تهران به دنبال ائتلاف با بازیگران منطقهای
تحرکات دیپلماتیک مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر اگرچه از تداوم رویکرد تهران به حفظ گفتوگو و تعامل منطقهای حکایت دارد، اما نشانههای روشنی از بنبست در مذاکرات با آمریکا را نیز بازتاب میدهد.
روزنامه شرق در گزارشی نوشت:
تحرکات دیپلماتیک مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر اگرچه از تداوم رویکرد تهران به حفظ گفتوگو و تعامل منطقهای حکایت دارد، اما نشانههای روشنی از بنبست در مذاکرات با آمریکا را نیز بازتاب میدهد. وزیر امور خارجه کشورمان با سفری فشرده به پاکستان، عمان، بازگشت به پاکستان و سپس مسکو، تلاش میکند پنجره دیپلماسی را به سمت همسایگان و شرکای منطقهای باز نگهه دارد؛ رویهای که در شرایط کنونی، بیش از آنکه ناظر بر خوشبینی به مذاکره با واشنگتن باشد، بیانگر طراحی قالبی جدید برای مدیریت بحران منطقه بدون حضور نظامی آمریکاست.
مذاکرات مستقیم؛ در انتظار شرایط فراهمنشده
بنا بر دادههای موجود و گزارشهای رسانهای، مذاکرات رودرروی تهران و واشنگتن فعلا در نقطه مثبتی ارزیابی نمیشود. خبرنگار المیادین در اسلامآباد به نقل از منابع آگاه نوشته است: «مذاکرات مستقیم به طور نامحدود به حالت تعلیق درآمده، زیرا شرایط هنوز فراهم نشده است». حال نگاهها به عمان دوخته شده؛ این در حالی است که عمان که همواره نقش میانجی سنتی میان دو کشور را ایفا میکرد، این بار از پذیرش نقش مستقیم خودداری کرده است. علت را باید در تجربه تلخ دو دوره میانجیگری پیشین جست که به حمله نظامی آمریکا ختم شد و اکنون «بدعهدی واشنگتن» موجب دلخوری مقامات عمانی شده است. اظهارات سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران نیز مؤید این فضاست. او پس از پایان سفرش به پاکستان در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «باید دید آیا ایالات متحده واقعا از اراده جدی برای پیشبرد دیپلماسی برخوردار است». این جمله را میتوان خط قرمز تهران تلقی کرد؛ یعنی تا وقتی رفتار عملی واشنگتن با ادعاهای دیپلماتیکش هماهنگ نشود، مسیر مستقیم مذاکره مسدود خواهد ماند.
سفرهایی با هدف هماهنگی منطقهای
عراقچی که عصر جمعه چهارم اردیبهشت سفر خود را به سه مقصد اسلامآباد، مسقط و مسکو تأیید کرده بود، ابتدا راهیِ پاکستان شد. او در مدت کوتاه حضورش در اسلامآباد با فیلد مارشال عاصم منیر (فرمانده ارتش)، محمد اسحاق دار (وزیر خارجه) و شهباز شریف (نخستوزیر) دیدار کرد. بر اساس برنامهریزی وزارت خارجه، پس از پایان سفر عمان، بار دیگر به پاکستان بازخواهد گشت و آنگاه راهی مسکو خواهد شد. جالب اینکه بخشی از هیئت همراه وزیر خارجه در فاصله میان دو سفر به پاکستان، برای کسب دستورالعملهای جدید به تهران بازگشتهاند؛ نشانهای از فرایند تصمیمگیری در لحظه و انعطاف در دیپلماسی میدانی. عراقچی هدف از این سفرها را «هماهنگی نزدیک با شرکا در موضوعات دوجانبه و رایزنی درباره تحولات منطقهای» خوانده و تأکید کرده است: «همسایگان ما در اولویت ما قرار دارند». این اولویتدادن، در کنار تلاش برای تنوعبخشی به کانالهای دیپلماتیک، نشان از استراتژی روشنی دارد؛ تلاش برای مقابله با بنبست در مسیر مذاکره با آمریکا از طریق تقویت شبکه منطقهای و بهبود روابط با همسایگان.
