EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۶۲۲۶

مخالف خانه‌نشینی کارآمدان بود

علی لاریجانی در طول ۴ دهه حضور در مسئولیت‌های مختلف، آنقدر کارنامه‌اش قابل دفاع هست که حالا ۴۰ روز بعد از شهادتش، خیلی‌ها فقدانش را ضایعه‌ای جدی برای کشور بخوانند بخصوص آنها که نشست و برخاست بیشتری با او داشته‌اند.

مخالف خانه‌نشینی کارآمدان بود
ایران

روزنامه ایران گفتگوئی را با علی مطهری منتشر کرده است:

علی لاریجانی در طول ۴ دهه حضور در مسئولیت‌های مختلف، آنقدر کارنامه‌اش قابل دفاع هست که حالا ۴۰ روز بعد از شهادتش، خیلی‌ها فقدانش را ضایعه‌ای جدی برای کشور بخوانند بخصوص آنها که نشست و برخاست بیشتری با او داشته‌اند. او البته در همین مسیر بالندگی ۶۸ ساله، مخالفان و منتقدانی هم داشته است و کم بی‌مهری از سوی آنان ندیده است. مهم اما به گفته همکاران نزدیکش در میان حوادث و تحولات سیاسی و اجتماعی و فراز و فرودهای مسئولیتی، تعلق خاطر به نظام جمهوری اسلامی است. عقلانیت و میانه روی هم جزو ویژگی‌هایی است که برای او بر می‌شمرند. علی مطهری هم به واسطه خویشاوندی خانوادگی و هم همکاری در مجلس شورای اسلامی به مناسبت چهلم شهادت داماد خانواده مطهری، مروری کرده است بر همین سلوک شخصی و سیاسی او. به گفته مطهری، لاریجانی هر جا نیاز بود، حاضر بود. نگاهش این بود که هر جا می‌تواند باری از دوش مردم و کشور بردارد. مخالفت با خانه‌نشینی نیروهای کارآمد و توانا در مقاطع مختلف موضوعی بوده که به گفته مطهری، علی لاریجانی را نارحت می‌کرده است. مشروح این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید.

در آستانه چهلمین روز شهادت دکتر علی لاریجانی می‌خواهیم بازخوانی‌ای داشته باشیم از سلوک و عملکرد سیاسی ایشان در مسئولیت‌های مختلفی که بر عهده داشتند. شما چه به عنوان یکی از خویشاوندان و دوستان شهید لاریجانی و چه به عنوان نماینده و همکار سالیان ایشان در مجلس شورای اسلامی چه ویژگی‌های برجسته‌ای در ایشان سراغ داشتید و به باورتان نزدیک‌ترین و درست‌ترین تصویری که با تعابیر رایج می‌شود از شهید لاریجانی ارائه داد، چیست؟

شهید لاریجانی از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نسبت به انقلاب احساس وظیفه می‌کرد. من فکر می‌کنم نزدیک بودن به شهید مطهری و اینکه داماد خانواده ما بودند هم در نوع نگاهش به انقلاب و آینده آن مؤثر بود. او دنبال این بود که در هر جایی اگر به وجودش نیاز هست حتماً آنجا حاضر باشد و توان خودش را در راه خدمت به این انقلاب به کار بگیرد. از همان روزهای اول انقلاب با شناخت و هدایت شهید مطهری افراد مختلفی مثل آقایان حداد عادل، حسین غفاری، علی پایا، محمد نهاوندیان، حجت‌الاسلام قرائتی و نیز آقای علی لاریجانی وارد سازمان صدا و سیما شدند. خب آقای لاریجانی چون فرد مدیر و توانمندی بود خیلی زود به ریاست واحد مرکزی خبر رسید و سه سالی آنجا بود. بعد از طرف شورای نظارت بر صدا و سیما و در سن 24 سالگی مدیرعامل سازمان صدا و سیما شد. بعداً که مدیرعامل تغییر کرد ایشان باز در سمت‌های دیگری بودند؛ از جمله در وزارت ارشاد بودند و بعد از رهبری آیت‌الله خامنه‌ای رهبر شهید ما، ایشان دوباره به عنوان رئیس سازمان صدا و سیما منصوب شدند. حرف این است شهید لاریجانی هر جا که نیاز به وجودش بود وارد می‌شد. سال‌ها در صدا و سیما منشأ آثار خیلی خوب و توسعه این سازمان شدند. در مقطعی دبیری شورای عالی امنیت ملی را در دولت نهم پذیرفت و مسئول پرونده هسته ایران بود و پیشرفت‌های خوبی در مذاکرات به دست آورد ولی در اثر اختلاف مشی و عقیده که با دولت نهم پیدا کردند از آن سمت کناره‌گیری کردند. خب بعد می‌دانید که ۱۲ سال رئیس مجلس بودند. در مجلس‌های هشتم، نهم و دهم ۱۲ سال نماینده قم و رئیس مجلس بودند و انصافاً جزو رؤسای توانای مجلس در طول عمر جمهوری اسلامی بودند.

غرض اینکه روش شهید لاریجانی اینطور بود که هرجایی که نیاز به وجود ایشان باشد وارد میدان شود و باری از زمین بردارد و توانایی خودش را در خدمت جمهوری اسلامی قرار دهد. دیدیم که حالا به هر حال ایشان مزد اخلاص و فداکاری خودش را به صورت شهادت دریافت کرد.  البته ما نباید از این ترورها به راحتی بگذریم. یعنی نباید این ترورها را با عشق به شهادت توجیه کنیم و این جنایات را کوچک جلوه بدهیم. حتماً باید دنبال انتقام ترور شخصیت‌های خودمان باشیم. مخصوصاً انتقام خون رهبر شهید و فرماندهان ارشد نظامی‌مان و همینطور شخصیت سیاسی و دانشمندی مثل آقای دکتر لاریجانی و سایر مقامات و دانشمندان و مردمی که شهید شدند. اگر این انتقام‌گیری را نشان ندهیم دشمن هر کسی را که خواست ترور می‌کند و به هدفش می‌رسد. باید کاری کنیم که انتقام خون این شهدا گرفته شود و دشمن دیگر جرأت ترور پیدا نکند.

شما مرور جامعی داشتید به دوران مسئولیت شهید. اجازه بدهید به چند مقطع مهم از مسئولیت ایشان بپردازیم؛ از جمله ریاست شان بر سه دوره مجلس شورای اسلامی. به باورتان عملکرد و درس‌آموزی ایشان در مدیریت مجلس و در نحوه تعامل با قوای دیگر چه بود؟

شهید لاریجانی در جایگاه ریاست مجلس سعی می‌کرد که مسیر اعتدال را در پیش بگیرد و با تندروی‌ها مقابله کند. سعی می‌کرد همیشه از نظر سیاسی در مجلس توازن ایجاد کند. خب بالاخره ما در مجلس برخی فراکسیون‌ها را داشتیم که مقداری تندرو و از اعتدال به دور بودند. ایشان به گونه‌ای مدیریت می‌کرد که آن رویه تندروی تا حد زیادی خنثی شود. یکی از تدبیرشان این بود که فراکسیون مستقل‌ها در مجلس شکل بگیرد و در شرایط حساس توازنی در مجلس ایجاد کنند تا تندروی‌ها بر امور غلبه نکند؛ حالا چه تندروی اصولگراها چه تندروی اصلاح‌طلب‌ها.

