جلسه سرنوشت ساز مسقط؛ اجماع منطقهای در پیش است؟
جلسه روز دوشنبه میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس از اهمیت ویژهای برخوردار است و میتواند نقطه عطفی در تحولات منطقهای محسوب شود.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
جلسه روز دوشنبه میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس از اهمیت ویژهای برخوردار است و میتواند نقطه عطفی در تحولات منطقهای محسوب شود.
در این نشست دو پرونده کلیدی تنگه هرمز و اختلافات منطقهای در دستور کار قرار دارد و انتظار میرود تصمیمگیریهای مهمی درباره آنها صورت گیرد.
اهمیت این جلسه نه تنها به دلیل حساسیت موضوعات مطرحشده، بلکه به خاطر تأثیر بالقوهای است که میتواند بر روند مذاکرات ایران و آمریکا و بازگرداندن آرامش به منطقه داشته باشد.
تنگه هرمز بهعنوان یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان، همواره در کانون توجهات بینالمللی بوده و هرگونه تنش پیرامون آن پیامدهای گستردهای برای بازارهای جهانی نفت و امنیت کشتیرانی به همراه دارد. کشورهای حاشیه خلیج فارس که اقتصاد آنها بهشدت به صادرات انرژی وابسته است، منافع مشترکی در حفظ ثبات این آبراه دارند و از این رو حضور آنان در چنین نشستی نشاندهنده درک مشترک از ضرورت مدیریت تنشهاست.
اختلافات منطقهای نیز که طی سالهای گذشته منابع متعددی از بیثباتی را تغذیه کردهاند، در این جلسه فرصت بازنگری و تعیین تکلیف پیدا میکنند.
این اختلافات گاه ریشه در مسائل امنیتی، گاه در رقابتهای ژئوپلیتیک و گاه در سوءتفاهمهای انباشتهشده داشتهاند و حلوفصل آنها میتواند فضای سیاسی منطقه را بهطور معناداری تغییر دهد.
اگر طرفهای حاضر بتوانند بر سر چارچوبهای مشخصی برای کاهش تنش به توافق برسند، زمینه برای همکاریهای گستردهتر در حوزههای اقتصادی، زیستمحیطی و امنیتی فراهم خواهد شد. چنین توافقی نهتنها به نفع کشورهای حاشیه خلیج فارس است، بلکه میتواند پیام مثبتی به سایر بازیگران بینالمللی ارسال کند و نشان دهد که گفتوگوی مستقیم همچنان کارآمدترین ابزار برای مدیریت بحرانهاست.
یکی از جنبههای قابلتوجه این جلسه، پیوند احتمالی آن با پرونده مذاکرات ایران و آمریکاست. گره مذاکرات میان تهران و واشنگتن طی دورههای مختلف تحت تأثیر عوامل منطقهای و بینالمللی قرار داشته و هرگونه پیشرفت در کاهش تنشهای خلیج فارس میتواند فضای مساعدتری برای ازسرگیری یا پیشبرد گفتوگوها ایجاد کند. اگر کشورهای منطقه بتوانند در مورد تنگه هرمز و اختلافات موجود به تفاهم برسند، این امر بهطور غیرمستقیم اعتمادسازی میان ایران و طرفهای غربی را تسهیل میکند و ممکن است برخی از موانع سیاسی و امنیتی را کاهش دهد.
بازگرداندن آرامش به منطقه نیز پیامد منطقی چنین فرآیندی خواهد بود؛ زیرا کاهش تنش در یکی از حساسترین نقاط جهان، اثرات زنجیرهای بر ثبات سیاسی و اقتصادی کشورهای همسایه خواهد داشت و میتواند سرمایهگذاریها و همکاریهای منطقهای را تشویق کند.
از منظر اقتصادی، اهمیت تنگه هرمز بر کسی پوشیده نیست. بخش قابلتوجهی از نفت خام جهان از این تنگه عبور میکند و هرگونه اختلال در جریان عبور کشتیها میتواند قیمت انرژی را تحت تأثیر قرار دهد و فشارهای تورمی را در مقیاس جهانی افزایش دهد. کشورهای حاشیه خلیج فارس که تولیدکنندگان اصلی انرژی هستند، بیش از دیگران از ثبات این آبراه سود میبرند و از این رو انگیزه قوی برای مشارکت در حل اختلافات دارند. در عین حال، ایران نیز بهعنوان یکی از بازیگران اصلی منطقه، منافع راهبردی در حفظ امنیت کشتیرانی و جلوگیری از تشدید تنشها دارد. جلسه روز دوشنبه فرصتی است تا این منافع مشترک بهصورت صریح مورد بحث قرار گیرد و راهکارهای عملی برای مدیریت ریسکها تدوین شود.
علاوه بر ابعاد اقتصادی و امنیتی، جنبههای دیپلماتیک این نشست نیز حائز اهمیت است. گفتوگوی مستقیم میان ایران و همسایگان جنوبیاش میتواند به کاهش سوءتفاهمها کمک کند و کانالهای ارتباطی پایدارتری ایجاد نماید.
در شرایطی که فضای منطقهای گاه تحت تأثیر رقابتهای خارجی و روایتهای متضاد قرار میگیرد، چنین جلساتی امکان بازتعریف روابط بر اساس منافع متقابل را فراهم میسازد.
اگر طرفها بتوانند در مورد سازوکارهای اعتمادساز، مانند تبادل اطلاعات یا هماهنگی در امور دریایی، به توافق برسند، این امر میتواند زمینه را برای همکاریهای بلندمدتتر آماده کند.
تعیین تکلیف پروندههای تنگه هرمز و اختلافات منطقهای در این چارچوب، نهتنها به حل مسائل جاری کمک میکند، بلکه میتواند الگویی برای مدیریت سایر چالشهای منطقهای ارائه دهد.
موفقیت این جلسه به اراده سیاسی طرفها و آمادگی آنان برای مصالحه بستگی دارد. اگر مذاکرات با حسن نیت و تمرکز بر منافع مشترک پیش برود، امکان باز شدن گره مذاکرات ایران و آمریکا و بازگرداندن آرامش نسبی به منطقه افزایش مییابد.
چنین نتیجهای میتواند فضای تنفس تازهای برای دیپلماسی منطقهای ایجاد کند و امید به کاهش تنشهای مزمن را زنده نگه دارد. با توجه به حساسیت موضوعات و پیامدهای گسترده آنها، توجه افکار عمومی و ناظران بینالمللی به این نشست کاملاً قابلدرک است و نتایج آن میتواند مسیر تحولات آینده خلیج فارس را تحت تأثیر قرار دهد.