نقش عمان؛ از میانجیگری مستقیم تا بستر غیرمستقیم
با وجود ناخرسندی عمان از عملکرد پیشین آمریکا، سفر وزیر خارجه ایران به مسقط بسیار حائز اهمیت است. عراقچی شامگاه شنبه پنجم اردیبهشت وارد پایتخت عمان شد و صبح دیروز با سلطان هیثم بنطارق آل سعید دیدار کرد. در این ملاقات، دو طرف درباره ایمنی تردد در تنگه هرمز، امنیت خلیج فارس و دریای عمان، همکاریهای اقتصادی و تحولات مرتبط با مذاکرات خاتمه جنگ با میانجیگری پاکستان گفتوگو کردند. سخنگوی وزارت خارجه ایران در شبکه ایکس نوشت: «روابط ایران و عمان، گواه روشنی از جدیت ایران در پیگیری روابط محترمانه و مبتنی بر احترام متقابل با همسایگان جنوبی است». اسماعیل بقایی همچنین تأکید کرد این نخستین سفر وزیر خارجه به منطقه پس از تجاوز نظامی اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران است. بنابراین عمان اگرچه به عنوان میانجی مستقیم حضور ندارد، اما همچنان بستری امن برای رایزنی و احتمالا تبادل پیامهای غیرمستقیم باقی مانده است. در دل این تحرکات، یک پیام راهبردی بهروشنی دیده میشود. عراقچی در دیدار با سلطان عمان تصریح کرد: «تجربه جنگ تحمیلی ۴۰روزه علیه ایران نشان داد حضور نظامی آمریکا در کشورهای منطقه صرفا موجب ناامنی و تفرقه است و انتظار میرود همه کشورهای منطقه رویکردی سازنده و مسئولانه برای شکلدهی به سازوکارهای امنیت دستهجمعی درونزای عاری از مداخله آمریکا در پیش بگیرند». این گزاره، هسته اصلی راهبرد جدید تهران است که بهجای تکیه بر مذاکرات دوجانبه با واشنگتن که تاکنون منافع چندانی برای ایران نداشته، باید چارچوب امنیتی جمعی از داخل منطقه طراحی شود. چنین اقدامی عملا به حذف نقش آمریکا به عنوان بازیگر تعیینکننده در معادلات امنیتی خلیج فارس منجر خواهد شد. سلطان عمان نیز با ابراز امیدواری نسبت به خاتمه جنگ و بازگشت ثبات، آمادگی کشورش را برای هرگونه مساعدت اعلام کرد.
پاکستان؛ میانجی با وزن راهبردی
در این میان، نقش پاکستان بیش از گذشته برجسته شده است. عراقچی سفر خود به اسلامآباد را «بسیار ثمربخش» توصیف کرده و گفته است: «کشوری که نقش میانجیگرانه و تلاشهای برادرانهاش برای بازگرداندن صلح به منطقه، برای ما بسیار ارزشمند است». او در جمعبندی سفر خود نوشت: «موضع جمهوری اسلامی ایران را درباره یک چارچوب عملی و قابل اجرا برای پایان دائمی جنگ علیه ایران تشریح کردم». حال پاکستان به عنوان یک قدرت هستهای و دارای ارتباطات گسترده از یک سو با واشنگتن و از سوی دیگر با مسکو و چین، میتواند کانالی بااعتبار برای انتقال پیامها و حتی بستری برای مذاکرات غیرمستقیم باشد. بازگشت بخشی از هیئت ایرانی به تهران برای اخذ دستورالعملهای تازه و سپس الحاق مجدد به عراقچی در اسلامآباد، گویای آن است که پروسه مذاکرات خاتمه جنگ با میانجیگری پاکستان وارد فاز جدیدی شده است، اما اینکه موفقتآمیز باشد، فعلا کمی زود است.
هماهنگی با قاهره و آنکارا
در همین اثنا، عراقچی با وزرای خارجه ترکیه و مصر نیز گفتوگوهای تلفنی داشته است. بدر عبدالعاطی، وزیر خارجه مصر، یکشنبه ششم اردیبهشت در تماسی با همتای ایرانی درباره دیپلماسی، آتشبس و آخرین تحولات منطقهای تبادل نظر کرد. در گفتوگو با فیدان، وزیر خارجه ترکیه نیز محور صحبتها آتشبس و آخرین تحولات برای پایان قطعی جنگ بود. این تماسها نشان میدهد تهران به دنبال ایجاد ائتلافی از بازیگران کلیدی در خاورمیانه است؛ ائتلافی که بتواند بدون اتکا به آمریکا، معماری امنیتی جدیدی را پیش ببرد. آنچه از دادههای موجود برمیآید، تصویری دوسویه است؛ از یک طرف، مذاکرات تهران-واشنگتن در وضعیت بنبست قرار دارد و ارزیابی مثبتی از شرایط فعلی نمیتوان داشت. اصرار ایران بر امنیت دستهجمعی بدون حضور آمریکا و ابراز تردید صریح عراقچی نسبت به «اراده جدی» واشنگتن، این واقعیت را برجسته میکند که گره اصلی کماکان در رفتار آمریکاست. از طرف دیگر، ایران با شدت تمام در حال باز نگهداشتن پنجره دیپلماسی است؛ اما نه از دری که به سوی آمریکا باز میشود، بلکه از طریق تقویت روابط با همسایگان، میانجیگری پاکستان، حفظ کانال عمان و گفتوگو با قاهره و آنکارا. الگوی سفرهای مکرر و بازگشت به پاکستان نشان از پویایی و جدیت تهران در یافتن قالبهای جایگزین دارد. در نهایت آنچه در روزهای پیشرو باید رصد کرد، دو مؤلفه خواهد بود؛ نخست، واکنش عملی آمریکا به ابتکار میانجیگری پاکستان و چارچوب امنیت جمعی پیشنهادی ایران؛ دوم، تلاش تهران در متقاعدکردن همسایگان برای پذیرش سازوکار «بدون آمریکا». تا آن زمان، مذاکره با واشنگتن در هالهای از ابهام باقی خواهد ماند و دیپلماسی ایران در مدار منطقهای خود به گردش ادامه خواهد داد.