شهید لاریجانی خودش را با دسته‌بندی‌های رایج سیاسی اصلاح‌طلب‌تر می‌دانست یا اصولگراتر و یا رویکرد مستقل خودش را داشت؟

ایشان به معنای واقعی کلمه یک اصولگرای اصلاح‌طلب بود و در عین حال در هیچ کدام از این چهارچوب‌های اصطلاحی جا نمی‌گرفت. می‌توانم بگویم که ایشان بیشتر یک فرد سیاسی مستقل بود و تعصب گروهی و جناحی نداشت و درست هم همین است. یعنی همه ما باید اصولگرای اصلاح‌طلب باشیم. یعنی هم اصول ثابتی داشته باشیم و هم اصلاح‌طلب باشیم. آقای لاریجانی هم به نظر من همین حد متوسط را حفظ می‌کرد.

 

یکی از اتفاقات شوک برانگیز در عمر سیاست ورزی ایشان ماجرای رد صلاحیت بود؟ آن اتفاق چه اثری بر شخصیت و نگاه سیاسی ایشان داشت؟ حالا خیلی‌ها که زمانی علیه ایشان موضع می‌گرفتند افسوس می‌خورند که چرا بیشتر از وجود ایشان در مناصب عالی استفاده نشد. مانع چه بود؟ چرا به قولی قدرشان دانسته نشد؟

به هر حال ایشان در سال ۱۴۰۰ کاندیدای ریاست جمهوری بود و متأسفانه با دلایل  رد صلاحیت شد. 

شما دیدید که نوع رفتار ایشان مقابل آن اتفاق چقدر منطقی و با آرامش بود. معمولاً در این جور مواقع برخی افراد با نظام قهر می‌کنند و کنار می‌روند و بعضی هم می‌روند در صف مخالفان. اما دیدیم که ایشان با دفاع از حق خودش و تلاش برای احقاق حق مراقب بود آسیبی به نظام جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه وارد نشود. بالاخره پاسخ‌های مکتوبی به دلایل رد صلاحیت خودشان دادند و منتشر کردند و باز متأسفانه در سال 1403 هم که ایشان دوباره کاندیدای ریاست جمهوری شدند باز صلاحیت شان را رد کردند که خیلی مایه تعجب همگان شده بود. اینکه بر اثر رد صلاحیت‌ها مردم از توان ایشان محروم شدند بیشتر نتیجه رقابت‌های سیاسی بود.

و اما درباره اثر آن رد صلاحیت بر نگاه سیاسی شهید لاریجانی باید بگویم که او تلاش کرد جلوی این کارها  گرفته شود؛ حالا چه برای خودشان و چه برای دیگران. تلاش می‌کردند که این رویه‌ها کنار گذاشته شود چون آن را یک آسیب بزرگ برای جمهوری اسلامی می‌دانستند. نسبت به این امور بی‌تفاوت نبود. با اینکه از حق خودش دفاع می‌کرد تلاش داشت که اصلاً این روش و رویه را بزداید تا ما انتخابات‌های با سلامت بیشتری داشته باشیم.

 

شما در جایی اشاره کردید که ایشان در شرایطی دبیری شورای عالی امنیت ملی را پذیرفتند که می‌دانستند این سمت در مظان شهادت است و با این پذیرش مسئولیت به نوعی برای ایران اعلام جان فدایی کردند. به نظرتان حضور مجدد ایشان در سطح عالی سیاسی کشور از مشاور عالی رهبر شهید تا دبیری مجدد شورای عالی امنیت ملی چه پیام و اثری داشت؟ با چه ایده آل و آرمانی مسئولیت دبیری را پذیرفتند؟

همان‌طور که عرض کردم معتقد بود هر جایی در جمهوری اسلامی نیاز به توان انسان باشد باید وارد شود و باری را بلند کند. از ابتدای انقلاب تا زمان شهادت همین نظر را داشتند و با اینکه در مقاطعی مورد بی‌مهری واقع شده بود وقتی پیشنهاد شد که دبیری شورای عالی امنیت ملی را بپذیرد با توجه به نیاز و شرایط ویژه کشور پذیرفت. در حالی که بعد از جنگ ۱۲ روزه احتمال ترور وجود داشت. دیدیم آثار خوبی هم داشت و تلاش‌های خوبی کردند برای اینکه جنگ اتفاق نیفتد و طرح‌هایی را ارائه کردند و سفرهایی به عمان و مسکو و جاهای دیگر داشتند. ولی متأسفانه دشمن با نامردی و ناجوانمردی در وسط مذاکره حمله خودش را انجام داد و دیدیم که در نهایت به شهادت رسیدند.

شما به عنوان دوست، همکار و خویشاوند حتماً با ایشان مصاحبت‌های مفصلی داشتید که حتماً عمده آن متوجه مسائل کشور بوده است. مطلوب شهید لاریجانی برای ایران چه بود، یعنی درباره چه مشکلاتی نگران‌تر بودند و چه تغییراتی را ضروری‌تر می‌دانستند؟

ایشان از اینکه می‌دیدند برخی افراد کارآمد و توانا خانه نشین می‌شدند ناراحت بود و می‌گفت ما نیروهای بسیار توانایی داریم که متأسفانه به خاطر تعصبات گروهی و جناحی خانه نشین هستند و در کناری نشسته‌اند، در حالی که می‌شود از این نیروها استفاده کرد. ایشان معتقد بود با همه این تحریم‌ها و همه این مشکلاتی که داریم اگر از توان همه نیروی انسانی استفاده شود و هر کسی در جای مفید خودش قرار بگیرد ما می‌توانیم وضع معیشت مردم را تا ۲۰ درصد بهبود ببخشیم. از نظر سیاسی هم به برخی روش‌هایی که در انتخابات انجام می‌شد اعتراض داشت و معتقد بود که اگر آن روش‌ها اصلاح شود و افراد تواناتر وارد میدان شوند؛ وضع توسعه و رفاه مردم بهبود پیدا خواهد کرد.

در یک جمع‌بندی و با نگاهی به کارنامه شهید از ریاست صدا و سیما تا آخرین سمت‌هایی که داشتند از ایشان چه الگویی برای سیاست ورزی و سیاستمداری در آینده ایران باقی مانده است؟

ما از روش سیاسی ایشان می‌توانیم نتیجه بگیریم برای حکمرانی خوب باید عقل و اعتدال را نصب‌العین خودمان قرار بدهیم. اعتدال یعنی دوری از افراط و تفریط. حکمرانی خوب باید به دور از احساسات و هیجانات باشد، باید عقل بر تصمیمات حاکم باشد و از تعصب به دور باشد. باید مصالح و منافع ملت و امت اسلام را در نظر بگیریم. اگر این کار را کردیم حکمرانی قابل قبولی خواهیم داشت. در روش سیاسی آقای لاریجانی ما چنین چیزی را می‌بینیم. او راه عقل و اعتدال را در پیش می‌گرفت. در موضوع برجام چون معتقد بود که به نفع کشور است از آن حمایت می‌کرد. ولی وقتی ترامپ از برجام خارج شد و کشور وارد مرز جدیدی شد راه‌های دیگر را پیگیری ‌کرد. در جنگ ۱۲ روزه و جنگ اخیر هم دیدیم که ایشان خیلی فعال بود. می‌گفت ما الان در شرایط فعلی هیچ راهی غیر از مقاومت و جنگ نداریم. باید در نهایت قدرت به مقاومت خود ادامه بدهیم تا ان‌شاالله از این جنگ به نحو شرافتمندانه‌ای عبور کنیم و جنگ را به پایان ببریم. معتقد بود ایران با پیروزی جایگاه جدیدی در خاورمیانه و در کل دنیا پیدا خواهد کرد و راه پیشرفت و توسعه و رفاه برای ملت ایران بازتر خواهد بود.

