EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۵۰۳۵

۲ سناریوی پیش روی ایران و آمریکا

در هفته‌های اخیر، وضعیت میان تهران و واشنگتن بار دیگر مبهم شده است. برخی تحرکات نظامی آمریکا در منطقه را نشانه آمادگی برای جنگ می‌دانند و برخی دیگر آن را صرفاً نمایش قدرت و ابزار فشار سیاسی تلقی می‌کنند

۲ سناریوی پیش روی ایران و آمریکا
آرمان امروز

حسن بهشتی پور در یادداشتی در روزنامه آرمان امروز نوشت:

در هفته‌های اخیر، وضعیت میان تهران و واشنگتن بار دیگر مبهم شده است. برخی تحرکات نظامی آمریکا در منطقه را نشانه آمادگی برای جنگ می‌دانند و برخی دیگر آن را صرفاً نمایش قدرت و ابزار فشار سیاسی تلقی می‌کنند. هم‌زمان، زمزمه‌هایی از تلاش برخی کشورهای منطقه مانند عربستان، قطر، عمان و ترکیه برای میانجی‌گری شنیده می‌شود؛ تلاش‌هایی که هدف آن‌ها جلوگیری از شعله‌ور شدن یک جنگ پرهزینه در خاورمیانه است.

ترامپ از یک سو مدعی است ایران خواهان گفت‌وگو با آمریکاست و واشنگتن نیز برای مذاکره آمادگی دارد، و از سوی دیگر، فشارهای نظامی و اقتصادی را افزایش می‌دهد. در این میان، شواهد نشان می‌دهد ایران به دنبال مدیریت بحران و جلوگیری از ورود به یک رویارویی پرهزینه است؛ مسیری که منطقاً می‌تواند از کانال دیپلماسی عبور کند، هرچند نشانه‌های عملی روشنی از آغاز گفت‌وگو دیده نمی‌شود.

کشورهای عربی منطقه به‌طور جدی مخالف جنگ هستند، زیرا می‌دانند در صورت حمله آمریکا به ایران، پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه به اهداف متقابل ایران تبدیل خواهند شد. با این حال، نباید نقش میانجی‌گری این کشورها را بیش از حد بزرگ کرد. اگر ترامپ به این جمع‌بندی برسد که حمله به ایران به نفع اوست، بعید است توصیه هیچ بازیگر منطقه‌ای مانع تصمیمش شود. میانجی‌گری زمانی معنا دارد که دو طرف اصل گفت‌وگو را پذیرفته باشند؛ وضعیتی که فعلاً به‌طور جدی وجود ندارد.

سناریوی نخست آن است که اعزام ناوهای آمریکایی، انتقال تجهیزات نظامی و جابه‌جایی نیروها، نشانه آمادگی واقعی برای درگیری نظامی باشد.

سناریوی دوم آن است که این اقدامات صرفاً برای ارعاب و واداشتن ایران به امتیازدهی سیاسی صورت می‌گیرد؛ رویکردی که با سیاست «فشار حداکثری» هم‌خوانی دارد و هدف آن، فرسایش داخلی و تضعیف مشروعیت سیاسی ایران بدون ورود مستقیم به جنگ است.

در هر دو سناریو، آنچه برای ایران اهمیت حیاتی دارد، وضعیت داخلی کشور است. تکیه‌گاه اصلی در برابر فشار خارجی، نه صرفاً توان نظامی، بلکه سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی است. کاهش شکاف دولت ـ ملت و ترمیم اعتماد مردم، می‌تواند مهم‌ترین عامل بازدارنده در برابر هرگونه ماجراجویی خارجی باشد. اگر ترامپ نشانه‌ای از انسجام و اتحاد داخلی ببیند، ناگزیر در محاسبات خود تجدیدنظر خواهد کرد.

ترامپ سیاست ابهام را به‌عنوان بخشی از استراتژی «کسب حداکثر امتیاز با حداقل هزینه» دنبال می‌کند؛ همان منطقی که در کتاب هنر معامله شرح داده است. به همین دلیل، تحلیل رفتار او صرفاً با محاسبات کلاسیک هزینه ـ فایده چندان کارآمد نیست. کیش شخصیت، رفتارهای پادشاه‌مآبانه و تمایل به غافل‌گیری، احتمال ماجراجویی را کاملاً منتفی نمی‌کند، هرچند به معنای قطعی بودن جنگ هم نیست.

در این میان، نقش رسانه‌ها و جنگ روانی را نباید دست‌کم گرفت. موج‌سازی رسانه‌ای خارجی می‌تواند همان «آتش تهیه»‌ای باشد که پیش از هر اقدام نظامی به کار گرفته می‌شود. تقویت سواد رسانه‌ای جامعه و افزایش آگاهی عمومی، برای خنثی‌سازی این فشارها ضروری است.

همکاری آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز واقعیتی انکارناپذیر است. اسرائیل بدون هماهنگی واشنگتن دست به اقدام نظامی نمی‌زند و در پرونده ایران، تفکیک این دو بازیگر عملاً معنا ندارد. اختلافات تاکتیکی ممکن است وجود داشته باشد، اما در اصل تقابل با ایران، هماهنگی راهبردی برقرار است.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار