رمزگشایی از مواضع و نقش جدید چین در مدیریت بحران خاورمیانه
وانگ یی وزیر امور خارجه چین با اشاره به تنشهای جاری میان ایالات متحده و ایران تأکید کرد که ادامه درگیری میان واشنگتن و تهران به نفع هیچیک از طرفها نیست و از هر دو کشور خواست منطقی عمل کرده و خویشتنداری نشان دهند و به تفاهم اسلامآباد بازگردند.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
وانگ یی وزیر امور خارجه چین با اشاره به تنشهای جاری میان ایالات متحده و ایران تأکید کرد که ادامه درگیری میان واشنگتن و تهران به نفع هیچیک از طرفها نیست و از هر دو کشور خواست منطقی عمل کرده و خویشتنداری نشان دهند و به تفاهم اسلامآباد بازگردند.
او تصریح کرد که از واشنگتن و تهران میخواهد چارچوب مذاکرات را بر اساس توافق موجود در تفاهم اسلامآباد بازسازی کنند و درباره مسائل باقیمانده وارد رایزنیهای جدی و اساسی شوند.
وانگ یی هشدار داد که نمیخواهد شاهد گسترش بیشتر تنشهای منطقهای و کشیده شدن آن به یمن و دریای سرخ باشد و از همه طرفها خواست اقدامات مؤثری برای بازگشایی تنگه هرمز اتخاذ کنند.
این موضعگیری چین در حالی مطرح میشود که منطقه خاورمیانه با چالشهای امنیتی و اقتصادی پیچیدهای روبهرو است و هرگونه تشدید درگیری میتواند پیامدهای گستردهای بر تجارت جهانی و ثبات سیاسی داشته باشد.
همزمان جیدی ونس معاون رئیسجمهور آمریکا در اظهاراتی اعلام کرد که درگیری آمریکا و ایران ممکن است تا یکی دو ماه دیگر وارد مرحلهای کاملاً متفاوت شود و با اظهارات دونالد ترامپ موافقت کرد که جنگ ممکن است بلافاصله پس از انتخابات میاندورهای پایان یابد.
ونس توضیح داد که تردد کشتیها از تنگه هرمز به بیش از پنجاه درصد سطح عادی بازگشته و استدلال کرد که آمریکا دیگر عملیات تهاجمی انجام نمیدهد در حالی که ایران همچنان گاهبهگاه به کشتیهای تجاری حمله میکند.
دو مرحله در این ماجرا وجود دارد و مرحله اول تمام شده است و هدف اولیه را نابودی برنامه هستهای ایران توان نظامی متعارف ایران و توانایی این کشور برای اعمال قدرت در خارج از مرزهایش توصیف کرد.
ونس اذعان کرد که مرحله دوم جلوگیری از بازسازی این توانمندیها توسط ایران و در عین حال حفظ ثبات جهانی است.
این ارزیابی از سوی معاون رئیسجمهور آمریکا نشاندهنده رویکرد مرحلهبهمرحله واشنگتن در مدیریت بحران است که ترکیبی از فشار نظامی و تلاش برای کنترل پیامدهای اقتصادی را در بر میگیرد.
در همین حال آنتونی بلینکن وزیر خارجه سابق آمریکا با اشاره به تغییر رویکرد کشورهای منطقه در قبال ایران در تحلیلی اعلام کرد که همه کشورهای حاشیه خلیج فارس به دنبال گفتوگو و احتمالاً دستیابی به توافق با تهران هستند.
بلینکن در جریان یک مصاحبه گفت که کشورهای حاشیه خلیج فارس به دنبال گفتوگو با ایران و احتمالاً دستیابی به توافق با تهران هستند چون دریافتهاند که ایالات متحده لزوماً نمیتواند از آنها دفاع کند.
وی در تحلیل خود افزود که برای خروج از بنبست کنونی باید به یک توافق دیپلماتیک با ایران دست پیدا کرد و این یعنی اینکه دولت ترامپ باید امتیازهایی به تهران بدهد امری که برای واشنگتن یک شکست محسوب میشود و فکر میکند تردید ترامپ از همینجا ناشی میشود.
این اظهارات بلینکن اگر صحت داشته باشد، بازتابدهنده واقعگرایی جدیدی در میان کشورهای عربی خلیج فارس است که پس از سالها تنش اکنون دیپلماسی مستقیم با تهران را بر وابستگی صرف به حمایت نظامی آمریکا ترجیح میدهند.
مجموعه این موضعگیریها از سوی مقامات چینی، آمریکایی و سابق ایالات متحده تصویری پیچیده از وضعیت فعلی تنشهای ایران و آمریکا ارائه میدهد که در آن هم هشدار نسبت به گسترش درگیری و هم نشانههایی از امکان بازگشت به مسیر دیپلماتیک دیده میشود.
چین به عنوان قدرتی که منافع اقتصادی گستردهای در ثبات منطقه دارد خواستار خویشتنداری و بازگشت به چارچوبهای توافقی قبلی است و بر ضرورت جلوگیری از سرایت بحران به یمن دریای سرخ و تنگه هرمز تأکید میورزد.
از سوی دیگر مقامات آمریکایی با اشاره به پیشرفت در اهداف اولیه خود اکنون بر مرحله تثبیت و جلوگیری از بازسازی توانمندیهای ایران تمرکز کردهاند در حالی که تردد تجاری در تنگه هرمز به تدریج در حال بهبود است.
همزمان تغییر رویکرد کشورهای حاشیه خلیج فارس به سمت گفتوگو با تهران نشان میدهد که منطقه به تدریج به سمت یافتن راهحلهای بومی و کاهش وابستگی به قدرتهای خارجی حرکت میکند.
این تحولات در مجموع حاکی از آن است که ادامه مسیر نظامی صرف نه تنها هزینههای سنگینی برای همه طرفها به همراه دارد بلکه میتواند ثبات انرژی و تجارت جهانی را بیش از پیش تهدید کند.
بازگشت به مذاکرات بر اساس تفاهمهای پیشین رایزنی جدی درباره مسائل باقیمانده و اقدامات عملی برای بازگشایی کامل تنگه هرمز میتواند زمینهساز کاهش تنش و ایجاد فضای مناسب برای توافقهای پایدارتر باشد.
در این میان نقش قدرتهای منطقهای و بینالمللی در تشویق طرفها به خویشتنداری و دیپلماسی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است زیرا گسترش درگیری به مناطق حساس مانند یمن و دریای سرخ پیامدهای غیرقابل پیشبینی برای امنیت جمعی خواهد داشت.
اظهارات مقامات مختلف نشان میدهد که با وجود اختلافهای عمیق هنوز امکان مدیریت بحران از طریق گفتوگو وجود دارد به شرط آنکه طرفها اراده سیاسی لازم برای امتیازدهی متقابل و تمرکز بر منافع مشترک را نشان دهند.
وضعیت کنونی فرصتی برای بازتعریف روابط و حرکت به سوی ثبات نسبی فراهم کرده است که موفقیت آن به میزان همکاری و عقلانیت همه بازیگران بستگی دارد.