بازتعریف خطوط قرمز مذاکره ایران با آمریکا
معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه در صحبت هایی گفته است که مذاکرات در جمهوری اسلامی دارای ساختار مشخصی است و این موضوع از سال ۲۰۰۳ و همزمان با شکلگیری پرونده هستهای وجود داشته است.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه در صحبت هایی گفته است که مذاکرات در جمهوری اسلامی دارای ساختار مشخصی است و این موضوع از سال ۲۰۰۳ و همزمان با شکلگیری پرونده هستهای وجود داشته است. تصمیمگیریها در چارچوب ساختارهای مشخص انجام میشود و اینگونه نیست که وزارت امور خارجه بهتنهایی تصمیم بگیرد.
وی تصریح کرد: البته وزارت خارجه عضو بسیار کلیدی این فرآیند است و معمولاً پیشنهادها، طرحها و ابتکارات از سوی این وزارتخانه ارائه میشود، اما این موارد در سطوح مختلف بررسی، چکشکاری و در نهایت به تصمیم تبدیل میشود. وقتی تصمیم نهایی اتخاذ شد، این تصمیم، تصمیم نظام جمهوری اسلامی ایران است و از حمایت حاکمیت برخوردار است.
غریبآبادی با اشاره به محتوای نامه ترامپ گفت: این نامه حاوی دو محور اصلی بود؛ یکی بحث مذاکره و دیگری تهدید به جنگ. در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که رویکرد جمهوری اسلامی ایران چه باید باشد. آیا باید صرفاً بر دیپلماسی و مذاکره متمرکز شد یا نیاز به تغییر رویکرد وجود دارد؟ طبیعتاً گزینه دوم صحیح است.
ساختارهای تصمیمگیری در حوزه مذاکرات همواره ماهیتی سیاسی ـ امنیتی داشته است. به این معنا که دستگاههایی مانند وزارت امور خارجه، شورای عالی امنیت ملی، وزارت اطلاعات و سازمان انرژی اتمی در کنار یکدیگر قرار میگرفتند تا زمینه تصمیمسازی یا تصمیمگیری را فراهم کنند. اما دریافت این نامه پیام روشنی داشت؛ اینکه دولت جدید آمریکا، علاوه بر غیرقابل اعتماد بودن، زمینه یک تهدید جدی را نیز در خود دارد؛ موضوعی که حتی بهصراحت در متن نامه نیز به آن اشاره شده بود.
غریبآبادی در پاسخ به پرسشی درباره دوگانه «مذاکره یا جنگ» در نامه رئیسجمهور آمریکا توضیح داده است که این نامه هر دو موضوع را دربر داشت؛ از یک سو اعلام آمادگی برای مذاکره و از سوی دیگر تهدید صریح به اقدام نظامی در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات.
به گفته وی، روح قلدری در متن نامه مشهود بود و این پیام را منتقل میکرد که مسئله باید مطابق خواست آمریکا حلوفصل شود.
معاون امور بینالملل و حقوقی وزارت امور خارجه با تأکید بر اینکه ایران نمیتوانست صرفاً بر جنبه دیپلماتیک نامه تمرکز کند، افزود: با توجه به جایگاه فرستنده نامه و سابقه رفتاری دولت آمریکا، عقل و منطق حکم میکرد که کشور برای احتمال مواجهه با تهدید نظامی نیز آماده شود. به همین دلیل، ساختار تصمیمگیری نسبت به سالهای گذشته تغییر کرد و دیگر محدود به چند دستگاه سیاسی و فنی نبود.
غریبآبادی با اشاره به پاسخ جمهوری اسلامی ایران به نامه ترامپ گفت: پاسخ دادهشده، پاسخی قوی و متناسب بود و بهویژه در برابر تهدید به اقدام نظامی، موضعی روشن و قاطع اتخاذ شد. در عین حال، از آنجا که رویکرد اصولی جمهوری اسلامی ایران حمایت از دیپلماسی است، در این پاسخ با اصل مذاکره مخالفت نشد، اما تصمیم بر انجام مذاکرات غیرمستقیم گرفته شد.
وی افزود: با توجه به اینکه نامه از مسیر امارات منتقل شده بود، جمهوری اسلامی ایران ترجیح داد از کانالی دیگر پاسخ دهد تا در چارچوب پیامرسانی طراحیشده از سوی آمریکا قرار نگیرد و مسیر مستقل خود را در تعیین نوع پیام، محتوای آن و شیوه انتقال پیام تعریف کرد.
معاون وزیر امور خارجه در توضیح سازوکار تصمیمگیری تأکید کرد: تصمیمگیری درباره نوع پاسخ و نحوه مذاکرات، تصمیمی حاکمیتی بود که در چارچوب کمیتههای مربوط و با حضور دستگاههای ذیربط اتخاذ شد. تفاوت این مقطع با دورههای قبل آن بود که علاوه بر مسئولان سیاسی و فنی، مقامات عالیرتبه نظامی نیز در جلسات حضور داشتند تا میدان و دیپلماسی بهصورت همزمان و مکمل یکدیگر عمل کنند.
ایران نمیتوانست صرفاً برای مذاکره طراحی کند، بدون آنکه آثار آن بر آمادگی کشور برای مقابله با تهدید احتمالی نظامی سنجیده شود. تهدید مطرحشده جدی بود و سابقه رفتاری دولت آمریکا، از جمله ترور شهید حاج قاسم سلیمانی، ضرورت این آمادگی را دوچندان میکرد.
وی در واکنش به برخی تحلیلها مبنی بر اینکه مذاکرات منجر به جنگ شد، تصریح کرد: از همان زمان دریافت نامه، کشور خود را برای مواجهه با اقدام نظامی آماده کرده بود و این آمادگی، تصمیمی عقلانی و ضروری بود. به گفته غریبآبادی، این تصور که مذاکرهکنندگان فریب خوردند و کشور به سمت جنگ رفت، تحلیلی نادرست است.
سیاست اصلی رئیسجمهور آمریکا از ابتدا «فشار حداکثری» بود و مذاکره در انتهای فهرست اولویتهای او قرار داشت. وقتی این سیاست به هدف اصلی خود، یعنی کنار گذاشتن برنامه هستهای ایران، نرسید، ابتدا مطالبات جدیدی در حوزههای منطقهای و دفاعی مطرح شد و در نهایت گزینه نظامی روی میز قرار گرفت.
غریبآبادی تأکید کرد: در چنین شرایطی، ورود به مذاکره اقدامی ضروری بود تا هم پاسخ روشنی به افکار عمومی داخلی و بینالمللی داده شود و هم ادعای آمریکا مبنی بر رد مذاکره از سوی ایران بیاثر شود، اما اتکای بیش از حد به نتیجهبخشی این مذاکرات، واقعبینانه نیست.
در ادامه تشریح روند و محتوای مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، غریبآبادی با اشاره به پنج دور گفتوگوی غیرمستقیم انجامشده، تأکید کرد: در مذاکرات پنجدورهای غیرمستقیمی که با آمریکا داشتیم، درخواست رسمی آنها «غنیسازی صفر» بود و این موضوع بهروشنی بیان میشد.
وی افزود: با این حال، یکی از نکات قابل توجه این گفتوگوها آن بود که طرف آمریکایی هیچگاه با یک طرح مشخص وارد مذاکره نشد؛ نه محورهای دقیق خواستهها روشن بود و نه معلوم میشد نظرشان درباره پیشنهادهای جمهوری اسلامی ایران چیست. این خلأ نشان میداد که در طرف آمریکایی، ارادهای برای تصمیمگیری نهایی شکل نگرفته و تفاوت و تغییر نظرها کاملاً محسوس بود؛ مسئلهای که از دید ایران پنهان نمانده و نسبت به آن غفلتی وجود نداشت.