 اجازه بدهید یک سؤال خصوصی هم بپرسم در لحظه‌ای که خبر شهادت ایشان را به شما دادند واگویه درونیتان و اولین چیزی که به ذهنتان رسید چه بود؟

 گفتند که ایشان مورد هدف واقع شده. هنوز معلوم نبود که شهید شده یا نه اما نمی‌خواستیم باور کنیم که واقعاً چنین اتفاقی افتاده ولی وقتی مطمئن شدیم که این اتفاق رخ داده غم سنگینی به جان مان نشست. غمی بود که در دل ملت ایران هم نشست و ما تنها نبودیم. همه ملت به ایشان امید داشتند که در آینده بالاخره ایشان فردی است که می‌تواند به بهبود شرایط کمک کند. قبول فقدان ایشان برای خود من اصلاً نشدنی بود و همینطور چهره متبسم ایشان تا مدت‌ها و هنوز هم همچنان در مقابل من هست و هنوز هم ما به حال عادی برنگشته ایم. خدا لعنت کند این ترامپ و نتانیاهو را. ان‌شاالله اینها قصاص شوند و انتقام خون شهدا مخصوصاً رهبر شهیدمان از اینها گرفته شود.

 

 چهره‌ای راهبردی با رویکردی عقلانی و همگرا

سیدمحمدرضا میرتاج الدینی

نماینده ادوار مجلس

شهیدعلی لاریجانی را می‌توان از جمله سیاستمدارانی دانست که نقش او در تحولات چند دهه اخیر ایران، هم در سطح داخلی و هم در عرصه بین‌المللی، قابل توجه و چندلایه بوده است. ترکیب تجربه اجرایی، نگاه تحلیلی و رویکردی مبتنی بر اعتدال، از او چهره‌ای ساخته بود که در موقعیت‌های حساس، مورد اعتماد ساختار حاکمیتی قرار می‌گرفت. درواقع کارنامه مدیریتی او از حضور طولانی ‌مدت در صدا و سیما تا 12 سال ریاست بر مجلس شورای اسلامی، نشان‌دهنده تسلط او بر سازوکارهای اداره نهادهای کلان کشور است. در کنار این مسئولیت‌ها، مأموریت‌های ویژه‌ای که در سال‌های اخیر به او سپرده شد از جمله پیگیری مسائل مرتبط با سوریه، حضور در لبنان، نقش‌آفرینی در موضوع آتش‌بس غزه و انتقال پیام‌های مهم به روسیه همگی بیانگر جایگاه ویژه او در معادلات سیاسی و دیپلماتیک کشور است. چنین مأموریت‌هایی معمولاً به افرادی سپرده می‌شود که علاوه بر شناخت دقیق از سیاست داخلی، درک عمیقی از مناسبات بین‌المللی نیز داشته باشند. یکی از ابعاد مهم شخصیت شهید لاریجانی، توانایی او در ایجاد تحول در ساختارهای اجرایی بود. 

در دوران ریاست بر مجلس، او تلاش کرد با اصلاح آیین‌نامه داخلی و تغییر در روند اداره جلسات، بهره‌وری این نهاد را افزایش دهد. تغییر در نحوه توزیع زمان جلسات به‌گونه‌ای که بررسی طرح‌ها و لوایح در اولویت قرار گیرد نمونه‌ای از این نگاه کارآمدمحور است. این اصلاحات، اگرچه در ظاهر جزئی به نظر می‌رسیدند اما در عمل به ارتقای کیفیت قانونگذاری و استفاده بهتر از زمان نمایندگان منجر شدند. از منظر سیاسی نیز لاریجانی را می‌توان در زمره چهره‌های «میانه‌رو عمل‌گرا» طبقه‌بندی کرد؛ سیاستمداری که تلاش داشت میان جریان‌های مختلف درون نظام، نوعی توازن و همگرایی ایجاد کند. او به‌خوبی آگاه بود که تندروی و حذف‌گرایی نه‌تنها به انسجام سیاسی کمک نمی‌کند بلکه می‌تواند شکاف‌های موجود را عمیق‌تر سازد. 

از همین رو در بسیاری از بزنگاه‌ها نقش تعدیل‌کننده و میانجی را ایفا می‌کرد و سعی داشت مسیر تصمیم‌گیری‌ها را به سمت عقلانیت و اجماع سوق دهد. یکی از نقاط عطف در ارزیابی شخصیت سیاسی او نحوه مواجهه‌اش با عدم تأیید صلاحیت در انتخابات ریاست‌جمهوری بود. در شرایطی که برخی افراد در موقعیت‌های مشابه مسیر فاصله‌گیری یا تقابل را انتخاب می‌کنند لاریجانی رویکردی متفاوت در پیش گرفت. او نه‌تنها از صحنه کنار نکشید بلکه با حفظ مواضع خود به همکاری و همراهی با ساختار سیاسی کشور ادامه داد. این رفتار را می‌توان نشانه‌ای از نوعی «تعهد نهادی» دانست تعهدی که فراتر از منافع شخصی و رقابت‌های مقطعی تعریف می‌شود. در کنار این ویژگی‌های سیاسی و مدیریتی نباید از ابعاد علمی و معنوی شخصیت او غافل شد. لاریجانی علاوه بر فعالیت‌های اجرایی، فردی اهل مطالعه، تحلیل و تأمل بود و همین ویژگی، به تصمیم‌گیری‌های او عمق بیشتری می‌بخشید. از منظر اخلاقی نیز او به‌عنوان فردی صبور، متین و خوش‌برخورد شناخته می‌شد. توانایی ایجاد فضای آرام و در عین حال پویا در جمع از دیگر ویژگی‌هایی بود که به موفقیت او در مدیریت جمع‌های پیچیده سیاسی کمک می‌کرد. این ترکیب از صلابت در تصمیم‌گیری و نرمی در رفتار، از او مدیری ساخته بود که می‌توانست هم اقتدار داشته باشد و هم مقبولیت.

 

لاریجانی نماد عقلانیت و وفاداری به نظام بود 

غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی

نماینده ادوار مجلس

علی لاریجانی یکی از شخصیت‌های بزرگ و تأثیرگذار تاریخ معاصر ایران بود که ویژگی‌های منحصر به فردی در عرصه سیاست و مدیریت داشت. به باور من تنها فردی که به طور واقعی ویژگی‌های برجسته ایشان را شناخت و به مرزهای ظهور ایشان پی برد، رهبر شهیدمان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بودند. رهبری که با اشراف کامل بر روحیات، اخلاق، شیوه‌های تعامل و رفتارهای سیاسی آقای لاریجانی، ایشان را به عنوان یک شخصیت منحصر به فرد و الگو در عرصه سیاست معرفی کرد. دکتر لاریجانی نماد عقلانیت در سیاست ایران بود. او شخصی بود که به عنوان یک انسان عاقل و پخته، هرگز اسیر فضاهای سیاسی و نوسانات مقطعی نمی‌شد. او توانست بر نفس خود غلبه کند و آن را در خدمت نظام و کشور قرار دهد. یادم می‌آید که در یک جمع، ایشان در حال مشورت درباره شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری بودند. یکی از عزیزان از ایشان خواسته بود که کاندیدا شود، اما یکی دیگر از دوستان پیشنهاد کرده بود که شاید بهتر باشد از این مسیر کنار بروند تا ماهیت مسأله روشن شود. دکتر لاریجانی در پاسخ به این پیشنهاد، جمله‌ای گفت که حقیقتاً نشان از وفاداری عمیق او به جمهوری اسلامی داشت: «اگر قرار است هزینه‌ای برای جمهوری اسلامی ایجاد شود، من می‌دانم که مرا رد خواهند کرد و در این صورت من کاندیدا نخواهم شد. واقعاً نمی‌خواهم هیچ هزینه‌ای برای جمهوری اسلامی ایجاد شود.» این جمله، عمق وفاداری ایشان به نظام اسلامی و انقلاب را نشان می‌دهد. 

این نوع تفکر و رفتار، نشان‌دهنده ایمان راسخ ایشان به اصول نظام و وفاداری به رهبری بود. در مقاطع حساس، دکتر لاریجانی به‌طور مکرر برای مشورت و دریافت نظر مقام معظم رهبری در مسائل مختلف سیاسی و بین‌المللی با افراد نزدیک به رهبری تماس می‌گرفت. برای مثال، در موضوعات حساس مانند FATF، CFT و دیگر مسائل پیچیده، آقای لاریجانی بارها نظر رهبری را جویا می‌شد تا بر اساس آن تصمیم‌گیری کند. این نشان می‌دهد که او نه تنها به عنوان یک سیاستمدار مستقل، بلکه به عنوان یک فرد وفادار به رهبری، همواره در پی تطابق تصمیمات خود با نظر ولی‌فقیه بود.

شهادت علی لاریجانی به عنوان یک سرمایه بزرگ برای انقلاب اسلامی، ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر بود. شناخت دقیق ایشان از نفوذ دشمن و توانمندی در مدیریت بحران، حتی در سطح بین‌المللی، نشان می‌دهد که در صورت ادامه حضور ایشان، بسیاری از مسائل پیچیده‌تر سیاسی و اقتصادی کشور می‌توانست حل شود. شهید علی لاریجانی نه تنها برای کشور و نظام بلکه برای همه ما که از نزدیک با او زندگی کردیم و با ایشان آشنا بودیم، الگویی بی‌نظیر از عقلانیت، وفاداری و تلاش مستمر برای تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی باقی خواهد ماند.

 

ثمرات پیوند زیست دانشگاهی و حوزوی

عزت‌الله یوسفیان ملا

نماینده ادوار مجلس

در سنت نانوشته‌ ما، وقتی کسی از دنیا می‌رود، نقدها کمرنگ می‌شود و روایت‌ها رنگ ستایش به خود می‌گیرد. با این حال، درباره‌ علی لاریجانی، آنچه گفته می‌شود صرفاً از سر ملاحظه‌ پس از شهادت نیست؛ کارنامه‌ای است که در طول دهه‌ها شکل گرفته و به‌سختی می‌توان آن را نادیده گرفت؛ کارنامه‌ای که از پیوند میان حوزه و دانشگاه آغاز می‌شود و به مدیریت در عالی‌ترین سطوح حکمرانی می‌رسد.

علی لاریجانی از خانواده‌ای برخاست که ریشه در مرجعیت دینی داشت. پدرش، آیت‌الله میرزا هاشم آملی، از مراجع برجسته‌ نجف و قم بود؛ شخصیتی که بسیاری از بزرگان حوزه، از درس او بهره برده بودند. این پشتوانه‌ علمی و مذهبی، در کنار پیوند خانوادگی با شهید مرتضی مطهری پیش از پیروزی انقلاب، نشان‌دهنده‌ قرار گرفتن او در متن یکی از مهم‌ترین جریان‌های فکری و انقلابی زمانه بود. انتخاب شدن به عنوان داماد مطهری، در آن فضای فکری، امری صرفاً خانوادگی نبود؛ بلکه نشانه‌ای از اعتماد و نزدیکی فکری به شمار می‌رفت.

او مسیر تحصیلی خود را از طریق کنکور سراسری و پیش از انقلاب آغاز کرد و وارد دانشگاه تهران شد؛ مسیری که از همان ابتدا، تلفیقی از تجربه‌ زیست دانشگاهی و تربیت حوزوی را در او شکل داد. این ترکیب، بعدها در شیوه‌ مدیریت و نوع مواجهه‌اش با مسائل کلان کشور، خود را نشان داد؛ جایی که هم به مبانی نظری توجه داشت و هم به الزامات اجرایی.

پس از پیروزی انقلاب، علی لاریجانی در موقعیت‌های متعددی قرار گرفت؛ از وزارت و مدیریت رسانه ملی گرفته تا حضور طولانی‌مدت در مجلس شورای اسلامی. اما نقطه‌ برجسته‌ کارنامه او، بی‌تردید ۱۲ سال ریاست بر مجلس است؛ جایگاهی که نه با یک انتصاب، بلکه با رأی‌گیری سالانه تثبیت می‌شد. در فضایی که رقابت‌های سیاسی همواره جریان دارد، تکرار این رأی اعتماد، بیانگر نوعی اجماع نسبی بر توان مدیریتی او بود.

در مجلس، او نه‌تنها به عنوان رئیس، بلکه به‌عنوان مدیری مسلط بر جزئیات شناخته می‌شد. روایت‌ها حاکی از آن است که در جلسات با کمیسیون‌های تخصصی، از اقتصاد و صنعت گرفته تا فرهنگ و سیاست خارجی، کمتر پیش می‌آمد که در برابر موضوعی دچار تردید یا ناآگاهی شود. این تسلط، به او امکان می‌داد جلسات را با انسجام پیش ببرد و در عین حال، میان دیدگاه‌های متفاوت، نوعی تعادل ایجاد کند.

یکی از ویژگی‌هایی که در توصیف او بارها تکرار می‌شود، نحوه‌ مواجهه‌اش با دیگران است؛ شنیدن دقیق، ثبت نکات، جمع‌بندی منظم و بازگویی منصفانه‌ نظرات. در ساختاری مانند مجلس، که تضارب آرا بخشی از ذات آن به شمار می‌آید، چنین رویکردی نه‌تنها یک مهارت مدیریتی، بلکه نوعی سرمایه‌ سیاسی محسوب می‌شود. گفته می‌شود کمتر کسی می‌توانست مدعی شود که سخنش شنیده نشده یا مورد توجه قرار نگرفته است.

شاید یکی از مهم‌ترین وجوه شخصیتی او را باید در نگاهش به مسئولیت جست‌وجو کرد. در مقاطعی که جایگاهش تغییر کرده، نشانه‌ای از چسبندگی به قدرت دیده نمی‌شود. پذیرش نقش‌های متفاوت، حتی اگر از نظر ظاهری پایین‌تر از موقعیت پیشین تلقی شود، حکایت از آن دارد که برای او، اصل، حضور در میدان خدمت بوده است، نه عنوان و جایگاه.

در همین چهارچوب، نقل می‌شود که در شرایط حساس و پرخطر، از پذیرش مسئولیت شانه خالی نکرده است؛ حتی در موقعیت‌هایی که خطرات جدی متوجه او و اطرافیانش بوده است. این روایت‌ها، چه در جزئیات محل بحث باشند یا نه، در مجموع تصویری از فردی ارائه می‌دهند که تصمیم‌گیری را صرفاً بر مبنای مصلحت شخصی انجام نمی‌داده است.

بررسی کارنامه‌ علی لاریجانی، صرفاً مرور زندگی یک فرد نیست؛ بلکه نگاهی است به بخشی از تاریخ مدیریتی جمهوری اسلامی ایران. موافقانش او را مدیری مدبر، منظم و دارای قدرت جمع‌بندی می‌دانند و منتقدانش نیز، هرچند ممکن است در برخی سیاست‌ها با او هم‌نظر نباشند، کمتر در اصل اثرگذاری‌اش تردید دارند. همین نقطه‌ اشتراک، نشان می‌دهد که با شخصیتی مواجه‌ هستیم که سبک مدیریت، منش فردی و شیوه‌ تعاملش، می‌تواند برای تحلیل‌گران و مدیران آینده، محل تأمل و مطالعه باشد.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار