علی اکبر صالحی: مقاومت هرگز به معنای نفی گفتوگو نیست
رئیس بنیاد ایرانشناسی و وزیر اسبق امور خارجه با تاکید بر اینکه عاشورا مدرسه گفتوگو بود، گفت: امام حسین(ع) تا آخرین لحظه راه گفتوگو را نبست و این رفتار به ما میآموزد که مقاومت هرگز به معنای نفی گفتوگو نیست، بلکه گفتوگو تا آخرین لحظه ادامه دارد.
«علیاکبر صالحی»، رئیس بنیاد ایرانشناسی و وزیر اسبق امور خارجه، روز یکشنبه ۱۸ مرداد در نشست «محرم و عاشورا در آئینه اسناد وزارت امور خارجه» با بیان اینکه عاشورا مدرسه گفتوگو بود و مقاومت هرگز به معنای نفی گفتوگو نیست، گفت: امام حسین(ع) بارها با سپاه کوفه سخن گفت و آنان را به اندیشه دعوت کرد و حجت را بر آنان تمام نمود که یکی از مصادیق بارز آن، حر ریاحی در ظهر عاشورا است. مشروح سخنان وی را در زیر میخوانید:
عاشورا یکی از ایام الله بود
«تصاویری که اکنون (از حمله به مدرسه میناب) پخش شد نشان میدهد که انسان چقدر میتواند پست شود، تصاویری از ظلم، از نفاق، از دروغ، از چاپلوسی، از هر آن چیزی که زشتی است، در این تصاویر میدیدیم. مدعیانی که مدعی دموکراسی هستند، ولی در حقیقت به دنبال هپوکراسی هستند.
بعضی اوقات بعضی موضوعات توفیق اجباری و موضوعی است که تطابق با دل انسان دارد و لذا مواردی را هم که محورهایی هم که برای بنده تعیین کردید که راجع به آن سخن بگویم، جا دارد که تشکر کنم و راه را باز کرد و من یک مقدار از مکنونات قلبیم را میتوانم یک مقدار در ارتباط با این موضوع بیان کنم. اولین موضوع ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ است ایام خدا را متذکر بشوید. و دیگر اینکه لا یوم ک یومک یا ابا عبدالله، روزی مانند روز تو نیست، ای اباعبدالله. قرآن میفرماید، وذکررهم به ایام الله. ما نباید این روز را فراموش کنیم. دستور الهی است. عاشورا یکی از ایام الله بود. اما از طرف دیگر حضرت رسول صلوات الله علیه، با تمامی زحماتی که کشیدند، فرمودند: قل لا اسلکم علیه اجرا الا الم مودة فی القربا. من از شما اجری نمیخواهم، جز نیکی به خاندانم بکنید.
پیوستگی معنوی ایرانیان با اهل بیت سرمایه تمدنی است
پیوستگی معنوی ایرانیان با اهل بیت و نقش آنان در صیانت عاشورا، یک امر تصادفی نبوده است. محبت اهل بیت صرفاً یک احساس و یک عاطفه نیست، بلکه سرمایه تمدنی است که به آن اشاره خواهم کرد. هیچ ملتی به اندازه ایرانیان در پاسداشت گسترده و ماندگاری فرهنگ عاشورا نقش نداشته است. این کاملاً مبرهن است؛ نه فقط با اشک و عزاداری، بلکه با خلق ادبیات، هنر، معماری، وقف، تعزیه، شعر، فلسفه و اندیشه. در همه این حوزهها ایرانیان عاشورا را منعکس کردند. این پیوند محصول عصر صفوی نیست، آن چیزی که برداشت عمومی میشود، بلکه ریشههای آن به سدههای نخستین اسلام بازمیگردد:
۱. حضور ایرانیتبارها تحت عنوان موالی در عراق و حجاز در مکتب اهل بیت، مثل امام باقر(ع) و امام جعفر صادق علیهالسلام. این تاریخ، این را گواه میدهد. موالیها که ایرانیتبارهایی بودند که در عراق و حجاز و آن زمان زندگی میکردند.
۲. هجرت امام رضا سلاماللهعلیه به ایران و تبدیل خراسان به یکی از مهمترین مراکز محبت اهل بیت.
۳. مهاجرت فرزندان ائمه به شهرهای ایران، مانند قم، ری، کاشان، شیراز، قزوین.
۴. شکلگیری سنت وقف، تکایا، حسینیهها و آیینهای سوگواری در طول قرنها. برای مثال آل بویه.
اگر بخواهیم یک خط سیری، ما چون که فرصت نیست زیاد صحبت بکنیم، مجبوریم خیلی به اختصار عبور بکنیم. اگر بخواهیم یک خط سیر تاریخی از ریشههای ایرانی تشیع ترسیم کنیم، به اختصار اینگونه میتوانیم بگوییم:
عصر ائمه، موالیها در خدمتشان بود.
علویان طبرستان در قرن سوم، حکومت حسن بن زید علوی، ۲۵۰ قمری.
آل بویه، قرن چهارم، از دیلمیان شمال ایران، ۳۲۰ قمری که با ورود احمد بن بویه (معزالدوله)، به بغداد، عملاً خلافت عباسی تحت سلطه سیاسی آنان قرار گرفت. خلیفه را عوض کردند و حکومت آل بویه تا ۴۵۴ قمری ادامه یافت.
البته برخی اعتقاد دارند که آل بویه ابتدا زیدی بودند، بعد اثناعشری شدند. حالا این یک بحث تاریخی است. بنابراین میتوانیم بگوییم که پاسداشت عاشورا یکی از ارکان و سرمایههای تمدنی ایران است. عاشورا هویت ملی ما را که مبتنی بر پیجویی حق و عدالت است، شکل داده است. ایرانیها از اول به دنبال حق و عدالت بودند. حکمت الهی در ایران از قبل از اسلام وجود داشته، اهورامزدا بوده، بت نبوده است.
در قرآن میفرماید تفکیک میکند: «والذین آمنوا»، یک عده ایمانآورندگان هستند؛ مسلمانان آن زمان. «والذین هادوا والسابعین والنصاری والمجوس»، دسته دوم چه کسانی هستند؟ یهودیان، سابعه مسیحیان و زرتشتیان. دسته سوم «والذین اشرکوا». ایران در دسته دوم، همراه با موحدان است.
گریه بر امام حسین(ع) نوعی تجدید میثاق با راه حق است/ تا عاشورا پابرجاست، ایران هم زنده و پویاست
در «مخزنالبکاء» مرحوم ملا محمدصالح برغانی، مقتل بزرگی را نوشته است. او از علمای قرن سیزدهم هجری بود. از نگاه او، وقایع اسلام مرهون زنده ماندن یاد عاشوراست. گریستن بر امام حسین، نوعی تجدید میثاق با راه حق است. مجلس عزاداری، مدرسه تربیت انسان مؤمن است؛ اصلاح اخلاق فردی و اجتماعی.
شهید مطهری میفرمایند: «اگر عاشورا زنده ماند، اسلام زنده ماند» و به خاطر پیوستگی معنوی ایرانیان با اهلبیت میتوان در ادامه گفت که تا عاشورا پابرجاست، ایران هم زنده و پویاست.
در آغاز، عاشورا در قالب سوگواری دینی ظهور مییافت و ظهور داشت، اما امروز، بهخصوص امروز، مفاهیم مهمی مانند عدالت، کرامت انسان، ظلمستیزی، آزادگی، ایثار و محبت در جهان اسلام، غالباً با نام امام حسین(سلاماللهعلیه) عجین و شناخته میشوند. وقتی که میگوییم حسین، یعنی محبت، یعنی عشق، یعنی ایثار، یعنی آزادگی، یعنی مقاومت و استقامت، یعنی «هل من ناصر ینصرنی».
بنابراین، در روزگاران ما، عاشورا دیگر فقط یک مراسم مذهبی نیست، بلکه نوعی قدرت نرم فرهنگی است که مصداق آن، برگزاری مراسم اربعین در عراق است. شما ببینید که واقعاً با چه شکوهی این مراسم برگزار میشود که توجه جهانیان را به ابعاد معنوی، اجتماعی و سیاسی آن جلب میکند.
در همین راستا، ملا محمدصالح برغانی، به نوبه خود، تلاش داشت تا پلی میان تاریخ و وجدان مردم بسازد. او معتقد بود که عاشورا اگر فقط روایت شود، ممکن است فراموش شود، اما اگر فهمیده شود، جاودانه خواهد ماند. بنابراین، باید در کنار ذکر مصیبت، همواره به فلسفه قیام، اخلاق و رفتار حسینی و نیز مسئولیت مؤمن در برابر جامعه پرداخت. به عبارت دیگر، باید به بازتولید مستمر فرهنگی یک رخداد و حافظه تاریخی ادامه بدهیم.
امام حسین سلامالله علیه تا آخرین لحظه راه گفتوگو را نبست
ملت ایران ملتی چند هزار ساله است و با ادامه این نهضت، هزاران سال، هزاران سال دیگر در صحنه تاریخ عرض اندام خواهد کرد. عاشورا مدرسه گفتوگو بود. امام حسین سلامالله علیه تا آخرین لحظه راه گفتوگو را نبست. او بارها با سپاه کوفه سخن گفت، بارها آنان را به اندیشه دعوت کرد، بارها حجت را بر آنان تمام نمود. یکی از مصادیق بارزش، حر ریاحی است در ظهر عاشورا. بنابراین، این رفتار به ما میآموزد که مقاومت هرگز به معنای نفی گفتوگو نیست، بلکه گفتوگو تا آخرین لحظه ادامه دارد و هنگامی که همه راههای اصلاح بسته شد، انسان مؤمن و آزاده از حق و حقیقت دست نمیکشد. این چنین است.
اقبال لاهوری میفرماید:
«رمز قرآن از حسین آموختم
ز آتش او شعلهها اندوختم
تا قیامت قطع استبداد کرد
موج خون او چمن ایجاد کرد»
حسین علیهالسلام متعلق به آینده است؛ زیرا هر نسلی که در برابر این پرسش قرار گیرد که حق یا مصلحت، حق یا مصلحت، بار دیگر خود را در آینه عاشورا خواهد دید. یعنی حق . استقلال ملتها، پیش از آنکه در مرزهای جغرافیایی حفظ شود، در مرزهای اندیشه و کرامت حفظ میشود و عاشورا مدرسه پاسداری از کرامت انسان است؛ همانگونه که قرآن میفرماید: «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ».
هرجا انسان کرامت را بر ذلت و حقیقت را بر مصلحت ترجیح دهد، عاشورا آنجا حضور دارد. به قول مرحوم استاد علامه دکتر سید جعفر شهیدی، کربلا پایان یک راه نبود، آغاز راهی بود که وجدان مسلمانان را برای همیشه بیدار نگه داشت.
اگر کربلا وجدان امت اسلامی را بیدار کرد، که روزبهروز بیشتر شاهد این حقیقت هستیم، همین اربعین نمونهاش؛ ایران یکی از مهمترین سرزمینهایی است که این وجدان بیدار را در قالب فرهنگ، هنر و اندیشه به نسلهای پیاپی سپرد.
بخش سوم و آخرین بخش: عاشورا، سرمایه استقلال فکری ایران در برابر سلطه. تجربه تاریخ نشان میدهد استعمار، پیش از آنکه سرزمینها را تصرف کند، میکوشد ذهنها را تسخیر کند. قبل از اینکه سرزمین را تسخیر کند، اگر ملتی باور کند که توان ایستادن ندارد، حتی بدون اشکال نظامی نیز شکست خورده است، حتی بدون اشکال نظامی شکست خورده است.
شاید جملهای از امام حسین سلامالله علیه به اندازه «هیهات من الذله» این عبارت ماندگار نشده باشد. این خیلی واقعاً جمله است، پر از معنا. «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ».
در منطق قرآن، عزت نعمتی الهی است، نعمت الهی است و حفظ آن وظیفه انسانی است. امام حسین سلامالله علیه در برابر قدرتی ایستاد، در برابر قدرتی ایستاد که از نظر ظاهری شکستناپذیر مینمود. امروز هم یک چنین تصوراتی در برخی اذهان هست، اما معیار تصمیم او، بعد از بسته شدن همه راههای مصالحه، قدرت نبود، بلکه تمسک به حق بود.
پیوند ایران و عاشورا یکی از درخشانترین فصلهای تمدن اسلامی را رقم زد
حضرت امام حسین(علیهالسلام)، فرمود: «إِنّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطِرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظَالِمًا، وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإِصْلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی.» خیلی عبارت بزرگی است. من ندارم، من حالا عیناً ترجمه نکردم، چیزی نه برای قدرت و نه برای انتقام، بلکه برای اصلاح، احیای کرامت انسان و بازگرداندن جامعه به ارزشهای الهی قیام کردند.
در پای آن، ایران عاشورا را نساخت، ولی پیوند این دو، یکی از درخشانترین فصلهای تاریخی تمدن اسلامی را رقم زد؛ پیوند ایران و عاشورا، فصلی که در آن ایمان با عقل، محبت با معرفت و سوگ با مسئولیت درآمیخت و فرهنگ پدید آورد که هنوز پس از قرنها الهامبخش آزادگان جهان است.»
منبع: ایرنا