EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۳۶۴۷

چرا هیچ چیز بهتر نمی‌شود؟

شاید بزرگ‌ترین مطالبه فصل جدید استقرار سیستم کمک‌ داور ویدیویی (VAR) در تمام ورزشگاه‌ها بود.

چرا هیچ چیز بهتر نمی‌شود؟
اعتماد

روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:

وقتی سوت آغاز فصل بیست و ششم لیگ برتر فوتبال ایران به صدا درآمد بسیاری از هواداران امیدوار بودند که پس از هیاهوی فصل نیمه تمام قبل و وعده‌های رنگارنگ مسوولان فدراسیون فوتبال شاهد تحولی ملموس در ساختار مسابقات باشند اما با برگزاری چند بازی از همین هفته اول آنچه بر پرده نمایش ظاهر شده نه یک فصل جدید و مدرن بلکه همان تکرار مکررات است. نسخه‌‌ای کپی‌ شده از سال‌های گذشته که تنها تاریخ و تقویمش تغییر کرده اما در بطن و متن همان گرفتاری‌های کهنه را به دوش می‌کشد. گویی چرخ‌‌های این فوتبال در گل‌ و لای سوءمدیریت و بی‌برنامگی گیر کرده و هر چه بیشتر می‌چرخد عمیق‌‌تر فرو  می‌رود.

VAR و ناتوانی مزمن  فدراسیون

شاید بزرگ‌ترین مطالبه فصل جدید استقرار سیستم کمک‌ داور ویدیویی (VAR) در تمام ورزشگاه‌ها بود. اما دو روز قبل از شروع لیگ سخنگوی سازمان لیگ فدراسیون فوتبال خونسردانه اعلام کرد: باتوجه به امکانات برخی رقابت‌ها بدون VAR و مسابقات مهم‌تر با   VAR برگزار می‌شود!

این در حالی است که فدراسیون فوتبال با انبوهی از ادعاها و برگزاری دوره‌های آموزشی متعدد بیش از دو سال است که چنان جوی ایجاد کرده که گویی قرار است فوتبال ایران یک‌شبه به استانداردهای جهانی نزدیک شود. اما واقعیت میدان سیلی محکمی به این ادعاها بود. وضعیت فعلی VAR نه تنها یک سیستم یکپارچه و عادلانه نیست بلکه به یک ابزار گزینشی تبدیل شده است. اصلا جمله بازی مهم‌تر بازی کم‌اهمیت‌تر یعنی مدیران برگزارکننده مسابقات چیز زیادی از فوتبال نمی‌دانند. اینکه در برخی ورزشگاه‌ها سیستم مستقر است و در برخی دیگر نیست نه‌تنها عدالت ورزشی را زیر سوال می‌برد که به شائبه‌های ذهنی هواداران درباره تفاوت قائل شدن میان تیم‌‌ها دامن می‌زند. وقتی تیمی در ورزشگاه خانگی‌اش از تکنولوژی بهره‌مند است و تیمی دیگر در همان هفته باید با اتکا به چشم غیرمسلح داور و کمک‌هایش بازی را پیش ببرد فلسفه وجودی عدالت در فوتبال به چالش کشیده می‌شود. این تبعیض آشکار میراث وعده‌هایی است که شاید برای آرام کردن فضای رسانه‌ای داده شده بود نه برای اجرا در میدان عمل. وعده‌هایی که عمر آن حالا به چند سال می‌رسد و گویا هرگز قرار نیست عملی  شوند.

توپ‌‌های جدید برای روز مبادا؟!

مدت‌هاست در ابتدای هر فصل رسانه‌ها می‌نویسند چرا مسابقات با همان توپ‌های قدیمی برگزار می‌شود؟ اما امسال فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ پیش از شروع فصل با هیاهوی رسانه‌ای از توپ‌های جدید لیگ رونمایی کردند. توپ‌هایی که ادعا می‌شد استانداردهای لازم را دارند و قرار است کیفیت بازی‌ها را ارتقا بدهند. اما در هفته‌ ابتدایی مشاهده شد که همان توپ‌های قدیمی در مسابقات مورد استفاده قرار گرفت! انگار آن توپ‌های جدید یا صرفا نمایشی بودند یا در انبار برای روز مبادا نگه داشته شدند. این تناقض کوچک نماد بزرگی از مدیریت ماست. وقتی نمی‌توانیم حتی ساده‌ترین ابزار بازی یعنی توپ را به ‌طور یکپارچه و طبق وعده تامین کنیم، چگونه می‌توان از تحول زیرساختی سخن گفت؟ این اتفاق شاید در نگاه اول جزیی به نظر برسد اما پیامی روشن دارد: که در این فوتبال فاصله بین حرف تا عمل کهکشانی است.

چمن‌‌های پرچاله جای  زمین  فوتبال

یکی از دردناک‌ترین تصاویر فصل جدید وضعیت چمن‌‌های ورزشگاه‌های میزبان است. در حالی که فوتبال مدرن بر پایه سرعت، دقت در پاس‌ کاری و انتقال سریع توپ استوار است فوتبالیست‌‌های ایرانی باید در زمین‌هایی بازی کنند که بیش از آنکه شبیه زمین فوتبال باشد یادآور مزارع کشاورزی یا زمین‌های خاکی است. چمن‌‌های بلند و ناهموار و زرد رنگ و نه‌تنها کیفیت بازی را به‌شدت کاهش می‌دهند که ریسک مصدومیت بازیکنان را به شکل نگران‌کننده‌‌ای بالا می‌برند. از خود چمن‌ها دردناک‌تر این است که سال‌هاست فوتبال ایران با چنین معضلی مواجه است و تغییری در آن به وجود نمی‌آید. چگونه می‌توان از مربیان انتظار داشت تاکتیک‌‌های مدرن پیاده کنند وقتی کنترل توپ در این زمین‌‌ها به یک چالش تکنیکی بزرگ تبدیل شده است؟ این وضعیت زیرساختی دشمن شماره یک خلاقیت در فوتبال ایران است.

صداوسیما با  موبایل فیلم میگیرد؟

در دورانی که لیگ‌‌های کشورهای همسایه با دوربین‌های سینمایی و کیفیت 4K به خانه‌های مردم مخابره می‌شوند ما همچنان درگیر تصاویری هستیم که گویی از دو دهه قبل باقی مانده‌ و با موبایل فیلمبرداری شده‌اند. نویزهای تصویری، عدم هماهنگی با سیستم‌‌های کمک‌داور ویدیویی در بازپخش‌ها و زوایای دوربین که حتی صحنه‌های حساس را به درستی پوشش نمی‌دهند همگی نشان از فاصله عمیق مدیریت پخش تلویزیونی با استانداردهای حداقلی بین‌المللی دارند. اما پول عظیمی که به عنوان بودجه به صداوسیما داده می‌شود و این حجم از درآمدی که سازمان از پخش مسابقات فوتبال دارد، کجا خرج می‌شود؟ سهم زیرساخت‌ها، تکنولوژی پخش و ورزشگاه‌های استاندارد کجاست؟ ما که همین یک ماه پیش داشتیم جام جهانی را با آن کیفیت تصویری می‌دیدیم آیا حق نداریم با تماشای چنین کیفیتی  از تصاویر تسمه تایم  پاره کنیم؟

غرق شدن  در دلالی 

سوداگرانی که  فوتبال را  میبلعند

شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا نفوذ گسترده دلالی است. جریان‌های مالی مشکوکی که در فوتبال ایران وجود دارد نه برای توسعه زیرساخت نه برای شکوفایی آکادمی‌ها و نه برای بهبود وضعیت معیشتی بازیکنان پایه بلکه مستقیما به جیب دلالان و بازیکنان و مربیانی سرازیر می‌شود که بسیاری از آنها سقف استحقاق‌ شان با ارقامی که دریافت می‌کنند تفاوت فاحشی دارد. این اقتصاد ناسالم فوتبال ایران را از درون تهی کرده است. تا زمانی که سیستم واسطه‌گری و دلالی بر ارکان باشگاه‌ها سایه انداخته باشد امیدی به تغییر وضعیت نخواهد  بود.

حسرت همسایگی؛ عقب ماندن  از قافله

مقایسه لیگ ایران با کشورهای حوزه خلیج‌فارس مانند عربستان، قطر و امارات حالا به یک آرزوی دوردست تبدیل شده است. آنها نه‌تنها در زیرساخت بلکه در استراتژی‌های بلندمدت بازاریابی و جذب استعداد کیلومترها از ما پیشی گرفته‌اند. اما دردناک‌تر از آن عقب ماندن از کشورهایی مثل ازبکستان، عراق و حتی تاجیکستان است که با برنامه‌ریزی‌های دقیق و کم‌ادعا اما پیوسته در حال سبقت گرفتن از فوتبال ایران هستند. لیگ‌‌هایی که شاید منابع مالی‌شان به اندازه ما نباشد اما مدیریت دارند. آنها فهمیده‌اند که فوتبال فقط ۱۱ بازیکن در زمین نیست فوتبال یک اکوسیستم است که باید از چمن، داوری، پخش تلویزیونی و مدیریت مالی تشکیل شده باشد.

و سخن آخر

لیگ بیست و چهارم شروع شد اما گویی در همان ایستگاه فصل‌های گذشته متوقف مانده است. تا زمانی که این نگاه روزمرّگی و مسکن‌های موقت بر مدیریت کلان فوتبال حاکم باشد انتظاری جز همین پسرفت تدریجی نمی‌توان داشت. هواداران فوتبال این سرمایه‌های اصلی هر هفته با رویاهای خود به ورزشگاه می‌آیند یا پای تلویزیون می‌نشینند اما در نهایت با محصولی مواجه می‌شوند که نه تنها لذت‌بخش نیست که مایه سرافکندگی هم است. برای نجات فوتبال ایران نیاز به یک جراحی عمیق و نه جراحی پلاستیک و ظاهری وجود دارد! اما آیا در میان مدیرانی که ترجیح می‌دهند مشکلات را زیر فرش پنهان کنند اراده‌ای برای این تغییر بنیادین وجود دارد؟ پاسخ این پرسش را نه در شعارها که در همین چمن‌های ناهموار و سیستم‌های VAR نصفه ‌و نیمه  می‌توان یافت.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار