EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۵۴۲۱

مقاومت به معنای تداوم جنگ نیست

ایرانی که با تکیه بر درون و با بهره‌مندی از استقلال خود زمینه‌های دستیابی به توسعه و دموکراسی را فراهم کرده و مطالبات مردم مقاومش را محقق می‌کند.

مقاومت به معنای تداوم جنگ نیست
اعتماد

روزنامه اعتماد گفتگوئی را با محمدجواد حق شناس منتشر کرده است:

در روزهایی که تیم مذاکره‌کننده ایرانی مهیای دور دوم مذاکرات با امریکا می‌شود و بر اساس اخبار قرار است امروز مذاکرات کلید بخورد بسیاری از ایرانیان هر روز صبح اخبار را مرور می‌کنند تا از فراز و فرود مذاکرات، ‌حضور یا عدم حضور تیم مذاکره‌کننده ایرانی و دورنمای احتمالی توافق در اسلام‌آباد باخبر شوند. ایرانیان همان‌طور که در جنگ 40‌ روزه حامی نیروهای نظامی و امنیتی بودند و توفیق آنها را پیروزی خود قلمداد می‌کردند، این روزها هم حامی تیمی هستند که قرار است دستاوردهای ایران در میدان نبرد را به ارزش افزوده سیاسی و اقتصادی بدل کند. اما ایران چگونه از بطن جنگ 40 روزه در آستانه دروازه‌ای ایستاده که موفقیت در آن، دوران جدیدی را برای ایران و ایرانی شکل می‌دهد؟

محمدجواد حق‌شناس در گفت‌وگویی که با «اعتماد» دارد با اشاره به اینکه ایران در ۴۰ روز اخیر «از دل یک نبرد نابرابر، شکل تازه‌ای از اقتدار و تاب‌آوری ملی» را تجربه کرده، تأکید می‌کند که نشانه‌های ظهور و بروز یک ایران جدید از دل تحولات اخیر نمایان شده است. ایرانی که با تکیه بر درون و با بهره‌مندی از استقلال خود زمینه‌های دستیابی به توسعه و دموکراسی را فراهم کرده و مطالبات مردم مقاومش را محقق می‌کند. 

    از نظر شما مهم‌ترین شاخص‌‌های مقاومت ایران در این ۴۰ روز چه بود؟ و این رخداد چه تغییری در وضعیت ایران ایجاد کرد؟

جنگ میهنی اخیر، یک رخداد بسیار تعیین‌کننده در تاریخ معاصر کشورمان محسوب می‌شود. در این ۴۰ روز، ما شاهد ظهور و بروز یک «ایران جدید» بودیم. از درون این تهاجم و تجاوز بسیار آشکار و بزرگ که توسط بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان و قوی‌ترین قدرت نظامی منطقه شکل گرفت و به‌زعم بسیاری از کارشناسان نظامی، سیاسی و امنیتی یک جنگ نامتوازن و نابرابر بود، ایران متفاوتی متولد شد. جنگی که علیه ایران شکل گرفت، به ‌شدت نابرابر و نامتوازن بود. اما ایران با اتکا به چند مولفه اصلی توانست در برابر آن بایستد: نخست، موقعیت ژئواستراتژیک، دوم، پشتوانه تمدنی و روحیه تاریخی مقاومت؛ سوم، فرماندهی و مدیریت نظامی و نهایتا انسجام و آمادگی مردم. این ترکیب باعث شد که نتیجه این درگیری، زایش یک حماسه بزرگ از استقامت را در پی داشته باشد. دشمن تصور می‌کرد با شهادت فرماندهی کل قوا و فرماندهان نظامی و اطلاعاتی رده بالا می‌تواند ظرف دو هفته کار ایران را تمام کند. برنامه ابتدایی دشمن همین بود. اما در عمل نه‌‌تنها این اتفاق نیفتاد، بلکه ایران توانست ضربات جدی و موثری هم به اسراییل و امریکا و هم به متحدان منطقه‌ای‌شان وارد کند. از سوی دیگر، آنها در ضربات اولیه تلاش کردند رهبران نظامی و سیاسی و حتی غیرنظامیان و کودکان را هدف قرار بدهند تا روحیه جامعه را در هم بشکنند. حمله به مدرسه میناب در نخستین موج حمله یکی از این تلاش‌های ناجوانمردانه بود تا روحیه مردم کاهش یابد. اما مردم نه تنها عقب‌نشینی نکردند بلکه این داغ را به ظرفیتی برای مقاومت بیشتر بدل ساختند. امروز ایران به خاطر شهدای جنگ و به خاطر کودکان میناب و سایر قربانیان جنگ باید پیشرفت، توسعه و مردمسالاری را در آغوش بکشد. این خواسته شهدای جنگ و عموم مردم ایران است.

    شما می‌گویید اسراییل و امریکا به اهدافشان نرسیدند، چه عاملی باعث شد دشمن به اهداف و راهبردهای مورد نظرش نرسد؟

برعکس تصورات دشمنان ایران، یکی از شاخص‌های کلیدی مقاومت ایران در این دوره، تاب‌آوری مردم بود. جامعه ایران توانست فشار سنگین را تحمل کند و همراهی‌اش با حاکمیت قطع نشد. در مجموع، این ۴۰ روز برای ایران تبدیل شد به یک تجربه مهم تاریخی. ایران توانست نشان بدهد که ظرفیت مقاومت پایدار دارد و می‌تواند محاسبات دشمن را بر هم بزند. به‌رغم تحلیل‌هایی که دستگاه‌های جاسوسی امریکا و اسراییل و گروه‌های ذی‌نفوذ آنها در داخل تهیه کرده بودند و با تکیه بر رخدادهای دی ماه 1404 این طور نتیجه‌گیری می‌کردند که جامعه ایرانی آماده اعتراضات گسترده و استقبال از تجاوز امریکا و اسراییل است، نه‌تنها چنین رخدادهایی شکل نگرفت بلکه جامعه یک همراهی جدی و حمایت بی‌دریغ از خود با حضور در خیابان نشان داد. این حماسه مردمی، ضلع دیگری از اضلاع اصلی پیروزی ایران است. در سطح نیروهای مسلح نیز ترکیبی دقیق و هوشمند از جانفشانی، ایثار و شهادت در کنار یک فرماندهی هوشمند و غیر متمرکز مشاهده شد. هر ضربه دشمن با ضربه قوی‌تر، متقابل و متناسب پاسخ داده شد و حتی در برخی حوزه‌ها با گسترش جنگ به کشورهایی که فضای سرزمینی خود را در اختیار مهاجمان قرار داده بودند، سطح تازه‌ای از قدرت ایران نمایان شد. حداقل 6 کشور دیگر که با امریکا و اسراییل همکاری مستقیم داشتند و پایگاه‌هایی در اختیار دشمن قرار داده بودند، زیر ضرب حملات ایران قرار گرفتند. 

    یکی از وجوه مهم نبرد میهنی اخیر در عرصه رسانه نمود پیدا کرد. در این عرصه هرچند صدا و سیما توفیق قابل توجهی نداشت اما رسانه‌های مستقل و شبکه‌های اجتماعی و جوانان اقدامات قابل توجهی انجام دادند. درباره این وجه چه نظری دارید؟

در حوزه روایت‌ها هم ایران کارهای مهمی انجام داد. ایران به‌رغم همه مشکلاتی که در فضای مجازی وجود داشت و قطع شدن اینترنت باعث شد قاطبه ایرانیان نتوانند از سربازان خود حمایت کنند اما دیپلماسی عمومی و استفاده از ظرفیت‌های پنهان باعث شد تصویری متوازن و متناسب از ایران ارائه شود. در واقع صحنه روایتگری در این جنگ تنها در اختیار اسراییل و امریکا نبود و به نوعی وجدان عمومی نخبگان جهانی و حتی شخصیت‌های شناخته شده در امریکا، اروپا و... وارد عمل شدند. همراهی جالب توجه کشورهایی چون اسپانیا، ایتالیا و در ادامه آلمان و سایرین با ایران فضایی را فراهم کرد تا ایران در جنگ روایت حرف‌هایی برای گفتن داشته باشد. روایت‌های مطلوبی از ایران در برابر تجاوزات اسراییل و امریکا پیش روی جهانیان ارائه شد. کار به جایی رسید که امواج مردمی در کشورهای همسایه مانند عراق، ترکیه، پاکستان، هندوستان، افغانستان و حتی کشورهای عربی که مورد هدف موشک‌های ایرانی قرار داشتند شکل گرفت و به نفع ایران وارد عمل شد. وقتی من از یک ایران جدید صحبت می‌کنم، منظورم دقیقا همین تحولات در بخش‌های مختلف نظامی، سیاسی، امنیتی، رسانه‌ای و دیپلماتیک است.

    در یک چنین بستری بود که درخواست برای آتش‌بس 14 روزه مطرح شد و بلافاصله پس از آن مذاکرات دو‌جانبه ایران و امریکا در اسلام‌آباد آغاز شد. در داخل کشور رویکردهای متفاوتی در خصوص مذاکرات شکل گرفت و برخی افراد و گروه‌ها بدون توجه به این واقعیت که تصمیم برای مذاکره یا عدم مذاکره در عالی‌ترین سطوح کشور اتخاذ می‌شود تیم مذاکره‌کننده ایران را می‌نوازند. درباره مذاکرات چه می‌توان گفت؟

ایران هرگز کشور جنگ طلبی نبوده و همواره مورد تهاجم جنگ طلبان قرار داشته است. مطالعات تاریخی هم نشان می‌دهد، ایران در 6 سده گذشته هرگز تجاوزی به کشورهای همسایه نداشته است. تمام تجربیات ایران در این بازه زمانی از جنگ یک رویکرد دفاعی بوده است. این روند به‌خصوص در حمله متفقین به ایران در جنگ جهانی دوم، جنگ 8 ساله با عراق و جنگ 12 روزه به عینه هویداست. ایران در طول تاریخ معاصر خود بارها با تجاوز و حملات نظامی مواجه شده، اما نکته مهم این است که فرهنگ، تمدن و روح ایرانی بیشتر به سمت دوستی و صلح تمایل دارد. اینکه مردم ما جنگ‌ طلب یا تهاجمی باشند، برخلاف ذات تمدنی ما است. لذا همواره ایران در موضع دفاعی قرار داشته و نه آغازگر جنگ. اگر چه ایران اقتدار خود را همواره حفظ کرده‌، ولی هیچگاه یک کنش جنگ‌طلبانه یا تهاجمی واقعی نداشته‌. این موضوع هم قبل و هم بعد از جنگ‌های اخیر کاملا مشهود بوده است.

    اما این رویکرد صلح‌طلبانه ایران از سوی امریکا نادیده گرفته شد و دو تجربه دردناک جنگی یکی در جنگ 12 روزه و دیگری در جنگ 40 روزه علیه ایران شکل گرفت. چرا کار به جنگ کشید؟

پیامی که ایران پیش از جنگ می‌‌داد، این بود که ما می‌خواهیم بهانه‌ها و جوی که اسراییلی‌ها ایجاد کرده‌اند، را برطرف کرده و راه دیپلماسی را پیگیری کنیم. ما می‌خواستیم از وقوع جنگ جلوگیری کنیم. اما ساختار سیاسی امریکا تحت نفوذ منطق و اقتدار نظامی اسراییل قرار گرفته بود. عملا امریکا در مسیر جنگ اسراییل قرار گرفت و عملا زیر سیاست‌ها و نقشه‌های جنگ‌طلبانه اسراییل رفت که این موجب شد جنگ ناگزیر شود.

