EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۳۴۱۸

نسلی در انتظار فرصت

درِ کارگاه بسته شده، دستگاه‌ها زیر لایه‌ای از گردوغبار خاموش مانده‌اند و دانیال، ۲۳ ساله، دیگر جایی برای رفتن ندارد.

نسلی در انتظار فرصت
اطلاعات

روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت:

درِ کارگاه بسته شده، دستگاه‌ها زیر لایه‌ای از گردوغبار خاموش مانده‌اند و دانیال، ۲۳ ساله، دیگر جایی برای رفتن ندارد. او روزی امیدوار بود با راه‌اندازی یک کارگاه کوچک، سهمی در تولید داشته باشد، اما حالا نامش به فهرست بلند جوانان بیکار اضافه شده است. قصه دانیال، قصه نسلی است که در میانه رکود، بحران‌های اقتصادی و کاهش فرصت‌های شغلی، بیش از هر زمان دیگری برای پیدا کردن جایگاهی در بازار کار تقلا می‌کند.

دانیال این روزها دغدغه‌هایی را تجربه می‌کند که گاه از توان و تاب بسیاری از افراد باتجربه‌تر نیز فراتر می‌رود. او تا چندی پیش همراه چند تن از دوستانش در کارگاهی کوچک به تولید محصولات پلاستیکی از جمله کیسه‌های نایلونی مشغول بود و با وجود فشارهای اقتصادی، برای ادامه فعالیت و حفظ این کسب‌وکار نوپا تلاش می‌کرد.

بیکاری تولیدکنندگان خرد

به گفته دانیال، رکود بازار پیش از آغاز جنگ نیز بر تولیدکنندگان خرد سایه انداخته بود؛ کاهش قدرت خرید مردم، افزایش هزینه مواد اولیه و افت سفارش‌ها شرایطی ایجاد کرده بود که ادامه فعالیت را دشوار می‌کرد. با این حال، او و همکارانش امیدوار بودند بتوانند کارگاه را سرپا نگه دارند و از تعطیلی آن جلوگیری کنند.

اما با تشدید تنش‌ها و پیامدهای ناشی از جنگ، فشارها بیشتر شد. افزایش مداوم قیمت مواد اولیه، بالا رفتن هزینه‌های حمل‌ونقل و قطعی‌های مکرر برق، چرخه تولید را عملا مختل کرد. توقف‌های طولانی‌مدت دستگاه‌ها، تأخیر در تحویل سفارش‌ها و رشد هزینه‌ها، ادامه کار را برای این گروه جوان غیرممکن ساخت.

دانیال امروز از کارگاهی می‌گوید که درِ آن بسته شده و دستگاه‌هایش خاموش مانده‌اند. او با حسرت تأکید می‌کند: «وقتی هزینه تولید از درآمد بیشتر شود، ادامه دادن دیگر صرفه‌ای ندارد.» اکنون او و دوستانش به جمع بیکاران پیوسته‌اند؛ نمونه‌ای از جوانانی که تلاش کردند در شرایط دشوار اقتصادی وارد عرصه تولید شوند، اما در نهایت زیر فشار بحران‌ها از ادامه مسیر بازماندند.

بیکاری زنان

اقتصاد راکد، اختلال‌های مداوم در دسترسی به اینترنت و پیامدهای ناشی از جنگ، فضای کسب‌وکار را بیش از پیش تحت فشار قرار داده و فرصت‌های شغلی جدید را محدود کرده است. بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی که با کاهش درآمد و افزایش هزینه‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند، برای بقا ناچار به کوچک‌سازی مجموعه‌های خود شده‌اند؛ روندی که بیش از همه دامن‌گیر زنان جوان جویای کار شده است. آمارها نیز گویای همین واقعیت‌اند و هرچند نرخ بیکاری در زمستان سال گذشته ۷/۶ درصد اعلام شد، اما این شاخص در میان زنان جوان به حدود ۳۵ درصد رسید؛ رقمی که از دشواری فزاینده ورود این گروه به بازار کار حکایت دارد.پریسا ، فارغ‌التحصیل رشته مدیریت، با وجود ماه‌ها جست‌وجوی کار هنوز شغلی پیدا نکرده است. او می‌گوید بیشتر شرکت‌ها از متقاضیان، سابقه کار می‌خواهند اما برای جوانی که تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده، به دست آوردن این سابقه بدون داشتن نخستین فرصت شغلی ممکن نیست.

به گفته او، برخی شرکت‌ها تنها کارآموزی‌های کم‌درآمد یا بدون دستمزد پیشنهاد می‌کنند و همین موضوع ورود جوانان به بازار کار را دشوارتر کرده است. پریسا معتقد است بسیاری از فارغ‌التحصیلان با وجود انگیزه و آمادگی برای یادگیری، همچنان پشت درهای بسته بازار کار مانده‌اند.

لایه‌های گوناگون بیکاری

بیکاری جوانان تنها به معنای محروم ماندن بخشی از جامعه از فرصت‌های شغلی نیست، بلکه آثار آن به لایه‌های مختلف اقتصاد و جامعه سرایت می‌کند. هرچه فاصله جوانان با بازار کار بیشتر شود، ظرفیت تولید، نوآوری و پویایی اقتصادی نیز کاهش می‌یابد. در واقع، نسل جوان موتور محرک اقتصاد به شمار می‌رود و کنار ماندن آن از چرخه اشتغال، هزینه‌ای است که کل جامعه ناچار به پرداخت آن خواهد بود.

یکی از نخستین بخش‌هایی که از این وضعیت تأثیر می‌پذیرد، نظام بیمه و بازنشستگی کشور است. صندوق‌های بازنشستگی زمانی می‌توانند به فعالیت پایدار خود ادامه دهند که میان تعداد بیمه‌پردازان و مستمری‌بگیران، تعادل برقرار باشد. جوانانی که وارد بازار کار رسمی می‌شوند، با پرداخت حق بیمه به تأمین منابع این صندوق‌ها کمک می‌کنند، اما هنگامی که فرصت‌های شغلی کاهش می‌یابد یا افراد ناچار به فعالیت در مشاغل غیررسمی و فاقد پوشش بیمه‌ای می‌شوند، این جریان ورودی منابع نیز تضعیف می‌شود.

در چنین شرایطی، تعداد افرادی که باید حق بیمه پرداخت کنند کاهش می‌یابد، در حالی که شمار بازنشستگان و تعهدات صندوق‌ها همچنان رو به افزایش است. نتیجه این روند، تشدید مشکلات مالی صندوق‌های بازنشستگی و افزایش وابستگی آن‌ها به حمایت‌های دولتی است؛ وضعیتی که در سال‌های اخیر نیز بارها از سوی کارشناسان در مورد آن هشدار داده شده است.

پیامدهای بیکاری

پیامدهای بیکاری جوانان البته به اقتصاد محدود نمی‌شود. ناتوانی در یافتن شغل، احساس ناامیدی نسبت به آینده، کاهش استقلال اقتصادی و به تعویق افتادن برنامه‌های مهم زندگی مانند ازدواج و تشکیل خانواده، از جمله پیامدهایی است که می‌تواند بر کیفیت زندگی نسل جوان اثر بگذارد. تداوم این وضعیت به تدریج سرمایه اجتماعی را فرسوده می‌کند و زمینه بروز نارضایتی‌های گسترده‌تر را فراهم می‌آورد.

از این رو، اشتغال جوانان صرفا یک مطالبه فردی یا خانوادگی نیست، بلکه مسأله‌ای راهبردی برای اقتصاد و ثبات اجتماعی کشور به شمار می‌رود. هر سیاستی که بتواند مسیر ورود جوانان به بازار کار را هموار کند، در واقع به تقویت تولید، پایداری نظام بازنشستگی و افزایش انسجام اجتماعی کمک خواهد کرد.

بیکاری یک پدیده چندبعدی

آذر رشتیانی، جامعه‌شناس می‌گوید: بیکاری در ایران صرفا یک مسأله اقتصادی نیست، بلکه پدیده‌ای چندبعدی است که ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. بیکاری زمانی به یک مسأله اجتماعی تبدیل می‌شود که بخش قابل‌توجهی از جمعیت فعال جامعه، به‌ویژه جوانان تحصیلکرده، امکان دستیابی به فرصت‌های شغلی مناسب را از دست بدهند. در ایران، اگرچه نرخ رسمی بیکاری در سال‌های اخیر افزایش یافته است، اما بیکاری پنهان، اشتغال ناقص و خروج افراد از بازار کار، تصویر واقعی‌تری از وضعیت اشتغال ارائه می‌دهد. 

او می‌افزاید: اشتغال یکی از مهم‌ترین سازوکارهای حفظ انسجام اجتماعی است. فرد از طریق اشتغال نه‌تنها درآمد کسب می‌کند، بلکه هویت اجتماعی، منزلت و احساس تعلق به جامعه را نیز به دست می‌آورد. در نتیجه، گسترش بیکاری می‌تواند به تضعیف همبستگی اجتماعی، افزایش احساس بیگانگی و کاهش اعتماد اجتماعی منجر شود. 

تشدید احساس نابرابری اجتماعی

این جامعه‌شناس می‌گوید: در ایران، افزایش تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی بدون تناسب با ظرفیت‌های بازار کار، شکاف میان نظام آموزشی و نیازهای اقتصادی را آشکار ساخته است. این وضعیت موجب شده است که بخشی از جوانان با پدیده «محرومیت نسبی» مواجه شوند؛ یعنی فاصله میان انتظارات اجتماعی و فرصت‌های واقعی زندگی برای آن‌ها افزایش یابد. 

از سوی دیگر بیکاری نتیجه نابرابری‌های ساختاری در توزیع منابع و فرصت‌هاست. تمرکز سرمایه‌گذاری در برخی مناطق، ضعف توسعه صنعتی در مناطق محروم، وابستگی اقتصاد به درآمدهای نفتی و محدودیت‌های ناشی از تحریم‌های اقتصادی از جمله عواملی هستند که به بازتولید بیکاری در ایران کمک کرده‌اند. در چنین شرایطی، بازار کار قادر نیست فرصت‌های شغلی متناسب با حجم نیروی انسانی جویای کار ایجاد کند.

رشتیانی ادامه می‌دهد: پیامد این وضعیت، افزایش شکاف طبقاتی و تشدید احساس نابرابری اجتماعی است. بیکاری آثار اجتماعی گسترده‌ای نیز به همراه دارد. میان بیکاری و افزایش آسیب‌های اجتماعی مانند فقر، اعتیاد، مهاجرت، جرم، تأخیر در ازدواج و کاهش نرخ فرزندآوری ارتباط معناداری وجود دارد. فرد بیکار نه‌تنها از درآمد محروم می‌شود، بلکه سرمایه اجتماعی و شبکه‌های ارتباطی خود را نیز به‌تدریج از دست می‌دهد. این مسأله به‌ویژه در میان جوانان تحصیلکرده می‌تواند زمینه‌ساز سرخوردگی اجتماعی و کاهش مشارکت‌های مدنی شود. 

وی می‌افزاید: یکی دیگر از ابعاد مهم بیکاری در ایران، گسترش اشتغال غیررسمی و ناپایدار است. بسیاری از افراد برای فرار از بیکاری به مشاغل موقت، کم‌درآمد و فاقد پوشش‌های بیمه‌ای روی می‌آورند. چنین وضعیتی امنیت شغلی را کاهش و کیفیت زندگی خانوارها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. در نتیجه، اگرچه نرخ رسمی بیکاری ممکن است کاهش یابد، اما کیفیت اشتغال همچنان با چالش‌های جدی مواجه خواهد بود.

نگرانی‌های معیشتی

در ماه‌های اخیر درگیری میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای برجای گذاشته است. هرچند هنوز ارزیابی دقیق و نهایی از میزان تأثیر این درگیری‌ها بر نرخ بیکاری در دسترس نیست، اما شواهد موجود نشان می‌دهد که نااطمینانی اقتصادی، کاهش سرمایه‌گذاری، اختلال در تجارت خارجی و رکود برخی فعالیت‌های تولیدی موجب وارد آمدن فشار مضاعف بر بازار کار شده است. گزارش‌های مختلف، از تعطیلی یا کاهش فعالیت برخی کسب‌وکارها، تعدیل نیرو در بخش خدمات و کاهش فرصت‌های استخدامی حکایت دارند. جنگ علاوه بر خسارت‌های مستقیم انسانی و اقتصادی، سرمایه اجتماعی جامعه را نیز فرسایش می‌دهد. 

در شرایط جنگی، سرمایه‌گذاران تمایل کمتری به فعالیت اقتصادی دارند، هزینه تولید افزایش می‌یابد و بسیاری از پروژه‌های توسعه‌ای متوقف می‌شوند. این روند به کاهش تقاضا برای نیروی کار منجر می‌شود و جوانان، کارگران روزمزد و کارکنان بخش خصوصی را در معرض بیکاری قرار می‌دهد. 

رشتیانی تأکید می‌کند: مهاجرت نیروهای متخصص، فرار سرمایه و کاهش امنیت اقتصادی می‌تواند اثرات بلندمدتی بر ساختار اشتغال کشور بر جای بگذارد. گزارش‌های منتشرشده پس از حملات نظامی نیز از خسارت به زیرساخت‌ها، اختلال در فعالیت‌های اقتصادی و افزایش نگرانی‌های معیشتی خبر می‌دهند.

در مجموع، بیکاری در ایران را باید نتیجه تعامل پیچیده عوامل ساختاری، اقتصادی، جمعیتی و سیاسی دانست. حل این مسأله نیازمند سیاست‌های جامع در حوزه توسعه صنعتی، اصلاح نظام آموزشی، جذب سرمایه‌گذاری، حمایت از کارآفرینی و کاهش تنش‌های سیاسی و اقتصادی است. بدون ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار و مولد، بیکاری همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های توسعه اجتماعی ایران باقی خواهد ماند و پیامدهای آن در ابعاد مختلف زندگی فردی و جمعی جامعه قابل مشاهده خواهد بود.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار