تفاهم و سه گانه جنگ
ما برای صلح میجنگیم. تاریخ ایران گواه است که نیروهای مسلح و حکومتهای ایران همواره مدافع مردم و سرزمین بودهاند تا بتوانند به حیات و تعالی و تمدن، تداوم بخشند.
سید مسعود رضوی در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:
ما برای صلح میجنگیم. تاریخ ایران گواه است که نیروهای مسلح و حکومتهای ایران همواره مدافع مردم و سرزمین بودهاند تا بتوانند به حیات و تعالی و تمدن، تداوم بخشند. دیروز که به قول فرخی سیستانی: «حدیث جنگ به یک سو نهاد و صلح گزید»، و خبر امضای تفاهمنامه و ترک موقت مخاصمه از سوی ایران و ایالات متحده آمریکا منتشر شد، یک بار دیگر صلح طلبی ایران برپایه قدرت نمایی خیرهکننده نمایان گردید. در واقع، خرد ایرانی همانند مقاومت و موشک به رخ کشیده شد تا صهیونِ جنگ افروز و جنایت پیشه، بیش از پیش رسوا و منفور شود و همدستان منطقهای نیز حدّ خود را بشناسند. نیروهای مسلح ما به پشتوانه ملت، در وقت مقتضی میجنگند و مقاومت میکنند. در وقت مقتضی هم از موضع قدرت گفتگو میکنند. نیروهای مسلح ما، دشمن را گوشمال میدهند، ادب میکنند و عقب میرانند. اما دوستان و برادران و هم پیمانان را نیز تنها نمیگذارند؛ خاصه حزبالله لبنان که پیوندهای عاطفی و تاریخی ناگسستنی با ما دارد. به قول استاد عنصری:
به وقت صلح، مِهرِ دوستانی
به وقت رزم، تیغ ذوالفقاری
با این همه، نیروهای کشوری و لشکری با محاسبههای دقیق و تحلیل همه جانبه باید تصمیم بگیرند و مصالح کشور و ملت را مدیریت کنند. وارد شدن به جنگ و صلح، آتشبس یا هرگونه مذاکره و معاهدهای، بر اساس مصالح ملی و با دقت بسیار زیاد امکانپذیر است. و این امر جز با داشتن اطلاعات جامع و اِشراف بر تمام امور و دادهها و مشورتها و تجربههای بسیار ممکن نیست. کسانی هم که گاهی اشک ریزان و خشمآلود و دلسوخته، دانسته یا ندانسته از بیرون شعارهای تند و مخالف میدهند، باید این مسائل را در نظر بگیرند و بدانند سرنوشت امروز و فردای یک ملت بزرگ و حتی کل منطقه در گرو هر تصمیم و عملی است که در این لحظه از تاریخ اتخاذ یا انجام میشود.
در این منطقه، پس از جنگ ۴۰ روزه، قدرت ایران نمایان شده است. دولت و نیروهای مسلح ما باید با وقار و منزلت یک کشور قدرتمند، سیاستورزی و عمل کنند. اکنون در رابطه با جنگ، سه نیروی منازع و متنازع وجود دارد که یکی حافظ صلح و دو نیروی دیگر هیزمکش آن هستند. خوشبختانه اکثریت قاطع ملت، دولت و نیروهای مسلح ما از اینها نیستند و مصداق شعر شیخ سعدی شیرازی هستند که فرمود:
ندیدم به مردانگی چون تو کس
که جنگاوری بر دو نوع است و بس
یکی پیش خصم آمدن مردوار
دوم جان به در بردن از کارزار
۱. جنگاور: نیروهای مسلح ما مصداق جنگجو و جنگاورند که در وقت مقتضی به دفاع از ملک و ملت قد علم میکنند و همواره چشم و گوش باز و سینه سپر کرده، از امنیت و نوامیس ایرانیان مدافعه میکنند. جنگ را نه برای جنگ، که برای به دست آوردن امنیت و ایجاد صلح برای خود و همسایگان مشروع میدانند. جنگاوران ایران، هم پیمانان خود را تنها نمیگذارند اما مصالح و منطق و سیاست را نیز رها نمیکنند و با پیمایش تمام عناصر و عوامل ضروری، به جنگ میپردازند یا به مذاکره مینشینند یا عهدنامهای را امضا میکنند. جنگجویان، ادعا و تبلیغات ندارند و سهم خواهی ندارند. آنچه رهبری و فرماندهان عالی و رئیس جمهور و بزرگان صلاح بدانند، برای آنها اتمام حجت است. به قول عبدالواسع جبلی: «مصافافروز و فتحاندوز و اعداسوز و جنگاور»اند. اما به سروده مولانا اهلی شیرازی خودسر و فتنه و غوغاگر نیستند:
خاموش نشین و فتنه انگیز مباش
خود را به زیان خویش خونریز مباش
۲. جنگ طلب: این گروه از دو دسته تشکیل شدهاند:
الف ـ عدهای آزردگانند که از حمله دشمنان ددمنش خشمگین شده و شهادت رهبری و خسارات بسیار را نمیتوانند نادیده بگیرند. لاجرم، چاره را در دوام جنگ میبینند و البته تحت تأثیر تبلیغات دیگر و دیگرانی هم هستند. اما این گروه باید به رهبر جوان و رئیس جمهور و افسران کشورمان اعتماد داشته باشند. بدانند که بر اساس منابع و مصالح کشور و چشماندازهای کنونی و آینده تصمیماتی گرفته شده و اتخاذ خواهد شد. به این گروه باید از زبان سنایی اندرز داد که:
فرمان حسود فتنه انگیز مکن
چشم از پی کشتن رهی تیز مکن
تفاهمنامه با آمریکا نیز بر اساس ارزیابیهای فراوان و پس از ماهها سنجش و تجزیه و تحلیل است که به نتیجه میرسد. رهبران و افسران ما هیچ اعتمادی به آمریکا ندارند، چه رسد به مستعمره جنایت پیشهاش اسرائیل که دشمن انسانیت است. اینها، اگر ایستادگی و آتش نیروهای ما و بستن تنگه هرمز نبود، هیچگاه دست بر نمیداشتند و به قول عیوقی:
مرا از شما گشت کوتاه، چنگ
درآیم به صلح و نپویم به جنگ
ب ـ اما دسته دوم، منافعی در جنگ دارند. از رقیبان دولت تا کاسبان تحریم و جنگ. اینها جنگ طلبانی هستند که فکر میکنند با دمیدن در تنور منازعت و جنگ، میتوانند هم رقبا را کنار بزنند، هم منفعت ببرند و هم در هیابانگ جنگهای گاهگاهی و کشدار، مجال آزادی و توسعه را در مسیر مطلوب قدرت و حاکمیت خود پیش ببرند. یک چشمه از کارشان همان فیلترینگ و فروش اینترنت پرو به اشراف و پولدارها بود و فیلترشکنهای چند ده میلیونی. ملت و دلسوزان از این جماعت سنگ بسیار خوردهاند و آنها سالهاست «این همه قلب و دغل با خلق و دولت می کنند».
۳. جنگ افروزان: بدون تردید در رأس آتش افروزان و سودبرندگان از جنگ، به ویژه در این برهه از زمان، رژیم صهیونی به رهبری نخست وزیر تحت تعقیب اسرائیل بنیامین نتانیاهو قرار دارد. این رژیم برای برهم زدن آرامش و ریختن نفت بر آتش نزاع در خاورمیانه، دست به هر جنایتی زده و میزند. از زمانی که اندک آرامشی برقرار شده، هربار گامی برای تفاهم و آتشبس برداشته میشود، رژیم اسرائیلی با حمله به لبنان یا توطئه در کشورهای عربی یا ترور و خونریزی، آشوب به پا میکند و نایره جنگ را شعلهور میسازد. اسرائیل با جنگ و کشتار زنده است و با قتل و غارت به حیاتش ادامه میدهد. اسرائیل با ایجاد هراس و تفرقه و تنازع در خاورمیانه است که میتواند قدرت و هژمونی مهمی در خاورمیانه باشد و بودجه و سلاحهای مدرن از ایالات متحده دریافت کند یا زیر پوشش تبلیغاتی همچون خطر نابودی و نسل کشی، در جوامع دیگر غارت و کشتار نماید. او همان است که در قول حافظ آمده: «صوفی دَجّال فِعلِ مُلحدشکل»
اسرائیل، پادگان و ماشین کشتار و جنگ افروزی است. کسانی که همصدا با این رژیم از جنگ حمایت میکنند؛ باید بدانند که زودتر از آنچه که میاندیشند، یا ضربهای بزرگ خواهند خورد، یا دستشان رو خواهد شد!
تاریخ برای ما تعطیل نخواهد شد اما امور مردم باید مدیریت شود. عظمت کشور تنها به قدرت نیست، بلکه دست تدبیر است که میتواند و میباید قدرت را به پیش راند. امروز شکر ایزد، قدرت ایران عیان شده و این را منطقه و جهان دیدهاند و تحسین میکنند. وقت است که تدبیر را ببینند و این کیاست و سیاست هم کم از آن قدرت نیست. انشاالله.