. این رزمایش که برای یکشنبه و دوشنبه برنامه‌ریزی شده است، می‌تواند شامل آتش واقعی در منطقه‌ای باشد که یک پنجم نفت تجارت شده جهان از آن عبور می‌کند. سنتکام، فرماندهی منطقه‌ای ایالات متحده مسئول خاورمیانه، اعلام کرد که ایالات متحده به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هشدار داده است که مانورهای «خطرناک» مانند پرواز بر فراز کشتی‌های جنگی ایالات متحده، از جمله قایق‌های تندروی ایرانی که در مسیر برخورد به کشتی‌های آمریکایی نزدیک می‌شوند را تحمل نخواهد کرد. چرا ایران چنین رزمایشی را در چنین زمان حساسی برنامه‌ریزی کرد؟ ایران در حال حاضر امنیت ناوبری و تجارت دریایی در منطقه را چگونه می‌بیند؟

کریمی: من در موقعیتی نیستم که به سؤال شما که نیاز به اطلاعات تخصصی دفاعی دارد، پاسخ دهم.

آیا ایران حاضر است بدون پیش‌شرط در مورد تحریم‌ها یا لغو فشار نظامی، در مورد برنامه هسته‌ای خود مذاکره کند؟

کریمی: واضح است که مذاکره باید ساختار، قوانین و دستور کار مشخصی داشته باشد. معقول نیست که مذاکره فقط به خاطر مذاکره باشد.

به موازات بحران خارجی، ایران با بحران اقتصادی عمیق و تنش‌های داخلی روبه‌رو است. این زمینه چگونه بر تصمیمات سیاست خارجی ایران تأثیر می‌گذارد؟

کریمی: مردم ایران در طول تاریخ کشور خود نشان داده‌اند که وقتی مورد تهدید نیروی نظامی یا تجاوز قدرت‌های خارجی قرار می‌گیرند، علیرغم مشکلات و سختی‌های اقتصادی، متحد و یکپارچه می‌شوند و همچون سدی محکم در برابر قدرت ظالم و متجاوز می‌ایستند. نمونه‌ای از این امر را اسرائیل و ایالات متحده در جنگ تحمیلی 12 روزه  تجربه کردند. متأسفانه، آنها از این وقایع درس نمی‌گیرند و همچنان اشتباهات خود را تکرار می‌کنند. باید بگویم که اروپا نیز در همان مسیر اشتباه قرار دارد و بدون اینکه متوجه باشد، به مسیر جنگ و بی‌ثباتی دامن می‌زند. به جای کمک به دیپلماسی و صلح، تصمیماتی می‌گیرد که هدف آن اعمال تحریم‌های مرگبار و فلج‌کننده بر مردم ایران و نقض حقوق بشر مندرج در میثاق‌های اجتماعی و سیاسی سازمان ملل متحد، از جمله حق توسعه و حق دسترسی به نیازهای اساسی مردم ایران است.

سفارت ایران چه پیامی به شهروندان ایرانی و جوامع ایرانی در رومانی در مورد امنیت آنها در این دوره پرتنش ارسال می‌کند؟

کریمی: ایرانیان مردمی شجاع، استوار، شکست‌ناپذیر و میهن‌پرست هستند. در هر کجای دنیا که باشند، دلهایشان به سرزمین مادری‌شان محکم گره خورده است و در مواقع تهاجم بیگانگان، با وجود تمام اختلافات سیاسی‌شان، علیه متجاوزان متحد می‌شوند.

آیا فکر می‌کنید با توجه به لفاظی‌های متناقض در مورد مذاکرات، امکان از سرگیری مذاکرات در مورد یک توافق هسته‌ای شبیه برجام یا نوع دیگری از توافق برد-برد با ایالات متحده یا اتحادیه اروپا وجود دارد؟

کریمی: باید بگویم از نظر ما، برجام از بین رفته است و ایالات متحده و برخی از کشورهای اروپایی در نابودی آن نقش داشتند. با این حال، جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده است که آماده پذیرش ابتکاراتی است که حقوق صلح‌آمیز هسته‌ای ایران را مطابق با پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای تضمین کند و تحریم‌های اقتصادی را لغو کند.

ایران نقش سازمان ملل و سایر نهادهای چندجانبه را در کاهش تنش‌های فعلی و جلوگیری از یک درگیری بزرگ چگونه می‌بیند؟

کریمی: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال سازمان ملل متحد، به عنوان مهمترین سازوکار چندجانبه بین‌المللی، روشن است: حمایت، پشتیبانی و حفاظت از نهادهای سازمان ملل متحد و استفاده از سازوکارهای آن برای کاهش تنش و پیشبرد دیپلماسی، و شما این را در روند مذاکراتی که منجر به انعقاد برجام شد، مشاهده کردید. این سازوکار، بستر اصلی دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران بود. نمونه‌های زیادی وجود دارد که همگی تعهد عملی ما به سازمان ملل متحد و اصول، قواعد و هنجارهای حقوق بین‌الملل که زیربنای سازمان ملل متحد هستند را تأیید می‌کنند. اما از سوی دیگر، اقدامات تحریک‌آمیز و جنگ‌طلبانه ایالات متحده و اسرائیل نیز وجود دارد. می‌توانید ببینید که چگونه سیاست خارجی ایالات متحده برای تضعیف این نهاد بین‌المللی عمل می‌کند. در اخبار می‌بینید که ترامپ از عضویت در 66 نهاد بین‌المللی که 31 مورد از آنها مستقیماً تحت نظارت سازمان ملل متحد هستند، خارج شد. در ژانویه 2026، او فرمان اجرایی خروج ایالات متحده از 66 نهاد و سازمان بین‌المللی را امضا کرد. دولت ترامپ این سازمان‌ها را «مضر»، «بی‌اثر»، «تهدیدی برای حاکمیت ملی آمریکا» و مروج «دستورالعمل‌های جهانی» توصیف کرد.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، گفت که واشنگتن در بحبوحه نگرانی‌های فزاینده در مورد فروپاشی احتمالی جمهوری اسلامی در چارچوب ناآرامی‌های گسترده و تهدیدهای قریب‌الوقوع اقدام نظامی ایالات متحده، آنچه را که او خروج گسترده سرمایه از طبقه حاکم ایران توصیف کرد، زیر نظر دارد. موضع ایران در مورد این اظهارات چیست؟

کریمی: اگر من جای شما بودم، این سؤال را کامل‌تر می‌پرسیدم. بیایید یک بار دیگر اظهارات اسکات بسنت در مجمع اقتصادی داووس را مرور کنیم. او دقیقاً چه می‌گوید؟ «ایالات متحده با اعمال «فشار حداکثری» از طریق تحریم‌ها، بدون شلیک حتی یک تیر، مردم ایران را به خیابان‌ها کشانده است.» در واقع، او تحریم‌ها را کاتالیزوری می‌داند که باعث گسترش اعتراضات مردمی شده است.

ببینید، یک مقام عالی‌رتبه آمریکایی آشکارا اعتراف می‌کند که ایالات متحده با تحریم‌های اقتصادی فلج‌کننده خود، شرایط سختی را برای مردم ایران ایجاد کرده و آنها را ناتوان از تحمل سختی‌های زندگی کرده است. بنابراین، ایالات متحده مستقیماً معیشت مردم را با تحریم‌ها هدف قرار داده و آنها را قربانی کرده است. کاملاً ریاکارانه است که از یک سو عامل رنج و درد مردم باشد و از سوی دیگر، گروهی از آشوبگران و مزدوران را برای تبدیل اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم به آشوب و کشتار سازماندهی کند. اما در مورد سوال شما باید بگویم که اساساً آنچه اسکات بسنت مطرح می‌کند، کذب محض است و تنها هدف او ایجاد تشویش بیشتر در افکار عمومی مردم ایران برای دامن زدن بیشتر به نارضایتی آنهاست. او و دیگر مقامات آمریکایی مقصر اصلی اقدامات تروریستی، کشتار مردم و آسیب رساندن به اموال عمومی کشور هستند.

آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم ایران، اعتراضات ضدحکومتی در ماه ژانویه را که هزاران کشته بر جای گذاشت، به یک «کودتای تمام‌عیار» تشبیه کرد. وی در ادامه افزود: «شورش اخیر، اولین مورد در تهران نبود و آخرین آن هم نخواهد بود؛ چنین حوادثی ممکن است دوباره تکرار شود.»

کریمی: «برای درک عمق بحرانی که توسط مزدوران وابسته به موساد و عناصر تروریستی هدایت شده است، ابتدا باید مقیاس گسترده تخریب را بررسی کرد. آمار مستند موارد زیر را آشکار می‌کند:

خسارت به زیرساخت‌ها و اموال عمومی:

خشونت‌ها بیش از 305 آمبولانس و اتوبوس، 750 بانک، 414 ساختمان دولتی و 749 ایستگاه پلیس را هدف قرار داد. حتی اماکن مذهبی و فرهنگی از جمله 350 مسجد، 2 کلیسای ارمنی و 15 کتابخانه نیز در امان نماندند.

تأثیر اقتصادی و بخش خصوصی:

معیشت شهروندان عادی مستقیماً تحت تأثیر قرار گرفت و 700 فروشگاه مواد غذایی محلی، 600 دستگاه خودپرداز و 300 واحد مسکونی خصوصی به همراه 800 وسیله نقلیه شخصی تخریب شدند.

هزینه انسانی:

غم‌انگیزترین بخش این است که ناآرامی‌ها منجر به 3117 کشته شد. این شامل 2427 شهروند و مجریان قانون است که قربانی خشونت شدند، در حالی که 690 نفر به عنوان تروریست شناسایی شدند. با نگاهی به این ارقام، باید بپرسم: آیا این چیزی کمتر از یک تلاش برای کودتا است؟!

شواهد به وضوح نشان می‌دهد که وقایع 8 تا 11 ژانویه «ناآرامی‌های خودجوش» نبودند. آنها بخشی از پروژه حساب‌شده بودند که با حمایت اطلاعاتی، رسانه‌ای و عملیاتی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی پیش می‌رفتند. این قدرت‌های خارجی با آموزش و مسلح کردن عناصر جنایتکار، فراتر از دخالت سیاسی، با هدف بی‌ثبات کردن امنیت داخلی ایران از طریق چیزی که تنها می‌توان آن را «کودتای تروریستی» توصیف کرد، عمل کردند.

علاوه بر این، رفتار رسمی مقامات آمریکایی - از جمله تحریک عمومی آشوبگران - نقض آشکار قوانین بین‌المللی است. این اقدامات اصل عدم مداخله و ماده 2(4) منشور سازمان ملل را نقض می‌کند. به طور خاص، تهدیدات مکرر رئیس جمهور ایالات متحده علیه رهبر معظم انقلاب، «مصونیت سران کشورها»، اصل اساسی حقوق بین‌الملل را نقض می‌کند.

ارسال نظر

آخرین اخبار