ادعای اسرائیل درباره تپه علیالطاهر صحت دارد؟
معاونت سیاسی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یادداشتی با بررسی ادعای رژیم صهیونیستی درباره «کنترل عملیاتی» ارتش این رژیم بر بخشی از تپه «علیالطاهر» در جنوب لبنان، این اقدام را در چارچوب تلاش بنیامین نتانیاهو و کابینه جنگی رژیم صهیونیستی برای دستاوردسازی و تأثیرگذاری بر فضای انتخاباتی خود ارزیابی کرد.
معاونت سیاسی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یادداشتی اختصاصی که در اختیار ایسنا قرار داد، با اشاره به تحولات میدانی در نبطیه و وضعیت مقاومت لبنان، بر تابآوری مقاومت و ضرورت تحول در الگوهای عملیاتی و بازدارندگی محور مقاومت تأکید کرد.
این یادداشت با تاکید بر 1۰ نکته تحلیلی و راهبردی درباره اعلام کنترل عملیاتی ارتش صهیونی بر بخشی از «تپه علی الطاهر» با عنوان «واقعیت میدان و ابعاد پنهان تابآوری مقاومت» به بررسی آخرین تحولات در جنوب لبنان پرداخته است که در متن کامل آن در زیر میآید:
1 . بزرگنمایی و هیاهوی تبلیغاتی گسترده نتانیاهو در کنترل عملیاتی بر بخشی از تونل تپه علی الطاهر با هدف تأثیرگذاری در فضای انتخاباتی رژیم صهیونیستی صورت گرفته است؛ زیرا جامعه صهیونیستی همچنان به ادعای تضعیف مقاومت ایمان و باور ندارد و نتانیاهو و کابینه جنگی او سخت در پی مستندنمایی و دستاوردسازی جدید هستند.
۲ . تلاش چندماهه ارتش صهیونیستی برای تصاحب یک تپه، با وجود اهمیت تاکتیکی آن و با بهرهگیری گسترده از سلاحها، نیروها و سازمانهای اطلاعاتی، نشان از چالش جدی در سیستم نظامی صهیونیستها و خدشه بر اصل کلیدی «حمله برقآسا» دارد و نظریه «ژنرال ایگال یادین» از رؤسای سابق ستاد مشترک ارتش اسرائیل مبنی بر اینکه «سرعت اشغال اهداف، رابطه مستقیم با اهمیت و تأثیر آن در نتایج حاصله دارد» را مورد توجه قرار میدهد.
۳ . استفاده رژیم از سلاحهای نامتعارف، بهویژه گلولههای فسفری و بمبهای خوشهای، برای کنترل بخشی از «تپه علیالطاهر»، توسل صهیونیستها به روشهای تروریستی برای عبور سریع ارتش اسرائیل از بحران تابآوری را اثبات میکند.
۴ . امکان تثبیت موقعیت نظامیان صهیونیستی در منطقه نبطیه، با توجه به سه مؤلفه «تنوع جبهههای تهاجمی علیه اسرائیل»، «اختلاف رویکرد نظامیان و سیاسیون صهیونیستی» و «قبض محیط در زمستان»، بسیار سخت خواهد بود و سربازان اسرائیلی را در قبال کنشهای نامتقارن حزبالله در موقعیت واکنش و آسیب قرار خواهد داد.
۵ . همراهی دولت لبنان با دشمنان مقاومت لبنان در اوج فشار و تهاجمات سخت، تابآوری حزبالله را بهصورت طبیعی دچار چالش کرده و امکان رویکرد تهاجمی و پیادهسازی قدرت نامتقارن مقاومت در جغرافیای اشغالی منطقه را پیچیده کرده است، به شکلی که مقاومت لبنان به اجبار در کنار مهار بحران بیرونی، درصدد مدیریت بحران داخلی نیز است.
۶ . ایستادگی بیش از پنج ماهه نیروهای مجاهد حزبالله لبنان در برابر حجم نابرابر آتش دشمن در منطقه نبطیه و تپههای علی الطاهر، ثبت رکورد جدید از تابآوری رزمندگان مقاومت به حساب میآید که بخشی از آن، در کنار ایمان و استحکام شخصیت فرزندان غیور لبنانی، در قدرت پشتیبانی بیوقفه نیروی قدس سپاه و رویکرد مستشاری فرماندهان برجسته آن نیز نهفته است.
۷ . براساس تجربه جاری ناتوانی اسرائیل در مهار و حذف «حماس» و با توجه به تصاحب ۷۰ درصدی خاک غزه توسط سه لشگر صهیونیستی، بهویژه «سایرت متکل» و «سایرت یاهالوم» (یگانهای تکاوران ویژه و مهندسی ویژه)، تصاحب این نقطه مهم تاکتیکی در جنوب لبنان، به فرض صحت، نیز نمیتواند تحدید و مهار مقاومت لبنان را در پی داشته باشد.
۸ . فراز و نشیب جنگ در روند دامنهدار آن و در کل جغرافیای نظامی منطقه غرب آسیا، براساس تحلیل سطح کلان، با توجه به تهاجمهای پیشبرنده انصارالله یمن، پایداری حماس در فلسطین و انقباض تاکتیکی کنونی حزبالله در لبنان، نهتنها انگاره جعلی «تضعیف مقاومت» را رد و باطل میسازد، بلکه انگاره «قدرت ارتجاعی و کشسانی مقاومت» را بیش از پیش به اثبات میرساند.
۹ . «نفوذ پارادایم مقاومت» در مناظرات مجامع محاسباتی و سیاستگذاران امنیتی کشورهای اسلامی، عربی و لبنان، با توجه به دور جدید توسعهطلبی خطرناک صهیونیستها در نبطیه لبنان، میتواند از فرصتهای بالقوه مقاومت باشد و با توجه به تقویت گرایشهای عمده بازیگران منفعل در منطقه به تطبیع (عادیسازی) و تنشزدایی با اسرائیل و آمریکا، منطق مقاومت امکان غلبه و خودنمایی بیشتر در سطوح سیاستگذاران امنیتی را خواهد داشت.
۱۰ . تحول فوری در الگوهای عملیاتی و بازدارندگی محور مقاومت، با توجه به رویکردهای جدید نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه در قبال مقاومت، بیش از پیش ضروری به نظر میرسد و آزادسازی کامل جنوب لبنان و تپههای «علی الطاهر» را به نقطه عطف نظم امنیتی جدید تبدیل خواهد ساخت.
شایان ذکر است، تپه راهبردی علی الطاهر در منطقه نبطیه جنوب لبنان طی ماههای اخیر به یکی از کانونهای مهم درگیری اسرائیل و حزبالله تبدیل شد. رژیم اسرائیل با حملات هوایی و عملیات زمینی، بهدنبال تسلط بر این ارتفاع و زیرساختهای زیرزمینی منتسب به حزبالله در آن بود؛ در نهایت، ارتش اسرائیل در ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که به «کنترل عملیاتی» این منطقه و مجموعه تونلهای زیرزمینی آن دست یافته است. با این حال، بنا بر گزارش منابع مختلف خبری و امنیتی درباره میزان و عمق واقعی این کنترل اختلاف نظر دارند. علاوه بر این برخلاف رژیم اسرائیل که سعی دارد کنترل بر این منطقه را با اهمیت امنیتی بالا و راهبردی معرفی کند، حزبالله و برخی منابع، اهمیت این تحول را محدودتر ارزیابی کردهاند.