    پیامدهای این رخدادها برای مردم امریکا و اسراییل چه بود؟

خطر نتانیاهو و ترامپ نه فقط مردم ایران و امریکا بلکه مردم منطقه و حتی مردم اسراییل را تحت تاثیر قرار داد. اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم، حملات قدرتمندانه ایران به تل‌آویو، حیفا و... باعث لرزش گسترده در جامعه اسراییل نیز شد. مردم شهرهایی مانند حیفا و تل‌آویو ساعت‌ها حتی روزها در پناهگاه‌ها مجبور به ماندن شدند. این دولت جنگ‌طلب و رادیکالی که در اسراییل حاکم است، به دلیل رفتارهای غیرانسانی‌اش به‌ شدت مورد انتقاد مردم خود اسراییل نیز قرار دارد. از سوی دیگر امریکا گرفتار تله‌ای شد که نه مردم امریکا و نه بسیاری از نخبگان سیاسی و اجتماعی نمی‌خواستند ایالات متحده وارد آن شود. ما شاهد رای‌گیری‌های مکرر در کنگره امریکا بودیم، تقریبا نیمی از اعضای کنگره و سنا با دادن اختیار جنگ به دولت مخالف بودند. پس از توییت ترامپ درباره نابود کردن تمدن و فرهنگ ایرانی، اعتراضات گسترده‌ای در تقریبا ۳۰۰ شهر امریکا برگزار شد. این رخدادها نشان‌دهنده مخالفت شدید مردم امریکا با این جنگ بود و این مخالفت باعث فشارهای سیاسی داخلی هم شد. بخش بزرگی از افکار عمومی جهان، ازجمله بخش زیادی از مردم امریکا و منطقه، این جنگ را نمی‌پذیرند و مخالف آن هستند. این مقاومت و مخالفت جهانی از اهمیت بالایی برخوردار است.

    در داخل کشور هم برخی اظهارنظرها و تحرکات مشاهده می‌شود که در آن اغلب مذاکره‌کنندگان و اصل گفت‌وگو مورد هدف قرار می‌گیرد و این جریانات خواستار تداوم جنگ هستند. اساسا مقاومت در این شرایط چه معنایی دارد؟ آیا مقاومت یعنی ادامه جنگ؟

بدون تردید خیر، معنای مقاومت این نیست که جنگ ادامه پیدا کند. گاهی اوقات عالی‌ترین شکل مقاومت در مذاکره متجلی می‌شود. مقاومت یعنی حفظ استقلال و عدم تسلیم شدن در برابر خواسته‌های دشمن. البته باید همواره آماده مذاکره باشیم، حتی مذاکره مستقیم با دشمن.

هیچ جنگی تا ابد پایدار نمی‌ماند و اساسا جنگ‌ها رخ می‌دهند تا کشورها به سمت صلح حرکت کنند. جنگ باید به صلح منجر شود. ایران باید با قدرتمندی و شجاعت در مذاکرات حضور پیدا کند، باید کاملا آگاه به شرایط خود، شرایط دشمن، واقعیت‌های بین‌المللی و محدودیت‌های منطقه‌ای باشیم. هدف نهایی ما باید تضمین امنیت، آبادی و سرافرازی ایران در آینده باشد. ما باید آینده‌ای امن و پایدار برای کشور بسازیم، نه چیزی کمتر.

    وظایف یک یک ایرانیان شامل عموم مردم، مسوولان و سیاستگذاران در شرایط فعلی چیست؟

مهم‌ترین مساله در این شرایط حمایت همه‌جانبه ملی و مردمی از تیم مذاکره ‌کننده است. باید این تیم را در شرایطی قرار بدهیم که بتوانند با اعتماد به ‌نفس، هوشمندی و بدون دغدغه به مذاکرات ادامه دهند. این حمایت، عامل موفقیت ما در پایان دادن به جنگ و رسیدن به صلح خواهد بود. شخصا معتقدم ایران جدیدی از پس رخدادهای فعلی متولد می‌شود که قادر خواهد بود به بخش قابل توجهی از مطالبات و خواسته‌های ایرانیان جامه واقعیت بپوشاند. برای ظهور و بروز این ایران بیشتر از همه به اتحاد، همبستگی و انسجام نیاز است. از سوی دیگر مسوولان و تصمیم‌سازان باید پاسخ مردمی که در کشاکش جنگ از تمامیت ارضی و نظام سیاسی حفاظت کردند را داده و زمینه رفاه و بهروزی ایران و ایرانی را فراهم سازند.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار