سینمای ایران در «عصر یخبندان» است
سینمای ایران که زمانی مردم را در سردترین شبهای زمستان به صفهای طولانی می کشاند امروز حتی در گرمترین روزهای تابستان هم برای بازگرداندن مخاطب با دشواری روبروست.
روزنامه اطلاعات گفتگوئی را با مهدی فرجی، تهیهکننده و کارگردان سینما و تلویزیون، منتشر کرده است:
سینمای ایران که زمانی مردم را در سردترین شبهای زمستان به صفهای طولانی می کشاند امروز حتی در گرمترین روزهای تابستان هم برای بازگرداندن مخاطب با دشواری روبروست.
مهدی فرجی، تهیهکننده و کارگردان سینما و تلویزیون، در گفتوگو با روزنامه اطلاعات راه عبور از این وضعیت را در چهار محور میبیند: ساخت فیلم خوب، بهبود شرایط اقتصادی، فرهنگسازی و حمایت دولت.
سالنهای خالی و انگیزهی تولید
فرجی که در تولید مجموعههای تلویزیونی «نون.خ» و «صفر بیستویک» و فیلم سینمایی «ناتور دشت» نقش داشته، معتقد است این وضعیت مستقیماً انگیزهی فیلمسازان و تهیهکنندگان را برای تولید آثار تازه تضعیف کرده است.
او میگوید: «وقتی سالنها خالی باشد و تماشاگر زیادی نباشد، انگیزهای هم برای تولیدکننده و فیلمساز به وجود نمیآید.» به گفته او، نبض سینما با حضور تماشاگر میتپد و مهمترین اشتیاق فیلمساز این است که مردم اثرش را ببینند، دربارهاش قضاوت کنند و تأثیرش را در زندگی خود احساس کنند. بدون این بازخورد، دلیلی برای ساخت آثار ارزشمند و ماندگار باقی نمیماند.
فیلم خوب؛ نخستین گام
فرجی در پاسخ به این پرسش که چرا مردم به سینما نمیروند، نخستین راه بازگشت آنان را تولید فیلم خوب میداند. به باور او چنین فیلمی باید علاوه بر رعایت استانداردهای سینمایی، با ذائقهی مخاطب ایرانی همخوان باشد. این تهیهکننده به تجربه اکرانها در نزدیک به ۲۰ ماه گذشته، همزمان با جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، اشاره میکند و میگوید در همین دوره فیلمهایی اکران شد که با استقبال خوبی روبهرو بودند. به گفته او، اینطور نبود که هیچ فیلمی نفروشد؛ برخی آثار، هرچند اندک، بسیار دیده شدند.
از نگاه او این نمونهها نشان میدهد نمیتوان همهی مشکلات سینما را به شرایط اقتصادی یا تغییر سبک زندگی نسبت داد: «اگر فیلمی بتواند مخاطب را قانع کند که دیدنش ارزش رفتن به سینما دارد، حتی در شرایط سخت هم بخشی از مردم به سالن میروند.»
سینما در سبد خانوار جایی ندارد
با این حال فرجی اقتصاد را عاملی مهم میداند. به گفتهی او، هزینهی سینما رفتن فقط بلیت نیست؛ زمان رفتوآمد، ترافیک کلانشهرها و هزینه حملونقل هم به آن اضافه میشود و مجموعه اینها میتواند سینما را از فهرست انتخابهای خانواده حذف کند.
او میگوید سینما رفتن برای بسیاری به انتخابی غیرضروری بدل شده و مردم در این شرایط سخت ترجیح میدهند به موضوعات مهمتر زندگی بپردازند.
فرجی این چالش را محدود به سینما نمیداند و تصریح میکند کتاب و تئاتر نیز در ردیف نیازهای ضروری بسیاری از مردم نیستند و با نخستین فشار اقتصادی از سبد هزینهها بیرون میروند. او دلیل پایین بودن آمار تماشای فیلم را این میداند که سینما بهعنوان کالای مصرفی فرهنگی در سبد مردم تعریف نشده است: «وقتی اتفاقی اقتصادی یا اجتماعی میافتد، نخستین چیزی که حذف میشود سینماست، چون از نظر فرهنگی به آن احساس نیاز نمیکنند.»
پیشنهاد حمایت دولت
فرجی بازگرداندن مخاطب را تنها وظیفه فیلمسازان نمیداند و برای دولت و سیاستگذاران فرهنگی سهمی جدی قائل است.
او میگوید همانطور که دولت در شرایط دشوار برای کاهش فشار اقتصادی در حوزههای مختلف سیاست حمایتی در نظر میگیرد، حوزهی فرهنگ هم باید از چنین حمایتی بهرهمند شود.
به گفته او باید بخشی از حمایتهای اقتصادی دولت به فرهنگ و بهطور مشخص سینما اختصاص یابد تا هزینه فرهنگی خانوادهها کاهش پیدا کند و مردم در نخستین مرحلهی فشار اقتصادی، سینما، تئاتر و کتاب را از زندگی خود حذف نکنند.
چهار محور برای بازگشت مخاطب
این کارگردان چهار راهکار پیشنهاد میدهد: نخست ساخت فیلم خوب؛ دوم فراهمشدن شرایط اقتصادی برای حضور خانوارها در سالنها و دیگر مراکز فرهنگی؛ سوم کار فرهنگی روی مردم و معرفی سینما بهعنوان یک ضرورت؛ و چهارم قرار گرفتن سینما در فهرست بخشهای مورد حمایت دولت در روزگار سخت اقتصادی.
سینما فقط سرگرمی نیست
به گفته فرجی، بحران مخاطب نباید صرفاً مشکلی اقتصادی یا مسئلهی گیشه دیده شود. او سینما را ابزاری مهم برای توسعه و پیشرفت کشور میداند که میتواند در شکلگیری فرهنگ و افتخار ملی نقش داشته باشد. به اعتقاد او مسئلهی امروز این نیست که برای یک فیلم خاص مخاطب پیدا شود، بلکه باید پرسید چرا سینما جایگاه پیشین خود را در زندگی روزمرهی مردم از دست داده و چگونه میشود این رابطه را دوباره برقرار کرد.
او راهحل را در گفتوگوی جدی میان فیلمسازان، تهیهکنندگان، صاحبنظران و مدیران فرهنگی میبیند و هشدار میدهد ادامهی وضعیت فعلی میتواند یکی از اثرگذارترین هنرهای کشور را تضعیف کند.
فرجی عبور سینما از «عصر یخبندان» را مسئله یک جریان سیاسی یا جناحی نمیداند و آن را موضوعی ملی میخواند: «همه باید کمک کنیم و زیر بال و پر سینما را بگیریم تا سینمای ایران به روزگار اوج خود بازگردد.»