EN
به روز شده در
کد خبر: ۶۶۵۷۳

نباید مطالبات مردم به معاملات سیاسی گره بخورد

فضای اعتراضی به وضع بغرنج معیشتی هنوز آرام نشده است.

نباید مطالبات مردم به معاملات سیاسی گره بخورد
آرمان ملی

روزنامه آرمان ملی گفتگوئی را با مجید ابهری منتشر کرده است:

 این در حالی است که کنشگری نخبگان و رسانه‌های گروهی در این مسأله از بسیاری جهات حائز اهمیت است و می‌تواند در تحقق مطالبات واقعی مردم موثر باشد. «آرمان ملی» برای تحلیل و بررسی ریشه‌ها و پیامد‌های اتفاقات اخیر با دکتر مجید ابهری آسیب‌شناس اجتماعی گفت‌و‌گو کرده است. ابهری در این زمینه معتقد است: «اصلاحات اجتماعی نیازمند گفت وگوی ملی، شکل گیری نهاد‌های مدنی، شفاف سازی مطالبات، برنامه محوری و هدایت عقلانی کنش‌هاست. وقتی نگاه جامعه به بیرون معطوف شود، این مسیر‌های دشوار، اما ضروری نادیده گرفته می‌شوند و نوعی انتظار منفعلانه شکل می‌گیرد. انتظاری که در نهایت به سرخوردگی جمعی می‌انجامد. در دوره‌هایی که جامعه با فشار‌های اقتصادی، نارضایتی‌های اجتماعی یا مطالبات انباشته مواجه می‌شود بخشی از کنشگران و حتی افکار عمومی ممکن است به این نتیجه برسند که حمایت قدرت‌های خارجی می‌تواند به تسریع تغییرات یا تقویت مطالبات مردم کمک کند. این تصور اگرچه در شرایط احساسی و بحران زده قابل فهم است، اما از منظر آسیب شناسی اجتماعی تجربه تاریخی و منطق تحولات اجتماعی، برداشتی نادرست، ساده‌انگارانه و پرهزینه به شمار می‌رود». در ادامه ماحصل این گفت‌و‌گو را می‌خوانید.

 
 

*ارزیابی شما از اعتراضات اخیر در کشور چیست؟ به نظر شما دلیل این اعتراضات چیست و برای عبور از این وضعیت چه باید کرد؟

 

کنش‌های اجتماعی به ویژه خیزش‌های خیابانی پدیده‌هایی چندوجهی و پیچیده‌اند. این کنش‌ها ریشه در ساختار‌های اقتصادی، مناسبات اجتماعی، مطالبات هویتی، تجربه‌های زیسته و احساسات جمعی دارند. چنین حرکت‌هایی تنها در صورتی می‌توانند به اصلاح پایدار بینجامند که درون زا، مستقل و برآمده از عقلانیت اجتماعی باقی بمانند. هر زمان که این کنش‌ها به حمایت یا مداخله بیرونی گره بخورند ماهیت آنها دستخوش تغییر می‌شود و از یک مطالبه اجتماعی به ابزاری در معادلات سیاسی خارجی تبدیل می‌گردند. از منظر جامعه شناسی سیاسی هیچ قدرت خارجی بدون محاسبه منافع خود وارد حمایت از تحولات داخلی کشور دیگر نمی‌شود. آنچه در ادبیات رسمی برخی دولت‌ها حمایت از مردم نامیده می‌شود در واقع بخشی از راهبرد‌های فشار، چانه‌زنی یا رقابت سیاسی در سطح بین‌الملل است. به همین دلیل این نوع حمایت‌ها معمولاً رسانه‌ای، گزینشی و کوتاه‌مدت هستند و در لحظات حساس یا به سکوت می‌انجامند یا جای خود را به معامله‌های سیاسی می‌دهند. تجربه ماه‌های گذشته نشان داد که مواضع برخی دولت‌ها و چهره‌های سیاسی خارجی بیش از آنکه کمکی عملی به مردم باشد مصرف تبلیغاتی داشت و دستاورد مشخصی برای جامعه ایجاد نکرده است.

 

*دامنه این اعترضات به چه میزان خواهد بود؟

 

باید میان هدایت کنش‌های اجتماعی و سوءاستفاده از آنها تفاوت قائل شد. هدایت عقلانی کنش‌ها به معنای سرکوب یا نادیده گرفتن مطالبات نیست بلکه به معنای ترجمه مطالبات به زبان قابل پیگیری، کاهش هزینه‌های انسانی و اجتماعی، و حرکت در چارچوب‌های قانونی و نهادی است. این هدایت تنها زمانی می‌تواند به مردم کمک کند که از درون جامعه و توسط نخبگان فکری، دانشگاهیان، کنشگران مدنی مسئول و سازوکار‌های عقلانی شکل بگیرد. ورود بازیگران خارجی به این فرآیند اغلب این هدایت را مختل و مسیر حرکت را نامشخص می‌کند. نکته مهم دیگر خطر ساده‌سازی مسائل پیچیده اجتماعی است. خیزش‌های مردمی نه یک پروژه کوتاه‌مدت‌اند و نه با نسخه‌های آماده خارجی حل می‌شوند. هدایت عقلانی، گفت‌و‌گو، اصلاحات تدریجی و سازمان یافتگی مدنی ابزار‌هایی هستند که می‌توانند به مردم کمک کنند مسیر مطالبات خود را روشن‌تر و مؤثرتر طی کنند. در مقابل انتظار مداخله یا حمایت خارجی جامعه را از سرمایه گذاری بر توان داخلی و اصلاح سازوکار‌های بومی بازمی دارد. از منظر آسیب شناسی اجتماعی خیزش‌ها و اعتراض‌های خیابانی پدیده‌هایی پیچیده، چندلایه و برخاسته از بستر‌های خاص فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی هر جامعه‌اند. این حرکت‌ها زمانی می‌توانند به اصلاح پایدار منجر شوند که درون‌زا، مستقل و متکی بر عقلانیت جمعی باقی بمانند. هرگاه این کنش‌ها به حمایت بیرونی گره بخورند به تدریج از مطالبات واقعی مردم فاصله می‌گیرند و به میدان رقابت‌های سیاسی قدرت‌های خارجی بدل می‌شوند.

*شما فکر می‌کنید این اعتراضات با مداخله قدرت‌های خارجی تشدید خواهد شد و یا دستاویزی برای سوءاستفاده خارجی خواهد شد؟

 

واقعیت این است که در تاریخ معاصر جوامع مختلف همواره این پرسش مطرح بوده است که آیا حمایت قدرت‌های خارجی می‌تواند به پیشبرد مطالبات اجتماعی مردم کمک کند یا نه. بررسی‌های اجتماعی و تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که دلگرم بودن به حمایت بیگانه نه تنها تضمین کننده موفقیت کنش‌های مردمی نیست بلکه در بسیاری موارد به انحراف مسیر و تضعیف مشروعیت آنها انجامیده است. قدرت‌های خارجی حتی زمانی که از حمایت از مردم سخن می‌گویند منافع ملی خود را مبنا قرار می‌دهند نه خواست‌های واقعی جامعه مقصد. نمونه‌های متعددی در منطقه و جهان وجود دارد که نشان می‌دهد حمایت لفظی یا رسانه‌ای بیگانگان در بزنگاه‌های حساس یا به سکوت می‌انجامد یا به معامله‌ای سیاسی ختم می‌شود. تجربه ماه‌های گذشته نیز به روشنی نشان داد که اظهارات حمایتی چهره‌هایی، چون بنیامین نتانیاهو یا مواضع رسمی ایالات متحده آمریکا و هم‌پیمانان آنها بیش از آنکه کمکی عملی به مردم باشد بار سیاسی و رسانه‌ای داشته است. از نگاه جامعه شناختی چنین حمایت‌هایی حتی می‌توانند به کاهش همدلی داخلی منجر شوند. وقتی یک مطالبه مردمی با نام و نشان بازیگران خارجی پیوند می‌خورد بخش‌هایی از جامعه که نسبت به مداخلات بیرونی حساسیت تاریخی دارند از آن فاصله می‌گیرند. در این حالت شکاف اجتماعی عمیق‌تر می‌شود و امکان شکل‌گیری اجماع ملی کاهش می‌یابد. به بیان دیگر حمایت بیگانه گاه به جای تقویت حرکت اجتماعی آن را تضعیف می‌کند. از منظر آسیب شناسی دلخوشی به دشمنان بیرونی نوعی خطای ادراکی جمعی است. دشمن حتی اگر لبخند بزند یا شعار حمایت سر دهد همچنان دشمن است و در لحظه تصمیم گیری اولویت خود را انتخاب می‌کند. تاریخ روابط بین‌الملل سرشار از مثال‌هایی است که نشان می‌دهد اتکای بیش از حد به بیرون هزینه‌های سنگینی برای جوامع داشته است.

 

*در چنین شرایطی نهاد‌های تصمیم‌گیر جامعه چگونه می‌توانند به صورت مسالمت‌آمیز مطالبات معترضان را مرتفع کنند؟

 

کنش‌های اجتماعی زمانی می‌توانند به ثمر بنشینند که استقلال خود را حفظ کنند، از هیجان زدگی بپرهیزند و بر گفت‌و‌گو و عقلانیت و سرمایه اجتماعی تکیه داشته باشند. حمایت بیگانه نه راه‌حل است و نه تضمین و بلکه اغلب مسیری انحرافی است که مطالبات مردم را به حاشیه می‌راند. رشد و اصلاح پایدار تنها از دل اعتماد به توان جامعه و پرهیز از دل بستن به دشمنان بیرونی ممکن خواهد شد. در برهه‌های خاص اجتماعی که نارضایتی‌ها افزایش می‌یابد و بخشی از جامعه به کنش‌های خیابانی یا اعتراض‌های مدنی روی می‌آورد همواره این تصور مطرح می‌شود که حمایت قدرت‌های خارجی می‌تواند این حرکت‌ها را تقویت کرده و به نتیجه برساند. این تصور اگرچه در نگاه نخست جذاب و امیدوارکننده به نظر می‌رسد، اما از منظر آسیب شناسی اجتماعی و تجربه تاریخی امیدی کاذب و پرهزینه است که اغلب به انحراف مسیر مطالبات مردم منجر می‌شود. مسأله مهم‌تر پیامد‌های اجتماعی چنین حمایت‌هایی در داخل کشور است. جامعه ایران به دلیل تجربه‌های تاریخی مداخلات خارجی نسبت به هرگونه دخالت بیرونی حساسیت بالایی دارد. هنگامی که یک حرکت اجتماعی با نام و نشان حمایت دشمنان خارجی شناخته می‌شود حتی اگر بخشی از مطالبات آن حرکت قابل دفاع باشد بخش‌های دیگری از جامعه از آن فاصله می‌گیرند. در نتیجه کنش اجتماعی که باید فراگیر و ملی باشد، قطبی شده و همبستگی اجتماعی تضعیف می‌گردد. این شکاف درونی یکی از جدی‌ترین موانع تحقق مطالبات مردم است. از منظر حقوقی نیز این مسأله قابل تأمل است. جمهوری اسلامی ایران کشوری دارای پارلمان، نهاد‌های اجرایی و ساختار‌های قانونی مشخص است و به عنوان عضو سازمان ملل متحد، متعهد به اصول حقوق بین‌الملل از جمله حاکمیت ملی و عدم مداخله در امور داخلی کشورهاست. ایران اسناد عضویت در سازمان‌ها و نهاد‌های وابسته به نظام ملل متحد را با رعایت تشریفات قانونی امضا کرده و در چارچوب همین تعهدات عمل می‌کند. در مقابل سایر دولت‌ها نیز موظف‌اند به این قواعد پایبند باشند. هرگونه مداخله یا حمایت سیاسی و رسانه‌ای که فراتر از این اصول صورت گیرد نه تنها مغایر با هنجار‌های بین‌المللی است، بلکه مسیر‌های قانونی و نهادی اصلاح در داخل کشور را نیز مخدوش می‌کند.

 

*با توجه به شرایط موجود چه چشم‌اندازی پیش روی اعتراضات می‌بینید؟

 

اصلاحات اجتماعی نیازمند گفت‌وگوی ملی، شکل گیری نهاد‌های مدنی، شفاف سازی مطالبات، برنامه محوری و هدایت عقلانی کنش‌هاست. وقتی نگاه جامعه به بیرون معطوف شود، این مسیر‌های دشوار، اما ضروری نادیده گرفته می‌شوند و نوعی انتظار منفعلانه شکل می‌گیرد. انتظاری که در نهایت به سرخوردگی جمعی می‌انجامد. در دوره‌هایی که جامعه با فشار‌های اقتصادی، نارضایتی‌های اجتماعی یا مطالبات انباشته مواجه می‌شود بخشی از کنشگران و حتی افکار عمومی ممکن است به این نتیجه برسند که حمایت قدرت‌های خارجی می‌تواند به تسریع تغییرات یا تقویت مطالبات مردم کمک کند. این تصور اگرچه در شرایط احساسی و بحران زده قابل فهم است، اما از منظر آسیب شناسی اجتماعی تجربه تاریخی و منطق تحولات اجتماعی، برداشتی نادرست، ساده‌انگارانه و پرهزینه به شمار می‌رود. کنش‌های اجتماعی و به ویژه خیزش‌های خیابانی پدیده‌هایی تک بعدی یا صرفاً واکنشی نیستند. آنها محصول درهم تنیدگی عوامل اقتصادی، فرهنگی، هویتی، نسلی، روانی و نهادی‌اند. هر حرکت اجتماعی برای آنکه بتواند به اصلاح پایدار منجر شود، نیازمند ریشه داشتن در بستر اجتماعی خود، برخورداری از مشروعیت درونی و حفظ استقلال تصمیم گیری است. هنگامی که چنین حرکت‌هایی به حمایت خارجی گره بخورند به تدریج از مسیر طبیعی خود خارج می‌شوند و ماهیت آنها از مطالبه اجتماعی به مسئله سیاسی بین‌المللی تغییر شکل می‌دهد. نکته دیگر اینکه قدرت‌های خارجی نه بر اساس همدلی انسانی بلکه بر پایه منافع راهبردی و ملاحظات امنیتی عمل می‌کنند. حتی زمانی که زبان آنها ظاهری حمایتی دارد محتوای این حمایت تابع محاسبات سیاسی است. به همین دلیل این حمایت‌ها معمولاً محدود به سطح رسانه، بیانیه و بهره‌برداری تبلیغاتی می‌مانند و در لحظه‌هایی که هزینه عملی بالا می‌رود یا متوقف می‌شوند یا به معامله‌های پشت پرده سیاسی فروکاسته می‌گردند. تجربه‌های معاصر نشان داده است که چنین حمایت‌هایی نه تنها به بهبود شرایط مردم منجر نشده بلکه در مواردی بر پیچیدگی و طولانی‌شدن بحران‌ها افزوده است.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار