دیپلماسی به وقت ساعت سوئیسی
دیروز (دوشنبه)، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ژنو دیدار کرد. این ملاقات در آستانه دور جدید مذاکرات ایران و ایالات متحده برنامهریزی شده بود و تیمی از متخصصان هستهای نیز برای مشارکت در مباحث فنی دقیق حضور داشتند.
روزنامه شرق در گزارشی نوشت:
دیروز (دوشنبه)، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ژنو دیدار کرد. این ملاقات در آستانه دور جدید مذاکرات ایران و ایالات متحده برنامهریزی شده بود و تیمی از متخصصان هستهای نیز برای مشارکت در مباحث فنی دقیق حضور داشتند. عراقچی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس و پیش از ملاقات با گروسی نوشت علاوه بر دیدار با دبیرکل آژانس، پیش از آغاز رایزنیهای دیپلماتیک با آمریکا در روز سهشنبه، با بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان نیز دیدار خواهد داشت.
رئیس دستگاه دیپلماسی ایران تأکید کرد با «ابتکارات واقعی برای دستیابی به توافقی عادلانه و متوازن» به ژنو آمده است و آنچه مطلقا در دستور کار نیست، «تسلیم در برابر تهدیدها» است. گروسی نیز در پیامی در شبکه اجتماعی خود از انجام مذاکرات فنی جامع با عراقچی خبر داد و یادآور شد که این گفتوگوها در چارچوب آمادهسازی برای مذاکرات سهشنبه انجام شد. مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی جمعه گذشته و در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ گفته بود: «از زمان جنگ ۱۲روزه، وضعیت بهطور عمیق تغییر کرده است، اما دستیابی به توافق با آمریکا از نظر فنی هنوز ممکن است. برای رسیدن به توافق، باید راه خروجی وجود داشته باشد، چراکه تهران قصد دارد به فعالیتهای صلحآمیز هستهای ادامه دهد و این حق باید به رسمیت شناخته شود».
در همین حال، هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، هفته گذشته در گفتوگو با فایننشالتایمز اظهار داشت: «تمایل آمریکاییها برای پذیرش غنیسازی ایران در محدودههای مشخص مثبت است و ایرانیها نیز به این موضوع واقف هستند که باید با آمریکا به توافق برسند. در عین حال، آمریکا میداند که ایران محدودیتهای خاص خود را دارد». با این حال، تحلیلگران میگویند که ادعاهای فیدان با واقعیتهای جاری صحنه بینالمللی همخوانی کامل ندارد و همچنان ابهاماتی جدی در مسیر مذاکرات وجود دارد.
ایران و آژانس انرژی اتمی؛ چالش بازرسی سایتهای آسیبدیده
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پنجشنبه گذشته هم در گفتوگو با فایننشالتایمز بر حق ایران برای غنیسازی اورانیوم تأکید کرد، اما یادآور شد این اقدام باید تحت نظارت کامل آژانس انجام شود تا مطمئن شوند اورانیوم مهروموم شده و به مقاصد غیرمجاز منحرف نشده است. او این موضوع را به عنوان یک «امتیاز متقابل در چارچوب انپیتی» مطرح و تأکید کرد بازرسان ماههاست منتظر اجازه دسترسی به سه سایت کلیدی غنیسازی ایران هستند.
این اظهارات در حالی است که ایران بارها تأکید کرده که به عنوان عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، حق غنیسازی خود را محفوظ میداند و از آن چشمپوشی نخواهد کرد. گروسی در ادامه مصاحبه خود مجددا درخواست بازرسی از تأسیسات بمبارانشده را مطرح کرد. در مقابل ایران نیز اعلام داشته که اجازه بازرسی از مراکز آسیبدیده فقط پس از تعیین چارچوبی برای شرایط پساجنگ و محکومیت رسمی اقدامات تجاوزکارانه داده خواهد شد. محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی، نیز تأکید کرد که رویههای بازرسی باید مشخص شود تا ایران بتواند طبق آن عمل کند. با این حال، گروسی این مسائل را سیاسی خوانده و مدعی است که اقدامات حفاظتی برای ورود به تأسیسات بمبارانشده کافی است و این اختلاف با ایران «بخشی از گفتوگوی جاری» است. او افزود که اطمینان زیادی دارد ذخایر اورانیوم با غنای بالا در تأسیسات آسیبدیده محفوظ است، اگرچه تأیید صددرصدی ممکن نیست.
مدیرکل آژانس همچنین گفت که تصمیم اسرائیل برای بمباران ایران موجب توقف بازرسی برنامهریزیشده از یک سایت جدید در اصفهان شد. او یادآور شد که ایران این سایت را اعلام کرده و قرار بود ۱۳ ژوئن بازدید انجام شود، اما همزمان اسرائیل حملات خود را آغاز کرد و بازرسان نتوانستند از آن بازدید کنند. ایران تأکید دارد که مبنای همکاری با آژانس، قانون مصوب مجلس شورای اسلامی است و تعاملات مطابق مصوبه شورای عالی امنیت ملی پیش میرود. گزارش فایننشالتایمز همچنین یادآور شد که اسرائیل عضو انپیتی نیست، سیاست ابهام راهبردی در برنامه هستهای دارد و تاکنون حدود صد کلاهک هستهای تولید کرده است. گفتنی است گروسی اواسط بهمنماه نیز در گفتوگو با شبکه «روسیه۲۴» عنوان داشته بود: «موضع آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره ایران این است که طرفها به میز مذاکره بازگردند و به توافقی برسند که امکان بازگشت کامل بازرسان آژانس به ایران را فراهم کند».
دور جدید مذاکره به وقت ژنو
ساعاتی پس از عزیمت سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران به ژنو، کاخ سفید تأیید کرد استیو ویتکاف، نماینده ارشد و جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، برای مذاکرات هستهای با ایران به ژنو میروند. یک مقام آمریکایی که خواست نامش فاش نشود، حضور این دو نفر به عنوان نمایندگان واشنگتن در مذاکرات را تأیید کرد. در همین شرایط بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل یکشنبهشب درباره دیدار خود با ترامپ و شروط اسرائیل برای ادامه مذاکرات ایران و آمریکا اظهاراتی مطرح کرد. او مدعی شد که اسرائیل خواستار «برچیدن تمام زیرساختهایی است که به ایران اجازه غنیسازی اورانیوم و خروج مواد غنیشده از کشور را میدهد». نتانیاهو همچنین با اشاره به سفر اخیر خود به واشنگتن گفت در مذاکرات با ترامپ بر «لزوم محدودکردن برنامه موشکی ایران» تأکید کرده و خواستار محدودشدن برد موشکهای بالستیک ایران به ۳۰۰ کیلومتر شده است. این اظهارات نشاندهنده فشار سیاسی و مداخلهجویانه اسرائیل در جریان مذاکرات هستهای ایران و آمریکاست.
گفتنی است که در آستانه آغاز دیدارهای ژنو و مذاکرات هستهای، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، ضمن واکنش به اظهارات رسانهای و توییتهای منتشرشده درباره چارچوب و طرحهای مذاکراتی، این مطالب را «گمانهزنیهای بیپایه» ارزیابی و تأکید کرد که جزئیات مذاکرات فقط در اتاق گفتوگو مورد بحث قرار میگیرد. به ادعای بقایی: «هنوز به جزئیات اینکه سطح غنیسازی چقدر باشد و چند سانتریفیوژ داشته باشیم، نرسیدهایم، اما موضع آمریکا در قبال بحث هستهای ایران به این سمت رفته که به حقوق مصرحه ما در انپیتی ملتزم بمانند». سخنگوی دستگاه دیپلماسی این را هم گفت: «مذاکرات با در نظر داشتن چارچوبهایی که از سوی نهادهای بالادستی تدوین شده پیش میرود».
او یادآور شد که جمهوری اسلامی ایران عضو متعهد معاهده منع اشاعه است و طبق ماده ۴ این معاهده، حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، شامل غنیسازی، برای کشور محفوظ است و هیچگونه اعطای حق جدیدی مطرح نیست. بقایی با اشاره به دورهای قبلی مذاکرات، تأکید کرد که روند دیپلماتیک جدید بر مبنای تجربیات و چارچوبهای گذشته پیش میرود و جزئیات حساس در دورهای بعدی بررسی خواهد شد. او افزود که شرایط حمله خردادماه به تأسیسات هستهای ایران، اقدامی مجرمانه و تغییردهنده اوضاع بود و بنابراین مذاکرات فعلی در چارچوب شرایط جدید ادامه مییابد.
سخنگوی وزارت خارجه با بیان اینکه طرف مقابل پیامها و سیگنالهای متناقضی ارسال میکند، خاطرنشان کرد که ایران باید با احتیاط کامل و توجه به تجربیات گذشته، روند مذاکرات را دنبال کند. او بر ضرورت ورود به مذاکرات با اعتماد به حقانیت مواضع، پشتوانه مردمی و نگاه نتیجهمحور تأکید کرد و گفت جمهوری اسلامی با تیمی کامل از کارشناسان سیاسی، حقوقی، اقتصادی و فنی در این روند حضور دارد. بقایی همچنین ضمن رد ادعای اتلاف وقت از سوی ایران، تصریح کرد هدف ایران رفع تحریمهای ظالمانه و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای است و طولانیشدن مذاکرات به نفع هیچکس نخواهد بود. او در پایان تأکید کرد که ایران با حسن نیت و جدیت وارد روند دیپلماتیک میشود، اما نمیتواند نادیده بگیرد که طرف مقابل تا چه حد برای پیشبرد مذاکرات جدی است و هر مرحله باید با رعایت اصول و بدیهیئت بینالمللی پیش رود.
از توافق هستهای جدید با ظاهر متفاوت تا تکرار یک سناریوی اشتباه!
در حالی که ایران و ایالات متحده تا ساعاتی دیگر وارد دور دوم مذاکرات هستهای به میزبانی ژنو و با میانجیگری عمان خواهند شد، فضای سیاسی و تحلیلی پیرامون این مذاکرات میان دو قطب کاملا متضاد نوسان دارد؛ از توافق هستهای جدید تا تکرار سناریوی جنگ. در همین باره ژرار آرو، سفیر پیشین فرانسه، در مقالهای در مجله «لوپوآن» تحلیل خود از راهبرد آمریکا در قبال ایران را ارائه داد و تأکید کرد که حذف نظامی سیاسی تهران در دستور کار رئیسجمهور دونالد ترامپ قرار ندارد. به نوشته انتخاب، آرو معتقد است که دولت آمریکا در مواجهه با اعتراضات اخیر در ایران، بهجای گزینه نظامی، مسیر دیپلماسی و مذاکره را برای محدودکردن برنامه هستهای و موشکی کشور انتخاب کرده است. به گفته او، واشنگتن نسبت به پروژه «تغییر رژیم» بیمیل است و تجربه تلخ مداخلات عراق، لیبی و سوریه درسهایی درباره هرجومرج و افزایش تروریسم ارائه کرده است.
سفیر پیشین فرانسه تأکید میکند که گزینه نظامی محدود به نیروی هوایی، حتی اگر قدرتمند باشد، توان نابودی حکومتی مستحکم را ندارد و بدون حضور نیروهای زمینی، نتیجه سیاسی ملموسی به همراه نخواهد داشت. او هشدار میدهد که حمله احتمالی فقط موجب افزایش رنج مردم خواهد شد. علاوه بر این، فشارهای منطقهای مانع مداخله مستقیم آمریکا شده است؛ کشورهای خلیج فارس بیم از پاسخ ایران دارند و متحدانی مانند ترکیه خواستار کاهش تنش هستند.
آرو نتیجه میگیرد که ترامپ به دنبال پیروزیهای کمهزینه و با ریسک محدود است و مداخله نظامی در ایران این معیار را برآورده نمیکند. بر اساس این تحلیل، انتظار میرود راهبرد واشنگتن نهایتا به توافق هستهای جدیدی منجر شود که شباهت زیادی به برجام ۲۰۱۵ دارد؛ تهران ممکن است امتیازات فنی بدهد و ترامپ آن را به عنوان یک «پیروزی جدید» داخلی جلوه دهد.
این پیشبینی نشان میدهد که راهبرد آمریکا بیشتر مبتنی بر اجتناب از جنگ و مدیریت تنشهاست و گزینه نظامی درحالحاضر اولویت ندارد، درحالیکه مذاکرات دیپلماتیک ابزار اصلی برای رسیدن به اهداف واشنگتن است.
اگرچه ژرار آرو با قرائت خوشبینانه معتقد به تکرار توافق برجام بین ایران و ترامپ ولی با ظاهر متفاوت است، اما در روی دیگر سکه تحولات نیز وبسایت تحلیلی Responsible Statecraft در گزارشی به وضعیت حمایت عمومی آمریکا از اقدام نظامی علیه ایران پرداخته و آن را با تجربه جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ مقایسه کرده است. در آن زمان، حمله به عراق براساس نظرسنجی گالوپ از حمایت ۷۲درصدی آمریکاییها برخوردار بود، اما اکنون اگر دونالد ترامپ بخواهد جنگی علیه ایران آغاز کند، حتی به یکچهارم آن میزان هم حمایت عمومی ندارد. نظرسنجی مشترک SSRS و دانشگاه مریلند نشان داد که فقط ۲۱ درصد آمریکاییها با آغاز حمله موافق بودند، ۴۹ درصد مخالف و ۳۰ درصد نیز پاسخ «نمیدانم» دادند. در حزب جمهوریخواه ۴۰ درصد تمایل به جنگ داشتند، اما ۲۵ درصد مخالف و ۳۵ درصد مردد بودند. حتی در میان جمهوریخواهان نیز اجماع وجود ندارد و فقط شش درصد دموکراتها و ۲۱ درصد مستقلها از مداخله حمایت کردند. نظرسنجیهای قبلی ازجمله اکونومیست/یوگاو نیز نشان میدهد که بین ۳۰ ژانویه تا ۲ فوریه، ۴۸ درصد آمریکاییها با اقدام نظامی علیه ایران مخالف و فقط ۲۸ درصد موافق بودند. افزایش اعتراضها در ایران و فشار گروههای حامی جنگ در آمریکا نیز تغییری در این ارقام ایجاد نکرده و شمار مخالفان به ۵۲ درصد رسیده است.
تجربه تاریخی نشان میدهد که جنگ عراق با حمایت اولیه گسترده آغاز شد، اما پیامدهای آن، از اشغال کشور تا کاهش محبوبیت جورج بوش، فاجعهبار بود. پس از ۱۰ و ۲۰ سال، بیش از نیمی از آمریکاییها جنگ عراق را اشتباه میدانستند و حتی در رقابتهای مقدماتی حزب جمهوریخواه، فاصله میان خاطره جنگ و تصمیمات سیاسی مشهود بود. گزارش در نهایت به این جمعبندی میرسد که ترامپ اکنون در شرایط متفاوتی از بوش قرار دارد؛ حتی مشوقان جنگ، تجربه عراق را پیش چشم دارند و بیشتر آمریکاییها تمایلی به درگیری نظامی ندارند. با وجود فشار برخی از مقامات اسرائیل و مشاوران جنگطلب، ترامپ تاکنون دست نگه داشته و ترجیح داده گفتوگو با ایران ادامه یابد. این وضعیت نشان میدهد که برخلاف تجربه ۲۰۰۳، آغاز یک جنگ گسترده علیه ایران با حمایت عمومی محدود و مخاطرات داخلی و بینالمللی شدید مواجه خواهد شد.
در این فضای دوگانه و مبهم بین جنگ و مذاکره برخی رسانهها قائل به تحلیلهای محتاطانه هستند، کمااینکه الجزیره هم در گزارشی نوشت: «امروز، تفسیر تهران از افزایش حضور نظامی آمریکا ازجمله اعزام ناو هواپیمابر دوم از طرف ترامپ این است که آمریکا برای مذاکره آمده، نه جنگ. در تهران باور غالب آن است که توافقی جامع میتواند اوضاع را مهار کند. با این حال، مشکل در یقین تصمیمگیران ایرانی است که آمریکا خواهان توافق است، درحالیکه ترامپ هر روز بر حل قاطع تهدید موشکهای بالستیک ایران و نفوذ منطقهای آن تأکید میکند».
صادق ملکی: در دیپلماسی بنبست وجود ندارد
صادق ملکی طی گفتوگو با «شرق»، در آستانه دور دوم گفتوگوهای ایران و آمریکا در ژنو، با نگاهی تحلیلی به فضای مذاکرات، بر این باور است: «دیپلماسی حتی در دشوارترین شرایط همچنان تنها مسیر معقول برای مدیریت و حل منازعه میان تهران و واشنگتن است و اساسا در دیپلماسی بنبست معنا و وجود ندارد». به گفته این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی: «اگرچه بدبینی و تردید درباره سرنوشت مذاکرات قابل فهم است، اما بستن درِ گفتوگو خطایی راهبردی خواهد بود». ملکی با اشاره به دو نگاه غالب در فضای سیاسی کشور توضیح میدهد: «یک نگاه اساسا به مذاکرات امیدی ندارد و آن را ابزاری برای اتلاف زمان یا مقدمهای برای بحران میداند. در مقابل، نگاه دیگری معتقد است هنوز میتوان برای دیپلماسی وزن و اعتبار قائل شد و از مسیر گفتوگو به یک نقطه تعادل رسید. من به عنوان کسی که تجربه کار سیاسی و دیپلماتیک داشتهام، صراحتا به نگاه دوم باور دارم. در دیپلماسی بنبست ذاتی وجود ندارد. اگر مانعی شکل میگیرد، باید شرایطی فراهم کرد که آن مانع برطرف شود». به باور این کارشناس: «هیچ راهحل پایداری برای مسائل انباشته و پیچیده میان ایران و آمریکا، جز گفتوگویی مبتنی بر درک متقابل وجود ندارد». بنابراین این دیپلمات اسبق کشورمان میگوید: «اگر حداقلی از فهم مشترک میان دو طرف ایجاد شود، میتوان توازنی در مطالبات شکل داد و به وضعیتی برد-برد رسید؛ وضعیتی که نه آرمانی، بلکه پذیرفتنی برای هر دو طرف باشد».
ملکی در بخش دیگری از گفتوگو به نقش بازیگران ثالث، بهویژه اسرائیل و روسیه، میپردازد و معتقد است: «جنگ ۱۲روزه اخیر، درسهای مهمی برای تهران به همراه داشته است». به تعبیر او: «این تجربه نگاه مقامات ایرانی به مسکو را واقعبینانهتر کرده است؛ یعنی روسیه در این جنگ نشان داد که بیش از آنکه شریک راهبردی ایران باشد، منافع خود را دنبال میکند و حتی در مواردی اشتراکاتش با اسرائیل پررنگتر از ماست. البته این را نمیتوان لزوما به عنوان خیانت تعبیر کرد؛ روسها هم مانند هر بازیگر دیگری منافع خود را اولویت میدهند. اما نتیجه این تجربه آن است که اتکای بیش از حد به روسیه در مذاکرات، بهویژه برای جلب رضایت یا تأیید آنها، باید اصلاح شود. امروز به نظر میرسد تصمیمگیران ما منافعمحورتر شدهاند». این مفسر حوزه دیپلماسی درباره اسرائیل نیز ارزیابی متفاوتی از گذشته ارائه میدهد و تصریح میکند: «تلآویو نیز از جنگ اخیر درسهایی گرفته است؛ یعنی اسرائیل بهخوبی میداند که در یک جنگ احتمالی آینده، ممکن است هزینههایی بهمراتب سنگینتر از جنگ ۱۲روزه متحمل شود. شرایط میدانی منطقه هم لزوما به نفع اسرائیل نیست. نه حزبالله به طور کامل از میان رفته و نه نیروهای همسو با ایران به طور مطلق حذف شدهاند. هرچند واقعیت این است که حزبالله امروز حزبالله سابق نیست و نیروهای موسوم به نیابتی نیز بیش از گذشته ملاحظات داخلی و ملی کشورهای خود را در نظر میگیرند».
ملکی در عین حال اعقاد دارد: «اگر تفاهمی میان ایران و آمریکا شکل بگیرد، بخشی از نگرانیهای امنیتی اسرائیل، حتی به صورت نانوشته کاهش خواهد یافت». او توضیح میدهد: «وقتی شعار نابودی اسرائیل عملا از دستور کار رسمی خارج و رفتار منطقهای ایران و مبتنی بر ملاحظات ملی کشورها تعریف میشود، طبیعتا سطح تهدید ادراکشده برای اسرائیل هم کاهش مییابد. مسائل ایران و اسرائیل یکشبه ایجاد نشده که یکشبه هم حل شود، اما شدت آن میتواند تعدیل شود».
درباره برنامه موشکی این کارشناس بر تمایز میان نگاه تدافعی و آفندی تأکید دارد و خاطرنشان میکند: «اگر موشکها در چارچوب دفاعی تعریف شوند و این پیام بهروشنی منتقل شود که ایران آغازگر هیچ حملهای نخواهد بود، بخشی از نگرانیها قابل مدیریت است. فراموش نکنیم که موشک برای ایران صرفا یک ابزار سیاسی نیست، بلکه با امنیت ملی و بقای کشور گره خورده است؛ ما در منطقهای زندگی میکنیم که تهدید بالقوه فقط به اسرائیل محدود نمیشود». ملکی در ادامه به دو قرائت متفاوت از روند فعلی مذاکرات اشاره کرده و به گفته او: «یک قرائت بدبینانه وجود دارد که مذاکرات را صرفا ابزاری برای خرید زمان میداند؛ هم از سوی ایران برای افزایش آمادگی بازدارنده و هم از سوی آمریکا برای آمادهسازی نیروهایش در منطقه. اما در مقابل، قرائت دیگری نیز هست که به باور او واقعبینانهتر است؛ اینکه هر دو طرف واقعا به دنبال حلوفصل مسائل هستند. نشانه این تغییر را میتوان در طرحهای جدید مذاکراتی دید؛ ازجمله گشودن باب همکاریهای اقتصادی و سرمایهگذاری که در گذشته اساسا خط قرمز تلقی میشد».
دیپلمات پیشین کشور، جنگ را به «جراحی عمیق» تشبیه میکند و هشدار میدهد: «چنین جراحیای ممکن است بهجای درمان، به مرگ بیمار یا ویرانی گسترده منجر شود. جنگ میتواند خلع قدرتی ایجاد کند که پیامدهایش بسیار خطرناکتر از وضعیت فعلی باشد. بههمیندلیل اگر مطالبات تعدیل و معقول شود، بسیاری از مسائل فنی از سطح غنیسازی گرفته تا نحوه مدیریت ذخایر قابل مذاکره و حلوفصل است». در ادامه گپوگفت با «شرق»، ملکی با احتیاط خوشبینانهای سخن میگوید و باور دارد: «هیچ قطعیتی وجود ندارد؛ نه میتوان گفت مذاکرات حتما موفق میشود و نه اینکه حتما شکست میخورد. سیاست عرصه پیشگویی نیست. اما اگر اراده تهران و واشنگتن از مدیریت صرف بحران به سمت حل بحران حرکت کند، دورهای پیشرو در ژنو و حتی دور سوم میتواند راههایی برای خروج از وضعیت پرتنش کنونی باز کند. بنابراین از نگاه من، احتمال توافق، هرچند محدود و تدریجی اندکی بیش از عدم توافق است». او در پایان هشدار میدهد: «جنگ ایران و آمریکا میتواند کل خاورمیانه را به آتش بکشد و پروژه بیثباتی را به همه منطقه سرایت دهد. ولی من خاورمیانهای جدید را ممکن میدانم؛ اما نه خاورمیانهای مبتنی بر ویرانی و تجزیه، بلکه منطقهای باثباتتر که از دل گفتوگو و تعادل بیرون بیاید. این مسیر دشوار است، اما تنها مسیر عقلانی پیشروست».