سطح آبگرفتگی دریاچه ارومیه به ۱۶ درصد رسید
معاون محیط زیست دریایی و تالاب های سازمان حفاظت محیطزیست با تشریح اقدامات این معاونت در یک سال گذشته به اقداماتی از جمله توسعه مکران با رعایت تمام ملاحظات زیست محیطی، آبگیری دریاچه ارومیه و تالاب های اقماری آن، آبگیری ۴۵ درصدی تالاب جازموریان ، تدوین تقویمی دقیق برای رها سازی حقابه تالاب ها ، عامل اصلی مرگ فک خزری در دریای خزر و احیای تالاب بامدژ در سال آینده اشاره کرد.
احمدرضا لاهیجانزاده به مناسبت ایام دهه فجر درخصوص تاکیدات رهبر معظم انقلاب بر لزوم بهرهگیری از ظرفیت سواحل مکران به آخرین وضعیت توسعه این منطقه در یک سال گذشته اشاره کرد و افزود: توسعه سواحل مکران بر پایه دو سند بالادستی مهم استوار است، نخست سیاستهای کلی محیطزیست ابلاغی سال ۱۳۹۴ (شامل ۱۵ بند) و دوم سیاستهای توسعه دریامحور ابلاغی سال ۱۴۰۲ که تمرکز ویژهای بر منطقه مکران دارد، در راستای تحقق این سیاستها، دولت در بهار ۱۴۰۳ آییننامه اجرایی مربوطه را به تصویب رساند.
توسعه مکران با رعایت تمام ملاحظات زیست محیطی
او ادامه داد: با استقرار دولت چهاردهم در تابستان ۱۴۰۳، رویکرد اجراییسازی این سیاستها شتاب بیشتری گرفت، در نخستین گام، رئیس جمهور نماینده ویژه خود را در این حوزه منصوب کرد تا نگاه راهبردی به سواحل عملیاتی شود.
او تصریح کرد: در حال حاضر، مهمترین اقدام دفتر دریایی و نماینده ویژه، بازنگری در مصوبه بهار ۱۴۰۳ است، مقرر شده است که اصلاحیهای بر آن آییننامه تدوین شود تا خروجی کار، یک مصوبه کاملاً اجرایی، منطبق با قوانین جاری کشور و با رعایت دقیق ملاحظات و پیوستهای محیطزیستی باشد.
لاهیجان زاده افزود: در همین راستا، کمیتهای تخصصی تشکیل شد که معاونت دریایی سازمان حفاظت محیطزیست در آن حضور بسیار فعال و اثرگذاری دارد، نتیجه این تعاملات، بازنگری اساسی در شاکله مصوبه قبلی و تدوین اصلاحیهای با رویکرد کاملاً محیطزیستی است که هماکنون آماده طرح و تصویب در هیات دولت است.

او ادامه داد: نکته حائز اهمیت در این بازنگری، تغییر نگاه راهبردی است، در مصوبه پیشین، شاید بتوان گفت رویکرد غالب و پررنگتر، معطوف به «بهرهبرداری» بود، اما در نگاه جدید، ضمن پذیرش اصل بهرهبرداری و توسعه، شرط اصلی رعایت توان اکولوژیک و تنوع زیستی سواحل است، به عبارت دیگر، هرگونه بارگذاری و توسعه باید دقیقاً بر اساس ظرفیت و قابلیت تحمل زیستگاههای منطقه تعریف شود، این موضوع صرفاً یک شعار کلی نیست، بلکه ما این الزام را در تکتک بندهای قانونی اصلاحیه جدید گنجاندهایم.
او افزود: نکته راهبردی دوم در بحث توسعه دریامحور، انتقال محوریت توسعه کشور به سمت سواحل است که طبیعتاً با بارگذاریهای عظیم در دو حوزه صنعت و جمعیت همراه خواهد بود، اگر این بارگذاریها بدون انطباق با معیارهای علمی انجام شود، قطعاً در آینده منشأ خسارات جبرانناپذیری خواهد شد.
