تردید ترامپ
رئیس جمهور آمریکا میان دو انتخاب ماهیتا متضاد، حاشیهی مانور اندکی دارد: کاهش قیمت بنزین در آمریکا و آماده شدن برای انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر از سویی و محدود کردن برنامهی اتمی ایران از سوی دیگر.
صلاح الدین خدیو در یادداشتی در آرمان امروز نوشت:
رئیس جمهور آمریکا میان دو انتخاب ماهیتا متضاد، حاشیهی مانور اندکی دارد: کاهش قیمت بنزین در آمریکا و آماده شدن برای انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر از سویی و محدود کردن برنامهی اتمی ایران از سوی دیگر.
طبق گزارش آکسیوس، پیشنویس مذاکره شده بیشتر بر بازگشایی تنگهی هرمز متمرکز است و مذاکره بر سر برنامهی هستهای را به مرحلهی دوم موکول میکند. مطابق آن، ایران در عرض یک ماه تنگه را بازگشایی میکند و در عوض از برخی معافیتهای تحریمی بهرهمند و محاصرهی بنادرش پایان مییابد.
این توافق در حکم مسکنی برای اقتصاد تحت فشار جهانی و اقتصاد بحرانزدهی ایران است. اما استخوان را لای زخم برجای میگذارد و عمدهترین مسائل مانند سرنوشت اورانیومهای غنیشده را لاینحل باقی میگذارد.
در حقیقت اصلیترین کارکرد آن بازگرداندن معادله به قبل از نه اسفند و زمان آغاز جنگ است و به طور ضمنی به مزیت ژئوپولتیک ایران در کنترل تنگهی هرمز گردن مینهد.
طبیعتا این چیزی نیست که بازهای حزب جمهوریخواه، دولت راستگرای اسرائیل و حتی برخی متحدان عرب آمریکا به آن خوشامد بگویند. مهمتر از آن پروپاگاندای ترامپ برای دستیابی به توافقی فراتر از برجام و بهتر از عملکرد اوباما زیر سوال میرود.
احتمالا ترامپ این دو سه روز زمان را برای اندیشیدن به این چالشها نیاز دارد.
گزینهی بعدی او بازگشت به جنگ است که این هم محدودیتهای خاص خود را دارد. کاربرد نیروی زمینی و اشغال سرزمینی مطابق مدل عراق و افغانستان خط قرمز ترامپ است. مضاف بر آن جغرافیای ایران و مزیتهای ژئوپولتیک متعدد، از جذابیتهای آن برای هر نیروی اشغالگر میکاهد.
حتی میتوان گفت ترامپ برای رهایی از این تنگنا به یک صلح کامل با ایران از طریق تبدیل آن به اصطلاحا بازیگری عادی هم می اندیشد. اشارات روزهای اخیر او به لزوم پیوستن ترکیه و عربستان و پاکستان و ایران به پیمان ابراهیم موید آرزواندیشی بالاست.
ایران با درک محدودیتهای پیشگفته، علیرغم ضرباتی که طی جنگ دریافت کرد، ادامهی تابآوری و ایستادگی را نوعی مسابقهی اراده میبیند. نبردی که در آن به دلیل داشتن آستانهی تحمل درد بالاتر از رقیب، خود را در موقعیت مناسبتری میداند.
همانگونه که اشاره شد حاشیهی مانور ترامپ اندک است. راه سومی که احتمالا به آن میاندیشد و مطمح نظر طرف اسرائیلی نیز هست، تن دادن به نوعی معامله برای بازگشایی نسبی تنگهی هرمز و کاهش قیمت انرژی است.
کنترل تنگه اهرمی است که ایران را از دچار شدن به سرنوشت عراق دههی نود و تبدیل به دولت شکننده نجات داده است. منطق استراتژیک ایجاب میکند که به آسانی این برگه مهم را از کف ندهد.
با این اوصاف میتوان گفت آنچه در این مرحله بدست میآید بازگشایی نسبی تنگه است. اما آنچه میماند عزم آمریکا و اسرائیل برای تبدیل ایران به دولت ضعیف از رهگذر فشارهای نظامی، اقتصادی و امنیتی و تصمیم تهران جهت افزایش اهرمهای بازدارندگی خود به شمول برنامه هستهای است.
بر این اساس میتوان پیشبینی کرد که در کوتاه مدت وضع کجدار و مریز و نه جنگ و صلح کنونی ادامه یابد.