EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۴۱۱۶

نفت داریم، برق نداریم؛ عصر هوش مصنوعی هم رسید

سال‌ها تصور می‌کردیم مهم‌ترین دارایی انرژی ایران، چاه‌های نفت و میدان‌های گاز است. هنوز هم هر گاه از قدرت انرژی کشور سخن گفته می‌شود، حجم ذخایر زیرزمینی، ظرفیت صادرات یا موقعیت ایران در بازار جهانی نفت و گاز در مرکز بحث قرار می‌گیرد

نفت داریم، برق نداریم؛ عصر هوش مصنوعی هم رسید
اعتماد

رحمت‌الله دریجانی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

سال‌ها تصور می‌کردیم مهم‌ترین دارایی انرژی ایران، چاه‌های نفت و میدان‌های گاز است. هنوز هم هر گاه از قدرت انرژی کشور سخن گفته می‌شود، حجم ذخایر زیرزمینی، ظرفیت صادرات یا موقعیت ایران در بازار جهانی نفت و گاز در مرکز بحث قرار می‌گیرد. اما جهان بی‌سروصدا وارد دوره‌ای شده که در آن، قدرت کشورها فقط با مقدار انرژی نهفته در زیر خاک سنجیده نمی‌شود؛ معیار مهم‌تر، توان تبدیل مطمئن و پیوسته آن انرژی به برق است. این تغییر شاید در نگاه نخست فنی به نظر برسد، اما پیامد آن کاملا سیاسی و اقتصادی است. کارخانه، بیمارستان، شبکه حمل‌ونقل، بانک، دانشگاه، سامانه ارتباطی و حتی امنیت شهری بدون برق پایدار از کار می‌افتد. اکنون باید مرکز داده، پردازش ابری، رباتیک و هوش مصنوعی را نیز به این فهرست اضافه کرد. جهان به سرعت در حال ورود به «عصر برق» است؛ عصری که در آن، برق نه یکی از نهاده‌های توسعه، بلکه زیرساخت مشترک تقریبا تمام اشکال قدرت خواهد بود. آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی کرده است مصرف برق مراکز داده در جهان تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۹۴۵ تراوات‌ساعت برسد؛ یعنی بیش از دو برابر میزان سال ۲۰۲۴. رشد مصرف برق این مراکز نیز چند برابر سریع‌تر از رشد سایر بخش‌ها خواهد بود. بخش مهمی از این جهش به گسترش هوش مصنوعی مربوط است؛ فناوری‌ای که برای آموزش و اجرای مدل‌های بزرگ، به تراشه‌های پیشرفته، سامانه‌های خنک‌کننده و برق شبانه‌روزی نیاز دارد.

مسابقه‌ای که پیش از الگوریتم‌ها آغاز می‌شود

بحث درباره هوش مصنوعی معمولا از دانشگاه، نیروی انسانی، داده، تراشه و سرمایه‌گذاری آغاز می‌شود. همه این عوامل ضروری‌اند، اما پیش از آنها مساله ساده‌تری قرار دارد: آیا شبکه برق می‌تواند بار سنگین و متمرکز مراکز داده را تحمل کند؟ کشورهایی که امروز برای جذب شرکت‌های هوش مصنوعی رقابت می‌کنند، فقط بسته‌های حمایتی یا زمین ارزان پیشنهاد نمی‌دهند. آنها نیروگاه، پست برق، خطوط انتقال، باتری‌های ذخیره‌ساز و حتی منابع اختصاصی انرژی برای مراکز داده طراحی می‌کنند. در برخی مناطق پیشرفته نیز رشد سریع این مراکز به افزایش قیمت برق و فشار بر شبکه منجر شده است. این تجربه نشان می‌دهد حتی اقتصادهایی که از شبکه‌های نیرومند برخوردارند، نمی‌توانند زیرساخت هوش مصنوعی را بدون برنامه‌ریزی انرژی توسعه دهند. برای ایران، مساله پیچیده‌تر است. کشور هنوز در تامین پایدار برق مصرف‌کنندگان فعلی با مشکل روبه‌رو است. در تابستان، رشد مصرف خانگی و وسایل سرمایشی، صنایع را با محدودیت روبه‌رو می‌کند؛ در زمستان، کمبود گاز بر نیروگاه‌ها فشار می‌آورد. خاموشی دیگر یک حادثه استثنایی نیست؛ به بخشی از محاسبات روزمره خانوار، تولیدکننده و صاحب کسب‌وکار تبدیل شده است. در چنین شرایطی، صحبت از تبدیل ‌شدن ایران به قطب هوش مصنوعی، بدون حل مساله برق، بیشتر شبیه ساختن طبقه آخر ساختمانی است که پی آن هنوز کامل نشده است. می‌توان متخصص تربیت کرد، شرکت دانش‌بنیان ساخت و درباره مدل بومی سخن گفت، اما زیرساخت محاسباتی بزرگ با برق ناپایدار سازگار نیست. مرکز داده را نمی‌توان هر روز در ساعت اوج مصرف خاموش کرد و از صنعتی که به دسترسی پیوسته وابسته است، انتظار رقابت جهانی داشت.

نفرین تازه منابع

تناقض ایران فقط کمبود برق نیست؛ کشوری با ذخایر بزرگ نفت و گاز، گرفتار کمبود انرژی قابل استفاده شده است. این تناقض نشان می‌دهد داشتن منبع با برخورداری از قدرت انرژی یکسان نیست. قدرت زمانی شکل می‌گیرد که منبع خام، با کمترین اتلاف و بیشترین اطمینان به برق، سوخت، محصول صنعتی یا درآمد پایدار تبدیل شود.

شبکه برق ایران همزمان با چند مشکل روبه‌رو است: نیروگاه‌های قدیمی و کم‌بازده، سرمایه‌گذاری ناکافی، تلفات انتقال و توزیع، مصرف بالا، قیمت‌گذاری غیرواقعی، محدودیت مالی و وابستگی شدید تولید برق به گاز. داده‌های بانک جهانی نشان می‌دهد تلفات انتقال و توزیع برق ایران در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۰ درصد بوده است؛ رقمی که در مقیاس شبکه ملی، معادل از دست رفتن بخش قابل ‌توجهی از تولید است. از سوی دیگر، سهم انرژی‌های تجدیدپذیر در ترکیب برق ایران همچنان پایین است. در آخرین داده‌های قابل مقایسه بانک جهانی، انرژی‌های تجدیدپذیر تنها بخش کوچکی از برق کشور را تشکیل می‌دادند. این در حالی است که جهان با شتابی کم‌سابقه ظرفیت خورشیدی خود را افزایش می‌دهد و آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی کرده منابع تجدیدپذیر از سال ۲۰۲۶ به بزرگ‌ترین منبع تولید برق جهان تبدیل شوند. ایران از نظر تابش خورشید، وسعت سرزمین و تنوع اقلیمی کمبود ظرفیت طبیعی ندارد. مشکل، تبدیل ‌نشدن این ظرفیت به پروژه‌های پایدار، قابل تامین مالی و متصل به شبکه است. آنچه کمبود داریم آفتاب نیست؛ ثبات تصمیم، سرمایه، فناوری و محیطی است که سرمایه‌گذار بتواند بازگشت سرمایه خود را پیش‌بینی کند.

خاموشی فقط خاموشی نیست

وقتی برق یک کارخانه قطع می‌شود، زیان فقط به محصولی که در آن ساعت تولید نشده، محدود نمی‌ماند. مواد اولیه ممکن است آسیب ببیند، دستگاه‌ها متوقف شوند، هزینه تعمیر افزایش یابد، سفارش مشتری به تاخیر بیفتد و اعتبار تولیدکننده از بین برود. در واحدهای کوچک‌تر، هر ساعت بدون برق می‌تواند مستقیما به معنای یک ساعت بدون درآمد باشد. گزارش‌های منتشر شده از ایران نیز نشان می‌دهد خاموشی‌ها بر کارگاه‌ها، خدمات، صنایع و زندگی روزمره فشار جدی وارد کرده‌اند. اما خسارت پنهان‌تر، از دست‌ رفتن فرصت‌های آینده است. سرمایه‌گذار فناوری پیش از انتخاب محل مرکز داده یا کارخانه پیشرفته، درباره زمین و نیروی کار سوال نمی‌کند؛ ابتدا پایداری برق، کیفیت اینترنت و امکان اتصال به شبکه را می‌سنجد. کشوری که نتواند این سه زیرساخت را تضمین کند، حتی اگر متخصص ارزان و بازار بزرگ داشته باشد، از فهرست گزینه‌ها کنار گذاشته می‌شود. به همین دلیل، ناترازی برق را نباید فقط مشکل وزارت نیرو دانست. این مساله به سیاست صنعتی، امنیت ملی، اشتغال، مهاجرت نخبگان و جایگاه آینده ایران مربوط است. اگر کارخانه‌های امروز با محدودیت برق تولید کنند، صنایع فردا اصلا متولد نخواهند شد.

هوش مصنوعی در صف خاموشی

ممکن است گفته شود ایران در شرایط تحریم و محدودیت دسترسی به تراشه‌های پیشرفته، فعلا امکان رقابت با مراکز بزرگ هوش مصنوعی جهان را ندارد؛ بنابراین نگرانی درباره برق مراکز داده زودهنگام است. این استدلال فقط بخشی از واقعیت را می‌بیند. هوش مصنوعی الزاما به معنای ساخت مدلی هم‌اندازه بزرگ‌ترین مدل‌های امریکایی یا چینی نیست. کشاورزی هوشمند، پزشکی، پیش‌بینی آب‌وهوا، مدیریت ترافیک، اکتشاف معدن، بهینه‌سازی مصرف انرژی، بانکداری و خدمات عمومی همگی به زیرساخت محاسباتی نیاز دارند. کشوری که نتواند ظرفیت پردازش داخلی، امن و پایدار ایجاد کند، در آینده برای استفاده از فناوری نیز به دیگران وابسته خواهد شد.

تناقض تلخ آن است که هوش مصنوعی می‌تواند بخشی از بحران انرژی ایران را حل کند: پیش‌بینی مصرف، تشخیص اتلاف، مدیریت بار، تعمیر پیشگیرانه نیروگاه‌ها و تنظیم شبکه از کاربردهای شناخته‌ شده آن هستند. اما برای استفاده از همین ابزار، ابتدا به برق و زیرساخت دیجیتال نیاز داریم. ایران در معرض یک دور باطل قرار گرفته است: ضعف شبکه برق، توسعه فناوری را محدود می‌کند و عقب‌ماندگی فناوری نیز اصلاح شبکه را دشوارتر می‌سازد.

راهبرد برق، نه مجموعه‌ای از پروژه‌ها

خروج از این وضعیت با افتتاح چند نیروگاه پراکنده یا توصیه مکرر به مردم برای کاهش مصرف ممکن نیست. ایران به یک «راهبرد ملی برق» نیاز دارد که سیاست انرژی، صنعت و فناوری را در یک مسیر قرار دهد.

نخست، باید اتلاف را به عنوان یک منبع انرژی دیده‌ نشده کاهش داد. برقی که در شبکه تلف می‌شود، تفاوتی با برقی که تولید نشده، ندارد. نوسازی خطوط، کنتورهای هوشمند و مدیریت دقیق بار، گاهی سریع‌تر و ارزان‌تر از ساخت نیروگاه جدید نتیجه می‌دهد.

دوم، توسعه خورشیدی باید از شعار و هدف‌گذاری عددی خارج شود. نیروگاه‌های بزرگ، تولید پراکنده روی سقف کارخانه‌ها و ساختمان‌ها، خرید تضمینی قابل اعتماد و استفاده از باتری‌های ذخیره‌ساز باید اجزای یک برنامه واحد باشند. نیروگاه‌خورشیدی به ‌تنهایی تمام مشکل را حل نمی‌کند، اما می‌تواند در ساعت‌های اوج تابستان، بخشی از فشار شبکه را کاهش دهد.

سوم، صنایع بزرگ و مراکز داده آینده باید در تولید برق مورد نیاز خود مشارکت کنند، نه اینکه بار تازه‌ای بر شبکه فرسوده بیفزایند. نیروگاه اختصاصی، قرارداد بلندمدت خرید برق و اتصال به منابع تجدیدپذیر می‌تواند بخشی از مدل توسعه این صنایع باشد.

چهارم، قیمت‌گذاری باید به ‌تدریج از الگویی که مصرف بیشتر را تشویق می‌کند فاصله بگیرد، اما اصلاح قیمت بدون حمایت از خانوارهای کم‌درآمد و بدون افزایش کیفیت خدمات، فقط هزینه بحران را به مردم منتقل می‌کند. اصلاح باید همزمان با کاهش اتلاف، افزایش شفافیت و تضمین دسترسی پایه انجام شود.

قدرت آینده از پریز برق می‌آید

ایران ممکن است همچنان یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان باقی بماند، اما این عنوان به‌ تنهایی جایگاهی در اقتصاد آینده تضمین نمی‌کند. جهان در حال عبور از دوره‌ای است که قدرت انرژی با تعداد بشکه‌ها سنجیده می‌شد. در نظم تازه، کیفیت شبکه برق، ظرفیت پردازش و توان تامین انرژی پاک و پایدار به همان اندازه اهمیت خواهد داشت. رقابت هوش مصنوعی شاید روی صفحه نمایش دیده شود، اما در پشت آن نیروگاه، شبکه انتقال، سیستم خنک‌کننده و هزاران مگاوات برق قرار دارد. کشوری که نتواند برق امروز کارخانه‌هایش را تامین کند، فردا نمی‌تواند میزبان صنعت محاسباتی باشد که شبانه‌روز خاموش نمی‌شود. ایران برای عقب ‌نماندن از عصر هوش مصنوعی، پیش از خرید تراشه و طراحی الگوریتم، باید مساله‌ای قدیمی‌تر را حل کند: تولید و توزیع مطمئن برق. در قرن گذشته، کشورها برای دسترسی به نفت رقابت می‌کردند؛ در قرن جدید، بخشی از رقابت قدرت بر سر دسترسی به برق پایدار و توان محاسباتی خواهد بود.

شاید روزی ناچار شویم بپذیریم بزرگ‌ترین فرصت از دست‌ رفته ایران نه فروش‌ نرفتن یک بشکه نفت، بلکه برقی بوده است که تولید نشد، صنعتی که متوقف ماند و آینده‌ای که پیش از روشن ‌شدن، در صف خاموشی قرار گرفت.

 

برچسب ها

ارسال نظر