«مذاکره» امتداد میدان و به مثابه دفاع مقدس
در روزهای اخیر، طرح دیدگاههایی درباره نسبت «مذاکره» و «دفاع» با واکنشهایی از سوی برخی جریانهای تندرو مواجه شده است. این واکنشها پس از آن شدت گرفت که در اظهاراتی، مذاکره بهعنوان جلوهای از دفاع توصیف شد؛ تعبیری که با انتقاداتی همراه بود.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
در روزهای اخیر، طرح دیدگاههایی درباره نسبت «مذاکره» و «دفاع» با واکنشهایی از سوی برخی جریانهای تندرو مواجه شده است. این واکنشها پس از آن شدت گرفت که در اظهاراتی، مذاکره بهعنوان جلوهای از دفاع توصیف شد؛ تعبیری که با انتقاداتی همراه بود.
در همین چارچوب، گفته شد که اسناد و ابزارهای مرتبط با مذاکره، میتوانند کارکردی مشابه ابزارهای مورد استفاده در میدان جنگ داشته باشند؛ به این معنا که مذاکره نیز میتواند در راستای تأمین منافع ملی و پیشبرد اهداف کشور ایفای نقش کند. بر این اساس، تأکید میشود که مذاکره نهتنها امری مطرود نیست، بلکه فرصتی برای گفتوگو و احقاق حق به شمار میرود و باید از تمامی بسترهای موجود برای بهرهگیری از آن استفاده کرد.
در این میان، به برخی مواضع پیشین نیز استناد شده است؛ از جمله اینکه در مقاطعی، مذاکره بهعنوان «صورت شجاعانه دفاع مقدس» توصیف شده و در پیامهای پایانی برخی مسئولان نیز بر اهمیت گفتوگو و تعامل تأکید شده است. عباس سلیمی نمین، فعال سیاسی گفت: در موضوع مذاکره باید بخشی از جامعه را که تحت تأثیر رسانههای دشمن قرار میگیرند، در نظر گرفت. آیا در جامعه ما امروز کسانی نیستند که تحت تأثیر رسانههای دشمن باشند؟ خوشبختانه در چند بار مذاکره، با نقض عهد آمریکاییها و زیر میز مذاکره زدن توسط آنها، بخشی از این قشر در حقیقت آگاه شده و امروز موضعگیریاش متفاوت شده است.
وی افزود: مذاکره، بهخصوص در ارتباط با بحثهای کلان موجود در جامعه بشری، یکی از روشهای حل کردن موضوعات پیچیده است. یعنی مذاکره میتواند کاملاً افکار عمومی را تحت تأثیر قرار بدهد. ما نمیتوانیم در امر مذاکره فقط خودمان را ببینیم.
این تحلیلگر سیاسی اصولگرا به وقایع تاریخی ایران در خصوص آمریکا پرداخت و گفت: «ما تجارب آزموده شده بسیاری در خصوص آمریکا داریم. در دوران مرحوم دکتر مصدق، آمریکا به او چند بار قول داد که به هیچوجه در کودتا با انگلیسیها همکاری نکند، در حالی که درست در همان موقع که چنین قولی میداد، آمریکاییها بسیار بسیار در کودتا فعال بودند. سلیمی نمین افزود: برخی وانمود میکنند که با آمدن آیزنهاور، آمریکاییها به طرف کودتا سوق پیدا کردند؛ در حالی که قبل از روی کار آمدن آیزنهاور هم دلایل روشنی داریم که آمریکاییها به مصدق دروغ میگفتند و فریبکارانه او را دچار غفلت میکردند.»
برآیند این دیدگاهها بر این نکته تأکید دارد که میتوان از مفهوم مذاکره بهعنوان جلوهای دیگر از دفاع یاد کرد؛ رویکردی که تلاش دارد میان دیپلماسی و دفاع، پیوندی مفهومی برقرار کرده و آن را در چارچوب منافع ملی بازتعریف کند.
در همین زمینه، عبدالله روانخواه، کارشناس مسائل سیاسی و استاد دانشگاه، در گفتوگو با روزنامه «آرمان امروز» به تبیین ابعاد مختلف این رابطه پرداخته است. روانخواه با تأکید بر اینکه میدان و دیپلماسی دو ساحت مجزا اما بهشدت درهمتنیده هستند، اظهار داشت: درک نادرست از این دوگانه میتواند به ایجاد شکافهای مصنوعی در سیاستگذاری منجر شود. در حالیکه واقعیت آن است که میدان و دیپلماسی نه در تقابل، بلکه در امتداد یکدیگر تعریف میشوند و هر یک بدون دیگری کارکرد کامل خود را از دست میدهد.
وی افزود: میدان، بهعنوان عرصه کنشهای عینی و بعضاً سخت، بستر شکلگیری قدرت و ایجاد اهرمهای فشار را فراهم میکند، در حالیکه دیپلماسی، وظیفه تبدیل این ظرفیتها به دستاوردهای سیاسی و حقوقی را بر عهده دارد. به بیان دیگر، آنچه در میدان بهدست میآید، باید از طریق دیپلماسی تثبیت و نهادینه شود.
این استاد دانشگاه با اشاره به تجربههای گذشته خاطرنشان کرد: هر زمان که میان این دو حوزه هماهنگی و همافزایی وجود داشته، نتایج بهمراتب مؤثرتری حاصل شده است. در مقابل، هرگونه ناهماهنگی یا اولویتبخشی افراطی به یکی از این دو، میتواند به تضعیف منافع ملی منجر شود.
روانخواه همچنین بر ضرورت بازتعریف این رابطه در شرایط جدید منطقهای و بینالمللی تأکید کرد و گفت: تحولات پرشتاب در نظم جهانی ایجاب میکند که سیاستگذاران با نگاهی منعطف و واقعبینانه، نسبت میان میدان و دیپلماسی را بهگونهای تنظیم کنند که بیشترین بهرهبرداری از ظرفیتهای موجود حاصل شود. وی در پایان تصریح کرد: آنچه اهمیت دارد، نه تقدم یکی بر دیگری، بلکه طراحی یک راهبرد جامع است که در آن، میدان و دیپلماسی بهعنوان دو بازوی مکمل، در خدمت تحقق اهداف کلان کشور قرار گیرند.