ترور شخصیتی و معنوی پزشکیان بازی خطرناک تندروها روی مین
فضای سیاسی کشور در ماههای اخیر بیش از گذشته شاهد افزایش حملات لفظی، تخریبها و تلاش برای تضعیف جایگاه دولت و شخص رئیسجمهور بوده است
روزنامه آرمان امروز در گزارشی نوشت:
فضای سیاسی کشور در ماههای اخیر بیش از گذشته شاهد افزایش حملات لفظی، تخریبها و تلاش برای تضعیف جایگاه دولت و شخص رئیسجمهور بوده است؛ روندی که در کنار اختلافات طبیعی میان جریانهای سیاسی، میتواند پیامدهایی فراتر از یک رقابت سیاسی معمول داشته باشد. آنچه در این میان اهمیت پیدا میکند، عبور برخی انتقادها از مرز نقد عملکرد دولت و تبدیل شدن آنها به تلاش برای تخریب شخصیت و جایگاه سیاسی رئیسجمهور است؛ مسیری که در شرایط حساس جامعه میتواند به شکلگیری پیامدهایی پیشبینیناپذیر منجر شود.
اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که چنین ادبیاتی از سوی چهرهها و جریانهای سیاسی تکرار شود و به تدریج در فضای عمومی جامعه شکل عادی به خود بگیرد. تخریب مستمر یک مقام منتخب، تنها متوجه فرد نیست؛ بلکه میتواند اعتماد عمومی به سازوکارهای سیاسی و انتخاباتی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در واقع، زمانی که اختلاف سیاسی به تخریب شخصیت تبدیل شود، مرز میان رقابت سیاسی و تضعیف سرمایه اجتماعی نظام تصمیمگیری نیز کمرنگ خواهد شد.
از سوی دیگر، اظهارات اخیر ابراهامیان، نویسنده و پژوهشگر شناختهشده تاریخ معاصر ایران، نیز از زاویهای دیگر قابل تأمل است. او در تحلیل شرایط سیاسی ایران نسبت به اتکا و استناد بیش از اندازه به افکار عمومی و تغییرات سریع آن هشدار داده و برای توضیح دیدگاه خود به تجربه تاریخی دوره مصدق اشاره کرده است؛ دورهای که فضای اجتماعی و سیاسی آن میتوانست در فاصلهای کوتاه از حمایت گسترده به مخالفت شدید تغییر کند.
در همین راستا، محمد سبحانی، استاد دانشگاه و کارشناس سیاسی، در گفتوگو با روزنامه «آرمان امروز» با تأکید بر ضرورت تفکیک میان نقد عملکرد دولت و تخریب شخصیت رئیسجمهور اظهار کرد: نقد دولت و رئیسجمهور بخشی طبیعی از فرآیند سیاسی در هر جامعهای است و هیچ مسئول و مقام اجرایی نباید خود را مصون از نقد بداند، اما این نقد زمانی میتواند به اصلاح امور کمک کند که مبتنی بر استدلال، اطلاعات دقیق و ارائه راهکار باشد. زمانی که نقد جای خود را به اتهامزنی، تخریب شخصیتی و ادبیات تنشآفرین بدهد، دیگر نمیتوان آن را در چارچوب رقابت سالم سیاسی تعریف کرد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: در شرایط فعلی، جامعه با مسائل و مشکلات متعددی روبهرو است و طبیعی است که مردم نسبت به عملکرد مسئولان مطالبهگری داشته باشند. پاسخ به این مطالبات نیز باید از مسیر گفتوگو، شفافیت و نقد کارشناسی صورت گیرد. اگر فضای سیاسی به سمتی حرکت کند که هر اختلاف نظری با حمله به شخصیت افراد همراه شود، در نهایت امکان گفتوگوی منطقی و یافتن راهحل برای مسائل کشور کاهش پیدا خواهد کرد.
سبحانی با اشاره به پیامدهای اجتماعی تخریب چهرههای سیاسی تصریح کرد: تجربه سیاسی ایران نشان داده است که افکار عمومی همواره ثابت نمیماند و تحت تأثیر شرایط مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تغییر میکند. بنابراین هیچ جریان سیاسی نباید تصور کند که با افزایش فشار رسانهای یا تخریب یک چهره سیاسی، الزاماً به نتیجه مورد نظر خود خواهد رسید. گاهی چنین اقداماتی میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و حتی موجب حساستر شدن جامعه نسبت به رفتار جریانهای سیاسی شود.
وی افزود: آنچه امروز اهمیت دارد، حفظ آرامش سیاسی و جلوگیری از تشدید شکافهای اجتماعی است. اگر اختلافات سیاسی به جای آنکه در عرصه استدلال و رقابت برنامهای دنبال شوند، به تخریب اشخاص کشیده شوند، فضای عمومی جامعه نیز تحت تأثیر قرار میگیرد و ممکن است واکنشهایی شکل بگیرد که پیشبینی یا مدیریت آن برای هیچ جریان سیاسی آسان نباشد.
این کارشناس سیاسی خاطرنشان کرد: تجربه تاریخی کشور، از جمله تحولات سیاسی دوران نهضت ملی و دولت دکتر مصدق، نشان میدهد که مناسبات میان جامعه و جریانهای سیاسی میتواند در مقاطع مختلف با سرعت تغییر کند. بنابراین نباید نسبت به افکار عمومی نگاه سادهانگارانه داشت و نباید تصور کرد که جامعه همواره در یک مسیر مشخص حرکت خواهد کرد. سیاستورزی نیازمند شناخت دقیق جامعه و توجه به پیچیدگیهای رفتار اجتماعی است.
سبحانی ادامه داد: اگر جریانی نسبت به عملکرد دولت اعتراض دارد، باید مشخص کند مشکل کجاست، چه تصمیمی اشتباه بوده و چه راهکاری برای اصلاح آن وجود دارد. این نوع نقد هم برای دولت مفید است و هم به جامعه کمک میکند میان دیدگاههای مختلف قضاوت کند. اما هنگامی که به جای پاسخ به عملکرد، شخصیت رئیسجمهور هدف قرار میگیرد، عملاً مسئله اصلی که همان حل مشکلات کشور است به حاشیه میرود.
وی تأکید کرد: تخریب رئیسجمهور نباید به ابزاری برای رقابت سیاسی تبدیل شود، زیرا هزینه چنین رویکردی ممکن است تنها متوجه دولت یا شخص رئیسجمهور نباشد. تداوم این روند میتواند فضای سیاسی را ملتهبتر کند و بر اعتماد عمومی، مشارکت سیاسی و حتی امکان گفتوگوی میان جریانهای مختلف اثر بگذارد.