او تصریح کرد: برای پیشگیری از این چالش، ما اولویت را بر تکمیل مطالعات آمایش سرزمین و پهنهبندی کاربریها در سواحل جنوبی و مکران قرار دادیم، در این مطالعات، با جزئیات دقیق مشخص کردهایم که هر کاربری در کدام نقطه مجاز است؛ برای مثال، تأسیسات آبشیرینکن صرفاً در کدام پهنهها قابل اجراست؟ توسعه صنعتی کجا جانمایی شود؟ و اگر قرار است شهر جدیدی احداث شود، در کدام موقعیت و با چه ضوابطی باید باشد؟
او افزود: هدف ما این است که توسعه پرشتاب در جنوب، به سرنوشت توسعه در فلات مرکزی و درون سرزمین دچار نشود؛ توسعهای که به دلیل عدم رعایت ملاحظات، به از دست رفتن سفرههای آب زیرزمینی و نابودی تالابها انجامید.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست افزود: در این مسیر، حمایت قاطع مدیریتی نیز وجود دارد، نماینده ویژه رئیسجمهور، اعتقاد راسخی به مقولههای محیطزیست، توان اکولوژیک و آمایش سرزمین دارد و همین امر باعث شد تا فاز زیرساختی توسعه مکران، کاملاً مبتنی بر اصول علمی و قانونی پیش برود.

خشک شدن حدود ۷۰ درصد از وسعت تالابهای کشور
لاهیجانزاده در ادامه درباره تالاب های کشور و تاثیر تغییر اقلیم و خشکسالی بر این پهنه های آبی گفت: در این زمینه ابتدا باید نگاهی به آمار سال آبی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ (از اول مهر ۱۴۰۳ تا ۳۱ شهریور ۱۴۰۴) داشته باشیم، طبق دادههای هواشناسی و نظر کارشناسان، سالی که پشت سر گذاشتیم، یکی از سختترین سالهای آبی ایران و در زمره «سه سال کمبارش» در نیم قرن اخیر (۵۰ سال گذشته) بود، در این بازه زمانی، میانگین بارشها سقوط کرد و ما حجم عظیمی از روانآبها را از دست دادیم. تبعات این رخداد اقلیمی در دو بخش نمایان شد.
او افزود: در حوزه محیطزیست؛ اغلب تالابهای کشور دچار بحران شدند و وسعت پهنههای آبی به تنش آبی رسید و در حوزه مصارف شهری؛ ورودی آب به پشت سدها کاهش چشمگیری داشت، همانطور که در تابستان گذشته شاهد بودید، این کمبود منابع منجر به تنش آبی و حتی جیرهبندی در تأمین آب شرب کلانشهرهایی مانند تهران، اصفهان، تبریز و مشهد شد.
لاهیجان ادامه داد: برای تحلیل وضعیت تالابها باید به یک اصل هیدرولوژیک توجه کنیم؛ تالابها که غالباً در انتهای حوضههای آبریز (پایاب رودخانهها) قرار دارند، همواره نخستین قربانیان خشکسالی هستند. زنجیره آسیبپذیری به این صورت است که ابتدا محیطزیست صدمه میبیند، سپس مصارف کشاورزی و صنعت، و در نهایت آب شرب. بنابراین، وقتی در تابستان ۱۴۰۴ شاهد تنش در آب شرب بودیم، معنایش این بود که تالابهای ما پیش از آن، ضربه نهایی را خوردهاند.
او تصریح کرد: متأسفانه در سالی که گذشت، برآورد میشود که حدود ۷۰ درصد از وسعت تالابهای کشور خشک شد و پهنههای آبی جای خود را به بسترهای خشک و کانونهای فرسایش بادی دادند، خشکی کامل «تالاب جازموریان» باعث شد این منطقه در تابستان ۱۴۰۴ به یکی از کانونهای فعال گرد و غبار تبدیل شود. در شرق کشور، مجموعه «تالابهای هامون» به دلیل عدم دریافت حقابه از کشور همسایه، کماکان منشأ اصلی ریزگردهاست، همچنین «تالاب گمیشان» در شمال به دلیل قطع ارتباط با دریا، مستعد تبدیل شدن به کانون گردوغبار شده است.
او افزود: تالابهای مهمی همچون «گاوخونی» و «پریشان» تقریباً بهطور کامل خشک شدهاند.
لاهیجانزاده تصریح کرد: در مورد «تالاب بختگان»، با وجود تلاشهای انجامشده و رهاسازی ۳۰ میلیون مترمکعب آب، شدت تبخیر به قدری بالا بود که این تالاب هم در تابستان خشک شد، دریاچه ارومیه که حساسیت بالای افکار عمومی و رسانهها را به همراه دارد، وضعیت مساعدی نداشت و در تابستان ۱۴۰۴ بخش بزرگی از پهنه آبی آن از دست رفت و تنها وسعت ناچیزی از آن باقی ماند.
او افزود: سال آبی بسیار دشواری را در ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ پشت سر گذاشتیم که یکی از سختترین دورههای خشکسالی بود. سال آبی جدید نیز شروع خوبی نداشت؛ در ماههای مهر و آبان و حتی تا ۱۵ آذرماه ۱۴۰۴، عملاً بارندگی مؤثری در کشور ثبت نشد و تنها استثناء، استان گیلان بود که بارشهای آن به دادِ تالاب انزلی رسید، اما خوشبختانه از نیمه آذرماه، لطف پروردگار شامل حال کشور شد و با تغییر الگوهای جوی، بارشهای بسیار خوبی آغاز شد که تا امروز استمرار داشته است، تأثیر این بارشها در چند محور قابل بررسی است.

آبگیری ۴۵ درصدی تالاب جازموریان
معاون محیط زیست دریایی و تالاب ها سازمان حفاظت محیط زیست گفت: بارشهای اخیر در نیمه جنوبی کشور بسیار راهگشا بود، تالاب جازموریان که به کانون گردوغبار تبدیل شده بود، حدود ۴۵ درصد آبگیری کرد و عملاً آن کانون بحرانی حذف شد. در منطقه زابل هم دو نوبت بارندگی نسبتاً خوب داشتیم که فعلاً کانونهای گردوغبار سیستان را مهار کرده است.
بارش برف؛ جهش مثبت آبگیری دریاچه ارومیه در فروردین و اردیبهشتماه سال آینده
او تصریح کرد: در استانهایی مانند خوزستان، چهارمحال و بختیاری، کردستان و آذربایجان غربی ، میزان بارشها به حد نرمال رسید و در برخی نقاط حتی از نرمال فراتر رفت. ویژگی مهم بارشهای اخیر در شمالغرب کشور، ماهیت برفی آن بود. بارش برف در این مناطق بسیار مشهود بوده که برای پایداری منابع آب در فصل گرما حیاتی است. بر اساس آخرین پایشهایی که تا هفته قبل انجام شد، سطح آبگرفتگی دریاچه ارومیه حدود ۱۵.۹ درصد بود که اکنون به ۱۶ درصد رسیده است. اما نکته مهمتر از این عدد فعلی، پتانسیل نهفته در ارتفاعات است.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست افزود: از آنجا که عمده بارشهای اخیر در حوضه آبریز دریاچه ارومیه به صورت «برف» بوده، ما بسیار امیدواریم که با گرم شدن هوا در اسفندماه و فروردین، این ذخایر برفی ذوب شده و به صورت روانآبهای پایدار وارد بستر دریاچه شوند. نتیجه این فرایند را به صورت یک جهش مثبت در آبگیری دریاچه، طی فروردین و اردیبهشتماه سال آینده (۱۴۰۵) شاهد خواهیم بود تا دریاچه از آن وضعیت شکنندهای که پارسال تجربه کرد، فاصله بگیرد.
او افزود: در مورد اکوسیستم پیرامونی هم باید بگویم خوشبختانه تالابهای ۱۱گانه اقماری اطراف دریاچه، به دلیل بارشهای موثر، هماکنون وضعیت نسبتاً خوبی دارند. پیشبینیها نشان میدهد بارشها در ماههای پایانی سال و ابتدای سال آینده در حد نرمال باقی بماند و قطعاً سال آبی جاری برای تالابهای کشور بسیار بهتر از سال قبل خواهد بود.

تدوین تقویمی دقیق برای رها سازی حقابه تالاب ها
لاهیجانزاده درباره تامین حقابه ها در سال گذشته گفت: قانون تکلیف را کاملاً روشن کرده است؛ فرایند حقابه دو بازوی اصلی دارد؛ تعیین نیاز آبی که وظیفه ذاتی سازمان حفاظت محیطزیست است و تأمین و تخصیص که بر عهده وزارت نیرو قرار دارد، ما در سازمان محیطزیست، تکلیف خود را انجام دادهایم؛ یعنی مطالعات تعیین نیاز آبی تالابها و رودخانهها را از چند سال پیش تکمیل کرده و هر سال نیز ارقام بهروزرسانی شده را رسماً به وزارت نیرو ابلاغ میکنیم.
او افزود: اما در بخش «تأمین»، باید واقعیتهای اقلیمی را هم در نظر گرفت، سال آبی گذشته (۱۴۰۳) به هیچ وجه سال خوبی نبود، خشکسالی شدید باعث شد که وزارت نیرو تنها در نیمه اول سال (پاییز و زمستان) بتواند تا حدودی حقابهها را تأمین کند، متأسفانه در نیمه دوم سال، به دلیل شدت بحران آب، عملاً امکان تخصیص حقابه میسر نشد و وزارت نیرو نتوانست سهم محیطزیست را بپردازد.
او تصریح کرد: برای سال آبی جدید، جلسات مستمری را با مدیران حوضههای آبریز برگزار کردهایم تا بر اساس میزان ذخایر پشت سدها و تعهدات وزارت نیرو، یک تقویم دقیق برای رهاسازی آب تدوین کنیم، تأکید ویژه ما به وزارت نیرو، تمرکز بر «پنج ماه کلیدی» یعنی از آذر تا پایان فروردینماه (بهویژه دی، بهمن و اسفند) است. اصرار ما بر این بازه زمانی دو دلیل فنی و مدیریتی دارد.
او افزود: اول اینکه در این ماهها، در مناطق سردسیر کشور عملاً کشاورزی نداریم، این یعنی هیچگونه رقابتی برای برداشت آب وجود ندارد و ما میتوانیم بدون ایجاد تنش، حداکثر روانآب موجود را به پیکره تالابها برسانیم. دلیل دوم، ماهیت اکولوژیک تالابهای ایران است که اغلب «سیلابمحور» هستند. ما معمولاً سیلابهای بزرگ را در همین بازه زمانی تا پایان فروردین داریم. بنابراین باید از این فرصت طبیعی نهایت استفاده را ببریم.
لاهیجان زاده اظهار کرد: البته این موضوع یک پیششرط فنی هم دارد و آن «لایروبی» است. توصیه همیشگی ما این است که لایروبی انهار و مسیلها باید در فصل خشک (اواخر تابستان تا آبان) انجام شود. اگر این مسیرها باز باشند، به محض وقوع سیلاب در زمستان و بهار، آب بدون مانع و هدررفت وارد تالاب میشود و آبگیری موثری خواهیم داشت.
او تصریح کرد: در جبهه اول، با دقتی وسواسگونه جلسات مشترک با وزارت نیرو را در تمام سطوح - از سطح ملی و مدیران حوضه آبریز گرفته تا کارگروههای استانی- دنبال میکنیم. هدف ما در این جلسات این است که حتی از حداقل آبی که بهصورت روانآب در مسیلها جاری میشود نیز نگذریم و آن را به سمت تالابها هدایت کنیم.
او افزود: اما در جبهه دوم، یکسری اقدامات فنی و مهندسی را روی خودِ تالابها آغاز کردهایم. واقعیت این است که در برخی تالابها شرایط طبیعی برای حفظ آب مناسب نیست؛ لذا ما با مداخلات فنی ۴ تا ۵ کار اساسی را انجام میدهیم که دو کارکرد دارند؛ اول اینکه ورود آب به تالاب را تسهیل و تسریع میکند و دوم اینکه جلوی خروج و هدررفت آب را میگیرد تا «ماندگاری آب» در داخل کاسه تالاب به حداکثر برسد. این اقدامات هماکنون در حال اجراست و طبق زمانبندی، سال ۱۴۰۵ سالِ به ثمر نشستن و افتتاح این پروژهها است که خبرهای بسیار خوبی را برای مردم و دوستداران محیطزیست به همراه خواهد داشت.

سه عامل اصلی مرگ فک خزری در دریای خزر / پایش هوایی با پهپاد
لاهیجانزاده درباره آخرین اقدامات سازمان حفاظت از محیط زیست برای موضوع جلوگیری از تلفات فک خزری و عوامل مرگ و میر این گونه در سواحل شمالی ایران گفت: فک خزری تنها پستاندار دریای خزر است که ذاتاً به مناطق سردسیر علاقه دارد، بنابراین زیستگاه اصلی و محل تجمع آن، نیمه شمالی دریا و نه سواحل ایران است.
او افزود: با این حال، ما اخیراً در نوار ساحلی استانهای گلستان، مازندران و حتی گیلان شاهد لاشههای این حیوان بودیم، اما نکته بسیار مهمی در بررسیهای اولیه وجود داشت؛ بر اساس اعلام دامپزشکان معتمد، لاشههایی که به دست ما میرسید کاملاً متلاشی و تجزیه شده بودند و تخمین زده شد که از زمان مرگ آنها یک تا دو هفته گذشته است، این یافته علمی یک پیام مشخص دارد؛ مرگومیر در سواحل ما یا حتی نزدیک به آبهای ما رخ نداده است، این حیوانات در فواصل بسیار دور (در نیمه شمالی خزر) تلف شدهاند و امواج دریا طی این مدت لاشهها را به سمت سواحل جنوبی آورده است.
او افزود: در خصوص علت مرگ، گمانهزنیهای علمی متعددی مطرح است که دانشمندان در حال بررسی دقیق آن هستند، «آلودگیهای نفتی»، «گیر افتادن در تور صیادان صنعتی» و البته «تغییر اقلیم» از مهمترین فرضیهها است، گرمایش زمین باعث شده زیستگاههای یخی و برفی که محل استراحت و زادآوری فوکها است، ذوب شود یا دمای آب تغییر کند که این امر در کنار کمبود منابع غذایی، حیات این گونه را به خطر انداخته است، تحقیقات ما برای یافتن علت قطعی کماکان ادامه دارد.
او تصریح کرد: ما رویکرد «واکنش سریع» را در دستور کار قرار دادیم و اولویت ما تکمیل زنجیره مراکز امداد و نجات در تمام نوار ساحلی بود. این شبکه تکمیل شده است. ما کار را از استان گلستان شروع کردیم، سپس تجهیزات را در مازندران مستقر کردیم و حلقه آخر نیز استان گیلان بود که مرکز آن حدود دو تا سه ماه پیش افتتاح شد، اکنون این مراکز با حضور دامپزشکان فعال هستند و خروجی ملموسی هم داشتهاند، ما اقداماتمان را در دو سطح انجام میدهیم.
او افزود: در سطح اول، خوشبختانه چندین مورد فک خزری داشتیم که زنده به ساحل رسیدند؛ اینها بلافاصله تحت درمان و تیمار قرار گرفتند و پس از بازیابی سلامت، با موفقیت در دریا رهاسازی شدند، در سطح دوم که متأسفانه با لاشه حیوان مواجه میشویم، کار متوقف نمیشود. تیمهای ما بلافاصله اندازهگیریهای دقیق (زیستسنجی) و نمونهبرداریهای آزمایشگاهی را انجام میدهند. این دادهها برای تکمیل پازل تحقیقاتی ما و فهمیدن علت دقیق مرگومیرها بسیار حیاتی است. در بحث پایش، ما «پایش هوایی با پهپاد» را آغاز کردیم، این پهپادها به ما امکان میدهند تا عمق ۱۰ کیلومتری دریا را رصد کنیم. این تکنولوژی که الان در گیلان بسیار فعال است سرعت عمل ما را بالا میبرد تا لاشهها یا حیوانات نیمهجان را بسیار زودتر پیدا کنیم.
او تصریح کرد: در حوزه علمی، نمیخواستیم کار بدون پشتوانه آکادمیک باشد، تابستان گذشته دبیرخانه حفاظت از فک خزری را در دانشگاه تربیتمدرس (واحد نور) راهاندازی کردیم تا از ظرفیت اساتید دانشگاه برای آموزش و تحقیق استفاده کنیم. اما مهمترین بخش، دیپلماسی محیطزیستی است. چون میدانیم بیشترین تلفات در سواحل قزاقستان رخ میدهد، نمیتوانیم جزیرهای عمل کنیم. از طریق وزارت امور خارجه، مکاتبات و جلسات متعددی (حضوری و آنلاین) با کشورهای همسایه، بهخصوص قزاقستان و ترکمنستان داشتهایم، طرف قزاقستانی هم به شدت پیگیر است تا بفهمیم ریشه این بحران کجاست. این همگرایی منطقهای برای حل معما بسیار حیاتی است.
او افزود: در خصوص فک خزری، اقدامات ما ترکیبی از کار میدانی و ستادی است. در بخش میدانی، محتوای آموزشی تولید کردیم، تابلوهای هشدار و اطلاعرسانی در سواحل نصب شد و مهمتر از همه، پروتکلهای استاندارد برای «امداد و نجات» و «دفن بهداشتی لاشهها» را اجرایی کردیم تا از شیوع احتمالی بیماری جلوگیری شود. در بخش ستادی نیز، کارگروههای استانی برنامه اقدام ملی را تشکیل دادیم تا مطمئن شویم این برنامه در هر سه استان شمالی مو به مو اجرا میشود.

صید و قاچاق کوسهماهیان یکی از جدیترین چالشها در سواحل مکران و خلیجفارس
لاهیجانزاده تصریح کرد: در حوزه گونهای در خطر انقراض نیز ما کارهای دیگری نیز انجام دادیم. ما مطالعات جامع «ارزیابی ریسک گونههای غیربومی» را در کل آبهای ایران (دریایی و داخلی) به اتمام رساندیم. در جنوب کشور، با همکاری سازمان منطقهای حفاظت از محیطزیست دریایی (راپمی) و کشورهای حاشیه خلیجفارس، یک پروژه مشترک تعریف کردیم. هدف این پروژه شفافسازی وضعیت اکولوژیک منطقه بود که خوشبختانه انجام شد. اکنون ما دقیقاً میدانیم کدام گونههای غیربومی و مهاجر میتوانند آسیبزا باشند و کدام گونههای بومی در لیست قرمز و در خطر انقراض قرار دارند.
او افزود: متأسفانه صید و قاچاق کوسهماهیان یکی از جدیترین چالشهای ما در سواحل مکران و خلیجفارس است. ما برای مقابله با این معضل، تمام ظرفیتهای موجود در کشور را بسیج کردهایم.
معاون محیط زیست دریایی و تالاب ها سازمان حفاظت محیطزیست گفت: الان دیگر موضوع فقط محیطزیست نیست؛ بلکه یک همکاری چندجانبه شکل گرفته است. دریابانی، نیروهای نظامی و امنیتی، دستگاه قضایی، یگان حفاظت شیلات و یگان محیطزیست همگی پای کار آمدهاند و جلسات مشترک مداومی داریم تا جلوی این فعالیت مخرب گرفته شود. از نظر قانونی ما کمبودی نداریم. جرایم بسیار سنگینی برای متخلفان در نظر گرفته شده و این جرایم توسط دستگاه قضایی با قاطعیت اعمال میشود.
او افزود: در برنامه هفتم، قانونگذار بهطور مشخص بر موضوع «احیا و بازسازی زیستگاههای حساس سواحل و دریای جنوب» تاکید کرده است. این تکلیف قانونی باعث شد تا ما تعاملات خود را با مرکز تحقیقات شیلات گسترش دهیم و اقداماتمان را که پیشتر تا حدی پراکنده بود، اکنون در یک چارچوب منسجم و برنامهریزیشده پیش ببریم. در بخش مطالعات زیربنایی، کار بزرگ «ارزیابی توان زیستمحیطی» و سنجش «ظرفیت بارگذاری» سواحل مکران به اتمام رسیده است؛ یعنی اکنون دقیقاً میدانیم ظرفیت اکولوژیک منطقه چقدر است.

تکمیل برنامه اقدام ملی حفاظت و احیای جنگلهای ساحلی تا اوایل سال آینده
او تصریح کرد: در بخش میدانی هم، «برنامه اقدام ملی حفاظت و احیای جنگلهای ساحلی» پیشرفت فیزیکی خوبی دارد. با روندی که در پیش گرفتهایم، امیدواریم بتوانیم تا اوایل سال ۱۴۰۵ این پروژه را به سرانجام رسانده و تکمیل کنیم. ما اقدامات را در چند محور موازی پیش میبریم. در بخش مطالعاتی، قرارداد مهمی برای شناسایی مناطق حساس ساحلی از بندر لنگه تا بندر آفتاب منعقد کردهایم. این پروژه تازه شروع شده و هدفگذاری ما این است که مطالعات آن را تا نیمه سال ۱۴۰۵ به اتمام برسانیم.
لاهیجان زاده افزود: در بخش اجرایی، تمرکز ویژهای بر زیستگاههای مرجانی داریم، کارگاههای آموزشی برگزار میکنیم و هم وارد فاز عملیاتی شدهایم. خوشبختانه وزارت نفت پای کار آمده و احیای مرجانها در جزیره لاوان را با حمایت آنها شروع کردیم و در جزیره خارگ نیز در حال توسعه این طرح هستیم.
به گفته او در مورد جنگلهای حرا، هدفگذاری بزرگی انجام شده و پیشبینی ما کاشت یک میلیون اصله نهال است که هماکنون فرآیند کاشت آن در سواحل در جریان است.
او تصریح کرد: در خصوص لاکپشتهای دریایی، ما هر ساله برنامه بازسازی زیستگاههای تخمگذاری آنها را در جزایر و کل سواحل استان هرمزگان اجرا میکنیم تا امنیت این گونه در فصل زادآوری تامین شود، تمامی پایشهای ما، بهویژه در بحث آبسنگهای مرجانی و ذخایر آبزیان، با همکاری مستقیم مرکز تحقیقات شیلات انجام میشود. با این حجم از اقدامات مشترک و علمی، مطمئن هستیم که در دو سال آینده شاهد اثرات مثبت و واقعی این پروژهها بر کیفیت سواحل و پهنه آبی کشور خواهیم بود.

احیای تالاب بامدژ در سال آینده
لاهیجانزاده در خصوص مهمترین اقدامات در دسترس از سوی دفتر معاونت دریایی و تالابها گفت: یکی از بهترین پروژههای که امیدواریم سال آینده به ثمر بنشیند، احیای تالاب بامدژ در شمال اهواز است، این کار را از حدود دو سال پیش با کمک بخش خصوصی آغاز کردیم. تا امروز نزدیک به ۱۳۰ میلیارد تومان در این پروژه هزینه شده و قراردادی به ارزش ۲۰۰ میلیارد تومان دیگر نیز برای تکمیل آن منعقد شده است.
او افزود: اگر تأمین اعتبار طبق برنامه پیش برود و پیمانکار با همین سرعت کار را ادامه دهد، برنامه ما این است که در هفته محیطزیست (خرداد ۱۴۰۵) این پروژه را افتتاح کنیم. با آبگیری کامل این پهنه بینظیر، قطعاً در زمستان سال آینده شاهد تبدیل شدن مجدد آن به کانون اصلی مهاجرت پرندگان خواهیم بود. تأثیر آن بر اقتصاد محلی فوقالعاده خواهد بود. اولاً بحث صید و صیادی دوباره جان میگیرد. مهمتر از آن، بحث دامداری بومی منطقه است. معیشت روستاهای اطراف بامدژ به پرورش گاومیش وابسته است؛ مردم منتظرند تا با آبگیری تالاب، گلههای گاومیش را وارد آب کنند. این اتفاق رونق اقتصادی چشمگیری ایجاد میکند و علاوه بر آن، در تلطیف هوا و کاهش دمای منطقه اهواز نیز بسیار اثرگذار است.

اجرای پروژه های متعدد برای احیای چندین تالاب
لاهیجانزاده تصریح کرد: در حال حاضر چندین پروژه فعال داریم که پیشرفت فیزیکی خوبی دارند. یکی از مهمترین آنها پروژه احیای تالاب گمیشان است که هماکنون عملیات اجرایی آن در جریان است و امیدواریم در هفته محیطزیست سال آینده (خرداد ۱۴۰۵) به بهرهبرداری برسد. در آذربایجان شرقی، پروژه احیای تالاب «قوریگول» را داریم. این تالاب پتانسیل بالایی دارد و با بازگشت حیات به آن، به یکی از مقاصد اصلی گردشگری منطقه تبدیل خواهد شد.
او افزود: پروژه تالاب ارژن هماکنون مراحل اولیه خود را طی میکند. برنامهریزی ما این است که تا پاییز ۱۴۰۵ بتوانیم شرایط را برای آبگیری مجدد آن فراهم کنیم. تمرکز اصلی ما در این پروژهها بر اصلاح فنی مجاری ورودی و خروجی آب است، این ۴ یا ۵ موردی که اشاره کردم، به دلیل پیشرفت فیزیکی مناسب، امیدواریم همگی در سال ۱۴۰۵ افتتاح شوند، البته کار متوقف نمیشود؛ ما همزمان پروژههای جدیدی را آغاز کردهایم که هدفگذاری افتتاح آنها برای سال ۱۴۰۶ تنظیم شده است.