جنگ روانی دشمنٰ؛ قدرت ارتباطی و رسانهای ما
در شرایطی که کشور با نوعی جنگ رسانهای و روانی مواجه است، موضوع «پدافند و آفند رسانهای» بیش از گذشته اهمیت یافته است.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
در شرایطی که کشور با نوعی جنگ رسانهای و روانی مواجه است، موضوع «پدافند و آفند رسانهای» بیش از گذشته اهمیت یافته است. تحلیلها نشان میدهد دشمنان با بهرهگیری از تمامی ظرفیتهای رسانهای خود، از شبکههای ماهوارهای گرفته تا فضای مجازی و سایر بسترهای ارتباطی، در تلاشاند تا بر افکار عمومی اثر بگذارند و فضای روانی جامعه را تحت تأثیر قرار دهند.
بر همین اساس، ارتقای سطح تابآوری روانی و اجتماعی جامعه، مستلزم تجهیز به توانمندیهای رسانهای گستردهتر و آمادگیهای متناسب با شرایط جنگ ترکیبی است. بررسیها حاکی از آن است که جریانهای معارض با استفاده از ظرفیتهای حرفهای و گسترده، روایتسازی هدفمند را دنبال میکنند و در بزنگاههای سیاسی و دیپلماتیک میکوشند تصویرسازی خاصی از تحولات ارائه دهند.
برای نمونه، در جریان یکی از مذاکرات اخیر، با وجود آنکه اصل مذاکره لزوماً به معنای وقوع جنگ یا تشدید تنش نبود، فضاسازی رسانهای بهگونهای شکل گرفت که بخشی از افکار عمومی دچار برداشتهای نگرانکننده شد. این مسئله نشان میدهد که مدیریت روایت و سرعت عمل در اطلاعرسانی تا چه اندازه در شکلدهی به ذهنیت عمومی مؤثر است.
در این میان، عملکرد رسانههای داخلی نیز با چالشهایی روبهروست. برخی ارزیابیها از تأخیر در اطلاعرسانی و ضعف در بهرهگیری از ظرفیتهای موجود حکایت دارد. رسانه ملی به دلیل فرسایش سرمایه اجتماعی، دیگر همان اثرگذاری گذشته را بر تمامی مخاطبان ندارد. در حوزه مطبوعات نیز کاهش تیراژ روزنامهها موجب شده دامنه تأثیرگذاری آنها محدود باشد.
فضای مجازی و شبکههای اجتماعی نیز به دلیل ساختار ترکیبی و تأثیرپذیری از منابع بیرونی، عرصهای پیچیده به شمار میرود؛ عرصهای که در آن، جریانهای بیرونی سهم قابل توجهی در جهتدهی افکار عمومی دارند. این شرایط نشان میدهد که آمادگی لازم و اثربخش برای مواجهه فعال در این میدان هنوز به طور کامل فراهم نشده است.
کارشناسان تأکید دارند که در صورت بروز درگیری یا تشدید تنشهای رسانهای، حتی برتریهای میدانی و نظامی نیز بدون مدیریت صحیح جنگ روانی، ممکن است در افکار عمومی بازتاب مطلوبی نیابد. از همین رو، بارها بر اهمیت جنگ نرمافزاری و تقدم آن بر جنگ سختافزاری تأکید شده است.
در چنین وضعیتی، تقویت زیرساختهای رسانهای یک ضرورت تلقی میشود. حمایت از مطبوعات برای افزایش تیراژ، ایجاد تحول در ساختار و محتوای رسانه ملی با هدف بازسازی اعتماد عمومی و افزایش سرمایه اجتماعی، طراحی منسجم برای حضور مؤثر در فضای مجازی و تولید برنامههای جذاب و رقابتپذیر از جمله راهکارهای پیشنهادی در این زمینه است. همچنین گشودن فضای رسانهای برای طرح دیدگاههای متنوع میتواند به افزایش جذابیت و اثرگذاری رسانههای داخلی کمک کند.
از سوی دیگر، تقویت و تجهیز روابط عمومی دستگاهها به عنوان خط مقدم امیدآفرینی و اطلاعرسانی، اهمیت ویژهای دارد. روابط عمومیها باید بتوانند اقدامات و دستاوردها را به شکلی حرفهای، منسجم و قابل فهم به جامعه عرضه کنند تا افکار عمومی در جریان فعالیتها و پیشرفتها قرار گیرد.
در کنار پدافند رسانهای، ضرورت آمادگی برای آفند رسانهای نیز مورد تأکید قرار دارد؛ به این معنا که صرفاً واکنش تدافعی کافی نیست و باید در روایتسازی پیشدستانه و اعلام سریع و دقیق اخبار نیز نقشآفرینی کرد. در برخی موارد مشاهده شده که رسانههای خارجی نظیر المیادین و الجزیره در انتشار اخبار مربوط به تحولات منطقهای یا مذاکرات پیشقدم بودهاند و رسانههای داخلی با فاصله زمانی و بهصورت ناقص به بازنشر اخبار پرداختهاند؛ مسئلهای که نشاندهنده لزوم بازنگری در سازوکارهای اطلاعرسانی است.
برآیند این تحلیلها بیانگر آن است که بازتعریف راهبرد رسانهای کشور، شناسایی ظرفیتها و کاستیها و طراحی نقشهای جامع برای تقویت پدافند و آفند رسانهای، ضرورتی اجتنابناپذیر در شرایط کنونی به شمار میرود.
محمدرضا عزیزی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی، با تأکید بر اهمیت نقش رسانهها در مدیریت افکار عمومی، اظهار کرد: ارتقای سطح تابآوری روانی و اجتماعی جامعه، بدون برخورداری از توانمندیهای رسانهای گسترده و متناسب با شرایط جنگ ترکیبی، عملاً امکانپذیر نیست. امروز میدان اصلی رقابت کشورها صرفاً عرصه نظامی یا اقتصادی نیست، بلکه بخش مهمی از آن به حوزه ادراکسازی و مدیریت ذهن افکار عمومی منتقل شده است.
وی افزود: در شرایط جنگ ترکیبی، هدف اصلی طرف مقابل ایجاد اختلال در محاسبات ذهنی جامعه، افزایش نگرانی عمومی و تضعیف سرمایه اجتماعی است.